تعریف و علایم اختلال اضطرابی

2تعریف اختلال اضطرابی                     

اضطراب یک احساس منتشر ، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسی است که اغلب با علائم دستگاه اتونوم همراه می گردد عبارت است از واکنش فرد در مقابل یک موقعیت تهدید آمیز ، یعنی موقعیتی که زیر تاثیر بالا گرفتن تحریکات اعم از بیرونی یا درونی واقع شده و فرد در مهار کردن آنها ناتوان است . ( چاپلین ، 1975 ، نقل از ثقفی ، 1390 ) . اختلالات اضطرابی یکی از متداولترین اشکال آسیب شناسی روانی در میان کودکان و نوجوانان است و رایج ترین شکل پریشانی روانی گزارش شده است که تمایل به پایداری دارد مگر اینکه درمان شود .( اسپنز[1]، 1998، رپی ، مک دونالد و اینگرام [2]، 2001 ) .

1-4-2 پیشینه اختلال اضطرابی

اختلال اضطرابی نشان دهنده یکی از شایع ترین اشکال آسیب شناسی روانی دوران کودکی است که با شروع زودرس و تاثیر شدید بر خط سیر تکاملی فرد ، پیش بینی خطرپذیری برای اختلالات دوران بزرگسالی را افزایش می دهد ( آوانا[3]، 2010، به نقل از طهماسیان(1379). کودکان مضطرب اغلب کودکانی ساکت ، عصبی ، شاکی ، ناراضی و کم طاقت هستند ، که ناراحتی بسیار شدید و پایداری را تجربه کرده و این اضطراب عملکرد روزانه آنهارا به طرز قابل ملاحظه ای مختل می نماید . کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی اغلب تحت عنوان نگران توصیف می شوند. والدین این کودکان باید بسیار هوشیار بوده و به نشانه های عصبی بودن و اضطراب داشتن در کودکانشان دقت کنند تا مانع از پیشرفت این حالتها شوند، زیرا اگر اضطراب درمان نشود ، در فعالیت های ذهنی و تخیلی اختلال ایجاد می کند ( ویکنز ، کاپلان[4] ، 2009 ) . اختلالات اضطرابی یکی از شایع ترین گروههای اختلالات روانی را تشکیل می دهد . تقریبا 20 درصد افراد در دوره ای از جوانی ، اختلال اضطرابی نشان می دهد ( شافر [5]و همکاران ، 1996 ، به نقل از ابراهیمی مقدم ، 1389 ) . اختلالات اضطرابی در نوجوانان بیشتر از کودکان و در دختران بیشتر از پسران شایع است ، اما این تفاوت خیلی زیاد نیست و شامل همه ی اختلالات اضطرابی نمی شود( کاستلو و همکاران، 2003 ، به نقل از ابراهیمی مقدم ، 1389 ). بالاخره شیوع اختلالات اضطرابی در سطوح اجتماعی اقتصادی بالاتر کاهش می یابد( سادوک و سادوک ، 1389 ). از آنجا که کودکان دچار اختلال اضطرابی ، رفتارهای نابهنجار کم تری دارند، در نتیجه کمتر برای درمان ارجاع داده می شوند.

2-4-2 اهمیت اختلال اضطرابی

تحریفات شناختی که در دوران کودکی بوجود می آید و در اضطراب دوران کودکی وجود دارد، نقش مهمی در ادامه ی این تحریفات و بروز اختلالات اضطرابی گسترده تر در آینده خواهد داشت. این کودکان مضطرب همواره حوادث را ناخوشایتد ارزیابی می کنند و تصور می کنند قسمت اعظم آن برایشان اتفاق می افتد( موریس و هیدن[6]، 2006 به نقل از محمدی(1384).

 

3-4-2 علایم اختلال اضطرابی

راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات، برای اضطراب شش نشانه را در کودکان ذکر کرده است که شامل بی قراری، خستگی مفرط، دشواری در تمرکز، تحریک پذیری، تنش عضلانی و اختلال خواب است(لاین[7] و همکاران، 2009) کودکانی که دارای اضطراب هستند، دچار تنش ها و دلواپسی های زیادی می شوند و نگرانی های آنها گاهی اوقات به اندازه ای می رسد که دیگر قادر به انجام دادن کاری نمی باشند. سبب شناسی اضطراب از دیدگاه مکاتب مختلف اضطراب و کارهایی که افراد برای نگه داشتن آن در سطوح قابل کنترلی انجام می دهند، به چند دیدگاه نظری  مورد توجه قرار گرفته اند:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   عوامل مرتبط با خودکشی

الف) دیدگاه روانکاوی

در این دیدگاه علت اختلالات اضطرابی به تعارض های درونی و تکانه های ناخودآگاه نسبت داده می شود. روانکاوان بر این باور اند که وقتی افراد در معرض خواسته های محیطی افراطی قرار می گیرند اضطراب تجربه می شود. فروید اضطراب را بر پایه ی ایگو معرفی می کند که از رفتار یک سائق نامقبول برای تظاهر آگاهانه و تخلیه خبر می دهد(استیمر و لوسل، 1388، به نقل از ابوالقاسمی(1388).

ب) دیدگاه رفتارگرایی

درمانگرایان و نظریه پردازان رفتارگرا اختلالات اضطرابی را نتیجه ی یادگیری غلط و شرطی شدن می دانند. موقعیتی که به یک موقعیت استرس زای قبلی شبیه است ممکن است موجب برانگیختن اضطراب شود . توقعات و مدل های نادرست والدین به عنوان علت اضطراب در دیدگاه یادگیری مورد تایید واقع شده است. والدین انتظارات بیش از اندازه از کودکان خود دارند که موجب برانگیختن اضطراب در آنها می شود( واترز ، فورد ، وارتون و کوبهام[8] ، 2009 ).

ج) دیدگاه شناختی

براساس دیدگاه شناختی ، اختلالات اضطرابی ، افکار و موردهای نادرست غیر واقعی و غیر منطقی هستند بویژه باورهای غیر منطقی اغرار آمیز نسبت به خاطرات محیطی .دیدگاه شناختی مانند دیدگاه روانکاوی ، به جریان های درونی به عنوان علل اختلالات اضطرابی توجه دارد.

د) دیدگاه زیست شناختی

براساس مطالعات انجام شده در سال های اخیر پیوندهایی بین اضطراب و کارکرد زیستی جسمانی آشکار شده است(ارگتا[9] ، 2011). دستگاه عصبی افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی به ویژه نسبت به محرک ها حساس تر است . بعلاوه آزمایشات مربوط به ترس و پرخاشگری هم نشان می دهد که اختلالات اضطرابی معمولا در بین افراد یک خانواده شایع تر است ( توبون، ولف ، فوتیکس ، هریس[10]، 2011).

ه) دیدگاه انسان گرایی و اصالت وجود

کارل راجرز که مانند مازلو از رهبران روانشناسی انسان گرا محسوب می شود ،هسته ی مرکزی شخصیت فرد را خود فهمی می داند. راجرز ، توانایی عمل فهم خویشتن و تحقق خود را به احساس شخصی ، احترام به خود و ترک پذیرش اجتماعی توسط دیگران ارتباط می دهد .

خ) دیدگاه اجتماعی

دردیدگاه اجتماعی ، حالات روانی و اضطرابی به عنوان یک مسأله ی بهداشتی یا نقص شخصی نگریسته نمیشود بلکه نتیجه ومحصول ناتوانی در مقابله ی موثر یا فشار روانی مورد توجه قرار میگیرد. در این دیدگاه رفتار ناسازگار ، به عنوان یک مشکل که فقط در فرد وجود دارد تلقی نمی گردد بلکه دست کم آنرا به عنوان شکست دستگاه اجتماعی حمایت کننده وی از قبیل زن و شوهر، خواهران ، برادران ، مسئولان ، دوستان و معلمان و… به حساب می آورند زیرا اضطراب کودک فعالیتهای مربوط به برادرها و خواهرها و والدین را محدود می کند(چات ، پینکوس ، ایبرگ [11]، 2005 به نقل از تکالوی(1388).

[1] Spenz

[2] Repi & Mak & Donald & Engram

[3] Avana

[4] Vikenz & Kaplan

[6] Moris & Hiden

[7] Layen

[8] Vatter & ford & Varton & Kopham

[9] Orgeta

[10] Tobon & Volf & Fotiks & Haris

[11] Chat & Pinkos & Eberg