افزایش خطر ارتکاب جرم و سازمان های مردم نهاد

دانلود پایان نامه

1. آگاهانه و هدفمند بودن
2. فعالانه و کنشی بودن
3. تقدم بر وقوع جرم( مهدوی: پیشین، 21).
2-1-2-انواع پیشگیری از جرم
پیشگیری غیر کیفری که قبل از وقوع جرم انجام می گیرد یعنی توسل به اقدامات غیر سرکوبگر و غیر قهرآمیز که دارای ماهیت اقتصادی، اجتماعی، آموزشی … بوده، به منظور جامعه‌پذیر و قانونگرا ساختن افراد جهت جلوگیری از وقوع جرم. به دیگر سخن پیشگیری غیر کیفری یا کنشی درصدد است علل وعوامل محیطی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی … و زمینه های بروز جرایم و بزهکاری را از طریق توجه به مسئله کنترل اجتماعی و تاثیر بر افکار مجرمانه از بین ببرد. پیشگیری غیر کیفری خود به دو گونه اجتماعی و وضعی تقسیم می‌شود که به طور مختصر مورد توجه قرار خواهد گرفت .
2-1-2-1-پیشگیری اجتماعی
پیشگیری اجتماعی شامل آن دسته از تدابیر و اقداماتی است که با ایجاد تغییرات واصطلاحات در فرد و جامعه به دنبال جلوگیری از جرم بصورت پایدار و همیشگی است، پیشگیری مزبور در پی آن است که اعضای جامعه را از طریق آموزش، تربیت، تشویق وتنبیه با قواعد اجتماعی آشنا و همنوا سازد. به دیگر سخن پیشگیری اجتماعی علل و عوامل جرم زا اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، وراثتی و … را مورد بررسی و تحقیق قرار داده و از بروز فکر و تصمیم مجرمانه در ذهن افراد جلوگیری می کند. پیشگیری اجتماعی که کاهش یا از بین بردن علل فردی و اجتماعی اثر گذار بزهکاری را دنبال می کند و با بهره گیری از تدابیر و اقدامات پیشین درصدد شخصیت سازی و اثر گذاری بر فرآیند شکل گیری شخصیت افراد است به دو گونه «پیشگیری جامعه مدار» و «پیشگیری رشد مدار» تقسیم می گردد(میرخلیلی: 1388، 35).
2-1-2-1-1- پیشگیری اجتماعی جامعه مدار
پیشگیری اجتماعی جامعه مدار که قدیمی ترین و رایج ترین شکل پیشگیری غیر کیفری بوده و مکتب تحققی (به ویژه انریکوفری) نیز بر آن تاکید کرده است، شامل اقدامات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و پیشگیرنده می شود که نسبت به محیط هایی که فرد در آنها زندگی و کار می کند اعمال می شود. مبنای جرم شناختی پیشگیری اجتماعی از نوع جامعه مدار، شناسایی عوامل مختلف محیطی بزه‌کاری به منظور خنثی کردن یا دست کم، کاهش آنهاست. در واقع پیشگیری جامعه مدار از بزهکاری با بهبود شرایط زندگی در یک محیط معین بطور مستقیم بر رفتار مجرمانه تاثیر می گذارد و به دیگر سخن در این نوع پیشگیری، مطالعه منابع بزهکاری و شناسایی علل آن که با ساختار و تشکیلات جامعه ارتباط پیدا می کند در اولویت قرار می گیرد. تغییر اوضاع و احوال نامساعد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی بزهکار و منحرف پروری، که درهر حال زمینه‌ی کنار گذاری فرد را از جامعه فراهم می کنند. فقر، بیکاری، نارسایی خدمات عمومی، اشتغال کاذب، سو اشتغال، بیماری، بی سوادی، حاشیه نشینی، بی مسکنی و… و نیز عوامل روانی جامعه شناختی و فردی به ویژه شرایط نامطلوب خانواده که شکست های عاطفی، تربیتی و تحصیلی اطفال را فراهم می آورند، هسته اصلی این شکل از پیشگیری غیر کیفری را تشکیل می دهند( نجفی‌ابرندآبادی: پیشین، 570).
2-1-2-1-2- پیشگیری اجتماعی رشد مدار
منظور از پیشگیری اجتماعی رشد مدار مداخلاتی است که برای جلوگیری از رشد پتانسیل جنایی در افراد صورت می گیرد، به ویژه مداخلاتی که هدف آنها عوامل خطر بزهکاری وعوامل حمایت کننده ای است که در تحقیقات درباره رشد انسان کشف شده اند(مهدوی: پیشین، 27).
پیشگیری اجتماعی رشد مدار که پیشگیری زود هنگام (زود رس) نیز گفته می شود، درصدد است با تدابیر روانی- روانی پیشگیرانه نسبت به اطفال و نوجوانانی که با توجه به شرایط خانوادگی، محلی، تحصیلی و… در سنین پایین و نامتعارف در موقعیت های بحران و انحراف در آستانه ارتکاب جرم قرار می گیرند و یا در برخی موارد مرتکب انحراف هایی می شوند که به عنوان جرایم مانع جرم انگاری شده اند (مانند ولگردی، تکدی، فرار از خانه، اعتیاد و )… و یا مرتکب رفتارهای مجرمانه می شوند و بنابراین بیم آن می رود که بزهکاری در آنان مزمن و پایدار شده و در آینده به بزه‌کاران به عادت یا تکرار کننده جرم تبدیل شوند، بصورت افتراقی اعمال و به اجرا گذاشته می شود. در پیشگیری رشد مدار با شناسایی اطفالی که زودتر از سنین معمول رفتارهای ناسازگارانه، منحرفانه و مجرمانه از خودشان نشان داده اند، تلاش می شود تا ضمن شناسایی خلاها، کمبود ها یا مشکلات عاطفی، تربیتی، تحصیلی، فرهنگی و… که به این دسته رفتارها منجر شده اند، با خود آنان، یا در صورت لزوم با اعضای خانواده آنان، معلمان و همکلاسی ها در مدرسه، همسایگان در محله، گروه همسالان و همبازی ها و …. برخورد متناسب صورت گیرد. بنابراین، در پیشگیری اجتماعی رشد مدار علاوه بر خود منحرف یا بزهکار ممکن است والدین، دوستان، همکلاسی ها، آموزگاران و… نیز مشمول اقدام ها و مداخله‌های روانی- اجتماعی شوند که هدفشان پیشگیری از مزمن، پایدار و مقاوم شدن جرم در آینده است(نجفی ‌ابرندآبادی: پیشین، 579).
2-1-2-2-پیشگیری وضعی
پیشگیری وضعی مجموعه ی تدابیر و اقداماتی است که به منظور جلوگیری و ممانعت از وقوع بزه از رهگذر کاهش فرصت های بزهکارانه و افزایش خطر پذیری ارتکاب جرم انجام می گیرد، مانند اقدامات نهادهای پلیسی از جمله کلانتری ها و پاسگاه ها و یا شهرداری ها در طراحی و معماری شهری. به عبارت دیگر پیشگیری وضعی، نوعی پیشگیری غیر کیفری و کنشی است که تاکید بر وضعیت و موقعیت، زمان و مکان وقوع جرم دارد، به گونه ای که ارتکاب جرم برای بزهکار سخت تر شود، یا فرصت ارتکاب جرم از وی گرفته شود و یا خطر شناسایی و دستگیری وی را افزایش دهد(شیری: 1389، 19).
با آنچه گفته شد در می یابیم که در پیشگیری وضعی دو رکن نقش اصلی و حیاتی را ایفا می کنند، نخست دشوار کردن و کاهش فرصت های بزهکارانه، و دیگری افزایش خطر ارتکاب جرم و از بین بردن آنچه فرد را به ارتکاب جرم تحریک می کند. پیشگیری وضعی فرآیند مشهور گذار از اندیشه به عمل را تحت تأثیر قرار می دهد و اقداماتی به عمل می آورد تا این فرآیند را قطع کند. عوامل موثر در این فرآیند از یک سو انگیزه و تمایل درونی مجرم است و از سوی دیگر شرایط پیرامونی وی و اوضاع و احوال موقعیت ارتکاب جرم. هدف پیشگیری وضعی به هم زدن وضعیت ما قبل بزهکاری و یا انجام اقداماتی در آن وضعیت است که این اقدامات دو جهت گیری عمده دارند: کاهش وضعیت های معد ارتکاب جرم و بالابردن هزینه ارتکاب جرم(مهدوی: پیشین، 27).
2-2-پیشینه فعالیت‌های مشارکتی در ایران
تشکل‌های مردمی در ایران دارای سوابق تاریخی دیرینه ایی هستند. در واقع از زمانی که زندگی اجتماعی انسان ها در روستاها و سپس در شهرها شکل گرفت نیاز به یاری گری و مشارکت مطرح شد و کمک توانمندان به ناتوانان در اشکال فردی و گروهی شکل گرفته و نهادینه شده است. به طور کلی می توان دو الگوی مشارکت و به تبع آن دو سازمان سنتی و مدنی را از همدیگر تفکیک کرد. الگوی اول مشارکت، الگوی سنتی است که حول خود سازمانهای سنتی را شکل داده است. منظور از مشارکت سنتی مشارکت بر اساس سنت، عرف، عادت و مذهب است و میان افراد جامعه به شکل نهادی و خودجوش وجود دارد. این مشارکت محصول گذشت سالیان دراز بوده است و از گذشته در میان مردم وجود داشته و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است و پاسخی به نیازهای تحوالت تاریخی بوده اند. در این الگو، دولت هیچ نقشی در هدایت و سازماندهی نداشته و آنجام کارها بر عهده مردم است. این الگو علیرغم تحوالت اجتماعی سده اخیر در جامعه ایرانی با اندکی تغییرات، هنوز هم با قدرت در بسیاری از شهرهای ایران به حیات خود ادامه می‌دهد. این الگوی مشارکت حول محور تشکلهای مردمی از جمله کانونها و هیات های مذهبی، کانون های قرض الحسنه و غیره را شکل گرفته است و امروزه فعالیت در چارچوب این کانون‌ها انجام می‌گیرد(نویدنیا:1385، 14).
الگوی دوم مشارکت، مشارکت جدید و یا مدنی است. در این الگو، مشارکت بر اساس محرکی است که افراد را به فعالیت وا می دارد. این محرک معمول از جانب سازمان های دولتی برای جلب و افزایش مشارکت مردم در امور مختلف در قالب برنامه های خاص وارد می شود. این الگو می تواند اجباری و یا داوطلبانه باشد. این الگو پیرامون خود سازمانهای متعددی را شکل داده است که از جمله آنها می‌توان به شوراها، شوراهای محله‌ایی، سازمان‌های مردم نهاد و غیره اشاره کرد. تجربه و سابقه این الگوی مشارکتی در اداره شهرها را می‌توان به زمان مشروطیت و برپایی انجمن های بلدی نسبت داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی از آنجا که یکی از اهداف عمده انقلاب تلاش برای افزایش مشارکت مردم در امور شهر بود، بر این اساس و با توجه به نقش موثر سیاست عدم تمرکز در اداره امور عمومی و ضرورت سپردن امور محلی به دست مردم محل، تشکیل شوراهای اسلامی مردمی مورد توجه قرار گرفت و برای تامین مشارکت مردم در پیشبرد سریع برنامه های توسعه جایگاه
ویژه‌ایی در قانون اساسی به خود اختصاص داد. در قانون اساسی اصول سوم و هفتم و صدم درباره شوراها بحث کرده و به روشنی اداره امور کشور را با اتکا به آراء عمومی و مشارکت مردم امکان پذیر دانسته است(نماییان:1385، 52).
سازمان های مردم نهاد از جمله سازمانهای تازه تاسیس و نوپا هستند و دارای ویژگیهایی هستند که آنها را از سازمان‌های دولتی متمایز می‌سازد که عبارتنداز:
الف- سازمان‌های مردم نهاد با مشارکت داوطلبانه شهروندان شکل می‌گیرند، یعنی روش شکل‌گیری و اداره آنها توسط گروهی از مردم و به شکل داوطلبانه است.
ب-سازمان‌های مردم نهاد متشکل از افرادی هستند که انگیزه بالایی برای فعالیت گروهی در راستای هدف مشخصی هستند و فعالیت آنها معطوف به منافع همگانی است. سازمان غیرانتفاعی، خدمت مدار و توسعه محور که در جهت منافع افراد جامعه عمل می‌نماید.
ج- سازمان های مردم نهاد غالبا به دنبال سود به معنای درآمد زایی نیستند و اکثرا به اصطلاح غیرانتفاعی هستند. سازمانی که از نظر ساختاری انعطاف پذیر و مردمی است و بدون منفعت طلبی در جهت ارائه خدمات به جامعه تلاش می کند.
د- غالبا این سازمان ها با توجه به اهداف ویژه ایی تعریف می شوند و هدف آن توانمندسازی افراد جامعه است.