تعریف عزت نفس و اهمیت ان از منظر روانشناسان

تعریف عزت نفس

عزت‌نفس عبارت است از ارزیابی و ارزشیابی مداومی که شخص نسبت به ارزشمندی خویشتن خود دارد و عزت‌نفس نوعی قضاوت شخص نسبت به ارزشمندی وجودی خویش می‌باشد. این صفت خاصیت عمومی دارد و در همه انسان‌ها وجود دارد در انسان نه یک حالت محدود و گذرا بلکه ثابت و دائمی است (شاملو، سعید، 1370).

حرمت نفس در هر سطحی که باشد یک تجربه شخصی است و در کانون وجود انسان قرار دارد و عبارت از این است که «من خودم درباره خودم چه فکر می‌کنم و نه آنکه دیگری درباره من چه می‌اندیشد». اگر حرمت نفس عبارت باشد از قضاوت انسان مبنی بر شایستگی، برای زندگی و تجربه ارزشمندی خویش و تأثیر و تصدیق و خوش‌گمانی و آگاهی وجدان انسان از نفس خویش و ایجاد ذهنی که مورد اعتماد وی. هیچ‌کس جز خود انسان نمی‌تواند آن را بیافریند (مترجم: هاشمی‌، جمال، 1375).

منظور از «عزت نفس» چیزی به مراتب بیش از احساس خود ارزشمندی است. احساس ارزشمندی که بسیاری از روان درمانگرها و آموزگاران می‌خواهند آن را در اشخاص ایجاد و القا‌ کنند به مقایسه در حکم اتاق انتظار عزت نفس است
(مترجم: قرچه‌داغی، مهدی، 1379).

عزت‌نفس، اگر به طور کامل تحقق پیدا کند تجربه‌ای است که … خود را مناسب زندگی و لازمه‌های آن بدانیم اگر دقیق‌تر بگوییم، عزت‌نفس.

1- اعتماد به توانایی خود در اندیشیدن است، اعتماد به توانایی خود به کنار آمدن با چالشهای اولیه زندگی است.

2- اعتماد به حق خود برای موفق و شاد بودن است، احساس ارزشمند بودن است، داشتن حق ابراز نیازها و خواسته‌هاست، ابراز میل رسیدن به ارزشها و برخوردار شدن از ثمرات تلاش خویشتن است (مترجم: قرچه‌داغی، مهدی، 1379).

عزت‌نفس یعنی اعتماد کردن به توانمندی ذهن و به توانایی خود در اندیشیدن. اگر موضوع را بیشتر بسط دهیم می‌توانیم بگوییم که عزت‌نفس به معنای توانایی یاد گرفتن، انتخاب‌های درست، تصمیمات به جا و برخورد درست با تغییرات است
(مترجم: قرچه‌داغی، مهدی، 1379).

عزت‌نفس را می‌توان اینچنین تعریف کرد: عزت‌نفس به عنوان یک نیاز شامل احساساتی است که انسان به داشتن آن در یک سیستم متقابل اجتماعی محتاج است بدین معنی که ما نیاز داریم تا مشترکات احساسی خود را با دیگران رد و بدل نماییم و در درون خود احساس کنیم که با ارزشیم و همچنین احساس کنیم که دیگران ما را باارزش می‌پندارند و معقتد باشیم که آنان هم با ارزشند (اسلامی‌نسب، علی، 1372).

اهمیت عزت‌نفس

اکثر صاحب‌نظران برخورداری از عزت‌نفس (ارزیابی مثبت از خود) را به عنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی- اجتماعی افراد می‌دانند. این باور گسترش یافته و دارای تاریخچه طولانی نیز هست. ابتدا روان‌شناسان و جامعه‌شناسان از جمله ویلیام جیمز و هربرت مید[1] و چارلز کولی[2] بر اهمیت عزت‌نفس تأکید داشتند. چند سال بعد نئوفرویدین‌ها، چون سالیوان و هورنی، «خودپنداره» را در نظریه‌های شخصیتی‌شان وارد کردند. سالها بعد روان‌شناسان، نظریه‌ها را با کارهای تجربی در هم آمیختند و نتیجه گرفتند که عزت‌نفس (ارزیابی مثبت از خود) با شادکامی و کارکرد مفید فرد رابطه‌ای متقابل دارد (بیابانگرد، اسماعیل، 1372).

احساس ما از خویشتن و آنچه را که در مورد خود می‌اندیشیم بر کلیه جوانب تجربه ما از زندگی اثر جدی و قطعی دارد. شیوه رفتار ما در کار و حرفه، در مسائل عشقی و عاطفی، در امور جنسی، در نقش پدر و مادر در رابطه با فرزندان و در پیشرفت امور زندگی، همه و همه متأثر و در گرو احساس ما از نقش خویشتن است همچنین راه‌گشای فهم و درک ما از خود و دیگران است (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).

جدا از مسائلی که منشأ زیستی دارند من حتی نمی‌توانم یک مورد مشکل روانی را نام ببرم که از حرمت نفس پایین ناشی نمی‌شود، اعم از اضطراب، افسردگی، ترس از صمیمیت و محبت یا موفقیت، اعتیاد به الکل و مواد مخدر، مشکلات زناشویی، عادت اذیت و آزار کودکان، اختلالات جنسی، نارسایی‌های احساساتی، ارتکاب به خودکشی و جنایات و یا آشوبگری، همه و همه در حرمت نفس ضعیف ریشه دارند و ردیابی می‌شوند. از همه قضاوتهای ما در زندگانی هیچ یک به اهمیت قضاوت ما از نفس خویش نیست. حرمت نفس سالم یک نیاز اصولی و اساسی بر برخورداری از یک زندگی با فرجام است (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نقش خلاقیت در بهره­وری سازمان و توسعه نیروی انسانی

برای درک بهتر از حرمت نفس باید متذکر شویم که حرمت نفس دارای دورکن اصلی است که عبارتند از «احساس ارزشمندی» و «احساس شایستگی» به عبارت دیگر حرمت نفس عبارت است از مجموع اعتماد به نفس و احترام به خویشتن، بازتابنده قضاوت ضمنی در رو دررویی و مبارزه با مسائل و مشکلات زندگی (در جهت فهم و درک، قبضه و حل این مسائل) و حق انسان برای نیک‌بختی و بهروزی (و همت گماشتن و قامت افراشتن برای نیل به علایق و رفع نیازها و احترام به مشروعیت آنها)
(مترجم: هاشمی، جمال، 1375).

منظور از برخورداری از حرمت نفس نیرومند، احساس اطمینان از شایستگی در زندگی است یعنی لیاقت، قابلیت رقابت و ارزشمندی به معنایی که در بالا ذکر شد. معنی حرمت نفس ضعیف این است که انسان خود را مناسب و لایق زندگی نداند و به عنوان یک شخص خود را گمشده نامناسب و نابجا تلقی نکند نه نامناسب برای یک یا چند فعالیت در یک یا چند زمینه بخصوص، بلکه نامناسب و نابجا به عنوان یک شخص. حرمت نفس متوسط نوسان بین این دو حالت است. گاهی مناسب و زمانی نامناسب، گاهی عاقل و زمانی ابله. به طوری که تناقض در رفتار مشهود است و در نتیجه موجب عدم اطمینان شخص می‌شود و وضع را غیرقابل پیش بینی می‌کند (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).

استعداد ایجاد حس اعتماد به نفس و احترام به خویشتن بالقوه در ذات انسان موجود است. زیرا توان تفکر جوهر و سرمایه اساسی ما برای شایستگی است و این حقیقت که ما یک موجود زنده هستیم منشأ اساسی حق ما در تلاش برای نیک‌بختی و سعادت است. تفکر ایده‌آل آن است که هرکس با برخورداری از اعتماد به نفس و نیروی عقل خویش و یک احساس قوی مبنی بر شایستگی برای نیک‌بختی باید از حرمت نفس نیرومندی بهره‌مند گردد. اما بدبختانه وضع به این منوال نیست. گروه زیادی از مردم از احساس بی‌کفایتی، بی‌امنیتی، تردید به نفس، احساس گناه و ترس از شرکت فعال در زندگی رنج می‌برند. این احساسها همواره به وضوح قابل شناسایی و تصدیق نیستند اما در وجود آنها شکی نیست (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).

در جریان رشد و در فرآیند زندگی چه بسا ممکن است به سهولت از درک و فهم مثبتی از نفس خویش غافل می‌شویم و یا اصلاً از پایه و اساس، فاقد چنین درکی از خویشتن باشیم. ممکن است به واسطه انتقاد و طعن، لعن دیگران هیچ‌گاه بینش و چشم‌انداز لذت‌بخشی از خود نداشته باشیم و یا به دلیل زیرپا گذاشتن شرف، تمامیت، مسئولیت و حق طلبی خود و یا قضاوت اعمال خویش بدون درک و فهم کافی و یا از روی دلسوزی از خود تصویر شایسته‌ای ترسیم نکنیم (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).

اهمیت حرمت نفس سالم در این حقیقت نهفته شده که پایه و اساس نیروی ما برای برخورد و واکنش به فرصتهای مثبت و گرانبهای زندگی است. خواه در کار و حرفه یا مسائل عشقی و عاطفی و یا در بازیها و تفریحات. همچنین اساس آن صفاتی است که لذات و شادیهای زندگی را در اختیار انسان می‌گذارد (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).

[1] – Herbert Mead

[2] – Charles Cooley