جهت گیری مذهبی-متن کامل

جدول4-12: همبستگی بین مؤلفه های هوش هیجانی با جهت گیری مذهبی معلمان
متغیر
R
Sig
مؤلفه های هوش هیجانی
جهت گیری مذهبی
14/0
01/0
همانطور که در جدول(4-12) مشاهده شد بین مؤلفه های هوش هیجانی با ابعاد جهت گیری مذهبی معلمان ، همبستگی مثبت به میزان (14/0 =r) وجود دارد که از نظر آماری معنی دار است( 01/0P). بنابراین با 99 درصد اطمینان می توان نتیجه گرفت که با افزایش مؤلفه های هوش هیجانی ، جهت گیری مذهبی معلمان افزایش می یابد.
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری و پیشنهادها
فصل پنجم:
بحث و نتیجه گیری و پیشنهادات

در این فصل با توجه به نتایج تحقیق ابتدا به بحث و نتیجه گیری پرداخته و در ادامه پیشنهادات و محدودیت های برخاسته از نتایج ذکر می شود.
5-1- بحث و نتیجه گیری
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ابعاد جهت گیری مذهبی و هوش هیجانی با رضایت مندی زناشویی در فرهنگیان ناحیه دو رشت بوده و سؤالات تحقیق شامل موارد زیر است:
آیا بین مؤلفه های ابعاد جهت گیری مذهبی با رضایت مندی زناشویی رابطه معنی دار وجود دارد؟
آیا بین مؤلفه های هوش هیجانی با رضایتمندی زناشویی رابطه معنی دار وجود دارد؟
آیا بین ابعاد جهت گیری مذهبی و هوش هیجانی رابطه معنی دار وجود دارد؟
رضایت مندی از زندگی زناشویی یکی از مهمترین عوامل پیشرفت در زندگی است،که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار می گیرد؛ با توجه به افزایش طلاق و نارضایتی زوجین از زندگی مشترک و تأثیرات سوء آن بر خانواده و اجتماع،ضرورت توجه به عوامل رضایت مندی زندگی زناشویی از اهمیت ویژه ای بر خوردار است.
خانواده یکی از رکن های اصلی جامعه به شمار می رود. دستیابی به جامعه سالم آشکارا در گرو سلامت خانواده است و تحقق خانواده سالم مشروط به برخورداری افراد آن از داشتن رابطه های مطلوب با یکدیگر است. در چنین نظامی افراد با علایق و دل بستگی های عاطفی نیرومند دیرپا و متقابل به یکدیگر پیوسته اند. این دل بستگی ها اگر چه شاید شدت و حدّت شان در طیّ زمان کاسته شود. اما در سراسر زندگی خانوادگی پاینده خواهند بود(بارون،2006).
بسیاری از نابهنجاری های روانی و رفتاری انسانها در خانواده ریشه دارد و در عین حال بسیاری از پیشرفت های بشر نیز از خانواده نشأت می گیرد.خانواده می تواند کانون التیام همه ی زخم های اعضایش باشد و در مقابل می تواند کانون ایجاد زخم های عمیق در آنها باشد(ویلسون،2005).
کارشناسان امور خانواده عوامل مختلفی را برای پر بار سازی رابطه زناشویی و رضایت از زندگی زناشویی مطرح می کنند. برای مثال، رایان (1981)وشلینگر (1982)مؤلفه هایی چون رضایت از میزان عشق و علاقه، دوستی ها، ارضای جنسی، زمان صرف شده در خانه با بچه ها، کمک به همسر در خانه، رفتار دوستان و بستگان، احترام متقابل، اعتماد، عشق، توجه، وفاداری و ارتباط متقابل را به عنوان عوامل مهم رضامندی نام می برند. یانگ (1991)و نلس (1991)نیز مؤلفه هایی همچون،اهداف زندگی و نگرش های اخلاقی زن و شوهر، ارتباط با خویشان سببی و دوستان، قدردانی و حمایت از همسر را از جمله عوامل رضامندی زناشویی تلقی می کنند؛ همچنین موریس و کارتر(2000)عواملی چون ویژگی های شخصیتی، بازخوردها، انتظارات، رابطه جنسی و الگوهای ارتباطی را از جمله عوامل موءثر در رضامندی زناشویی می دانند (ستیر،1983). هاوکینز و وینچ (1374) بیان می‌کنند که رضایت زناشویی، یعنی احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه‌شده توسط زن یا شوهر، موقعی که همه جنبه‌های ازدواجشان را در نظر می‌گیرند. رضایت زناشویی از انطباق بین وضعیتی که مورد انتظار است و وضعیت موجود فرد در روابط زناشویی حاصل می‌شود، در واقع، نگرش مثبت و لذت‌بخشی است که زن و شوهر از جنبه‌های مختلف روابط زناشویی خود دارند(پور غفاری،)1389).
بنر و هیل (1990) رضا‌مندی زناشویی را پیامد توافق زناشویی دانسته‌اند که رابطه مناسب بین زن و شوهر را توصیف می‌کند. آنها می‌نویسند: «هنگامی که زن و شوهر به میزان قابل‌توجهی از برآورده شدن نیازها و انتظاراتشان در رابطه‌ زناشویی رضایت داشته باشند، رضا‌مندی زناشویی را گزارش خواهند کرد» (جدیری،1388). همچنین آلوجا، باریو و گارسیا (2007) می‌نویسند: «رضا‌مندی زناشویی عبارت است از برونداد ناشی از مجموعه‌ای از عوامل مانند حل تعارض موفقیت‌آمیز، یا موفقیت در فعالیت‌های مرتبط با شادکامی در فرایند ازدواج» (همان).
اولسون و السون (1997) و فاورز و السون (1993) با جمع‌بندی و تحلیل تمامی ابعاد مطرح‌شده به ابعاد «مسائل شخصیتی»، «ارتباط دوتایی»، «حل تعارض»، «مدیریت مالی»، «فعالیت اوقات فراغت»،‌ «رابطه جنسی»، «فرزندپروری»، «ارتباط با اقوام و دوستان» و «جهت‌گیری مذهبی» است (احمدی،1384).تحقیقات داخل کشور نشان می دهد، عوامل اقتصادی، مذهبی، آداب و سنن اجتماعی، ارضای عاطفی، ارضای جنسی و تفاهم فکری می‌تواند رضا‌مندی زناشویی را به ارمغان آورد. همچنان‌که اُدل توافق در ارزش‌ها را با رضایت‌مندی زناشویی مرتبط می‌داند(ادل،1998).
یکی از روش هایی که می تواند نقش مهمی در رضایت زناشویی ایفا کند استفاده از قابلیت ها،ظرفیت ها و منابع هیجانی و عاطفی موجود در زوجین و کنترل،هدایت،مدیریت و جهت دهی این قابلیت ها در راستای رضایت زناشویی است.براساس یافته های پژوهش های انجام شده در مورد تعاملات زناشویی،فرض برآن است که اگر زوج ها از هیجان های همسران شان آگاه شوند و بتوانند هیجان هایشان را آشکارا به یکدیگر اطلاع دهند و ابراز کنند زندگی بهتری خواهند داشت.برای این کار لازم است از علل،جوانب وپیامدهای هیجان هایشان بر زندگی زناشویی آگاه شوند. کسی که ازدواج می کند، انتظار دارد زندگی او با خوشبختی و رضایت همراه شده و از هر لحظه زندگی خود لذت ببرد. امروزه در زندگی های مشترک نه یک زن تابع مطلق چارچوب تمایلات مرد خود می باشد، و نه یک مرد در مفهوم قبلی خود می گنجد.تمام این عوارض و تبعات ناشی از زندگی ابزاری امروزی،شرایطی را برای بسیاری از زوجهای جوان فراهم می سازد که یا اقدام به جدایی می کنند، و یا بنا به برخی مصلحت ها، باکوهی از مشکلات و معضلات با نوعی جدایی روانی مواجه می شوند، که به مراتب آثار روحی و روانی آن مخرب تر از طلاق قانونی است(مهرآبادی،1385).آمار روز افزون طلاق،خشونت خانوادگی و اختلافات خانوادگی نشانگر آن است که رضایت زناشویی به آسانی قابل دستیابی نیست؛ و با دید عالمانه به این پدیده نگریسته نشده است.
با توجه به جداول و نمودارهای ارائه شده ومقایسه نمرات میانگین بدست آمده نشان می دهد،
بین نمرات مؤلفه های ابعاد جهتگیری مذهبی با میزان رضایتمندی زناشویی نشان می دهند مقادیر همبستگی بین ابعاد جهتگیری مذهبی و رضایت مندی زناشویی فرهنگیان از نظر آماری معنی دار است(01/0p) ؛ دو متغیر (مذهب گرایی ، ارزنده سازی مذهبی) توانسته است 23 درصد واریانس رضایتمندی زناشویی معلمان (متغیر ملاک) را تبیین کنند؛ابعاد سازمان نیافتگی و کامجویی نقش معنی داری در پیش بینی رضایت مندی زناشویی معلمان نداشتند؛بنابراین با اطمینان 99/0 نتیجه می گیریم که پیش بینی رضایت مندی زناشویی فرهنگیان بر اساس ابعاد جهت گیری مذهبی از نظر آماری معنی دار است.
پایبندی های مذهبی زوج می تواند باعث ایجاد اعتماد و احترام مقابل شده و رضایت زناشویی را افزایش می دهد. عدم پایبندی به مسائل مذهبی می تواند بی تعهدی را در رفتار زوج ایجاد کرده و از این طریق، باعث کاهش رضایت زناشویی می شود. در اکثر پژوهش های صورت گرفته در کشورهای مختلف ، مشاهده می شود میان دینداری و مؤلفه های رضایت مندی زندگی، خشنودی و مؤلفه های روان سالم همبستگی معنادار وجود دارد.تحقیقات نشان داده است افرادی که دست کم یک بار در هفته به کلیسا می روند، از زندگی خود بسیار راضی هستند (هارت،1990).ماهونی و همکاران با تجزیه و تحلیل مشاهداتشان نشان دادند که جنبه‌های گوناگون عملکرد زناشویی شامل رضایت زناشویی، تعداد برخوردها و خشونت فیزیکی با فعالیت‌ها و اعتقادات مذهبی در ارتباط است، به این صورت که زوج‌های دارای اعتقادات مذهبی بالاتر، رضایت زناشویی بیشتری داشته و برخوردها و خشونت‌های آنان نسبت به هم کمتر است. به همین دلیل، درک ارزش‌های دینی درباره ازدواج برای سلامت رابطه زوجین اهمیت زیادی دارد.( نظری،1392). هانلر و گنچوز نیز معتقدند نگرش مذهبی می‌تواند در ارتباط زناشویی مؤثر باشد؛ زیرا مذهب شامل رهنمودهایی برای زندگی و ارائه دهنده سامانه باورها و ارزش هاست که این ویژگی ها می توانند زندگی زناشویی را متأثر سازند( خدایاری فرد،1386).اکلیز کازارس (2009) در تحقیق خود نشان داد بین ابعاد جهت گیری مذهبی با افزایش رضایت از زندگی رابطه مثبت وجود دارد.سالیوان (2010). در پژوهش خود نشان داد، اشخاصی که از نظر مذهب در سطح بالاتری قرار دارند، نسبت به اشخاصی که از نظر مذهب در سطح پایین تری قرار دارند از زندگی زناشویی خود رضایت بیشتری دارند.به طور کلی داشتن معنی و هدف در زندگی ، احساس تعلق داشتن در زندگی به منبعی والا و امیدواری به کمک و یاری خداوند در شرایط مشکل زای ، برخورداری از حمایتهای اجتماعی و … همگی از جمله منابعی هستند که افراد متدین با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی آسیب کمتری را متحمل شوند.
در بررسی فرضیه دوم به این نتیجه رسیدیم که سه خرده مقیاس هوش هیجانی (شادمانی ، حل مساله ، همدلی) توانسته است 27 درصد واریانس رضایت مندی زناشویی معلمان (متغیر ملاک) را تبیین کنند ؛ دیگر مولفه های هوش هیجانی نقش معنی داری در پیش بینی رضایتمندی زناشویی معلمان نداشتند. . بررسی های مشابه نشان داده است که زوج های خرسند در مقایسه با زوج هایی که احساس نارضایتی می کنند، هم دلی بیشتری نشان می دهند و نسبت به احساسات یک دیگر حساسیت بیشتری دارند و سوءتعبیرهای عاطفی در روابط آن ها کم تر دیده می شود. ناگفته نماند که درک نادرست هیجان های طرف مقابل در روابط بین فردی، می تواند به تعارض ها دامن بزند و منجر به افزایش تنش شود(مینوچین،ترجمه ثنایی ذاکر، 1381). عدم آگاهی از هیجان ها و عواطف خود و دیگران، می تواند با افسردگی و اضطراب یا دیگر علایم روانی خود را نشان دهد، به همین دلیل لازم است در کنار درمان های معمول، برای افزایش توانایی های هیجانی، خودآگاهی، توانایی رو به رو شدن با استرس ها و تجربه های دردناک، به افراد کمک کرد. بررسی های دیگر نشان داده است که زوج های خرسند در مقایسه با زوج هایی که احساس نارضایتی می کنند، هم دلی بیشتری نشان می دهند و نسبت به احساسات یک دیگر حساسیت بیشتری دارند و سوءتعبیرهای عاطفی در روابط آن ها کم تر دیده می شود. ناگفته نماند که درک نادرست هیجان های طرف مقابل در روابط بین فردی، می تواند به تعارض ها دامن بزند و منجر به افزایش تنش شود(مینوچین،ترجمه ثنایی ذاکر، 1381).همه ی زوج ها اعم از موفق و ناموفق، تمایل دارند عواطفی را که در طرف مقابل نسبت به خود مشاهده می کنند، به نحوی جبران و مقابله به مثل کنند. اما زوج های ناراضی و ناموفق پیام های عاطفی خنثی یا منفی بیشتری نسبت به هم نشان می دهند که سبب ایجاد خشم در هر دوی آن ها می شود، به این ترتیب پیامدهای مخرب به صورت یک حلقه ی معیوب درمی آید که رهایی از آن ها برای هر دو بسیار دشوار می شود. زوج های موفق و خشنود، در رویارویی با تعارض ها کمتر در پی تلافی جویی و انتقام هستند، بر هیجان های منفی خود مانند خشم کنترل بیشتری دارند و هیجان های مثبت را بیشتر نشان می دهند. چنان چه بررسی ها نشان داده است ابراز هیجان های مثبت مانند عشق، نقش عمده ای در شادمانی و تداوم زندگی دارد. ابراز هیجان های مثبت در بین زوج های خوشبخت متداول تر است، به طوری که آن ها از طنز و شوخی بیشتری استفاده می کنند، گذشت بیشتری دارند، کم تر دفاعی هستند و انتقادپذیرتر از زوج های ناخشنودند. در مقایسه با زوج های خشنود، زوج های ناخشنود واکنش های منفی بیشتری نشان می دهند، انتقادپذیری کم تری دارند، از خود زیاد انتقاد می کنند، حساسیت های زیادی به رفتارهای یکدیگر دارند، نسبت به هم بسیار کینه می ورزند، قادر به کنترل خشم خود نیستند و رفتارهای تلافی جویانه ی بیشتری دارند.
همچنین در بررسی فرضیه سوم مشاهده شد که بین هوش هیجانی با ابعاد جهت گیری مذهبی معلمان ، همبستگی مثبت به میزان (14/0 =r) وجود دارد که از نظر آماری معنی دار است( 01/0P). بنابراین با 99 درصد اطمینان می توان نتیجه گرفت که با افزایش مؤلفه های هوش هیجانی ، جهت گیری مذهبی معلمان افزایش می یابد. ». متخصصان علم روانشناسی در پژوهشهای خود دریافتند که داشتن هدف در زندگی با شادی همبستگی مثبت دارد، و سلامت جسمی و روانی باجهت گیری مذهبی درونی همبستگی مستقیم دارد. دین با ژرف‌نگری‌، کنترل و مدیریت احساسات و عواطف را مورد توجه قرار داده است. قرآن کریم تحقیر کردن و خوار شمردن را باعث کاهش اعتماد به نفس و ایجاد کمبود در طرف مقابل می‌داند مؤلفه‌هایی چون مسئولیت‌پذیری اجتماعی، همدلی، تشخیص هیجانات دیگران و ارتباط میان‌فردی، با عناوینی چون صله رحم و آداب معاشرت با دیگران آمده است. بنابراین، یکی از صفات اهل ایمان، دوست داشتن و عشق ورزیدن به دیگران است. بر اساس روایات، دوست داشتن دیگران، بُعدی از دین و رکن عقل است و موجب آسودگی عقل و قلب می‌گردد.
5-2- پیشنهادهای پژوهشی
1- اکثر محققانی که در حیطه ازدواج مطالعه کرده اند، بیشتر به بررسی زوجهایی پرداخته اند که طلاق گرفته و یا در شرف جدایی هستند. بدین معنی که ملاک رضایت زناشویی همسران را در کنار هم با توجه به کیفیت زندگی در نظر نمی گیرند، لذا پیشنهاد می شود تادر این زمینه تحقیق بیشتری انجام شود.
2- از آنجاییکه در پژوهش حاضر به بررسی مؤلفه های هوش هیجانی بر نمره کل رضایت مندی پرداخته شد لذا پیشنهاد می شود در پژوهشهای آتی تأثیر نمره هوش هیجانی بر مؤلفه های رضایتمندی زناشویی بررسی شود.
3- نتایج پژوهش حاضر در شهرستان رشت به دست آمده است، بنابراین از تعمیم آن به سایر مناطق و موقعیت های جغرافیایی با احتیاط انجام گیرد. لذا پیشنهاد می شود پژوهش های هم ارز در سایر موقعیت های جغرافیایی نیز صورت گیرد.
4- با توجه به تغییرات روز افزون جامعه و اهمیت رضایت مندی زناشویی در سلامت خانواده، در جهت شناخت بهتر عوامل تأثیرگذار در این زمینه بررسی بیشتری صورت گیرد.
5- از آنجاکه پژوهشهای متکی بر پرسشنامه با احتمال خطا می باشد، پیشنهاد می شود تا تحقیقات در زمینه زوجین به خاطر اهمیت و ضرورت آن به روش های مختلف مورد سنجش و بررسی قرار گیرد تا از طریق مقایسه نتایج تصمیمات مناسب تری اخذ گردد.
5-3- پیشنهادهای کاربردی
برای تضمین بقای خانواده ها و افزایش رضایت مندی زندگی، باید به تدوین برنامه های آموزشی همت گماشت و از آنجاییکه رسانه های جمعی مثل تلوزیون به عنوان ابزار مهم در الگودهی به زوجین و آشنا کردن زوجین با عوامل مؤثر در موفقیت ورضایت مندی زناشویی تأثیر به سزایی دارد، بنابراین با ساخت برنامه های مناسب ، آگاهی خانواده ها را در این زمینه افزایش دهند.
مدارس و مراکز آموزشی باید در جهت تربیت اجتماعی تلاش کرده و مفهوم و اهداف پیوند زناشویی و آموزش مهارتهای لازم دراین زمینه را به دختران و پسران جوان تفهیم کنند تا در زندگی آینده موفقیت و رضایتمندی بیشتری کسب کنند.
آشنایی و شناخت مهارتهای مختلف قبل از ازدواج، ترویج الگوهای زبانی تفاهم زا و … از سوی وسایل ارتباط جمعی.
4- برنامه ریزان و مجریان سطح کلان دولتی در حیطه های مختلف اجتماعی، مذهبی، اقتصادی، فرهنگی و … از نتایج تحقیقات متخصصین استفاده بیشتری کرده و خانواده ها مخصوصاً زوجین جوان را مورد حمایت بیشتری قرار دهند
5-4- محدودیت های تحقیق
1- تعصب در پاسخ دادن به برخی از سوالات پرسشنامه رضایتمندی زناشویی که منجر به ناقص شدن هفت مورد از پاسخ نامه ها شد .
2- نگرانی برخی از معلمان از افشای

دیدگاهتان را بنویسید