امر به معروف و نهی از منکر و آموزش مهارت های اجتماعی

دانلود پایان نامه

این نوع سازمان‌های مردم‌نهاد عمدتاً در قالب انجمنها و بنیادهای با زمینه فعالیت حمایتی، رفاهی، توانبخشی، امدادی، خدماتی(به‌ویژه خدمات بهداشت و درمان) اشتغال‌زایی و مقابله با بیکاری، مبارزه با اعتیاد. آسیبدیدگان اجتماعی و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و مانند اینها فعالیت می‌کنند. سازمانهای مردم‌نهاد زنان و جوانان که در سالهای اخیررشد چشمگیری داشته‌اند، در زمره این نوع سازمانها قرارمی گیرند. در میان آنها انجمن‌های حمایتی مانند انجمن‌های حمایت از افراد ناتوان، معلول و سالمند، کودکان بی سرپرست و زنان و کودکان خیابانی از سابقه بیشتری برخور دارند. لازم به ذکر است، که سازمانهای مردم‌نهاد نوین برخلاف تشکلهای سنتی، اتکاء و وابستگی زیادی به دولت دارند و از حمایتهای دولتی بیشتر بهره می‌برند.
3-1-3-فعالیت‌های نظارتی
نظارت عمومی را می توان مهمترین و موثرترین جنبه مشارکت جامعه مدنی در زمینه پیشگیری از گرایش هب موادمخدر دانست که رابطه تنگاتنگ و نزدیکی با آن دارد. به طور کلی نظارت و مراقبت در هر نوع پیشگیری لازم و ضروری است و بدون آن هیچ نوع پیشگیری قابل تحقق نخواهد بود. به عبارت دیگر این دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اجرای درست قوانین و مقررات نیز به نظارت نیاز دارد. بدون شک این موضوع در پیشگیری از جرم و بزهکاری بیشتر صدق میکند. وجود دستگاه‌های عریض و طویل نظارتی در تمام نظام‌های عدالت کیفری مانند نیروهای انتظامی و امنیتی بیانگر اهمیت این موضوع است. از سوی دیگر نظارت باعث می‌شود که افراد مستعد یا در معرض موادمخدر وجود نظارت را مورد توجه قرار دهند و چه بسا به خاطر ترس از نظارت که احتمال مقابله با جرم و کشف آن را افزایش می‌دهد از گرایش به مواد منصرف شوند. بدون تردید تکیه صرف بر نظارت رسمی و دولتی جهت مقابله با بزهکاری موفقیت‌آمیز نیست و علاوه بر این که مستلزم انجام هزینه‌های هنگفت و دیوان سالاری اداری می‌شود عملاً کارایی مطلوبی ندارد و احتمال فساد و انحراف از هدف نیز در آن وجود دارد. بدین لحاظ دولتها در تمام مقوله‌های نظارتی به نظارت عمومی و مردمی که سالم تر و کاراتر روی آورده‌اند. این راهکار به ویژه در زمینه پیشگیری از بزهکاری از جمله بزهکاری جوانان مورد توجه و تأکید بیشتری قرار گرفته و به عنوان رویکردی اساسی در سیاست جنایی کشورهای زیادی مطرح و عملی شده و در واقع بخش مهمی از پیشگیری مشارکتی را به خود اختصاص داده است. در سیاست جنایی ایران، فقدان برنامه و قانون جامع پیشگیری از جرم، استفاده مطلوب و شایسته از بستر مشارکت جامعه مدنی و تشکل‌های مردمی در این زمینه را تحت‌الشعاع قرار داده است. مع الوصف نهاد شرعی و فریضه «امر به معروف و نهی از منکر» که از آن به نظارت عمومی و متقابل نیز تعبیر می‌شود و در اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تجلی یافته است را می‌توان مهمترین ساز و کار این نوع مشارکت جامعه مدنی به شمار آورد که البته تاکنون قانونمند و نهادینه نشده است. اگر چه تلاشها و اقداماتی برای اجرا و قانونمند کردن آن صورت گرفته است. به علاوه رسانه‌های گروهی و به‌ویژه سازمانهای مردم‌نهاد می‌توانند نقش مهمی در این خصوص ایفا کنند. در این راستا می‌توان از نقش نظارتی مؤثر و برجسته نیروی مقاومت بسیج که بیشترین اعضای آن را جوانان داوطلب تشکیل می‌دهد به عنوان یک تشکل مردمی فراگیر نام برد. شایان ذکر است، که سازمان‌های مردم‌نهاد یکی از مهمترین ابزارهای نهادینه کردن نظارت عمومی در دنیای معاصر به شمار می‌روند و از تواناییها و قابلیتهای آنها در تمام شیوه‌های نوین پیشگیری از جرم و بزهکاری استفاده می‌شود. این سازمانها جایگاه رفیعی در سازماندهی نظارت عمومی بر بزهکاری دارند و کلیه برنامه‌های پیشگیری مشارکتی در سطوح ملی و محلی بر پایه مشارکت فعال آنها تدوین و اجرا می‌شود. به نحوی که در تمام تصمیم گیریها و اقدامات مربوط به این موضوع مشارکت می‌جویند و عضو فعال نهادهای جمعی و شوراهای پیشگیری از موادمخدر هستند. در جمهوری اسلامی ایران به واسطه فقدان قانون و برنامه جامع پیشگیری از جرم تاکنون جایگاه قانونی مشخص و بایسته‌ای برای مشارکت این سازمانها در مورد نظارت و مقابله با بزهکاری تعیین نشده است. مع الوصف برخی از سازمان‌های مردم‌نهاد از جمله سازمانهای مردم‌نهاد جوانان در سالهای اخیر به صورت خودجوش و ابتکاری در این زمینه و به ویژه نظارت و مقابله با برخی از انحرافات و آسیب‌های اجتماعی نظیر پدیده زنان و کودکان و نوجوانان خیابانی، کودکان و نوجوانان کار، کودک آزاری، خشونتهای خانوادگی و سایر آسیبهای اجتماعی، تخریب منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست و در صدر آنها مبارزه با بلای خانمان سوز اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر تشکیل شده‌اند که طلیعه فعال شدن آنها در نظارت و مقابله پیشگیرانه با بزهکاری را نوید می‌دهد و می‌تواند زمینه ساز تحولات و نگرش‌های مثبت اجتماعی و جامعه نگر نسبت به این موضوع باشد. این نوع سازمانهای مردم‌نهاد نوین بر خلاف سازمانهای مردم‌نهاد سنتی فعال در امور خیریه و نیکوکاری از سابقه فعالیت زیادی برخوردار نیستند اما روند رو به رشدی دارند. البته فعالیت آنها ممکن است جنبه حمایتی از آسیب دیدگان اجتماعی و اقشار آسیب‌پذیر نظیر زنان، کودکان و نوجوانان داشته باشد اما به حمایت صرف تکیه نمی‌کنند، بلکه نظارت بر وقایع اجتماعی و مقابله با ناهنجاریها و آسیب‌های اجتماعی و جلوگیری از بروز آنها سرلوحه فعالیتهای خود قرار می‌دهند. این رویکرد نسبتاً جدید مبتنی بر این واقعیت است، که مقابله با آسیبهای اجتماعی به لحاظ پیچیدگیها و ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیازمند مشارکت مردمی در سطوح مختلف اجتماعی است و حمایت صرف مادی و اقتصادی در این زمینه کفایت نمی‌کند. آئین‌نامه اجرایی تأسیس و فعالیت سازمانهای غیردولتی با برشمردن موضوعاتی مانند آسیب دیدگان اجتماعی، امور بشر دوستانه، امور زنان و کودکان و نوجوانان و محیط زیست زمینه تشکیل و فعالیت این نوع سازمانها را فراهم کرده است. مهمترین سازمانهای مردم‌‌نهاد دارای این رویکرد را میتوان سازمانهای فعال در زمینه مبارزه با سوء مصرف موادمخدر و معضل اعتیاد نام برد که با توجه به بحران اعتیاد در جامعه کنونی ما که عمدتاً جوانان را تهدید می‌کند، از اهمیت بهسزایی برخوردار هستند و بدین لحاظ لازم است، که شناسایی و تقویت شوند. همچنین لازم است، که سازمانهای مردم‌نهاد جوانان در این زمینه مشارکت فعال و گسترده‌ای داشته باشند، اخیراً ستاد مبارزه با مواد مخدر متوجه اهمیت این موضوع شده و با تشکیل «دفتر سازمانهای غیردولتی» در جهت شناسایی و بهره‌گیری از توانایی و قابلیت سازمانهای مردم‌نهاد در زمینه پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر و توانمندسازی آنها گام برداشته است( نمازی: پیشین، 86).
3-2-پیشگیری رشدمدار
همانطور که گذشت، منظور از پیشگیری رشد مدار مداخلاتی است که برای جلوگیری از رشد پتانسیل جنایی در افراد صورت می گیرد، به ویژه مداخلاتی که هدف آنها عوامل خطر بزهکاری وعوامل حمایت کننده ای است که درتحقیقات درباره رشد انسان کشف شده اند. در این قسمت به بررسی پیشگیری اجتماعی رشد مدار و نقش سازمان های مردم نهاد می‌پردازیم.
3-2-1-برنامه‌های خانواده‌مدار و نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در اجرای آن
در این قسمت ابتدا برنامه‌های خانواده مدار را مورد بررسی قرار داده سپس نقش سازمان‌های مردم نهاد را در اجرای این برنامه را بیان می نماییم.
3-2-1-1-برنامه‌های خانواده مدار
در خصوص برنامه های خانواده مدار می توان به موارد زیر اشاره نمود:
3-2-1-1-1- برنامه دیدارهای خانگی زودهنگام
براساس سنجش های انجام شده از برنامه های پیشگیری زودهنگام، برنامه هایی مانند دیدارهای خانوادگی زودهنگام، برنامه های پیش از مدرسه و آموزش پدران و مادران در زمینه تربیت فرزندان با نتایج مطلوب و مثبتی همراه بوده است. در دیدارهای خانوادگی تلاش می شود تا مددکاران و پرستاران اجتماعی و دیگر افراد متخصص به صورت حرفه‌ای به آموزش پدران و مادران مبادرت ورزند. برای نمونه، در برنامه توسعه خانوادگی موسوم به سیراکوز مشورت های پیش و پس از زایمان، حمایت از زنان از طریق دیدارهای خانوادگی و خدمات نگه داری رایگان برای گسترش استعدادهای شناختی و فکری کودکان 6 ماه تا 5 ساله ارائه می شد. بر آورد کودکان تحت این برنامه در سن 15 سالگی نشان داد که تنها 6 درصد از گروه تحت آزمایش این برنامه، در برابر 22 درصد گروه شاهد، برای ارتکاب جرایم معمولاً خفیف تر محکوم شده اند. ارزیابی های انجام شده از این قبیل برنامه‌ها نشان دهنده آن است که برنامه دیدارهای خانوادگی و مشورت هایی که از سوی متخصصان امر به والدین ارائه می شود، می تواند به طور ملموس در رشد و تربیت کودکان موثر باشد. برنامه های پیش مدرسه ای نیز از نتایج مثبتی برخوردار بوده است، این طرح بر این فرض مبتنی است که با برنامه ای کار آمد می توان کودکان در معرض خطر را به گونه ای کمک کرد تا به درستی فرآیند اجتماعی شدن آنها تکمیل شود. پژوهش هایی که در این زمینه صورت پذیرفت همواره با موفقیت همراه بوده است. مثلاً در برنامه پیش مدرسه ای پری که در سال 1960میلادی توسط وای کات در میشیگان انجام شد، نشان می دهد که افراد گروه نمونه از حیث تربیتی، اقتصادی، سلامت روحی و روانی، نسبت به گروه شاهد از وضعیت بهتری برخوردار بودند. این امر بیانگر موفقیت آمیز بودن این گونه از برنامه های پیشگیری زود هنگام است( بابایی کنگ لو: 1389، 98).
3-2-1-1-2- برنامه آموزشی والدین
‫ﺍﻣﺮوزه‌ دﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍن نوجوان و جوان رﺍ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍن ﻣﻮﺟﻮدی ﮐﺎﻣلاً ﻣﻨﻔﻌﻞ ﮐﻪ ﺻﺮﻓﺎً ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍز ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت دﯾﮕﺮﺍن‬‬ ﺍﺳﺖ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺖ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی ﺧﻠﻘﯽ ﺍو ﻧﯿﺰ در ﺗﻌﺎﻣﻞﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎن ‫دﺍرد، ﺑﺴﯿﺎر ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬﺍر ﺍﺳﺖ. ﺍز ﺍﯾﻦرو ﺍﻣﺮوزه ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ و ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮﺍن، ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺍﯾﻦ ﺗﻌﺎﻣﻞ رﺍ در روﺍﺑﻂ وﺍﻟﺪﯾﻦ و نوجوان و جوان ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ وﯾﮋه ﻗﺮﺍر دﺍدهﺍﻧﺪ و ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ رﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍز‬ وﯾﮋﮔﯽﻫﺎی‌ وﺍﻟﺪﯾﻦ‌ و ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎی ﭼﺎرﭼﻮﺏ ﺧﺎﻧﻮﺍدﮔﯽ ﺑﺮ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ وﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎی‬ ﻓﺮزﻧﺪﺍنﺷﺎن ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬﺍر ﺍﺳﺖ. ﻟﺬﺍ ﺍرﺍﺋﻪ روشﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍن ﺑﺮﺍﺳﺎس آن ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ روﺍﺑﻂ وﺍﻟﺪﯾﻦ‬ و جوان رﺍ، ﻣﺸﺨﺺ ﮐﺮد، ﺑﻪوﯾﮋه در‌ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ‌ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ رﺍﺑﻄﻪ دﭼﺎر ﺗﻨﯿﺪﮔﯽ و ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺳﺖ، ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ‬ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍن ﺑﺨﺸﯽ ﺍز ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﭘﯿﺸﮕﯿﺮی درﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد(رزگری نژاد و یزدان دوست: 1386، 29).‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫در دﻫﻪﻫﺎی ﺍﺧﯿﺮ روﺍنﺷﻨﺎﺳﺎن ﺑﺮ‌ روﺍﺑﻂ‌ فرزندان ﺑﺎ ﻣﺮﺍﻗﺒﯿﻨﺶ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺴﯿﺎر ﮐﺮدهﺍﻧﺪ‌ زﯾﺮﺍ‌ ﺑﺎور‌ دﺍرﻧﺪ‬ وﺍﮐﻨﺶﻫﺎی ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ و ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ وﺍﻟﺪﯾﻦ ﺍﺳﺎس رﺷﺪ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ -ﻋﺎﻃﻔﯽ نوجوان و جوان رﺍ ﺗﺸﮑﯿﻞ و ﺧﻄﺮ‬ ﺍﺑﺘلای وی ﺑﻪ ﺍﺧﺘلالﻫﺎی روﺍﻧﯽ رﺍ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽدﻫﺪ‌. در‌ ﻣﺤﯿﻂ‌ ﺧﺎﻧﻮﺍده ﮐﻪ در وﺍﻗﻊ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍی‬ ﻣﺤﺪود ﺍﺳﺖ، ﮐﻨﺶ‌ و وﺍﮐﻨﺶ‌ ﻫﺎی ﻣﯿﺎن ﺍﻋﻀﺎء ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﻪﺳﺰﺍﯾﯽ در ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﺸﮑلات دﺍرد.‬‬ ﻟﺬﺍ در ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﺍز ﺗﺄﺛﯿﺮ‌ ﯾﮑﺴﻮﯾﻪ‌ ﺑﺮ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺧﻄﺎﺳﺖ.‬‬ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍن ﺻﺮﻓﺎً ﺍز‌ ﻣﺸﮑلات نوجوان و جوان ﺳﺨﻦ رﺍﻧﺪ ﺣﺎل آنﮐﻪ روﺷﻦ ﺍﺳﺖ در ﯾﮏ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺗﻌﺎﻣﻠﯽ رﺷﺪ‬‬ می یابد. ﺧﺎﻧﻮﺍده‌ ﺷﺒﮑﻪﺍی‌ ﺍز‌ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎی ﺍرﺗﺒﺎﻃﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ در آن وﺍﻟﺪﯾﻦ و‬‬ فرزندان در ﻓﺮﺍﯾﻨﺪی‌ دوﺳﻮﯾﻪ‌ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺗﻌﺎﻣﻞ دﺍرﻧﺪ. در ﺍﯾﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻃﺮﻓﯿﻦ ﻗﺎدرﻧﺪ ﺗﺄﺛﯿﺮﺍﺗﯽ ﺑﺲ‬‬ ﺷﮕﺮف ﺑﺮ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﮕﺬﺍرﻧﺪ(ملک خسروی: 1382، 12).‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫ﺍﻫﻤﯿﺖ ﭘﯿﺸﮕﯿﺮی رشدمدار وﻗﺘﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ آﺷﮑﺎر ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺍرﺟﺎع کودکان در‌ ﺳﻨﯿﻦ‌ ﭘﺎﯾﯿﻦ‬‬‌ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ روﺍﻧﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ و ﺗﺄﺧﯿﺮ در ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﺸﮑلات ﮐﻮدﮐﺎن 1 ﺗﺎ 5 ﺳﺎﻟﻪ‬‬ ﻧﺘﯿﺠﻪﺍی‌ ﺟﺰ‌ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﺄﺛﯿﺮﺍت ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻣﻨﻔﯽ و ﺍﯾﺠﺎد ﻣﺸﮑلات ﺟﺪی در رﺍه‬‬ ﺑﺎزﭘﺮوری ﯾﺎ درﻣﺎن آنﻫﺎ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ‌ دﺍﺷﺖ‌. ﻣﺸﮑلات رﻓﺘﺎری در نوجوان و جوان ﺑﻪﺻﻮرت‬‬ رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ ﺑﺮوز ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻋﻮﺍﻣﻞ‌ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ‌ در‌ ﺍﯾﺠﺎد آن ﻧﻘﺶ دﺍرﻧﺪ. ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ آنﻫﺎ ﻋﻮﺍﻣﻞ‬‬ زﯾﺴﺘﯽ، ﻣﺤﯿﻄﯽ، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺧﺎﻧﻮﺍدﮔﯽ ﺍﺳﺖ(علی پور: 1381، 36).‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫ﺷﻮاﻫﺪ ﻧﺸﺎن‌ ﻣﯽدﻫﻨﺪ‌ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزش رﻓﺘﺎری واﻟﺪﯾﻦ، ﺑﻪﻋﻨﻮان‌ اوﻟﯿﻦ‌ راﻫﺒﺮد‌ ﭘﯿﺸﮕﯿﺮاﻧﻪ‬‬‌ ﺑﺮای‌ درﻣﺎن نوجوان و جوان دارای‌ ﻣﺸﮑلات‌ رﻓﺘﺎری ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ و اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ راﻫﺒﺮد در ﺣﺎل‬‬ اﻓﺰاﯾﺶ اﺳﺖ. ﻫﻤﺎنﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ رﻓﺘﺎرﻫﺎی‌ ﻓﺮزﻧﺪﭘﺮوری‌ ﺑﺎﻋﺚ‌ رﺷﺪ‌ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی‌ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦداری‌ ﻣﯽﺷﻮد، ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ‬‬ واﻟﺪﯾﻦ در ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﮐﺮدن رﻓﺘﺎرﻫﺎﯾﺸﺎن ﺑﺎ ﻧﯿﺎزﻫﺎی نوجوان و جوان، ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮوز رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺑﺎزداریزداﯾﯽ و‬‬ ﮐﻨﺘﺮلﻧﺸﺪه در اﯾﻦ نوجوان و جوانان ﻣﯽﺷﻮد و ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ واﻟﺪﯾﻦ در ﺗﻌﺎﻣﻞﻫﺎی ﺧﻮد ﺑﺎ‌ ﮐﻮدک اﺣﺴﺎس‬‬ ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ و ﻧﺎاﻣﯿﺪی کنند. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی اﺻﻮلاً رﻓﺘﺎری آﻣﻮزش ﺗﻌﺎﻣﻞ‬‬ واﻟﺪین-فرزندان، ﻣﺘﺪاولﺗﺮﯾﻦ و ﻣﻮﻓﻖﺗﺮﯾﻦ روﯾﮑﺮد درﻣﺎﻧﯽ در ارﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﻣﺨﻞ ﮐﻮدﮐﺎن اﺳﺖ‬‬ و ﺑﯿﺸﺘﺮ واﻟﺪﯾﻦ از‌ اﯾﻦ‌ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎ رﺿﺎﯾﺖ دارﻧﺪ. ﻧﮕﻪداﺷﺘﻦ ﭘﻞ ارﺗﺒﺎﻃﯽ ﻣﯿﺎن واﻟﺪﯾﻦ و فرزندان ﻓﻮق‌اﻟﻌﺎده ﻣﻬﻢ اﺳﺖ و ﻣﻮﺟﺐ ﻣﯽﺷﻮد اﺧﺘلافﻫﺎ و‬‬ ﺗﻌﺎرﺽﻫﺎی ﻣﯿﺎن واﻟﺪﯾﻦ و نوجوان و جوان ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻣﺆﺛﺮی‌ از‌ ﻣﯿﺎن ﺑﺮداﺷﺘﻪ ﺷﻮد و از‌ وﺧﯿﻢﺗﺮ‌ ﺷﺪن رواﺑﻂ‬‬ ﻣﯿﺎن آنﻫﺎ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی ﮐﻨﺪ. ﺻﺮف ﻫﺰﯾﻨﻪ و وﻗﺖ در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ واﻟﺪﯾﻦ و فرزندان‬‬ اﺳﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﯿﺰ ﺑﻪﻃﻮرﻏﯿﺮﻣﺴﺘﻘﯿﻢ از اﯾﻦ ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺑﻬﺮهﻣﻨﺪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد، زﯾﺮا‌ رﻓﺘﺎر‌ ﻓﺮد اﺻﻮلاً‬‬ ﺟﻠﻮهای از ﺷﺨﺼﯿﺖ و ﺳﺎﺧﺘﺎر رواﻧﯽ- اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اوﺳﺖ و ﻫﺮ ﭼﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ و ﺳﺎﺧﺘﺎر رواﻧﯽ آدﻣﯽ‬‬ رﺷﺪ ﺳﺎﻟﻢﺗﺮی داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪﻫﻤﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﻓﺮد ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ‬‬ ﺳﺎزﮔﺎری، و از‌ بعد رﻓﺘﺎری ﺗﻌﺎدل‌ ﺑﯿﺸﺘﺮی داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. اﯾﻦ اﻣﺮ اﺗﻔﺎق ﻧﻤﯽاﻓﺘﺪ ﻣﮕﺮ اﯾﻦ ﮐﻪ ﻓﺮد در‬‬‬ ﺟﺮﯾﺎن ﺗﺮﺑﯿﺖ و ﭘﺮورش ﺻﺤﯿﺢ ﻋﻮاﻃﻒ‌ و اﻓﮑﺎر ﻗﺮار ﮔﯿﺮد. ﺟﻮان و جوانیﮐﻪ‬‬ ﻣﺸﮑلات رﻓﺘﺎری دارﻧﺪ‌، ﺑﺮای‌ اﺟﺘﻤﺎع‌ دردﺳﺮ ﺳﺎزﻧﺪ. ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﺎدران ﮐﻮدﮐﺎن دارای ﻣﺸﮑلات رﻓﺘﺎری، ارﺗﺒﺎﻁ ﮔﺮم‌ و ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ‬‬‌ ﮐﻤﺘﺮی‌ ﺑﺎ ﻓﺮزﻧﺪاﻧﺸﺎن دارﻧﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎ در ارﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﭘﺴﺮان ﭘﯿﺶدﺑﺴﺘﺎﻧﯽ دارای ﻣﺸﮑلات‬‬ رﻓﺘﺎری، ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ‌ ﮐﻪ آنﻫﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ اﯾﻤﻦ ﮐﻤﺘﺮی دارﻧﺪ. ‫ﺑﻪ‌ دﻟﯿﻞ‌ ﺗﻌﺪاد و ﺗﻨﻮع ﻣﺸﮑلات اﯾﻦ فرزندان در ﺣﻮزهﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ، روﯾﮑﺮدﻫﺎی درﻣﺎﻧﯽ ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ‬‬ اراﺋﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﯿﺎن آنﻫﺎ، آﻣﻮزش واﻟﺪﯾﻦ، ﺑﻪ دﻟﯿﻞ وﯾﮋﮔﯽﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪﻓﺮد ﺧﻮد، ﺑﺮ‬‬ ﺳﺎﯾﺮ روشﻫﺎ ﺑﺮﺗﺮی دارد‌. در اﯾﻦ ﻧﻮع درﻣﺎن، ﺑﺮﻧﺎﻣﮥ اﺻلاح رﻓﺘﺎر فرزند در ﻣﺤﯿﻂ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﻨﺰل و‬‬ ﺗﻮﺳﻂ واﻟﺪﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺗﻌﺎﻣﻞ را ﺑﺎ او دارﻧﺪ، اﺟﺮا ﻣﯽﺷﻮد. ‫ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ‌ ﺑﻪ‌ اﻫﻤﯿﺖ آﻣﻮزش واﻟﺪﯾﻦ ﺑﻪوﯾﮋه ﻣﺎدران در‌ ﻓﺮزﻧﺪﭘﺮوری و ﺗﺄﺛﯿﺮ رﻓﺘﺎر‌ آﻧﺎن‌ در ﺑﻪوﺟﻮد‬‬ آﻣﺪن ﻧﻮع رﻓﺘﺎر‌ نوجوان و جوان و ﻧﯿﺰ ﭘﯿﺸﮕﯿﺮی و درﻣﺎن ﻣﺸﮑلات رﻓﺘﺎری این افراد، ﺿﺮورت آﻣﻮزش‬‬ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی لازم ﺑﺮای ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻬﺘﺮ‌ ﺑﺮﺧﻮرد‌ ﮐﺮدن ﺑﺎ نوجوان و جوان ﺑﻪﻣﻨﻈﻮر ﭘﺮورش‌ فرزند ﺳﺎﻟﻢ‌ و ارﺗﻘﺎی‬‬ ﺳﻄﺢ ﺑﻬﺪاﺷﺖ‌ رواﻧﯽ‌ روز ﺑﻪ روز ﺑﯿﺸﺘﺮ‌ اﺣﺴﺎس‌ ﻣﯽﺷﻮد(بلالی و آقایوسفی: 1390، 61).‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
3-2-1-2- نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در اجرای برنامه‌های خانواده‌مدار
3-2-1-2-1-آموزش مهارت های زندگی به والدین
مشکلات رفتاری در نوجوان و جوان به صورت رفتارهای متفاوتی بروز‌ می‌کند‌ که عـوامل‌ زیادی در ایـجاد آن نـقش دارند. مهمترین آنها عوامل زیستی، محیطی، اجتماعی، فرهنگی‌ و خانوادگی است. در این ارتباط بررسی پترسون و همکاران‌ در کودکان‌ نیوزلند‌ نشان‌ داد‌ که مشکلات رفتاری کودکان به طور معناداری با تعداد افراد‌ خانواده، تحصیلات مادران و موقعیت فرهنگی آنان مرتبط است. کابلینسکی،کاوالانکا و رنـدولف‌ در پژوهشی که در ارتباط با نقش‌ والدین در مشکلات‌ رفتاری‌ کـودکان‌ آمـریکایی انجام دادند، نشان داد که نقش والدین، سبک زندگی، تعارضات خانوادگی و افسردگی‌ مادر‌ در پیش بینی مشکلات رفتاری‌ کودکان مؤثر است، در کودکان مادرانی که از تـجارب بـهتری در پرورش کودک‌ خود بهره‌مند‌ بودند‌ و افسردگی کمتری داشته و سعی در رفع تعارضات خانوادگی داشـتند، مشکلات رفتاری‌ کمتری‌ مشاهده‌ شده است. از نظر ایزولد بسیاری از مشکلات رفتاری فرد به دوران کودکی او باز می‌گردد، بنابراین‌ با‌ توجه‌ به اهمیت دوران کودکی لزوم آموزش مادران در زمینه خورد مناسب با فرزندان و به کارگیری یکسری مهارتهای‌ ارتباطی‌ لازم است. واگن سـلر معتقد است اکثر مشکلات کودکان در خانه و مدرسه را از طریق والدینی که‌ درک‌ خوبی از چگونگی برقراری ارتباط مؤثر و صـحیح دارنـد، می‌توان اصـلاح نمود. بهداشت روانی‌ یکی‌ از مباحث مهم سازمان بهداشت جهانی و آموزش والدین یـکی از رویـکردهای مـهم رد بهداشت‌ روانی‌ است، در این رابطه در حال‌ حاضر پیشگیری سر لوحهء فعالیت فعلی کارشناسان بهداشت‌ جـهانی‌ اسـت. آموزش‌ والدین‌ یـکی از مناسب‌ترین روشهای پیشگیری و درمان مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان است. با پیشرفت فناوری در‌ قرون‌ اخیر، زندگی‌ بـسیاری از انـسانها با مشکلات زیادی به ویژه مشکلات رفتاری فرزندان روبه رو‌ شده‌ است. برنامهء آموزش‌ مهارتهای زندگی‌ می‌تواند در ایـجاد تـوانمندی و رویـارویی با مشکلات زندگی برای‌ والدین به عنوان کسب دانش‌ و مهارتهایی همراه با تمرین در ایجاد نـگرش، ارزش‌ها، رفتارهای مـثبت، پیشگیری، حل مشکلات و ارتقای بهداشت‌ روان‌ مؤثر واقع گردد. اغلب والدین‌ احـساس‌ مـی‌کنند بسیاری از موقعیتهای زندگی‌ کودکشان‌ خارج از کنترل‌ آنان‌ است، در‌ صورتی که با آمـوزش، آنان قـادر بـه‌ تربیت‌ بهتر کودکان در موقعیتهای مختلف زندگی، رشد مهارتهای اجتماعی در آنان و افزایش آگاهی‌ در‌ روابط بین فردی با کـودکشان خـواهند شـد. در‌ بین عواملی که در پرورش‌ شخصیت‌ سالم در کودکان و نوجوانان مؤثرند، تأثیرات متقابل کودک و والدین و نحوهء برخورد والدین‌ و کودک را از مهمترین‌ و بنیادی‌ترین عوامل هستند و در این زمینه توانمند ساختن‌ خانواده به ویژه مادران را در‌ پیشگیری‌ و یا درمان مشکلات رفتاری به‌ عنوان‌ نقشی‌ سازنده و اساسی‌ به شمار می روند. در این زمینه بـه نظر می‌رسد با آموزش تـصمیم‌گیری، تفکر خلاق و حل مسأله‌ به مادران می‌توان به کودکان در نقش الگوگیری کمک کرد و تا حدود زیادی در کاهش‌ و کنترل مشکلات‌ رفتاری و عدم گرایش به موادمخدر جوانان‌ تأثیر گذاشت. با توجه به اهمیت آموزش مادران در‌ فرزند‌ پروری‌ و تأثیر رفتار آنان در به وجود آمدن نوع رفتار کودک و نیز پیشگیری و درمان مشکلات رفتاری ‌‌کودکان، ضرورت‌ آموزش‌ مهارتهای لازم بـرای هـر چه بهتر برخورد کردن با کودکان به منظور پرورش‌ کودک‌ سالم‌ و ارتقای سطح بهداشت روانی روز به روز بیشتر می‌شود(لادانی و همکاران: 1387، 69-70).
3-2-1-2-2-آموزش مهارت‌های اجتماعی به جوانان و نوجوانان
مهارت‌های اجتماعی، مجموعه توانمندی هایی است که موجب موفقیت در زندگی اجتماعی فرد می شود. هر فرد برای زندگی موفق در یک جامعه، علاوه بر مهارت های فردی به مهارت های دیگری نیاز داردکه از آن به نام مهرت های اجتماعی یاد می کنند. مهارت های اجتماعی، مجموعه رفتارهایی است اکتسابی که از طریق مشاهده، مدل سازی، تمرین و بازخورد آموخته می شود و دارای ویژگی های زیر است و رفتارهای کلامی و غیر کلامی را در بر می گیرند و اسخ های مناسب و مؤثر را در بر دارند، بیشتر جنبه تعاملی داشته، تقویت اجتماعی را به حداکثر می رسانند و بر اساس ویژگی ها و محیطی که فرد در آن واقع شده است، توسعه می یابند و از طریق آموزش رشد می کنند(کرامتی: 1381، 36).
یکی از دلایل اصلی که سبب می شود نوجوان و جوانان خاصی محبوبیت نداشته باشند، این است که این افراد مهارت های اجتماعی مناسبی که می تواند آن ها را دوست داشتنی جلوه دهد، ندارند. آن ها در یک وضعیت دو سویه گرفتارند. از طرفی، دانش آموزان بی دقت فرصتی برای تمرین مهارت اجتماعی نمی یابند و از طرف دیگر آن هایی که در مهارت های اجتماعی ضعیف هستند قادر به برقراری دوستی نیستند. انزوای اجتماعی در دوران کودکی ممکن است عواقب دراز مدت و جدی بر بهداشت روانی فرد در بزرگسالی به جای بگذارد. بنابراین، کمک به افراد طرد شده و منزوی برای غلبه بر این مشکلات، ضروری است. خوشبختانه، شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می دهد می توان رفتارهای اجتماعی را، که به روابط فردی مثبت با دیگران کمک می کنند، آموزش داد. این آموزش می تواند تاثیرات پابرجایی داشته باشد. اعتیاد به مواد مخدر و سوء مصرف مواد، به صورت یک معضل اجتماعی، روانی و بهداشتی درآمده که کشورهای مختلف و جوامع انسانی را به شدت تهدید می‌کند. روند رو به گسترش اعتیاد و سـوء مصـرف مـواد، بنیادهـای جوامع را در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتمـاعی، اخلاقـی و فرهنگـی تحـت تاثیر قرار داده و آنها را از درون دچار فساد و تباهی کرده و در نهایت به انحطاط می‌کشاند. اعتیاد بـه مـواد مخـدر در سـال هـای اخیـر بـه یکی از مشکلات عمده‌ی سـلامت در جهـان تبـدیل و تا بـه حال موجب مرگ میلیونها نفر در جهان شده است. پیش بینی ها حاکی از افزایش شمار مبتلایان به این بیماری بوده. لذا پرداختن بـه مقوله‌ی پیشگیری، اهمیـت فوق‌العاده‌ای پیدا کرده چرا که بارها شنیدهایم، پیشگیری مقـدم بر درمـان است. پیشگیری آسانترین و کم هزینه‌ترین روش در جلوگیری از آسیبها و انواع خطرهای پیش روست و سبب کاهش هزینه های سنگین انسانی، مادی و معنوی در خانواده و جامعه می شود. در این میان نقش مهارتهـای اجتماعی در پیشگیری، بسیار با اهمیت و اساسی است. آموزش مهارت های اجتماعی یکـی از موفـقتـرین طرح‌های سازمان ملل متحد در کـاهش آسیبهای اجتماعی بالاخص مواد مخدر در دو دهه‌ی اخیر بوده و در این میان مهارت حل مساله به عنوان کارآمدترین، مهم ترین و موثرترین مهارت درکاهش آسیبهای اجتماعی ارزیابی شده است. نتایج بسـیاری از تحقیقـات نشان داده است که آموزش مهارت های اجتماعی در افـزایش سلامت روانی و جسمانی و کاهش مشکلات رفتاری و اجتماعی جوانان و نوجوانان موثر بوده و موجب ارتقای بهداشـت روانـی افـراد شـده اسـت. از آنجا که اعتیاد از طریق تضعیف مجموعه‌ای از تواناییهای فرد به تدریج شکل می‌گیرد، مـی توان از طریق تقویت و تحکیم این مجموعه از تواناییها، یعنی مهارت‌های زندگی، از شکل‌گیری گسترده‌ی آن در جامعه جلوگیری کرد(قربانی و جمعه نیا: 1390، 26).
3-2-2- برنامه‌های مدرسه‌مدار و نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در اجرای آن
3-2-2-1-نهاد مدرسه و پیشگیری رشدمدار