بودجه چیست؟

تعریف بودجه

از واژه بودجه، همانطورکه بین مردم مصطلح است، مفهوم دخل و خرج (در آمد وهزینه) استنباط می شود و زمانی که از بودجه دولت سخن به میان می آید، مفهوم جز این نخواهد داشت و در واقع بودجه شامل درآمدها وهزینه های دولت است.اما این ساده ترین برداشت از مفهومبودجهبوده وامروزه از آن فاصله بسیار گرفته وپیچیده تر گردیده است.تا آنجاکه نه تنها از جهات اقتصادی بلکه از نظر سیاسی ومدیریت نیز مورد توجه است.

ماده اول قانون محاسبات عمومی ایران (مورخ 21 صفر 1329 هجری قمری) بودجه را چنین تعریف کرده است.

«بودجه دولت، سندی است که معاملات دخل وخرج مملکتی برای مدت معینی در آن پیش بینی وتصویب می گردد. مدت مزبور را سنه مالی میگویند که عبارتند از یک سال شمسی است.»

اما نچهعآنجآنچه در همه تعاریف، مشترک ومقبول است، آن است که بودجه:

  1. حاوی یک برنامه مالی وکاری است.
  2. حاوی پیش بینی درآمدها و هزینه ها مورد نیاز است.
  3. مدت آن محدود است.
  4. سندی است که به تصویب قوه مقننه باید برسد وجنبه قانونی دارد.
  5. هیچ دولتی نمی تواند بدون آن به فعالیت خود ادامه دهد.

اصول بودجه:

بودجه نیز مانند هر علم دیگری بر اصول وفرضهای ثابتی استوار استکه همواره باید در نظر گرفته شوندهای اصول عبارتند از:

  1. اصل سالانه بودن:منظور این است که بودجه دولت در هر سال فقط یک بار تنظیم وجهت رسیدگی وتصویب به مجلس تقدیممی گردد.
  2. اصل وحدت: منظور از اصل وحدت این است که بودجه باید حاوی کلیه هزینه های دولت در مدت یک سال است.
  3. اصل تعادل:منظور از اصل تعادل برابری درآمدها و هزینه های دولت در مدت یک سال است.
  4. اصل جامعیت:منظور از اصل جامعیت، جامع وکامل بودن بودجه است به این معنیکه باید تمام درآمدها و هزینه های دولت را به هر شکلی که هست دربربگیرد.
  5. اصل انعطاف پذیری:مطابق این اصل، مدیران سازمانهای دولتی ضمن اینکه باید کاملاً تابع مقررات ونظم مالی باشند، باید تا حدودی نیز دارای اختیار و آزادی عمل باشند تا بتوانند مسائل و مشکلات خود را به آسانی حل کنند.در غیر این صورت تشریفات طولانی اداری از تحرک کار مدیر جلوگیری بعمل می آورد.

بودجه برنامه ای

در بودجه برنامه ای، هزینه های سازمان به تفکیک برنامه ها و فعالیت های آن بر آورد می شود. در این نوع بودجه نویسی، هر یک از سازمانهای دولتی باید، عملیات خود را به چند برنامه و هر برنامه به فعالیت های تابعه تقسیم می گردد. البته حدود هر برنامه باید وسیع باشد تا بتوان آن را به فعالیت های متعدد تقسیم بندی نمود و سپس بر مبنای آنها هزینه های لازم رابه صورت برنامه متداول برآورد کرد و تنظیم نمود.

در این نوع از بودجه ریزی، مانند بودجه متداول مورد نظر وهدف نیست بلکه در جستجوی آن هستیم که بدانیم، هر وزارتخانه یا سازمان دولتی، در جهت کدام یک از وظایف عمل می کند، برنامه آنها چیست؟ و چه فعالیت واقداماتی در داخل برنامه انجام می شود؟ بنابراین لازم است که مواد هزینه را بدانیم تا بتوانیم تصمیم بگیریم که مثلاً چه مبلغی از بودجه برنامه ای ، باید برای هزینه های پرسنلی صرف گردد و چه مبلغی، برای خرید وسایل و ملزومات و یا ماشین آلات وغیره هزینه شود وامثال آن.

بدین جهت است که «بودجه متدوال» در داخل بودجه برنامه ای، تهیه وتنظیم می شود.

مثلاً برای آنکه بودجه برنامه ای وزارت آموزش و پرورش را که هدف کلی آن تعلیم وتربیت است تنظیم نمائیم، نخست وظایف آن رابه گونه ای طبقه بندی می کنیم که به صورت برنامه های مشخص درآید مانند: برنامه آموزش ابتدائی، برنامه آموزش راهنمایی تحصیلی، برنامه آموزش متوسطه، برنامه آموزش فنی و حرفه ای، برنامه آموزش تربیتمعلم، برنامه مراکز ضمن خدمت و … همچنین می توانیم این برنامه ها را بر اساس شهر و روستا ومنطقه ای در نظر بگیریم.

سپس در مرحله دوم، اعتبار مورد نیاز هر برنامه را جداگانه و بر اساس مواد هزینه (بودجه)

تحلیل در مورد (P.SDC.RB) در آموزش و پرورش

مهمترین توانایی لازم برای یک مدیر فقط مهارتهای فنی، تجاری، مالی، تامینی وحساب داری نیست بلکه این توانایی ذهنی وفلسفی مدیر در اجرای عناصر اصلی امور اداری است که مهمتر می باشد. منظور فایول از برنامه ریزی بیشتر پیش بینی و دقت در دورنمای آینده وتنظیم برنامه عملیات بود و سازمان دهی را بنای ساختاری انسانی و سازمانی می دانست.منظور وی از فرماندهی تداوم فعالیتهای کارکنان و غرض از هماهنگی، همبستگی و وحدت و سازگاری فعالیت های مختلف در سازمان بود و سرانجام کنترل را به معنای تطبیق عملیات با موازین مصوبه مقررات موجود می دانست.

در کشورما برنامه ریزی آموزشی و درسی به عهده سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش می باشد ونحوه همکاری مدیران آموزشی در برنامه ریزی، مطابق مقرراتی است که به تصویب شورای عالی آموزش وپرورش می رسد.

چنانچه تهیه وتدوین برنامه ها صرفاً در اختیار – باشد. اکثر آنان تمایل دارند تلاش خود را محدود  به مطالب قابل طرح در کلاس وقابل اندازه گیری در آزمون نمایند.در گذشته برنامه ریزی آموزشی فقط به کتب درسی توجه شده و حجم کتابها بسیار زیاد بوده است.

شرکت مدیران در برنامه ریزی آموزشی و درسی می تواند به هماهنگی هدفهای آرمانی و اولویتهای یادگیری با تلاشهای معلمان در کلاس بیانجامد. آنان می توانند تفسیر والدین و معلمان و عکس العمل دانش آموزان نسبت به برنامه ها را همراه با درک نیازها و علایق نو و توان و کشش فراگیران به اطلاع برنامه ریزان برسانند و ضمناً موجباتی فراهم سازند تا با مشارکت معلمان در برنامه ریزی، از احساس عدم امنیت آنان ناشی از اجرای برنامه ها بکاهند.

نقش مدیران مدارس در کشور ما  به لحاظ آنکه باید انتظارات سازمان پژوهش و برنامه ریزی درسی را برآورند و به هدایت تلاش معلمان در اجرای هدفهای آرمانی تعلیم وتربیت .جلب توجه به مفاهیم عمیق و تمرکز بر یادگیری توسط خود دانش آموزان بپردازند. بسیار حساس و دشوار است.مضافاً در اوایل تشکیل وزارت آموزش و پرورش برای چند سال برنامه ریزی درسی وتدوین مطالب کتابهای درسی توسط بخش خصوصی انجام گرفت، ولی شورای عالی آموزش و پرورش یکی از کتابهای موجود را انتخاب و سفارش چاپ وانتشار آن را به شرکت آن می داد.

به طور کلی برنامه ریزی بخش اعظم وظایف مدیر را در بر میگیرد و برای انجام همه نقش ها از آن استفاده میشود. مدیر در هر یک از وظایف برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل، نظارت و رهبری که از وظایف مدیریت محسوب می شود به برنامه ریزی نیاز دارد.

هدفهای برنامه ریزی افزایش احتمال رسیدن به هدف از طریق تنظیم فعالیت ها ، افزایش بازدهی اقتصادی یا مقرون به صرفه بودن عملیات، تمرکز بر روی مقاصد و اهداف و احتراز از تغییر مسیر و بالاخره تهیه ابزاری برای کنترل است.میزان وقتی که مدیران صرف برنامه ریزی می کنند.نشانگر میزان اعمال مدیریت آنان است در حقیقت در تعریف مدیریت ورهبری برنامه ریزی برنامه ریزی یک مفهوم کلیدی است.کسانی که قدرت اختیار و توان برنامه ریزی در سازمان را ندارد مجری هستند نه مدیر. برنامه ریزی نقشه کشیدن برای آینده وچیش بینی راه دست یابی به آن در مدیریت آینده بر اساس مفهوم برنامه ریزی کلیه مفاهیم واجرای یکدرس با هماهنگی کامل در طرح کلی آن درس قرار می گیرند و با مقتضیات محیط و شرایط نظام کلی آموزش و پرورش و اهداف آن هماهنگ می شوند.

دومین ویژگی لازم برای یک هدف درسی، با توجه به اصل هماهنگی از اصول مدیریت هماهنگی آن با اهداف وسیعتر در سطوح فراتر از آن مطالب درسی وکلاس درس است.یعنی پیوند میان انتظارات نظام آموزش و پرورش، تعلیمات پایه برای ادامه تحصیل، پرورش، تعلیمات پایه برای ادامه تحصیل، پرورش جوانان برای شرکت فعال و موثر در زندگی سیاسی و اجتماعی و استفاده صحیح از حقوق اجتماعی و …

به طور مثال اهدافی از قبیل قابلیت و توان تفسیر و تحلیل مطالب کتب و اطلاعات مربوط به علائم ونشانه ها در نقشه ها، طرحها، تصاویر، چارتها، ماکتها، جداول و اشکال مختلف و یا توانایی ایجاد ارتباط میان اطلاعات، طبقه بندی اطلاعات بر اساس این ارتباطات، حاکم ساختن نظامی فکری بر این طبقات و کسب مفهوم و نشان دادن آن به شکلی از اشکال مذکور، مسلماً به بیش از مقدار تلاشی نیاز دارد که معمولاً از تحقق یک هدف درسی مطلب محدود به کلاس در وقت معین انتظار می رود.

در کل با نگاهی نو به P.SDC.VB باید گفت که در عصر حاضر و در آینده در آموزش وپرورش می بایستی حالت خلاقیت وجریان سینکتیکس برقرار کرد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ابعاد رفتار شهروندی سازمانی از نظر محققان

از واژه بودجه، همانطورکه بین مردم مصطلح است، مفهوم دخل و خرج (در آمد وهزینه) استنباط می شود و زمانی که از بودجه دولت سخن به میان می آید، مفهوم جز این نخواهد داشت و در واقع بودجه شامل درآمدها وهزینه های دولت است.اما این ساده ترین برداشت از مفهومبودجهبوده وامروزه از آن فاصله بسیار گرفته وپیچیده تر گردیده است.تا آنجاکه نه تنها از جهات اقتصادی بلکه از نظر سیاسی ومدیریت نیز مورد توجه است.

ماده اول قانون محاسبات عمومی ایران (مورخ 21 صفر 1329 هجری قمری) بودجه را چنین تعریف کرده است.

«بودجه دولت، سندی است که معاملات دخل وخرج مملکتی برای مدت معینی در آن پیش بینی وتصویب می گردد. مدت مزبور را سنه مالی میگویند که عبارتند از یک سال شمسی است.»

اما نچهعآنجآنچه در همه تعاریف، مشترک ومقبول است، آن است که بودجه:

  1. حاوی یک برنامه مالی وکاری است.
  2. حاوی پیش بینی درآمدها و هزینه ها مورد نیاز است.
  3. مدت آن محدود است.
  4. سندی است که به تصویب قوه مقننه باید برسد وجنبه قانونی دارد.
  5. هیچ دولتی نمی تواند بدون آن به فعالیت خود ادامه دهد.

اصول بودجه:

بودجه نیز مانند هر علم دیگری بر اصول وفرضهای ثابتی استوار استکه همواره باید در نظر گرفته شوندهای اصول عبارتند از:

  1. اصل سالانه بودن:منظور این است که بودجه دولت در هر سال فقط یک بار تنظیم وجهت رسیدگی وتصویب به مجلس تقدیممی گردد.
  2. اصل وحدت: منظور از اصل وحدت این است که بودجه باید حاوی کلیه هزینه های دولت در مدت یک سال است.
  3. اصل تعادل:منظور از اصل تعادل برابری درآمدها و هزینه های دولت در مدت یک سال است.
  4. اصل جامعیت:منظور از اصل جامعیت، جامع وکامل بودن بودجه است به این معنیکه باید تمام درآمدها و هزینه های دولت را به هر شکلی که هست دربربگیرد.
  5. اصل انعطاف پذیری:مطابق این اصل، مدیران سازمانهای دولتی ضمن اینکه باید کاملاً تابع مقررات ونظم مالی باشند، باید تا حدودی نیز دارای اختیار و آزادی عمل باشند تا بتوانند مسائل و مشکلات خود را به آسانی حل کنند.در غیر این صورت تشریفات طولانی اداری از تحرک کار مدیر جلوگیری بعمل می آورد.

بودجه برنامه ای

در بودجه برنامه ای، هزینه های سازمان به تفکیک برنامه ها و فعالیت های آن بر آورد می شود. در این نوع بودجه نویسی، هر یک از سازمانهای دولتی باید، عملیات خود را به چند برنامه و هر برنامه به فعالیت های تابعه تقسیم می گردد. البته حدود هر برنامه باید وسیع باشد تا بتوان آن را به فعالیت های متعدد تقسیم بندی نمود و سپس بر مبنای آنها هزینه های لازم رابه صورت برنامه متداول برآورد کرد و تنظیم نمود.

در این نوع از بودجه ریزی، مانند بودجه متداول مورد نظر وهدف نیست بلکه در جستجوی آن هستیم که بدانیم، هر وزارتخانه یا سازمان دولتی، در جهت کدام یک از وظایف عمل می کند، برنامه آنها چیست؟ و چه فعالیت واقداماتی در داخل برنامه انجام می شود؟ بنابراین لازم است که مواد هزینه را بدانیم تا بتوانیم تصمیم بگیریم که مثلاً چه مبلغی از بودجه برنامه ای ، باید برای هزینه های پرسنلی صرف گردد و چه مبلغی، برای خرید وسایل و ملزومات و یا ماشین آلات وغیره هزینه شود وامثال آن.

بدین جهت است که «بودجه متدوال» در داخل بودجه برنامه ای، تهیه وتنظیم می شود.

مثلاً برای آنکه بودجه برنامه ای وزارت آموزش و پرورش را که هدف کلی آن تعلیم وتربیت است تنظیم نمائیم، نخست وظایف آن رابه گونه ای طبقه بندی می کنیم که به صورت برنامه های مشخص درآید مانند: برنامه آموزش ابتدائی، برنامه آموزش راهنمایی تحصیلی، برنامه آموزش متوسطه، برنامه آموزش فنی و حرفه ای، برنامه آموزش تربیتمعلم، برنامه مراکز ضمن خدمت و … همچنین می توانیم این برنامه ها را بر اساس شهر و روستا ومنطقه ای در نظر بگیریم.

سپس در مرحله دوم، اعتبار مورد نیاز هر برنامه را جداگانه و بر اساس مواد هزینه (بودجه)

تحلیل در مورد (P.SDC.RB) در آموزش و پرورش

مهمترین توانایی لازم برای یک مدیر فقط مهارتهای فنی، تجاری، مالی، تامینی وحساب داری نیست بلکه این توانایی ذهنی وفلسفی مدیر در اجرای عناصر اصلی امور اداری است که مهمتر می باشد. منظور فایول از برنامه ریزی بیشتر پیش بینی و دقت در دورنمای آینده وتنظیم برنامه عملیات بود و سازمان دهی را بنای ساختاری انسانی و سازمانی می دانست.منظور وی از فرماندهی تداوم فعالیتهای کارکنان و غرض از هماهنگی، همبستگی و وحدت و سازگاری فعالیت های مختلف در سازمان بود و سرانجام کنترل را به معنای تطبیق عملیات با موازین مصوبه مقررات موجود می دانست.

در کشورما برنامه ریزی آموزشی و درسی به عهده سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش می باشد ونحوه همکاری مدیران آموزشی در برنامه ریزی، مطابق مقرراتی است که به تصویب شورای عالی آموزش وپرورش می رسد.

چنانچه تهیه وتدوین برنامه ها صرفاً در اختیار – باشد. اکثر آنان تمایل دارند تلاش خود را محدود  به مطالب قابل طرح در کلاس وقابل اندازه گیری در آزمون نمایند.در گذشته برنامه ریزی آموزشی فقط به کتب درسی توجه شده و حجم کتابها بسیار زیاد بوده است.

شرکت مدیران در برنامه ریزی آموزشی و درسی می تواند به هماهنگی هدفهای آرمانی و اولویتهای یادگیری با تلاشهای معلمان در کلاس بیانجامد. آنان می توانند تفسیر والدین و معلمان و عکس العمل دانش آموزان نسبت به برنامه ها را همراه با درک نیازها و علایق نو و توان و کشش فراگیران به اطلاع برنامه ریزان برسانند و ضمناً موجباتی فراهم سازند تا با مشارکت معلمان در برنامه ریزی، از احساس عدم امنیت آنان ناشی از اجرای برنامه ها بکاهند.

نقش مدیران مدارس در کشور ما  به لحاظ آنکه باید انتظارات سازمان پژوهش و برنامه ریزی درسی را برآورند و به هدایت تلاش معلمان در اجرای هدفهای آرمانی تعلیم وتربیت .جلب توجه به مفاهیم عمیق و تمرکز بر یادگیری توسط خود دانش آموزان بپردازند. بسیار حساس و دشوار است.مضافاً در اوایل تشکیل وزارت آموزش و پرورش برای چند سال برنامه ریزی درسی وتدوین مطالب کتابهای درسی توسط بخش خصوصی انجام گرفت، ولی شورای عالی آموزش و پرورش یکی از کتابهای موجود را انتخاب و سفارش چاپ وانتشار آن را به شرکت آن می داد.

به طور کلی برنامه ریزی بخش اعظم وظایف مدیر را در بر میگیرد و برای انجام همه نقش ها از آن استفاده میشود. مدیر در هر یک از وظایف برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل، نظارت و رهبری که از وظایف مدیریت محسوب می شود به برنامه ریزی نیاز دارد.

هدفهای برنامه ریزی افزایش احتمال رسیدن به هدف از طریق تنظیم فعالیت ها ، افزایش بازدهی اقتصادی یا مقرون به صرفه بودن عملیات، تمرکز بر روی مقاصد و اهداف و احتراز از تغییر مسیر و بالاخره تهیه ابزاری برای کنترل است.میزان وقتی که مدیران صرف برنامه ریزی می کنند.نشانگر میزان اعمال مدیریت آنان است در حقیقت در تعریف مدیریت ورهبری برنامه ریزی برنامه ریزی یک مفهوم کلیدی است.کسانی که قدرت اختیار و توان برنامه ریزی در سازمان را ندارد مجری هستند نه مدیر. برنامه ریزی نقشه کشیدن برای آینده وچیش بینی راه دست یابی به آن در مدیریت آینده بر اساس مفهوم برنامه ریزی کلیه مفاهیم واجرای یکدرس با هماهنگی کامل در طرح کلی آن درس قرار می گیرند و با مقتضیات محیط و شرایط نظام کلی آموزش و پرورش و اهداف آن هماهنگ می شوند.

دومین ویژگی لازم برای یک هدف درسی، با توجه به اصل هماهنگی از اصول مدیریت هماهنگی آن با اهداف وسیعتر در سطوح فراتر از آن مطالب درسی وکلاس درس است.یعنی پیوند میان انتظارات نظام آموزش و پرورش، تعلیمات پایه برای ادامه تحصیل، پرورش، تعلیمات پایه برای ادامه تحصیل، پرورش جوانان برای شرکت فعال و موثر در زندگی سیاسی و اجتماعی و استفاده صحیح از حقوق اجتماعی و …

به طور مثال اهدافی از قبیل قابلیت و توان تفسیر و تحلیل مطالب کتب و اطلاعات مربوط به علائم ونشانه ها در نقشه ها، طرحها، تصاویر، چارتها، ماکتها، جداول و اشکال مختلف و یا توانایی ایجاد ارتباط میان اطلاعات، طبقه بندی اطلاعات بر اساس این ارتباطات، حاکم ساختن نظامی فکری بر این طبقات و کسب مفهوم و نشان دادن آن به شکلی از اشکال مذکور، مسلماً به بیش از مقدار تلاشی نیاز دارد که معمولاً از تحقق یک هدف درسی مطلب محدود به کلاس در وقت معین انتظار می رود.

در کل با نگاهی نو به P.SDC.VB باید گفت که در عصر حاضر و در آینده در آموزش وپرورش می بایستی حالت خلاقیت وجریان سینکتیکس برقرار کرد.