تاثیر روابط گروهی و رابطه با رهبر بر تعهد سازمانی

تاثیر روابط گروهی و رابطه با رهبر بر تعهد سازمانی

در رابطه با تاثیر روابط گروهی و رابطه با رهبر به موارد زیر اشاره شده است:

انسجام گروه : برخی مطالعات رابطه انسجام گروهی و تعهد سازمانی را مثبت وتعدادی دیگر، رابطه این دو را منفی دانسته اند. البته همبستگی حاصل از جمیع تحقیقات مثبت و ضعیف بوده است .

 وابستگی متقابل وظایف : در اغلب مطالعات رابطه وابستگی وظایف با تعهد، مثبت ومتوسط گزارش شده است . موریس و استیزر بیان می دارند که وقتی کارکنان در شرایطوابستگی شدید وظایف باشند از کمک خود به سازمان و گروههای مرتبط آگاهی خواهندیافت و این خود به تعهد نگرشی به سازمان منجر می شود. ملاحظه کاری و ساخت دهی مدیران : هر دو نوع رفتار مدیران با تعهد سازمانی همبستگی نسبی و مثبت دارند. البته تحقیقات نشان می دهند که این رابطه توسط عواملی از قبیل محیط کاری و خصوصیات پایین دستان تعدیل می شود(کشاورز،1387).

ارتباطات رهبر: چگونگی ارتباطات رهبر با تعهد سازمانی ، همبستگی قوی و مثبت دارد. بدین معنی مدیرانی که ارتباطات به موقع و صحیحی ایجاد می کنند موجب تقویت محیط کار و تعهد بیشتر کارکنان می گردند. رهبری مشارکتی نیز با تعهد سازمانی همبستگی مثبت دارد. در محیطهای غیرقابل پیش بینی تاثیر مدیریت مشارکتی بر تعهد سازمانی بیشتر می شود(کشاورز،1387).

2-1-1-4-ویژگیهای سازمان و تعهد سازمانی

در تعدادی از مطالعات ، میان اندازه سازمان و میزان تعهد سازمانی همبستگی معنی دار ملاحظه شده است . اشاره می شود که در سازمانهای بزرگ امکانات ترفیع بیشتراست و این امر به تعهد سازمانی
می انجامد (ماتیو و زاجاک[1] ،1990).

دانشمندان رفتار سازمانی معتقدند که بین روحیه و رضایت شغلی رابطه مستقیم وجود دارد و عوامل مهم تشکیل دهنده روحیه که در شرایط تحقیقی مختلف به طور نسبتا ثابت بدست آمده اند عبارتند از: لیاقت و شایستگی سرپرست سازمان، زیرا او نقطه تماس سازمان و کارمندان می باشد و بر فعالیتهای آنان نفوذی قاطع دارد(موغلی،1388).

رضایت از نفس کار، غالب افراد کار مورد علاقه خود را به نحو احسن انجام می دهند و احساس می کنند شغلشان به آنها فرصت می دهد تا استعدادهای خود را به منصه ظهور برسانند و پیشرفت کنند. سازگاری با همکاران، وقتی فرد در می یابد که مورد قبول همکاران است کار خود را بیشتر رضایت بخش می یابد.رضایت بخش بودن و سودمندی هدف سازمان، کارمندان دوست دارند عضو سازمانی باشند که اهداف سودمند و ارزنده ای را دنبال می کند.رضایت کافی از پاداشهای اقتصادی و انچه مربوط به آن می باشد، کارمندان دوست دارند با میزان برابر با دیگر کارمندان سازمان و به میزان کمتر با کارمندان خارج از سازمان پاداش شایسته دریافت کنند(موغلی،1388).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   استراتژی‌های بازنمایی از دیدگاه روانشناختی

سلامتی عمومی ، جسمانی و روانی، و رضایت شغلی وابسته به هم و لازم و ملزوم یکدیگر بوده و مشتمل بر عوامل خارج از شغل و خلق و خوی و احساسات عمومی فرد می باشد.

عوامل اجتماعی دیگر در بالا بردن روحیه کارکنان تاثیر بسزایی دارند که عبارتند از : موقعیت شغلی، جذابیت شغلی و پیشرفت شغلی ، بدین معنی که انسان بر پایه رضایت خاطر، شغلی را انتخاب می کند و اگر همان نظراتی را که در ابتدای انتخاب داشته در عمل به حقیقت بپیوندد چنین فردی از روحیه ای قوی برخوردار خواهد بود. در هر گروه انسانی اثرات کارآیی و خودکفایی افراد رابطه مستقیمی با درجه رضامندی، خوشحالی و خرسندی افراد دارد. و بالعکس ناکامی ها و سرخوردگیها آنها در امور مربوطه، سبب عدم رضامندی، و نزول سطح روحیه می گردد(موغلی،1388).

نگرش رضایت شغلی در سالهای اخیر بیشترین توجه را به خود جلب نموده است ولی اخیراً نگرش تعهد سازمانی عمومیت بیشتری پیدا کرده و در ادبیات تحقیق جایگاهی را به خود اختصاص داده که برای درک و پیش بینی رفتار سازمانی اهمیت پیدا کرده است.

از تعهد سازمانی تعاریف متعددی بعمل آمده است. تعهد سازمانی اغلب تعریف شده است، بعنوان:

  • تمایل قوی برای بقاء عضویت در یک سازمان خاص.
  • تمایل برای تلاش بسیار زیاد برای سازمان.
  • باور قاطع در قبول ارزشها و اهداف سازمان.

به عبارت دیگر تعهد سازمانی یک نگرش درباره وفاداری کارکنان به سازمان و یک فرآیند مستمر است که بواسطه مشارکت افراد در تصمیمات سازمانی، توجه افراد به سازمان و موفقیت و رفاه سازمان را می رساند. با استفاده از این تعریف برای ارزیابی تعهد سازمانی افراد، پرسشنامه ای تنظیم گردیده است که در بخش پرسشنامه ها آمده است(کشاورز، 1387).

تعهد سازمانی ناشی از عوامل و متغیرهای مختلفی است که نتایج مختلفی بدنبال دارد.در ارتباط با تعهد سازمانی مطالعات مختلفی صورت گرفته که یکی از مهمترین این مطالعات بوسیله “میر و آلن” صورت گرفته و مدلی سه بعدی ارائه شده است. ابعاد این مدل عبارتند از:

تعهد عاطفی: شامل وابستگی عاطفی کارکنان به تعیین هویت با سازمان و درگیر شدن د رفعالیتهای سازمانی ا ست.

تعهد مستمر: شامل تعهدی که مبتنی بر ارزش نهادن به سازمان است و کارمند در زندگی سازمان سهیم می شود.   

 تعهد تکلیفی: شامل احساسات افراد مبنی بر ضرورت ماندن در سازمان است.  بطور کلی تعهد سازمانی منجر به نتایج مطلوب سازمانی، همچون عملکرد بالاتر، ترک خدمت کمتر و غیبت کمتر خواهد شد که تحقیقات متعددی نیز صحت آن را تایید نموده است (کشاورز، 1387).

[1] –  matiyo&zajak