تقویت مهارت‌های هیجانی

تقویت مهارت‌های هیجانی

مهارت‌های هیجانی به عنوان یک عامل سازمان دهنده برای تفکر و برنامه ریزی مربیان تعلیم وتربیت به اثبات رسیده است و به کوشش های پراکنده ای که به عنوان پیشگیری اولیه محسوب می شود، انسجام بخشیده و آن‌ها را در یک دیدگاه متحد ارائه می‌دهد، مثل برنامه هایی که بنیان مدرسه ای دارند و در پیشگیری از جنایت، پیشبرد سلامت روان ، سلامت عمومی و حتی پیشگیری از بیکاری استفاده می شوند (بردبار، 1384).

یادگیری مهارت‌های هیجانی در منزل و با تعامل کودک- والد شروع می شود، بنابراین فرصت‌های یادگیری مهارت‌های هیجانی همیشه مساوی نیست چرا که ممکن است والدین محدودیت های روانی داشته و در نتیجه قادر به هدایت یک جریان یادگیری شناختی- هیجانی نباشند. هم چنین امکان دارد برخی از یادگیری‌ها در مدرسه صورت گیرد، مثلا در ارتباطات غیر رسمی معلم و کودک. جای دیگری که مهارت‌های هیجانی آموزش داده می‌شوند برنامه استاندارد می باشد.

طبق نظر کارول دو فالکو (1997)، جوانان محتاج مهارت هایی هستند که معمولا در بطن یک برنامه آموزشی مدرسه به حساب نیامده است و این مهارت‌ها عبارتند از کنترل تکانه، کنترل استرس، حس همدلی، حل مساله و مساله گشایی. برای اینکه دانش آموزان را  به مرحله آموزشی بالاتری برسانیم باید ببینیم در کجا و در چه حالتی هستند و به آن‌ها منابع و مهارت‌هایی ارایه دهیم تا بتوانند با عوامل فشار زا مقابله کرده و کنار بیایند و سپس بتوانند به یادگیری موثرتر بپردازند. بدون این مهارت‌های اجتماعی و هیجانی، عوامل فشار زا مانع از رسیدن دانش آموزان به ظرفیت بالقوه تحصیلی خود می‌شوند. دوفالکو از برنامه‌‌‌‌‌ها‌یی که مهارت های اجتماعی را به عنوان قسمتی از برنامه های جامع و مداوم آموزش می‌دهد حمایت کرده و می گوید: بهتر است این قابلیت ها از دیدگاه پیشگیری اجرا شوند یعنی برنامه‌هایی که برای همه دانش آموزان انجام می‌شود نه فقط دانش آموزان مشکل دار. این برنامه ها باید مانند سایر مهارتهای تحصیلی آموزش داده شوند که عبارت است ازارائه مطلب ، الگو، تمرین ، کاربرد و پاداش (بردبار، 1384).

2-2-6. نظریه های مهارت‌های هیجانی

2-2-6-1. نظریه مایروسالووی(1990)

مدل مهارت‌های هیجانی مایر و سالووی یک رویکرد مبتنی بر توانایی است.زمانی که آن‌ها برای نخستین باراین مفهوم را به کار بردند،مقصود آن‌ها این بود که توجه روشن تری نسبت به رابطه بین هیجان وشناخت (استدلال) ایجاد کنند در این مدل، مهارت‌های هیجانی به عنوان توانایی درک وتظاهر هیجانی، فهم وبکار گیری هیجان‌ها واداره هیجانها جهت تقویت رشد شخصی تعریف می شود.اما اخیرا سالووی و مایر درتجدید نظر درمورد تعریف اولیه خود مهارت‌های هیجانی را براساس کفایتهای اختصاصی آن شامل :

  • توانایی درک و ابراز هیجان به شکل صحیح
  • تسهیل هیجانی تفکر
  • فهم و تحلیل اطلاعات هیجانی و به کار گیری آگاهی هیجانی
  • توانایی تنظیم هیجانی جهت ارتقا رشد هیجانی و عقلانی و سلامت ، تعریف نمودند .

با تعریف اخیر از مفهوم مهارت‌های هیجانی، آن‌ها تحلیل خود از توانایی های مرتبط با هیجان را به چهار حوزه از مهارت ها تقسیم کرده اند و آنها را رشته نامیده اند.

دریک نتیجه گیری کلی می توان گفت که مایر و سالووی مهارت‌های هیجانی را به عنوان توانایی و استدلال درباره هیجان‌ها تعریف می کنند. درنظرآنها ،مهارت‌های هیجانی نقش مهمی دربسیاری ازحوزه های  زندگی بازی می کنند، اماسایر مهارت‌ها وکفایت‌ها نیز مهم هستند .

2-2-6-2. رویکرد مختلط

این رویکرد مبتنی بر توانایی وسایر ویژگی‌ها، مانند انگیزش وحالت‌های هوشیاری است که مهارت‌های هیجانی را باسایرمهارت‌ها و ویژگی‌هایی مانند بهزیستی وسلامت، انگیزش وتوانایی برقراری رابطه با دیگران ترکیب می‌کند.باعمومیت یافتن مهارت‌های هیجانی تعریف آن به طوراساسی تغیریافت.

بابیان تغییرمختصرتوجه مولفان درمهارت‌های هیجانی به سمت مفهوم انگیزش(خودانگیزی)وروابط اجتماعی (اداره روابط) تغییرجهت یافت.این تغییرمفهومی موجب شدکه توانایی فهم وپردازش با برخی از ویژگیهای دیگر ترکیب شود ویک رویکرد جدید درحوزه مهارت‌های هیجانی به نام رویکرد مختلط بوجودآید .

در قالب این رویکرد یک مدل متفاوت دیگر توسط بار-آن در سال 1997 ایجاد شد و مهارت‌های هیجانی را شامل مجموعه ای از توانایی ها ، کفایتها و مهارت‌ها ی غیر شناختی که توانایی فرد را  در کسب موفقیت در مقابله با شرایط و فشارهای محیطی تحت تاثیر قرار می دهد تعریف نمود . بنابر توصیه بار- آن کسانی‌که در صدد تعریف و سنجش مفهوم مهارت‌های هیجانی هستند بایستی تا حد امکان این مفهوم را روشن، دقیق و عملیاتی تعریف کنند. در نتیجه، این رویکرد موجب می شود که مفهوم مهارت‌های هیجانی ملموس تر شده و کار برد آن آسان تر گردد .

2-2-6-3. مدل مهارت‌های هیجانی گلمن (1995،1998)

یکی از برجسته ترین نظریه پردازان مهارت‌های هیجانی دانیل گلمن است که در ابتدا نظریه خود را با الهام از یافته های مایر و سالووی پایه ریزی کرد، اما وی رویکرد خود را بسط داده مولفه های زیادی را وارد چارچوب نظری خود کرد. گرچه برخی شباهت‌ها وپیوستگی بین نظریه گلمن و نظریه مایر و سالووی وجود دارد اما تفاوت‌هایی نیز بین آنها دیده می شود، به عنوان مثال مدل مهارت‌های هیجانی گلمن شامل مولفه هایی مانند انگیزش وهمدلی است و اینها عواملی هستند که مایر وسالووی معتقدند که آن سوی مرز مهارت‌های هیجانی قابل گسترش اند .

گلمن در سال 1995،  پنج حوزه اصلی شامل :

  • آگاهی از هیجان‌های خود
  • مدیریت هیجان‌ها
  • خود انگیزی
  • شناسایی هیجان‌های دیگران
  • اداره روابط

را جزء مهارت‌های هیجانی مشخص نمود. او سپس در سال 1998 رویکرد اولیه خود را گسترش داد تا مهارتهای بیشتری را شامل شود و در نهایت مدل مهارت‌های هیجانی خود را مشتمل بر 25 کفایت اصلی مربوط که در پنج مقیاس جا داشتند پایه ریزی نمود . وی براین عقیده است که افراد برای برتری یافتن بر چالشها باید مهارت‌های هیجانی را پرورش دهند که به قرار زیر است:

  • خودآگاهی : شناخت احساسات خود به هنگام وقوع آن‌ها از ارکان اصلی مهارت‌های هیجانی است . توانایی نظارت لحظه به لحظه براحساسات، کلید بینش روانشناختی و خود شناسی است. آگاهی از هیجان‌ها به ویژه هنگام اخذ تصمیم های مهم زندگی مانند انتخاب همسر یا یک حرفه، شخص را مطمئن تر می سازد. گلمن خودآگاهی را ریشه و اساس مهارت‌های هیجانی می‌داند و آن را چنین تعریف می کند: درک عمیق و روشن احساسات ، هیجان‌ها ، نقاط ضعف و قوت، نیازها وسائق های خود. وی معتقد است افرادی که سطح خود آگاهی بالاتری دارند به دلیل شناخت توانایی خود، همیشه از اعتماد به نفس و عزت نفس بالاتری برخوردارند. این افراد در کارهای خود دقیق بوده و امیدواری آن‌ها غیرواقع بینانه نمی باشد و مسئولیتی را قبول می کنند که درحد توان آنها باشد.همچنین،این افراد با خودودیگران صادق بوده وبه خوبی می دانند که هر احساس تا چه اندازه بر آن‌ها و اطرافیان تاثیر می گذارد .
  • مدیریت هیجان‌ها : ابراز واکنش های هیجانی مناسب ، قابلیتی است که براساس خود آگاهی تکوین می یابد. توانایی تغییر عواطف منفی مانند اضطراب، خشم وافسردگی یک مهارت هیجانی مهم به شمار می آید . ویژگی انعطاف پذیری هیجانی به شخص درغلبه برمشکلات و موانع اجتناب ناپذیر زندگی یاری می رساند . افرادی که فاقد توانایی خود تنظیی هستند ، دائما در معرض احساس پریشانی به سر می برند. خود تنظیمی هیجانی به معنی سرکوب هیجان‌ها و یا ایجاد سد دفاعی محکم در برابر احساسات و خودانگیزی نیست ، بلکه بر عکس یک شیوه انتخاب برای نحوه ابراز احساست و روش ابراز آن‌هاست ، به شکلی که این روش ابراز بتواند هم جریان تفکر را تسهیل و هم از انحراف آن جلو گیری نماید.
  • خود انگیزی : توان تمرکز بر هدفی خاص برای دستیابی به موفقیت ضروری است. خود کنترلی هیجانی مانند به تاخیر انداختن ارضای نیازها و کنترل تکانه ها، در دستیابی به اهداف زندگی بسیار حائز اهمیت است. اشخاصی که توان مهار هیجان‌هایشان را دارند و علی رغم نا کامی ، امیدوار وخوشبین هستند، عموما در انجام وظایف خود سازنده تر و موثر تر عمل می کنند.بسیاری از روانشناسان خودانگیزی را شرط بقاء می‌دانند.به عقیده آنان انسان سالم هیچ کاری را بدون هدف از پیش تعیین شده، انجام نمی‌دهدو برای دستیابی به هدف ویا حتی انتخاب آن، خودانگیزی لازم است.
  • شناسایی هیجان‌های دیگران (همدلی): همدلی یکی دیگر از مهارت‌های مبتنی بر خود آگاهی هیجانی ، برای اثر بخشی روابط بین فردی بسیار بنیادی است. کسانی که با سرنخ های اجتماعی ظریف به خوبی آشنا هستند ،احساسات دیگران را خوب درک کرده و در روابط شغلی و شخصی شان بسیار موفق ترند. گلمن همدلی را عبارت از :”درک احساسات و جنبه های مختلف دیگران وانجام یک عمل مناسب و واکنش مورد علاقه آن” تعریف می کند . این مولفه با احساس مسئولیت درقبال دیگران نسبت بیشتری دارد، زیرا هر چه اطرافیان برای ما اهمیت بشتری داشته باشند ، بیشتر سعی می کنیم تا درمقابل آنها واکنش مناسبی نشان دهیم و شرایط واکنش مناسب نیز درک نوع احساس طرف مقابل است .
  • اداره روابط (مهارت‌های اجتماعی): هنر برقرای رابطه به مهارت مدیریت هیجان‌های دیگران نیازمند است. کفایت اجتماعی تعیین کننده محبوبیت، رهبری و اثرمندی بین فردی است . گلمن معتقد است افرادی که تمایل دارند درایجاد رابطه بادیگران موثرواقع شوند،باید توانایی شناسایی،تفکیک وکنترل احساس خود را داشته باشند،سپس ازطریق همدلی یک رابطه مناسب برقرار کنند ،حتی دراین میان خودانگیزی هم درمیزان روابط اثرگذار است.
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   بررسی ارتباط بین تکامل حرکات و رشد بدن از دیدگاه علمی

هریک از این پنج حوزه به میزان زیادی مجموعه ای ازعادات وپاسخ های آموخته شده را نشان می دهند،و درنتیجه می توان با روش‌های مناسب ،آنها را بهبود بخشید. (بردبار،1384).

2-2-6-4. مدل مهارت‌های هیجانی بار-آن (1997)

مدل دیگر در حیطه رویکرد مختلط ، مدل مهارت‌های هیجانی بار-آن می باشد. از نظر وی مهارت‌های هیجانی شامل مجموعه ای از توانایی‌ها، کفایت‌ها و مهارتهای غیر شناختی است که توانایی فرد را برای کسب موفقیت در مقابله با رخدادها و فشارهای محیطی تحت تاثیر قرار می‌دهد. این رویکرد مهارت‌های هیجانی را عاملی مهم در تعیین موفقیت در زندگی می‌داند. این دیدگاه با دیدگاه تعاملی بم و آلن از این جهت که بر اهمیت تمرکز سنجش بر عوامل شخصی و موقعیتهای محیطی در پیش بینی رفتار تاکید دارد موافق است.مهارت‌های هیجانی در مدل بار-آن عبارتنداز:

  1. خودآگاهی هیجانی :خودآگاهی هیجانی توانایی تشخیص و درک احساسات است. این مهارت تنها آگاهی از احساسات یک فرد و هیجانات وی نیست . بلکه همچنین شامل توانایی تمایز و تفاوت بین آن‌ها به منظور پی بردن به این امر است که شخص چه احساسی دارد و چرا این احساس در او شکل گرفته است و همچنین به منظور پی بردن به آن چه سبب این احساسات است .
  2. قاطعیت : توانایی بیان احساسات، عقاید وافکار ودفاع از حقوق خود به شیوه ای غیرمخرب است که شامل 3 بعد است:
  • توانایی بیان احساسات،
  • توانایی بیان آشکار افکار و عقاید خود،
  • اتخاذ تصمیم راسخ و روشن حتی اگر با محروم شدن از بعضی امتیازات همراه باشد ( نائبی،1387)

 

  1. حرمت ذات : حرمت ذات، توانایی احترام به خود و پذیرش خود به عنوان شخصی اساسا خوب است. احترام به خود اصولا قبول و دوست داشتن خود آن گونه که هستیم می باشد .
  2. خود شکوفایی : خود شکوفایی به توانایی شناخت توانمندی‌های بالقوه خود اشاره دارد. این بعد از هوش هیجانی تبیین جستجو برای غنا بخشیدن به زندگی است. خود شکوفایی مستمر و پویا برای کسب حداکثر رشد توانایی‌ها و استعدادهاست. خود شکوفایی به احساسات و توجه به خود وابسته است .
  3. استقلال: استقلال عبارت است از توانایی خود هدایتگری و خود کنترلی در تفکر و عمل و عدم وابستگی عاطفی می‌باشد. افراد مستقل افرادی خود اتکا و دارای برنامه ریزی و تصمیم گیری های مهم می باشند.
  4. همدلی : عبارت است از توانایی آگاهی، درک و پذیرش احساسات دیگران و حساس بودن به این که آن‌ها چرا و چگونه و چه چیزی را احساس می‌کنند. همدل شدن کسب توانایی یا شناخت هیجانات و عواطف دیگران است. افراد همدل نگران دیگران می‌شوند و به علائق آن‌ها توجه نشان می دهند .
  5. روابط بین فردی: مهارت ارتباط بین فردی شامل تونایی برقراری وحفظ ارتباطات متقابل است که صمیمیت وتعامل محبت آمیز از ویژگیهای آن است.ازویژگی‌های ارتباط مثبت بین فردی توانایی صمیمیت و محبت و انتقال دوستی به شخص دیگر است .
  6. مسئولیت پذیری اجتماعی: نشان دان خود به عنوان یک عضو سازنده ، شرکت کننده و همکاری کننده دریک گروه اجتماعی است. این توانایی شامل مسئول بودن است، حتی اگر به صورت شخصی از این رابطه سود برده نشود .چنین افرادی دارای وجدان اجتماعی هستند و رفتارهای آنها به صورت پذیرش مسئولیتهای اجتماعی جلوه گر می شود. این مولفه ها با توانایی انجام کاری برای دیگران یا با دیگران ، پذیرش دیگران وعمل مطابق با وجدان ،مرتبط است .
  7. حل مساله : توانایی شناسایی وتعریف مشکلات، همچنین ایجاد و انجام راه حل‌های بالقوه موثر است. حل مساله ماهیت چند مرحله ای دارد و شامل توانایی انجام مراحل زیر است :
  • احساس وجود مشکل واحساس داشتن کفایت و انگیزه کافی برای مقابله موثر با آن
  • تعریف وتدوین مشکل تا حد امکان
  • تصمیم گیری وانجام یکی از راه حل‌ها
  • واقعیت سنجی : توانایی ارزیابی انطباق بین آن چه تجربه می شود و آن چه عینا وجود دارد و شامل تحقیق در باره شواهد عینی برای تایید، توجه و اثبات احساسات، ادراکات و اندیشه هاست .
  • انعطاف پذیری : توانایی منطبق ساختن عواطف، افکار و رفتار با موقعیتها و شرایط دائما در حال تغییر است . این مهارت هیجانی به توانایی کلی فرد در سازگاری با شرایط نا آشنا ، غیر قابل پیش بینی و پویا بر می گردد. افراد انعطاف پذیر افرادی فعال ، زرنگ و همیار هستند.
  • تحمل فشار : توانایی مقاومت در برابر رویدادها و موقعیت‌های فشارزا بدون توقف از طریق سازگاری فعال و مثبت در برابر فشار. این توانایی به معنی پشت سر گذاشتن موقعیتهای مشکل ساز بدون از پا در آمدن است. این توانایی مبتنی می باشد بر:
  • قابلیت انتخاب روش‌هایی برای سازگاری با فشار
  • تمایل خوشبینانه به تجارب جدید و تغییرات جدید و تمایل به داشتن توانایی غلبه بر مشکل موجود
  • این احساس که شخص می‌تواند موقعیت فشارزا را کنترل کند یا بر آن تاثیر بگذارد .
  • کنترل تکانه: توانایی مقاومت یا به تاخیر انداختن تکانه، سائق یا وسوسه انجام عملی است. این توانایی در پذیرش تکانه های پرخاشگری، خود دار بودن و کنترل خشم، پایین بودن تحمل نا کافی، ناتوانی در کنترل مشکلات، فقدان خود کنترلی، آزارگری و رفتارهای تند و غیر قابل پیش بینی تجلی می کند .
  • خوش بینی: توانایی نگاه کردن به طرف روشن تر زندگی و حفظ یک نگرش مثبت حتی در رویارویی با بد اقبالی است. خوشبینی نشان دهنده امید به زندگی و رویکرد مثبت به زندگی روزمره است .
  • شادکامی: توانایی راضی بودن از زندگی خود،لذت بدن از خود ودیگران وشاد بودن است. این توانایی شامل رضایت از خود،خشنودی کلی وتوانایی لذت بردن از زندگی است.(علی نژاد، 1386)