برنامه‌های توسعه و رقابت در بازار

دانلود پایان نامه
متغیّرهای در نظر گرفته شده در مطالعات IPO، مربوط به ویژگی‌های بازار
31- متوسط حجم مبادلات در طول اولین روز مبادله، مطالعه توسط کوک و همکاران (2006).
32- لگاریتم طبیعی نسبت ارزش دفتری به بازار، ارزش دفتری سهام و اوراق شرکت برای سال بعد از اجرای IPO به ارزش بازار اوراق در پایان روز اول مبادله تقسیم می‌شود، مطالعه توسط پورنانادام و اسوامیناتان (2004).
32- قرارگیری IPOها در دوران‌های بحران مالی یا حباب‌های ایجاد شده در بازار، تعریف متغیّر به صورت دامی که اگر IPO در دوران بحران مالی یا حبابهای بورس انجام شود 1 و در غیر اینصورت صفر در نظر گرفته میشود، مطالعه توسط ریتر (2004).
33- بازدهی روزانه در اولین روز عرضه، مطالعه توسط برادلی و جوردن (2002).
34- بازدهی IPO، متوسط میزان زیرقیمت بودن IPO در طول ماه، مطالعه توسط کلیف و دنیس (2004).
35- تعداد IPOهای انجام شده در صنعت مشابه از 6 هفته قبل از IPO تا 2 هفته بعد از عرضه، مطالعه توسط لجنگکویست و ویلیام (2002)، غیر برجسته.
36- تعداد IPOهای انجام شده در طول 4 ماه گذشته منتهی به IPO، مطالعه توسط گومپرز (1996)، غیر برجسته.
37- نوسان‌پذیری قیمت، به عنوان انحراف استاندارد قیمت در طول 4 هفته اول مبادله، مطالعه توسط الول و پاگانو (2006).
بررسی عملکرد IPOها
همانگونه که بیان شد، عرضههای عمومی اولیه، همواره توجّه سرمایهگذاران و پژوهشگران را به خود جلب نمودهاست. از نقطهنظر ادبیات تحقیق، میتوان جمعبندی کرد که شرکتها در سالهای پس از IPO با کاهش عملکرد روبهرو میشوند. ازاینرو، مطالعات بسیاری به بررسی تأثیر عوامل مختلف بر عملکرد IPOها به منظور شناخت و اجرای هرچه بهتر این فرآیند پرداختهاند.
مطالعات مختلف، عملکرد بلندمدت عرضههای عمومی اولیه را مورد آزمایش قرار دادهاند. ریتر (1991) و لوگران و ریتر (1995) پس از مطالعه نمونهای از شرکتهای IPO آمریکایی، کاهش عملکرد شدید این شرکتها، سه تا پنج سال پس از IPO را در مقایسه با شرکتهایی که خصوصی ماندهاند، گزارش نمودند. عملکرد بلندمدت ضعیف IPOها در بازارهای مالی دیگر نیز به خوبی توسط مطالعات انجام شده، مستند شدهاست. لویس (1993)، کلوهارجو (1993) و کولی و سورت (2004)، کاهش عملکرد را در بازارهای مالی بریتانیا، فنلاند و کانادا گزارش نمودهاند.
این مسأله، محدود به کشورهای توسعهیافته نبوده بلکه در بازارهای مالی کشورهای در حال توسعه نیز مشاهده شدهاست. آگاروال و همکاران (1993) عرضههای عمومی اولیه برزیل، شیلی و مکزیک را بررسی نموده و به ترتیب بازدههای کوتاهمدت 5/78%، 7/16% و 8/2% را برای این بازارها گزارش کردهاند.
درحالی که ادبیات پژوهش، نتایج محکمی را در مورد کاهش عملکرد شرکتهای IPO در کشورهای توسعهیافته ارائه میکند، مطالعات در کشورهای در حال توسعه نتایج دوگانهای را گزارش نمودهاند. داوسون (1987) عملکرد یکساله عرضههای عمومی اولیه هنگکنگ، سنگاپور و مالزی در خلال سالهای 1984-1978 مورد بررسی قرار دادهاست. طبق این مطالعه، در حالی که کاهش عملکرد شرکتهای هنگکنگ و سنگاپور ناچیز و قابل چشمپوشی است، شرکتهای مالزیایی افزایش عملکرد قابل توجّه 2/18%ایی را نشان میدهند. نتایج مشابهی نیز برای نمونهای مشتمل بر 169 شرکت کرهجنوبی که در خلال سالهای 1989-1985، عرضه عمومی اولیه را انجام دادهاند، بیان میکند که این شرکتها نسبت به شرکتهای مشابه خود که IPO را انجام ندادهاند، افزایش عملکرد نشان میدهند (کیم و همکاران ، 1995). این درحالیاست که ون و کائو (2013)، در مطالعه خود بیان میکنند که شرکتهای عمومی شده تایوان در نمونه بررسی شده، 54/48% زیر قیمت ارزشگذاری میشوند که به معنی بازده کوتاهمدت بالاست، امّا همین شرکتها از کاهش عملکرد بلندمدت بسیار شدید سه تا پنج ساله، در مقایسه با شرکتهای همتای خود که خصوصی ماندهاند، رنج میبرند.
با توجّه به اهمیتی که عمومیشدن برای شرکتها دارد، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر اجرای موفقیتآمیز آن، موضوع پژوهشهای بسیاری بودهاست. مطالعات، تأثیر عوامل مختلف را بر بازدهیهای اولیه و عملکرد بلندمدت شرکتها پس از نخستین عرضه عمومی سنجیدهاند و سعی در شناسایی عوامل کلیدی مؤثر داشتهاند.
باتلر و همکاران (2009) در تحقیقی جامع به بررسی استواری 44 متغیّر مؤثر بر اجرای موفقیت آمیز IPO پرداختند و نشان دادند ویژگیهای شرکتهای عمومیشده و حساسیت بازدهیهای اولیه به عوامل مختلف، به صورت چشمگیری در طول بازه زمانی مورد مطالعه تغییر میکند. با این وجود، لیستی از متغیّرهای استوار از لحاظ آماری که میتوانند بر نتیجه IPO تأثیرگذار باشند، ارائه دادند.
جین و کینی (1994)، پس از بررسی شرکتهای آمریکایی عمومیشده و نشان دادن کاهش عملکرد آنها، به بررسی تأثیر عواملی مانند بازدهی اولیه و زیرقیمت بودن بر عملکرد بلندمدت شرکت پرداختند و رابطهای بین آنها نیافتند، در حالی که نشان دادند رابطه مثبت چشمگیری میان سرمایه اولیه و عملکرد آتی شرکت وجود دارد.
بیاتی و ریتر (1986)، در پژوهش خود بیان کردند که شرکتهای جوانتر در اولین روز معامله، بیشتر شاهد زیرقیمت بودن هستند. ریتر (1991)، اظهار نمود که شرکتهای جوانتر در بلندمدت شاهد کاهش عملکرد بیشتری خواهندبود. از اینرو انتظار میرود که متغیّر سن با زیرقیمت بودن رابطهای منفی و با عملکرد بلندمدت رابطهای مثبت داشتهباشد.
ریتر (1991)، همچنین به بررسی تأثیر حجم عرضه بر روی عملکرد بلندمدت شرکتهای IPO پرداخت و بیانکرد که شرکتهای با حجم عرضه کم در نخستین عرضه عمومی، کاهش عملکرد بیشتری نسبت به شرکتهای با حجم عرضه بالای اولیه از خود نشان میدهند، از اینرو رابطه مثبتی میان حجم عرضه و عملکرد آتی وجود دارد.
فوادیللاه و هارجیتو (2009) در مطالعه خود، تأثیر عوامل سن شرکت، تأخیر زمانی، حجم عرضه و اندازه شرکت را بر عملکرد آتی شرکتهای عمومیشده اندونزی بررسی کردند و رابطه مثبتی میان تعداد سهام عرضه شده در زمان عمومیشدن و عملکرد آتی شرکت یافتند. همچنین بیان کردند که شرکتهای عمومیشده اندونزی که مورد بررسی قرار گرفتهبودند، از خود کاهش عملکرد نشان نمیدهند.
هبیب و لجنگکویست (2001) نیز در مطالعه خود با تعریف اهرم مالی به عنوان بدهی شرکت تقسیم بر مجموع بدهی و سرمایه در سال مالی قبل از IPO، نشان دادند که رابطه منفی میان اهرم مالی و عملکرد بلندمدت شرکت وجود دارد.
از طرفی تعداد IPOها در طول زمان نوسان دارد و با توجّه به این موضوع، بازارهای داغ و سرد در بازار عرضه عمومی اولیه ایجاد می‌‌شوند که میتوانند بر نتیجه IPO تأثیرگذار باشند و در مطالعات باید لحاظ شوند. شرکتهایی که در بازارهای داغ اقدام به IPO میکنند نسبتأ عملکرد ضعیفتری از خود نشان میدهند. همچنین، شرکت‌ها در دوران سرد، با اتخاذ سیاست جداکننده، سریعاً وارد بازار می‌شوند، درحالیکه در دوران داغ، شرکت‌ها صبر کردن را باارزش می‌دانند (لوگران و ریتر، 1995).
بازارهای داغ IPO، به عنوان بازارها و دورههای زمانی که افزایش غیرمعمولی در حجم IPOها اتفّاق میافتد، تلقی میگردد. مقالات بسیاری به بررسی علل ایجاد بازارهای داغ و به نوعی علل ایجاد امواج IPO پرداخته‌اند که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به مطالعه‌ی هه (2007)، اشاره نمود. بازارهای سرد را نیز می‌توان نقطه مقابل بازارهای داغ یعنی دورانی که بازار با کاهش قابل توجّه حجم عرضه‌های عمومی مواجه است، تعریف نمود. به بازارهایی که نه داغ و نه سرد هستند بازارهای خنثی گفته می‌شود. اگرچه مطالعات فراوانی به بررسی و تبیین رفتار خوشه‌ایی IPOها در طول زمان پرداخته‌اند، با این وجود به گفته‌ی آتلی (2005)، کماکان علل ایجاد دوره‌های بازارهای داغ و سرد به طور کامل روشن نیست. یکی از مسائل چالش‌‌برانگیز در این حوزه، این مسأله است که با توجّه به اینکه اهداف شرکت‌ها و برنامه‌های توسعه‌ایی شرکت‌ها در تناقض با یکدیگر نیست، چرا عدهایی از شرکتها در بازارهای سرد و عدهایی در بازارهای داغ به عرضه عمومی روی میآورند.
اگرچه وجود امواج IPO یا همان بازارهای داغ IPO امری شناخته شده در ادبیات موضوع است اما شاید بررسی دلایل علت و معلولی این پدیده کمتر مورد توجّه قرار گرفتهاست. اکثر تئوریها در این زمینه اگرچه در توضیح خود تفاوتهایی دارند در این ویژگی که عمدتاً، توجّه را به ارزشگذاری بازار و بازگشت سهام معطوف نمودهاند، مشترک هستند (آتلی، 2005).
برخی دیگر از مطالعات اینگونه عنوان میکنند که علت خوشهبندی IPOها در زمان بازارهای داغ، اطلاعات ناشی از نوآوریهای تکنولوژیکی است. از جمله این مطالعات میتوان به ویلهلم (2002) و ماکسیمویچ و پیچلر (2001)، اشاره نمود. با اینوجود، در مطالعات دیگری نظیر هلوگ و لیانگ (2004)، اینگونه عنوان شدهاست که خوشهبندی صنعت مختص بازارهای داغ نیست و آنها اینگونه نتیجه گرفتهاند که نوآوریهای تکنولوژیکی، علت اصلی بازارهای داغ نمیباشد چرا که دورههای بازار IPO نوسانات بیشتری نسبت به نوآوریهای مطرح شده دارد.
با اینوجود، اگرچه ارزشگذاری بازار و اطلاعات ناشی از نوآوریهای تکنولوژیکی، بدون شک در تولید امواج IPO تأثیرگذار است، نکته دیگری که در این رابطه نقش دارد و کمتر مورد توجّه قرار گرفته است، رقابت در بازار است. به عبارتی با این دید که انگیزه رفتن به سمت IPO نه تنها کسب سرمایه بیشتر بلکه امر رقابت و کسب سهم بازار است، میتوان این موضوع را مورد مطالعه قرارداد. در این رابطه، در مطالعهایی، اشپیگل و توکس (2007)، مدلی را از رابطه بین نوآوری محصول در بازار، رقابت محصول در بازار و تصمیمات خصوصی در مقابل عمومی را در یک افق زمانی نامحدود ارائه نمودهاند. در مدل آنها مزیت عمومیشدن، قابلیتی برای بهدست ‌آوردن تأمین مالی کمهزینهتر در مقابل عیب افشای نوآوری محصولشان در صنعت است. در این مقاله، پیشبینی شده است که شرکتهایی که در طول امواج IPO عمومی میشوند، زایایی کمتر و سودآوری بیشتری بعد از IPO نسبت به شرکتهایی که عمومیشدن را خارج از امواج IPOها انجام میدهند، خواهندداشت.