انواع سیستم های مغزی / رفتاری

تعریف سیستم های مغزی / رفتاری

گری و مک ناتان (2000) در چهارچوب مطالعات آزمایشگاهی یادگیری حیوانات و آثار داروهای روان گردان ، به سیستم های زیست شناختی متفاوت  که مبتنی بر تکامل مجزای مکانیسم های پاداش و تنبیه در مغز مهره داران است ، اشاره می کنند ..به اعتقاد گری در مغز پستانداران ، کنترل رفتار از طریق سه سیستم مغزی / رفتاری متفاوت و در عین حال مرتبط با یکدیگر صورت می گیرد .رفتاری متفاوت و در عین حال مرتبط با یک دیگر صورت می گیرد .

این سیستم ها به مجموعه های جداگانه ای از رویداد های تقویت کننده با انواع خاصی از رفتار پاسخ می دهد ، و به وسیله ی مجموعه ی جداگانه ای از ساختار های مغزی به هم مرتبط که اطلاعات خاصی را پردازش می کند ، عمل می کنند ، عبارتند از : سیستم  بازداری رفتاری ( BIS ) ، سیستم جنگ / گریز / بهت  FFFS)) و سیستم فعال سازی رفتاری (BAS)  .هر یک از این سیستم ها در سه سطر توصیف می شوند : سطح رفتاری ( تحلیل درون داده ها و برون داده های سیستم ) ، سطح عصب شناختی ( کنش وری و ساختار عصبی سیستم ) و سطح شناختی ( کنش وری پردازش اطلاعات سیستم ) ، می توان بعد چهارمی نیز به این سطوح اضافه کرد و آن سطح تجربه ای ( همراه با فعالیت سیستم ) است ; اما پژوهش های تجربی ابزار معتبری برای ارزیابی بعد چهارم نداشته اند ( گری ، 1993 ;  به نقل از تجریشی ، 1384 ) .

2-3-1-1 سیستم بازداری رفتاری (BIS)

سیستم بازداری رفتاری زیربنای بعد هیجانی اضطراب است (گری ، 1987؛به نقل از گری و مک ناتان ، 2000) . این سیستم توسط محرکهای شرطی که با تنبیه همخوانی دارند ، محرک های شرطی که با حذف یا پایان یافتن پاداش همخوانی دارند ، محرک های جدید و مآور هستند محرک هایی که به صورت ذاتی برای یک نوع ترس آور هستند ، برانگیخته می شوند .

رفتارهایی که با این محرک ها برانگیخته می شوند ، عبارتند از : بازداری رفتاری (توقف رفتارجاری ) افزایش سطح برپایی ، به طوری که رفتارهای بعدی (که می توانند ادامه عمل متوقف شده نیز باشند )  با قدرت و سرعت بیشتری انجام شوند ، و افزایش توجه ، به این صورت که اطلاعات بیشتری بویژه در مورد اجزای جدید محیط ، دریافت شود .

دربین مداخلاتی که به طور ویژه ، ارتباط های درون داد – برون داد BISرا متوقف می کند ، استفاده از داروهای ضد اضطراب اهمیت زیادی دارد .

باربیتورات ها[1] ، بنزودیازپین ها[2] و الکل ، سه دسته مهم از داروهایی هستند که موجب کاهش اضطراب می شوند .

آثار انتخابی این داروها برکنش وری BIS ، نقش مهمی در پذیرش این فرض که فعالیت این سیستم با اضطراب در آمیخته ، داشته است .

با توجه به درون دادها و برون دادها ی این سیستم ، اضطراب حالتی است که در ان فرد در مقابل یک تهدید ( محرک هایی که با تنبیه یا فقدان پاداش همخوانی دارند )، یا ابهام ( موقعیت های جدید و ناشناخته ) ، به صورت توقف ، خیره شدن ، گوش دادن و آمادگی برای عمل پاسخ می دهد ( گری ، 1991 ) .

 

 

 

گری (2000) ، سیستم بازداری رفتاری را حاصل فعالیت سیستم جداری – هیپوکمپی[3]، مسیرهای مونوآمینرژیک آوران[4] و ساختارهای نئوکورتیکال[5] میداند که پیام های خود را به سیستم جداری – هیپوکمپی ارسال یا از آن دریافت می کنند .

برانگیختگی زیاد قشری و خودمختار ( یا حداقل قابلیت برانگیختگی اسان در این سیستم ها ) پیش بینی کننده فعالیت بالای سیستم بازداری رفتاری است .

فعالیت مسیر های نورآدرنرژیک[6] و سروتونرژیک[7] در اثر فعالیت BIS ، پیش بینی کننده برانگیختگی بالاتر و افزایش سطوح توجه و تجربه عواطف منفی در اثر فعالیت این سیستم است ( هپونیمی[8] ، 2004) .

مطابق نطریه اولیه گری ( 1994 ؛ به نقل از تجریشی ، 1384 ) در سطح شناختی ، کنشهای این سیستم با مقایسه پیش بینی هایی در مورد آینده ، با شرایط فعلی صورت می گیرد .

.بدین ترتیب که فرد اطلاعاتی را که از رویدادهای کنونی دریافت می کند ؛ به اطلاعات موجود در حافظه می افزاید و براین اساس ، با توجه به الگوهای قبلی دست به پیش بینی می زند .

در صورتی که بین وضعیت پیش بینی شده و شرایط فعلی ، هماهنگی وجود نداشته باشد ؛ رفتارهای برون داد BIS بروز می کند تا با جمع آوری اطلاعات بیشتر ، مشکلات حل گردد .

اما در تجدید نظر اخیر ( گری ، 2000؛ کر ، 2004 ؛ هپونیمی ، 2004 ) پیشنهاد می شود که BIS  نه تنها در پاسخ به محرک های بیزاری آور فعال می شود ؛ بلکه مسئول حل و رفع تعارض واکنش های روی آورد – اجتناب نیز هست .

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   بررسی ارتباط بین تکامل حرکات و رشد بدن از دیدگاه علمی

2-2-3-2 سیستم جنگ / گریز / بهت (FFFS)

در نظریه اولیه گری ( 1987 ، به نقل از تجریشی ، 1384 ) سیستم BIS به محرک های آزارنده شرطی پاسخ می دهد ، در حالیکه سیستم جنگ / گریز (FFS) به محرک های غیر شرطی پاسخ می دهد .

پاسخ های FFS پرخاشگری دفاعی غیر شرطی و یا گریز غیر شرطی است ، در حالیکه پاسخ های BIS توقف ، خیره شدن ، گوش دادن و آماده شدن برای عمل است .

این سیستم در آخرین نظریه حساسیت به تقویت گری ( گری و همکاران ، 2000) تجدید نظر شده  و به سیستم جنگ /گریز / بهت FFFS) تبدیل شده است ؛ که به همه محرک های ماخوشایند ( شرطی و غیرشرطی ) .با برون داد های جنگ ، گریز و بهت  پاسخ می دهد . پاسخ این سیستم در شرایطی که امکان جنگ یا گریز نباشد ، به صورت عدم تحرک ( بهت ) خواهد بود .

در تصویر زیر ،ارتباط های درون داد-برون داد که معرف FFFS در سطح رفتاری هستند ،  نشان داده شده است .

ساختار های عصبی مرتبط با سیستم FFFSعبارتند از :کمربند قدامی[9] ، آمیگدال ، هیپوتالاموس میانی[10] و ماده خاکستری اطراف مجرا[11] . عملکرد این سیستم مرتبط با ترس است . آمیگدال اثر بازنده بر هیپوتالاموس میانی دارد و هیپوتالاموس میانی هم بر برون داد نهایی خاکستری مجرا اثر بازدارندگی دارد . این ناحیه تار های آورانی را دریافت می کند که اطلاعات محرک های دردناک را با خود حمل می کند . بخش ماده خاکستریاطراف مجرا و آمیگدال ، گیرنده های تخدیری[12] فراوانی دارند ؛ بنابراین اثار ضد درد مخدر های درون زاد[13] و برون زاداحتمالا توسط این نواحی تعدیل می شوند (گری و مک ناتان ،2000) .

2-3-3-3 سیستم فعال سازی رفتاری (BAS)

سیستم ارتیاط های درون دادی که معرف سیستم فعال ساز رفتاری است ؛ یک حلقه پسخوراند مثبت را تشکیل میدهد ، که از طریق محرک هایی که با پاداش یا فقدان تنبیه  همخوانی دارند ؛ فعال می شود و به گونه ای عمل می کند که مجاورت فضایی – زمانی به این محرک ها افزایش یابد . با در نظر گرفتن این فرض که محرک های شرطی خوشایند از نوع مذکور ، وقتی در مجاورت فضایی – زمانی محرک های خوشایند شرطی (اهداف) قرار می گیرند ؛ موجب فعال سازی BAS می شوند .در واقع BAS سیستمی است که به طور کلی قابلیت هدایت ارگانیزم را به سوی اهدافی که برای بقا ضروری هستند (مانند آب و هوا ) ، دارا می باشد . به بیان دیگر ، هدف BAS ، شروع و هدایت رفتار اکتشافی مبتنی بر روی آورد است ؛ که ارگانیزم را به تقویت کننده نزدیکترکند ( گری ، 1994 ؛ به نقل از تجریشی ، 1384) .

سیستم فعال سازی رفتاری یک سیستم پسخوراند ساده است که

در سطح عصب شناختی ، اجزا اصلی این سیستم عبارتند از : عقده های پایه[14] (جسم مخطط قدامی و خلفی و پالیدوم قدامی و خلفی ) ، تارهای دوپامینرژیکی که از مزنسفال[15] ( جسم سیاه[16] و هسته های 10Aدر کلاهک قدائی[17] ) صعود کرده  و به عقده های پایه و هسته های تالاموسی[18] مجاور عقده های پایه عصب رسانی می کنند ، همچنین نواحی نئوکورتیکال ( کورتکس حرکتی ، حسی – حرکتی و پیش پیشانی ) که ارتباط نزدیکی با عقده های پایه دارند ( گری و همکاران ، 1991 ؛ به نقل از تجریشی ، 1384 ) . پژوهش ها نشان می دهند که فعالیت BAS و BIS با عدم تقارن پیش پیشانی[19] نیز مرتبط است . ساتون[20] و دیویدسون[21] (1997) دریافتند در افرادی که BASقوی تری داشتند ، فعالیت پیش پیشانی چپ بالا تر بود و افرادی که BISقوی تری داشتند ، فعالیت پیش پیشانی راست در انها بالا تر بود .جزئیات دیگر نوروفیزیولوژی BASبر نقش نورو ترانسمیتر دو پامین تاکید می کند (گری و همکاران ، 1991؛ به نقل از تجریشی ،1384) .حساسیت این سیستم نمایانگر زود انگیختی فرد است (ازاد فلاح و همکاران ، 1378؛ 2002 ؛ هپونیمی ، 2003 ) و به نظر می رسد که برای تجاربی نظیر امید ، وجد و شادی پاسخگو باشد . فرض شده که سیستم فعال ساز رفتاری دلیل بنیادی صفت زود انگیختگی است و با انگیزش و برون گردی مرتبط است (هپونیمی ، 20033 ؛   کنیازوف[22] ،2007 ( .

 

1.Barbiturates

2.Benzodiazepines

1.septo – hypocamoal System

2.mono – aminergic

3.neocortical

4.noradernergic

5.serotonergic

6.Heponiemi ,T.

1.Anterior

2.Medial Hypothalamus

3.Periaqueductal  Gray

  1. .0piate receptors
  2. .endogenous

 

1.Basal Canglia

2.Mesencephalon

3.Substantia  nigra

4.Ventr tegmental

5.Thalamic  nuclei

 

 

 

1.Prefrantal Disassymetry

2.Sutten , S.K.

3.Davidson ,R.J

  1. Knyazev ,G.G