استانداردهای حسابداری و انگیزههای مدیریت سود

دانلود پایان نامه

امید پورحیدری و عباس افلاطونی (1385) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند زمانی که فعالیتهای عملیاتی واقعی از فعالیتهای عملیاتی مورد انتظار فاصله میگیرد، انگیزه هموارسازی سود افزایش مییابد. هر چه فعالیتهای عملیاتی واقعی از انتظارات استفادهکنندگان انحراف بیشتری داشته باشد، انگیزه بیشتری برای هموار نمودن سود گزارش شده وجود خواهد داشت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مدیران شرکتهای ایرانی که فعالیتهای عملیاتی آنها از نوسان قابل توجهی برخوردار میباشد در راستای اطمینان بخشی به سهامداران و کاهش ریسک اقدام به مدیریت سود مینمایند.
1-4جریان نقد آزاد
هاشمی و کمالی (1389) :زیاد بودن میزان جریان نقد آزاد برخلاف اهرم مالی را عامل مشوق در انجام رفتارهای فرصت طلبانه مدیران میدانند. جنسن (1986) بیان میکند که وجود جریان نقدی آزاد بر میزان رفتارهای فرصت طلبانه مدیران تأثیر زیادی دارد. در موقعیتی که شرکت میزان زیادی از جریان نقد آزاد دارد، مدیر میتواند وجوه مازاد را در فرصتهای مختلفی سرمایهگذاری کند. هنگامیکه شرکت با میزان زیادی از جریان نقد آزاد روبه رو باشد، میزان رفتارهای فرصتطلبانه مدیران نیز افزایش پیدا میکند. با افزایش اهرم مالی به تدریج میزان این جریان نقدی و در نتیجه میزان اختیارات مدیران درچگونگی مصرف وجوه نقد شرکت کاهش مییابد. با توجه به این مطالب این موضوع میتواند به کاهش مدیریت سود منجر شود. از جمله عوامل تأثیرگذار دیگر بر میزان رفتارهای فرصتطلبانه مدیران، وجود فرصت رشد برای شرکت است. در زمانیکه مدیر جریان نقد آزاد نسبتاً زیادی در دست دارد و از سوی دیگر فرصتهای رشد و سرمایهگذاری زیادی برای شرکت موجود باشد، مدیر میتواند این وجوه نقد را در فعالیتهایی در راستای رشد شرکت استفاده کند. در چنین موقعیتی با توجه به اینکه این سرمایهگذاریها در جهت رشد شرکت و در ادامه روند فعلی آن است، خطرپذیری کمتر و بازدهی تقریباً مشابه بازده فعلی شرکت دارد و بنابراین سود دچار نوسانات زیادی نخواهد شد. در مقابل، هنگامیکه فرصتهای رشد و سرمایهگذاری محدود باشد، مدیران به سرمایهگذاریهایی دست خواهند زد که دارای خطرپذیری بیشتر بالاتر و بازده متفاوتی از جریان عملیات فعلی شرکت است.در چنین موقعیتی سود شرکت دستخوش نوسان میشود و مدیر برای مهارکردن اینگونه نوسانات، که ناشی از سرمایهگذاری پر خطر است به هموارسازی سود اقدام خواهد کرد. (جلینک ، 2007)
1-5 عملکرد شرکت
بزاز زاده و دهقان (1390) بیان میدارند که در مجموع شرکتهایی با عملکرد خوب مایل به دستکاری سود برای کاهش آن هستند. اما میزان مدیریت سود در پورتفوهای با وجه نقد عملیاتی مثبت در مجموع در سطح پایینی قرار دارد. از سوی دیگر نتایج نشان میدهند که شرکتهایی با عملکرد ضعیف، مایل به دستکاری سود برای افزایش آن هستند. کرمی و همکاران (1386) عنوان داشتند که مدیران شرکتها، به هنگام کاهش وجوه نقد حاصل از عملیات که بیانگر عملکرد ضعیف واحد تجاری بوده است، به منظور جبران این موضوع اقدام به افزایش سود از طریق افزایش اقلام تعهدی اختیاری کرده است.
1-6عرضه اولیه سهام
پژوهش ابراهیمی کردلر و آذرداریانی (1385) در زمینه مدیریت سود در زمان عرضه اولیه سهام به عموم در ایران است. در این پژوهش مدل تعدیل شده جونز در مورد 30 شرکت عرضه کننده اولیه سهام به عموم در طی سالهای 1378 تا 1380 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که مدیران، سود شرکتها را در سال قبل از عرضه اولیه سهام به عموم مدیریت میکنند.
1-7 افزایش قیمت شرکت
در پژوهش رابطه بین محافظهکاری در استانداردهای حسابداری و انگیزههای مدیریت سود (چنگ و همکاران ،2005) به مطالعه نقش استانداردهای حسابداری محافظهکارانه در کاهش منطقی در عین حال ناکارآمد دستکاری سود غیرقابل مشاهده پرداخته شده است. چن و همکاران نشان میدهند که وقتی ارقام حسابداری در خدمت هر 2 نقش ارزیابی و مباشرت است مالکان فعلی شرکت برای شرکت در مدیریت سود انگیزه دارند. در این مقاله آنها به نقش استانداردهای محافظهکارانه حسابداری در مبارزه با مدیریت سود پی بردند. آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی اطلاعات حسابداری برای اهداف دوگانه مباشرت و ارزیابی استفاده میشود، مالکان فعلی شرکت انگیزه دارند که آن را در فعالیت دستکاری سود به امید افزایش قیمت شرکت بکارگیرند.
1-8 پرهیز از گزارش زیان، حفظ عملکردهای اخیر
مارتینز (2005) در مقاله خود با عنوان مدیریت سود در برزیل شواهد تجربی ارائه میکند که شرکتهای عمومی برزیلی مدیریت سود را به منظور پاسخگویی به فشارهای بازارهای سرمایه و بیشتر با انگیزههای مرتبط با بازار سرمایه انجام میدهند. وی شواهدی را مستند میکند که شرکتهای برزیلی سود خود را با انگیزههای زیر مدیریت میکنند.
پرهیز از گزارش زیان
حفظ عملکردهای اخیر
پیمان بدهی
او اظهار میکند که شرکتهایی که بطور مصنوعی نتایج را به سمت افزایش یا کاهش درآمد مدیریت میکنند، میتوانند در کوتاه مدت بازار را فریب دهند اما در بلندمدت سرمایهگذاران این رویه را میفهمند.
2. انگیزههای قراردادی (بدهی)
اسکات (2009) اگر سود خالص نوسان (بی ثباتی) زیادی داشته باشد، احتمال زیادی وجود دارد که نقض قراردادهای بدهی اتفاق افتد. این موضوع محرک دیگری برای هموارسازی سود ایجاب میکند. هاشمی و کمالی (1389) عنوان میکنند که اهرم مالی زیاد بالقوه باعث افزایش مدیریت سود از طریق استفاده اقلام تعهدی سود و سایر انتخابهای حسابداری افزایش دهنده سود میگردد. دلیل این کار تلاش در جهت پیشگیری از تخلف مفاد قراردادهای بدهی است. از سوی دیگر بر اساس نتایج پژوهشها میتوان به این نتیجه رسید که با توجه به نقش میزان رفتارهای فرصتطلبانه مدیران در میزان مدیریت سود، افزایش تدریجی اهرم مالی باعث کاهش مدیریت سود میشود .
3.انگیزههای مالیاتی
عثمان و زگال (2006) عوامل بالقوه سیاست مدیریت سود در 2 کشور کانادا به عنوان نماینده قاره آمریکا و فرانسه به نمایندگی از قاره اروپا برحسب سیستم حسابداری آنها را بررسی نمودند و تاثیر خصوصیات اقتصادی اجتماعی هر دو کشور را بر انگیزههای مدیریت سود بررسی کردند. آنان دریافتند که ایجاد هرکدام از انگیزههای مدیریت سود با نوع محیط در ارتباط است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد در شرکتهای فرانسوی مدیریت سود بیشتر به واسطهی انگیزههای قراردادهای بدهی و نرخ مالیات موثر انجام میشود این درحالی است که در شرکتهای کانادایی انگیزه مدیریت سود مرتبط با بازارهای سرمایه پویا است و انتشار سهام قویترین انگیزه برای مدیریت سود در این شرکتها است. پور حیدری و افلاطونی (1385) به این نتیجه رسیدند که درایران سیستم مالیاتی نقش قابل توجهی در گزارشگری مالی شرکتها دارد و قوانین مالیاتی عامل مهمی در انتخاب روشها و رو یههای حسابداری میباشد. انگیزه شرکتها برای هموارکردن سود حداقل نمودن تأثیر مالیات در طول زمان میباشد. ازآنجا که سود بیشتر منجر به پرداخت مالیات بیشتر میشود و در واقع سبب خروج نقدینگی میگردد، این انگیزه برای شرکتهای ایرانی وجود دارد که در راستای حداقل نمودن خروج نقدینگی، خصوصاً درمواقعی که شرکت دارای بدهیهای مالیاتی قابل توجهی میباشد، دست به هموارسازی سود بزند.
انگیزههای سیاسی
پورحیدری و همتی (1383) بیان میکنند که از متغیرهای مورد استفاده جهت بررسی اثر فشارهای سیاسی در رابطه با دستکاری سود، تعداد کارکنان شرکت میباشد. یافتههای پژوهش آنها نشان میدهد که شرکتهایی که از تعداد بیشتری کارمند برخوردارند فشارهای سیاسی وارده بر آنها نیز بیشتر است در نتیجه مدیریت جهت کاهش فشار وارده اقدام به کاهش سود مینماید. فشارهای وارده عمدتا از سوی شوراهای کارگری میباشد که خواهان حقوق و مزایا و امکانات بیشتر برای کارگران میباشند. در این راستا مدیران اقدام به کاهش سود جهت افزایش قدرت چانه زنی خود با شوراهای کارگری مینمایند.
انگیزههای شخصی
اسکات (2009) عنوان میکند از دیدگاه گزارشگری مالی ممکن است مدیران از مدیریت سود استفاده کنند تا به سودی که تحلیلگران پیشبینی کردند برسند و بدین وسیله از صدمه دیدن شهرتشان و کاهش قیمت شدیدی که به سرعت در پی پژوهشگر نشدن انتظارات سرمایهگذاران صورت میگیرد، جلوگیری کنند .
2-2-1-3 اعلان سود و عوامل مؤثر بر زمان اعلان سود