دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی در مورد رفتارهای اخلاقی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دلبستهی ایمن و برخوردار از پایگاهی ایمن تنها به افراد خاص و نزدیک محدود نمیشود بلکه تمام انسانها را در بر میگیرد.
در مطالعهای دیگر ارتباط دلبستگی با رفتارهای نوعدوستانه و مراقبتی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد، دلبستگی اضطرابی و اجتنابی با دلسوزی و رفتارهای نوعدوستانه به طور معکوس در ارتباط است و در حالیکه دلبستگی ایمن پایهای برای رفتارهای مراقبتی فراهم میآورد، دلبستگی ناایمن مانع از رفتارهای دلسوزانه و مراقبتی در افراد میشود (میکیولینسر و همکاران، 2005). نتایج این پژوهش همسو با پژوهش کستنبام، فاربر و سروف (1989) در زمینهی ارتباط دلبستگی با رفتارهای همدلی در کودکان پیش دبستانی است.

علاوه بر این، عدهای از محققان به بررسی تأثیر دلبستگی بر ارتباط و رفتارهای بینگروهی افراد پرداختهاند. در این زمینه در پژوهشی به روش آزمایشی، طی دو مرحله تأثیر تحریک دلبستگی ایمن، خنثی و ناایمن بر سوگیری بینگروهی، طرحوارههای ناسازگاری و همکاری، رقابت، پرخاشگری و رفتارهای نوعدوستانه در بافت بینگروهی بررسی شد. در مطالعهی اول، شرکتکنندگان در شرایط فراخوانی دلبستگی ایمن، نسبت به شرکتکنندگان در شرایط فراخوانی دلبستگی ناایمن و خنثی در رابطه با افراد خارج از گروه سوگیری کمتری نشان دادند. در مطالعهی دوم، فراخوانی دلبستگی بر فعال شدن طرحوارهی ناسازگاری و رفتارهای متعاقب آن در بافت بینگروهی تأثیری نداشت (سلیم، 2011).
در همین راستا میکیولینسر و شیور (2001) نیز به نتایج مشابهی دست یافتند. آنان در مطالعهای به روش آزمایشی تأثیر برخورداری از پایگاه ایمن را در کاهش واکنش منفی نسبت به افراد خارج از گروه بررسی کردند. نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که فراخوانی احساس برخورداری از پایگاهی ایمن در مقایسه با شرایط گروه کنترل، با ارزیابی منفی کمتری نسبت به افراد خارج از گروه در ارتباط است. علاوه براین، در این پژوهش احساس برخورداری از پایگاهی ایمن که به صورت ذهنی و از طریق تجسم تصاویری در این زمینه فراخوانده میشد به سبکهای دلبستگی افراد، وابسته نبود. نتایج این مطالعه حاکی از ارتباط نظریهی دلبستگی و نگرشهای بینگروهی بود.
علاوه بر این، در پژوهشی رابطه دلبستگی و پرخاشگری در دو جمعیت ایرانی و هندی بررسی شد. نتایج این پژوهش نشان داد در جمعیت ایرانی و هم در دختران و هم پسران دلبستگی ایمن دارای ارتباط منفی و معنادار با پرخاشگری است. در جمعیت هند نیز دلبستگی به والدین به طور منفی با پرخاشگری در ارتباط بود. این پژوهش ضمن تأکید بر اهمیت ارتباط محبت آمیز والدین با فرزندان خود، دلبستگی و پیوند عاطفی با والدین را به عنوان عامل مؤثری در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه مطرح کرد (طالبی و ورما، 2007).
با توجه به وسعت مطالعات انجام شده و نتایج حاصل از آنها به نظر میرسد که دلبستگی به والدین و همسالان و برقراری روابط عاطفی با آنان نقش عمدهای در بروز عوامل دخیل در رفتارهای اخلاقی از جمله فاصله روانشناختی داشته باشد.
2-4-3- یافتههای تحقیق در زمینهی تأثیر هویت معنوی بر فاصلهی روانشناختی
چنانچه بیان شد، تاکنون پژوهشی جهت بررسی هویت معنوی در قالب یک مدل و تعیین پیشایندها و پیامدهای آن صورت نگرفته است. از این رو، در این قسمت تحقیقات انجام شده بر روی بعد دیگری ازهویت، از جمله هویت اخلاقی مورد ملاحظه واقع میشود.
هویت اخلاقی در پژوهشهای مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. برای مثال آرنولد (1993، به نقل از هاردی و کارلو، 2005) ارتباط میان اهمیت اخلاق برای “خود” و رفتار اخلاقی را در نوجوانان بررسی کرد. در این مطالعه نوجوانان با تعدادی عناوین اخلاقی (مانند رعایت انصاف) و تعدادی عناوین خنثی (مانند خلاقیت) مواجه میشدند و از آنان خواسته میشد تا سه عنوان را که دارای بیشترین اهمیت در شکلدهی شخصیت آنان است، مشخص کنند. علاوه بر این از آنان خواسته شد تا دلایل انتخاب خود را نیز شرح دهند. نتایج این پژوهش نشان داد که هم هویت اخلاقی و هم انگیزش اخلاقی به طور مثبت پیشبینی کنندهی رفتار اخلاقی هستند.
رینالدز و سرانیک (2007) نیز در پژوهشی به بررسی تأثیر هویت اخلاقی و قضاوت اخلاقی بر رفتار اخلاقی پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که هویت اخلاقی و قضاوت اخلاقی به طور مستقل بر رفتار اخلاقی افراد اثر میگذارند. اما، در شرایطی که توافق اجتماعی اندکی در رابطه با رفتار اخلاقی وجود داشته باشد (مانند تقلب کردن در امتحان) هویت اخلاقی و قضاوت اخلاقی با یکدیگر تعامل میکنند و از این طریق رفتار اخلاقی را شکل میدهند.
علاوه براین، رید و آکوئینو (2003) نیز در پژوهشی به بررسی رابطه هویت اخلاقی و گسترش حریم رعایت اخلاقی نسبت به افراد خارج از گروه پرداختند. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که بین هویت اخلاقی افراد و توجه اخلاقی نسبت به افراد خارج از گروه رابطه معناداری وجود دارد. بدین ترتیب هویت اخلاقی سبب میشود تا افراد توجه بیشتری به اعضای سایر گروه ها داشته باشند.
در پژوهش کارتر (2013) هویت اخلاقی در ارتباط با وابستگیهای گروهی (جنسیت، نژاد و مذهب) بررسی شد. با انجام مصاحبه بر روی 315 نفر اطلاعاتی پیرامون هویت اخلاقی، رفتار اخلاقی و هیجانات افراد جمع آوری شد. نتایج این پژوهش نشان داد هویت اخلاقی یک فرآیند عام بشری است که با جنسیت، نژاد و مذهب ارتباط معنادار چندانی ندارد و بدون توجه به گروهی که فرد به آن تعلق دارد به عنوان عامل پیشبین رفتار اخلاقی و واکنشهای هیجانی عمل میکند.
در مطالعهای دیگر ارتباط هویت اخلاقی و خودتنظیمی رفتارهای غیر اخلاقی مربوط به محیط کار بررسی شد. در این پژوهش به منظور مشاهده رفتار واقعی شرایط آزمایشی ترتیب داده شد و نتایج نشان داد افراد با هویت اخلاقی نسبت به افرادی که اخلاق برای آنان چندان اهمیت ندارد کمتر دروغ میگویند، به ویژه، در شرایطی که مشوقی برای دروغ گفتن وجود داشته باشد. اما، به طور کلی در شرایطی که برای انجام رفتارهای غیر اخلاقی مشوق و انگیزشی وجود داشت تأثیر هویت اخلاقی در کاهش رفتار غیر اخلاقی کم میشد. این پژوهش در یک جمعیت غیر آمریکایی نیز تکرار و همین نتایج حاصل شد (آکوئینو، رید و لیم، 2013).
علاوه بر این، هاردی و همکاران (2010) نقش واسطهای هویت اخلاقی را در ارتباط با فاصلهی رواشناختی و سبک فرزند پروری در 1059 نوجوان بررسی کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که هویت اخلاقی در ارتباط سبک فرزند پروری و فاصلهی روانشناختی به عنوان واسطه عمل میکند. در این پژوهش سه سبک فرزند پروری مقتدرانه (پاسخگویی، اعطای استقلال و مطالبه) به طور مثبت با هر دو بعد خصوصی و عمومی هویت اخلاقی در ارتباط بود و این ابعاد از طریق تأثیرگذاری بر ابعاد هویت اخلاقی بر فاصله روانشناختی اثر میگذاشت. بدین ترتیب که هویت اخلاقی با بعد جهتگیری غلبه اجتماعی به صورت منفی و با بعد حریم رعایت اخلاقی به طور مثبت ارتباط داشت. بر این اساس، یکی از روش های تأثیرگذاری والدین بر رفتار فرزندان خود پرورش دادن هویت اخلاقی آنان از طریق سبک فرزند پروری مقتدرانه بود.
علاوه بر این، با توجه به اینکه در این پژوهش بعد معنوی هویت در ارتباط با فاصله روانشناختی بررسی شده است، لازم است به ارتباط معنویت و رفتارهای اخلاقی و تحقیقات انجام شده در این زمینه اشاره کرد. برای مثال اینولف (2011) به بررسی ارتباط معنویت با رفتارهای جامعه پسند پرداخت. نتایج این پژوهش نشان داد معنویت پیشبین معناداری برای رفتارهای داوطلبانه، کمکهای خیریه و کمک کردن به دیگران است. علاوه براین، کمک به دیگران بیشتر شامل افراد دور میشد تا دوستان و خانواده و در واقع، این افراد تعریف گستردهتری از جامعهی اخلاقی داشتند.
به طور کلی با توجه به ارتباط هویت اخلاقی با رفتارهای اخلاقی و تأثیر معنویت بر رفتارهای اخلاقی، به نظر میرسد که بعد معنوی هویت نیز با عوامل دخیل در رفتارهای اخلاقی و از جمله فاصلهی روانشناختی در ارتباط باشد.
2-4-4- نتیجهگیری از تحقیقات پیشین
به طور کلی، در بسیاری از تحقیقات عوامل مؤثر بر هویت معرفی شدهاند. یکی از عواملی که در رابطه با هویت و محتوای آن بررسی شده است روابط عاطفی با دیگران و به ویژه دلبستگی به والدین و همسالان بوده است. علاوه براین، دستهی دیگر تحقیقات به بررسی پیامدهای هویت پرداختهاند و یکی از عواملی که بارها در ارتباط با هویت و به ویژه محتوای اخلاقی آن بررسی شده است رفتارهای اخلاقی بوده است. بنابراین به طور خلاصه و با توجه به یافتههای پژوهشی مطرح شده در این فصل میتوان این فرض را مطرح نمود که هویت معنوی با پیشایندی دلبستگی به والدین و همسالان بر فاصلهی روانشناختی تأثیر دارد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   حقوق و دستمزد

2-5- فرضیه های پژوهش
بر اساس مدل پیشنهادی فرضیه های زیر ارائه گردید:
1- دلبستگی به والدین و همسالان پیشبینی کننده معنادار فاصله روانشناختی است.
2- دلبستگی به والدین و همسالان پیشبینی کننده معنادار هویت معنوی است.
3- دلبستگی به والدین و همسالان به واسطهی هویت معنوی بر فاصله رواشناختی اثر دارد.
بر این اساس مدل پژوهش در شکل زیر نمایش داده شده است.
دلبستگی به همسالان
هویت معنوی
جهتگیری غلبه اجتماعی
دلبستگی به والدین
حریم رعایت اخلاقی

شکل 2-1: مدل گسترش یافته پژوهش
فصل سوم
روش تحقیق
در این فصل ابتدا به معرفی جامعه و شرکتکنندگان مورد مطالعه پرداخته، سپس به ابزارهای پژوهش و میزان پایایی و روایی آنها اشاره خواهد شد. در ادامه نحوهی اجرای پژوهش و روش آماری مورد استفاده تشریح میگردد. لازم به ذکر است پژوهش حاضر از نوع همبستگی است و روابط علّی میان متغیرهای پژوهش در قالب مدل تحلیل مسیر بررسی خواهد شد.
3-1- جامعه آماری
جامعه پژوهش حاضر کلیهی دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی در دانشگاه شیراز بود.
3-2- شرکت کنندگان پژوهش
شرکتکنندگان این پژوهش شامل 398 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشکدههای علوم انسانی، علوم اجتماعی- اقتصاد و مدیریت، مهندسی و علوم پایه بودند که به شیوهی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. به این ترتیب که ابتدا از هر دانشکده چهار رشته به طور تصادفی انتخاب گردید و از هر رشته یک کلاس به طور تصادفی برگزیده شد و کلیه دانشجویان حاضر در آن کلاس مورد ارزیابی قرار گرفتند. پس از جمعآوری پرسشنامهها، پرسشنامههای مخدوش و ناقص کنار گذاشته شدند و در تحلیل مورد استفاده قرار نگرفتند.
در جدول 3-1 نحوهی توزیع فراوانی آزمودنیها بر حسب جنسیت و دانشکدهها آورده شده است.
جدول 3-1- توزیع فراوانی شرکت کنندگان پژوهش بر حسب جنسیت و دانشکده
دانشکده
جنسیت
علوم انسانی
علوم اجتماعی
مهندسی
علوم پایه
کل
دختر
89
52
50
64
255
پسر
44
18
55
26
143
کل
133
70
105
90
398
3-3- ابزارهای پژوهش
در این پژوهش به منظور اندازهگیری متغیرهای موردنظر از ابزارهای زیر استفاده شد:
3-3-1- مقیاس دلبستگی به والدین و همسالان(IPPA)
3-3-2- مقیاس هویت معنوی (محقق ساخته)
3-3-3- مقیاسهای فاصله روانشناختی شامل دو مقیاس بودند:
3-3-3-1- مقیاس جهتگیری غلبه اجتماعی(SDO)
3-3-3-2- مقیاس حریم رعایت اخلاقی(CMR)

3-3-1- مقیاس دلبستگی به والدین و همسالان
پرسشنامهی دلبستگی به والدین و همسالان، توسط آرمسدن و گرینبرگ (1987) بر اساس نظریهی دلبستگی بالبی و به منظور اندازهگیری میزان ادراک دلبستگی به والدین یا همسالان در نوجوانان و بزرگسالان تهیه شده است. این مقیاس وسیلهای است جهت سنجش امنیت روانی افراد که از ارتباط با افراد مهم زندگی به دست میآید.
پرسشنامهی دلبستگی به والدین و همسالان شامل 24 گویه میباشد. 12 گویه ادراک دلبستگی به والدین و 12 گویه ادراک دلبستگی به همسالان را میسنجد. ادراک دلبستگی به والدین و همسالان هر کدام شامل 3 بعد ارتباطات، اطمینان و بیگانگی میباشد. بعد اعتماد فهم متقابل و احترام در روابط دلبستگی، بعد ارتباط کیفیت ارتباط کلامی و بعد بیگانگی احساس خشم و بیگانگی بینفردی را اندازهگیری میکند. هر یک از این ابعاد خود مشتمل بر 4 گویه میباشند و در مقیاس 5 گزینهای لایکرت از کاملاً مخالفم (نمره 1) تا کاملاً موافقم (نمره 5) نمرهگذاری میشود. گویه های 7 و 19 به طور معکوس و سایر گویه ها به طور مستقیم نمرهگذاری میشوند. سطح دلبستگی ایمن از کم کردن نمره بیگانگی از مجموع نمرات ارتباطات و اطمینان، برای هر یک از والدین و همسالان، حاصل میگردد.
سطح دلبستگی ایمن نمره بیگانگی- (نمره اطمینان+ نمره ارتباطات)
کسب نمره بالا در این معادله نشان دهندهی ادراک بیشتر دلبستگی ایمن به هر یک از والدین یا همسالان میباشد.
سازندگان این مقیاس، ضریب بازآزمایی به فاصله سه هفته را برای دلبستگی به والدین 93/0 و برای دلبستگی به همسالان 86/0 گزارش کردهاند.
بنابر ادعای سازندگان، این ابزار از اعتبار سازهای خوبی نیز برخوردار است. همبستگی بین خودپنداره خانواده با دلبستگی به والدین 87/0و با دلبستگی به همسالان 28/0 و همبستگی بین خودپنداره اجتماعی با دلبستگی به والدین 46/0 و با دلبستگی به همسالان 57/0 گزارش شده است.
در پژوهش حاضر نیز روایی این مقیاس با بهره گرفتن از روش تحلیل عامل محاسبه شد. نتایج تحلیل عاملی به روش مؤلفه های اصلی، با چرخش واریماکس وجود 2 عامل دلبستگی به والدین و دلبستگی به همسالان در گویه ها را نشان داد. ملاک استخراج عوامل شیب نمودار اسکری و ارزش ویژه بالاتر از 1 بود. مقدار ضریب KMO برابر 84/0 و ضریب کرویت بارتلت برابر 001/3060 (0001/0P) بود که نشان از کفایت نمونهگیری و ماتریس همبستگی گویه ها داشت. لازم به ذکر است که گویه های 4، 21، 23 و 24 به دلیل بار عاملی ضعیف از گویه های مقیاس حذف شدند. نتایج تحلیل عاملی این پرسشنامه در جدول 3-2 آورده شده است.
علاوه بر این، به منظور تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید و ضرایب حاصله برای دلبستگی به والدین و دلبستگی به همسالان به ترتیب 86/0 و 82/0 به دست آمد.
جدول3-2- تحلیل عوامل دلبستگی به والدین و همسالان
گویه ها
دلبستگی به والدین
دلبستگی به همسالان
10
73/0
9
71/0
2
67/0
5
67/0
12
65/0
3
60/0
8
59/0
11
59/0
1
58/0
6
56/0
7
54/0
18
73/0
20
73/0
14
67/0
15
65/0
19
62/0
17
61/0
16
60/0
13
60/0
22
47/0
مقدار ارزش ویژه
82/4
87/3
درصد واریانس
11/20
14/16
کل واریانس
26/36
3-3-2- مقیاس هویت معنوی
به دلیل عدم وجود مقیاسی که به طور خاص هویت معنوی را مورد سنجش قرار دهد، پرسشنامهی هویت معنوی توسط محقق طراحی شد. به منظور ساخت پرسشنامهی هویت معنوی دو حوزهی هویت و معنویت مورد مطالعه قرار گرفت. پس از بررسی تعاریف ارائه شده پیرامون معنویت، علی رغم وجود تعاریف متعدد در این زمینه، معنویت به عنوان ارتباط و پیوند با وجودی متعالی و دیگران مدنظر واقع شد و با اقتباس از ابزارهای موجود در این زمینه (رید، 1986؛ هاون، 1992؛ آندروود، ترسی،2002؛مکدونالد، 1997 ؛ بک، 1992؛ هاروی، 2004؛ الکینز و همکاران، 1988؛ برک، 2004؛ تورسون و پلانته، 2005) گویه های معنویت طراحی شدند. لازم به ذکر است، از میان ابزارهای نام برده شده، از آنجا که پرسشنامه ابراز معنویت (ESI) (مکدونالد، 1997) حاصل بررسی گستردهی تعداد زیادی (شامل 19 مقیاس) از ابزارهای معنویت بود، جامع به نظر رسید و در طراحی گویه های معنویت بیش از سایر مقیاسها استفاده شد.
پس از طراحی گویه های معنویت، به منظور صورتبندی گویه ها در قالب هویت معنوی، مدل چیک و همکاران (1994) در طراحی پرسشنامه ابعاد هویت مدنظر قرار گرفت. لازم به ذکر است که در پرسشنامهی مذکور ابعاد دیگر هویت شامل هویت اجتماعی، جمعی و شخصی اندازهگیری شده است. بر این اساس، در برابر هر گویه طیفی 5 رتبهای از 1 (اهمیتی ندارد) تا 5 (اهمیت فوقالعادهای دارد) قرار داده شد. سپس، گویه های استخراجی در اختیار گروهی از اساتید و دانشجویان

دیدگاهتان را بنویسید