انواع جهت‌گیری‌های هدف

1-1-1-1-انواع جهت‌گیری‌های هدف

 

1-1-1-1-1-اهداف تسلطی-گرایشی

 

جهت‌ گیری هدف تسلطی-گرایشی اساسا تعریف یکسانی با جهت‌گیری هدف تسلطی دارد (لی و همکاران، 2010). پژوهش‌‌ها بیان می‌کنند که جهت‌گیری تسلطی یک انگیزاننده‌ی انطباقی است. دانش‌آموزانی که با جهت‌گیری هدف تسلطی-گرایشی برانگیخته می‌شوند تمایل دارند از سطوح بالای راهبردهای شناختی عمیق استفاده نمایند (الیوت، 2005 و گابریل[1]، 2007؛ به نقل از لی و همکاران، 2010). در اهداف تسلطی-گرایشی، محور، توسعه و بهبود شایستگی‌ها از طریق افزایش سطح فهم و ادراک موضوع می‌باشد. این افراد به درگیری با تکالیف چالش‌انگیز و درک کامل آن علاقمند هستند و شکست را مقدمه‌ی درک بیشتر در راستای توسعه شایستگی‌ها می‌دانند (کاپلان و ماهر، 2007). افراد با جهت‌گیری هدف تسلطی- گرایشی بر رشد شایستگی خود از راه تسلط یافتن بر تکالیف و دست یافتن به مهارت‌های جدید تمرکز دارند (الیوت و مک گریگور، 2001). ادبیات کنونی تحقیقات نشان می‌دهد که اهداف تسلطی- گرایشی با فرایندهای سازنده‌ی شناختی که منجر به نتایج مثبت در یادگیری مفهومی می‌شود مرتبط است (بلنکی و نوکز- مالاک[2]، 2012).

 

 

1-1-1-1-2- اهداف تسلطی- اجتنابی

 

در این اهداف، شایستگی به صورت تسلط کامل به تکلیف تعریف می‌شود و تمام تلاش افراد معطوف به دوری گزیدن از خطا و اشتباه است (پینتریچ، 2000). افراد با جهت‌گیری هدف تسلطی- اجتنابی، به منظور پرهیز از شکست در یادگیری، تا جایی که امکان دارد فعالیت می‌کنند. از جمله ویژگی‌های افراد دارای این نوع جهت‌گیری هدف، ترس از نفهمیدن مطالب، شکست در یادگیری مواد درسی، فراموشی آنچه فرا گرفته‌اند و از دست دادن مهارت‌ها، توانایی‌ها و حافظه‌ی خود می‌باشد (الیوت و مک گریگور، 2001). در جهت‌گیری تسلطی-اجتنابی، هدف یادگیرنده این است که در یک چشم‌انداز درون‌فردی (در مقایسه با خودش) از شکست پرهیز کند. به طور خاص آن‌چه که مورد تمرکز است ارزیابی خود شخص از عدم شایستگی است. برای مثال یک یادگیرنده با جهت‌گیری هدف تسلطی- اجتنابی ممکن است سعی کند که از بدفهمی یا شکست در یادگیری مواد درسی بپرهیزد یا تلاش کند که آن‌چه را که یاد گرفته فراموش نکند و یا توانایی بدنی و ذهنی‌اش را از دست ندهد. برای یک جهت‌گیری هدف تسلطی- اجتنابی، مفهوم شایستگی تسلطی از دل تجربیات و سوابق مطلوب و بهینه‌ی پیشین ظهور می‌کند (الیوت و مک گریگور، 2001). یادگیرنده با مقایسه‌ی کارکرد فعلی خودش با سابقه‌ی کارکرد سطح بالای قبلی خود، درصدد اجتناب از نزول از سطح کارکرد قبلی و ارائه‌ی تصویری شایسته مشابه سابق می‌باشد. جهت‌گیری هدف تسلطی- اجتنابی بر پرهیز از نشان دادن نفهمیدن مطلب و یا پرهیز از یاد نگرفتن و یا مسلط نشدن به تکلیف متمرکز می‌شود (الیوت، 2005). به طور مفهومی جهت‌گیری هدف تسلطی- اجتنابی با جهت‌گیری عملکردی- اجتنابی در مورد معیار یا استاندارد مورد استفاده برای ارزیابی عملکرد متفاوت است. اگرچه معیار جهت‌گیری تسلطی- اجتنابی با “وظیفه” مرتبط است، مرجع ارزیابی جهت‌گیری عملکردی- اجتنابی با “دیگران” ارتباط دارد. وجه شباهت این دو رویکرد اجتنابی آن است که محور تمرکز در هر دو، ترس منفی از شکست است (میوس و همکاران، 2009).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مولفه ها و راهکارهای توانمندسازی

 

 

1-1-1-1-3- اهداف عملکردی-گرایشی

 

به موجب این اهداف، یادگیرنده برای نشان دادن استعدادش تلاش می‌کند و در جستجوی قضاوت‌های مطلوب سایرین در مورد خود می‌باشد (الیوت و چرچ، 1997). جهت گیری هدف عملکردی- گرایشی، بر تایید عملکرد و کسب قضاوت مطلوب دیگران درباره عملکردهای شخصی تاکید دارد. محوریت این جهت‌گیری بر کسب قضاوت مثبت دیگران و توجه به مقایسه‌های اجتماعی (بهتر از دیگران بودن)، قرار دارد (کاپلان و میدلتون،2002؛ به نقل از زارع و سامانی، 1387). الیوت (1999)، عنوان کرده است که در جهت‌گیری عملکردی-گرایشی، دانش‌آموز تمایل دارد اهدافی را که در جامعه به عنوان هنجار شایستگی تلقی می‌شود پیگیری و دنبال کند، یعنی تاکید بر مقایسه‌ی خود با دیگران جهت ابراز و اثبات توانایی و شایستگی خود (سعدی خانی، 1385). افراد با جهت‌گیری عملکردی- گرایشی به صورت مثبت برای نشان دادن توانایی خود و اظهار شایستگی برانگیخته می‌شوند ( هاراکوئیز، بارون و الیوت، 1998). دانش‌آموزانی که دارای جهت‌گیری هدف عملکردی- گرایشی هستند می‌خواهند که نسبت به همکلاسی‌هایشان بهتر عمل کنند، بنابراین به عنوان افرادی رقابت‌جو با دیگر همسالان، معلمان و والدین شناخته خواهند شد (الیوت، 1999؛ به نقل از سعدی خانی، 1385).

 

 

1-1-1-1-4- اهداف عملکردی- اجتنابی

 

در این جهت‌گیری، شایستگی به معنای اجتناب از شکست است و هسته‌ی اصلی، توجه به مقایسه‌ی اجتماعی است. لیکن تاکید بر گریز از حقارت و نگریسته شدن به عنوان فردی کندآموز، محوریت این جهت‌گیری هدف است (کاپلان، مارتین و ماهر[3] 2007؛ به نقل از زارع و سامانی، 1387). طبق اظهارات الیوت (1999)، از لحاظ ارزشی که افراد برای اهداف قائلند جهت گیری هدف عملکردی، دربرگیرنده‌ی دو بعد گرایشی و اجتنابی می‌باشد و در این میان افرادی که نسبت به اهداف، ارزش‌گذاری منفی دارند (برای مثال اجتناب و خودداری دانش‌آموز از شرکت در مسابقات به خاطر آنکه ناتوانی‌اش نسبت به بقیه‌ی دانش‌آموزان آشکار نگردد) به سمت جهت‌گیری هدف عملکردی- اجتنابی گرایش پیدا می‌کنند. در جهت‌گیری عملکردی- اجتنابی، دانش‌آموز تنها برای پرهیز از شکست تلاش می‌کند (تاکید بر مقایسه‌ی خود با دیگران و پرهیز از ظهور بی‌کفایتی). در این جهت‌گیری، دانش‌آموزان برای آشکار نشدن بی‌مهارتی و عدم کفایتشان که منجر به قضاوت‌های منفی دیگران در مورد آن‌ها می‌شود، از درگیر شدن و رویارویی در تکالیف پرهیز می‌کنند. دانش‌آموزانی که دارای جهت‌گیری هدف عملکردی- اجتنابی هستند تکالیف تحصیلی‌شان را در درجه‌ی اول انجام می‌دهند چون از این‌که بی کفایت به نظر برسند بیم دارند (الیوت، 1999؛ به نقل از سعدی خانی، 1385).

 

 

[1]. Gabriele

[2]. Belenky & Nokes-Malach

[3]. Kaplan, Martin & Maehr

[4]. Krohne

[5]. Hallahan & Mous

[6]. Haan

[7]. Henningsgaard

[8]. Gray

[9]. Maes, Leventhal & Ridder

[10]. Moos & Schaefer

[11]. Denial Numbness

[12]. Billings

[13]. Besser & Priel

[14]. Olah

[15]. Sullivan