دانلود فایل پایان نامه روانشناسی سوء مصرف مواد

پاسخ می‌دهند میانجی‌گری می‌شود. جالب است که اکسی‌توسین هم در دلبستگی والد- فرزند و هم بعدها در دلبستگی جنسی/ عشقی در پیوندهای زناشویی نقش دارد و میزان میزان آن در کودکان یتیمی‌که مورد غفلت قرار می‌گرفتند یا قبل از اینکه توسط خانواده‌های توجه کننده به فرزندی پذیرفته شوند توجه کمی‌دریافت می‌کردند، پایین است. این ممکن است یکی از واسطه‌های اختلال دلبستگی واکنشی که از نظر بالینی مهم است، باشد که اصطلاحی تخصصی برای اختلالی است که شامل ناتوانی در دلبستگی‌های بهنجار مراقب-کودک بعد از بی‌توجهی شدید در سال‌های اولیه‌ی زندگی است. بنابراین پژوهش‌گران دلبستگی در صدد فهمیدن فرآیند فیزیولوژیکی هستند که برای بعضی از تأثیراتی که بالبی و اینسورت در رفتار موارد کلینیکی و شرکت کننده های مطالعات آزمایشگاهی مشاهده کردند، به حساب می‌آید(موسوی،1388) .
اگرچه سیستم رفتاری دلبستگی در اولین سال‌های زندگی آشکارتر و احتمالاً مهم‌تر می‌باشد اما بالبی(1988) چنین فرض کرد که در تمام عمر فعال است و در مواقع تهدید و خطر در افکار و رفتارهای مرتبط با مجاورت جویی با اشکال دلبستگی آشکار می‌شود به ویژه او در برابر این تفکر وابستگی به دیگران در هر سنی بیمارگون یا ناپخته است یا اینکه سوگواری برای یک فقدان بیمارگون یا خوشایند است به بحث پرداخت. او دریافت که حتی بزرگسالان نسبتاً وابسته و کاملاً بالغ به خصوص هنگامی‌که تهدید می‌شوند، رنج می‌کشیدند، تنها بودند یا روحیه خرابی داشته از جستجو کردن و دریافت مراقبت از سایر افراد، سود می‌برند. همچنین او استدلال کرد که استقلال پخته تا اندازه‌ای به وسیله‌ی درونی کردن تعاملات مثبت با اشکال دلبستگی بدست می‌آید. به عبارت دیگر، توانایی آرام کردن خود تا حد زیادی بر پایه‌ی آرامشی است که از طریق مراقبت اشکال دلبستگی در سال‌های اولیه‌ی زندگی کسب شده است(خوشابی و ابوحمزه، 1386).
تجارب اولیه زندگی نقش مهمی در رشد مکانیزم‌های مغزی و سیستم های کنترل رفتاری ایفا می‌کند. سال‌های اولیه زندگی دوران حساسی برای رشد محسوب می‌شود و اتفاقات این دوران نقش زیادی در زشد نیمکره راست مغز ایفا می‌کند. یکی از عوامل مهم در رشد سیستم هماهنگ کننده نیمکره راست مغز، تجربیات مبتنی بر دلبستگی است که بین کودکان و مراقبان آن‌ها شکل می‌گیرد. تجربیات مثبت سبب رشد قوی نیمکره راست مغز و به تبع آن سبب رشد روحی و روانی کودکان می‌شود. اواخر دوره حاملگی دوره حساسی برای رشد مغز محسوب می‌شود(عمرانیان،1390).
بعد از تولد نوزاد، نه‌تنها تغذیه نقش مهمی در رشد سیستم عصبی کودک ایفا می‌کند، بلکه فاکتورهای روانی- اجتماعی و تعاملاتی که با کودک صورت می‌گیرد نقشی به مراتب بیشتر ایفا می‌کند. بعد از تولد، مغز به رشد ناگهانی خود دست پیدا می‌کند و اسیدهای نورونی به سرعت ترشح می‌شوند. رشد این عوامل به میزان زیادی تحت تأثیر محیط عاطفی- اجتماعی اطراف کودک قرار می‌گیرد. مهم‌ترین مبحث دهه اخیر این است که مغز توسط مدلی که محیط به آن ارائه می‌کند شناخته می‌شود. مغز یک ارگان اجتماعی- زیستی است و هسته اصلی هیجانات در ارتباطات اجتماعی محسوب می‌شود. یکی از عوامل مهم تسهیل رشد، غنی بودن محیط روانی و روابط بین فردی محسوب می‌شود و این نگاه کاملا غیر معقولانه است که اثر عوامل بیولوژیکی را بدون تعامل با محیط مورد بررسی قرار دهیم، چرا که رشد در تعامل عوامل محیطی و زیستی شکل می‌گیرد و بررسی پدیده‌های زیستی بدون در نظر گرفتن تعامل با عوامل محیطی بسیار گمراه کننده خواهد بود(هاشم‌ورزی و همکاران،1390).
2-4- مهارت‌های مقابله‌ای
همه افراد در طول زندگی خود با استرس رو به رو می‌شوند. زندگی بدون استرس یعنی مرگ. انسان در همه‌ی شرایط تحت استرس قرار دارد، ولی گاهی امکان دارد یک استرس بیماری زا و مشکل زا شود، این مسأله بستگی به مقابله‌های فرد دارد. منظور از مقابله، کوشش‌ها و تلاش‌هایی است که فرد انجام می‌دهد تا استرس را از میان بردارد، برطرف کند، یا به حداقل رساند و یا تحمل کند. دقت داشته باشید که ما همیشه نمی‌توانیم منبع استرس را از میان برداریم، بلکه در مواردی باید آن‌را کاهش دهیم و در مواردی هم باید استرس را تحمل کنیم. در این موارد باید سعی شود تا استرس‌های ناشی از این اختلاف را کاهش دهیم و یا به صورتی تحمل کنیم تا کمتر آزاردهنده شود(موسوی،1388).
یکی از عوامل شخصیتی که ارزیابی آن در تبیین آمادگی به اعتیاد منطقی به نظر می‌رسد، سبک‌های مقابله‌ای با فشار روانی است. سبک‌های مقابله به عنوان تلاش‌های رفتاری و شناختی افراد به منظور فائق آمدن بر یک عامل فشار زای درونی یا بیرونی (متمرکز بر مسئله)،یا ایجاد تسکین هیجانی و عاطفی(متمرکز بر هیجان)، تعریف شده است. همچنین سبک‌های مقابله با فشار روانی می‌تواندرویداد های تنیدگی زا را تحت تأثیر قرار داده و چگونگی برخورد با آن‌ها را تعیین کنند(ملازاده اسفنجانی و همکاران،1390).
2-4-1- انواع مهارت‌های مقابله‌ای
کوشش‌های مقابله‌ای گاه به صورت انجام دادن کار، فعالیت و اقدام خاصی است و گاه به صورت انجام دادن فعالیت‌های ذهنی و درون روانی است. به این ترتیب می‌توان گفت که دو نوع مقابله وجود دارد: مقابله‌های مسأله‌مدار و مقابله‌های هیجان‌مدار، در اکثر موارد ضروری و سالم است که هر دو نوع مقابله با هم مورد استفاده قرار گیرند.
مقابله‌های مسأله‌مدار: در مقابله‌های مسأله‌مدار فرد سعی می‌کند کاری انجام دهد تا استرس را از میان بردارد، کاهش دهد یا آن را تحمل کند. نمونه‌هایی از مقابله‌ی مسأله‌مدار عبارتند از:

اقدام به عمل نمودن
فعالیت خاصی انجام دادن
راهنمایی گرفتن
مشورت کردن
برنامه‌ریزی کردن
جمع آوری اطلاعات
مطالعه کردن
استفاده از روش حل مسأله
فکر کردن و…
مقابله‌های هیجان‌مدار: در مقابله‌های هیجان‌مدار فرد کار خاصی انجام نمی‌دهد، بلکه فقط سعی می‌کند خود را آرام سازد و ناراحتی خود را کاهش دهد .زیرا، هنگامی‌که انسان با استرس رو به رو می‌شود، تعادل و آرامش خود را از دست می‌دهد و هنگامی‌که فرد آرامش و تعادل روانی نداشته باشد، نمی‌تواند به خوبی از عهده‌ی برخورد صحیح برآید. این نوع مقابله به کمک فرد می‌آید تا بتواند ابتدا آرامش و تعادل روانی خود را بازیابد و سپس به مقابله‌های مسأله‌مدار بپردازد. نمونه‌هایی از مقابله‌های هیجان‌مدار عبارتنداز:
دعا و نیایش
تخلیه و ابراز احساسات مانند گریه کردن، بی‌قراری کردن، ابراز خشم(به طور سالم)
گفتگوی درونی، مانند: دلداری دادن به خود
مثبت اندیشی، دادن معنی مثبت به آنچه رخ داده
توکل
صبر
درد دل کردن با دوستان و آشنایان و… (نوری،1383).
گاهی اوقات مردم فکر می‌کنند که مقابله‌های هیجان‌مدار ناسالم هستند، چون بی فایده‌اند و کمکی به کاهش استرس نمی‌کنند. برخلاف تصور این عده، مقابله‌های هیجان‌مدار در بسیاری از موارد بسیار سالم وکمک کننده اند. این مقابله‌ها باعث می‌شوند تا فرد آرامش خود را باز یابد و هنگامی‌که فرد آرامش داشته باشد، بهتر می‌تواند فکر و برنامه‌ریزی کند و از مهارت حل مسأله کمک بگیرد. در غیر این صورت ممکن است فرد به علت نداشتن آرامش و تعادل روانی مناسب از مقابله‌های ناسالم و خطرناک استفاده کند یا از راه‌حل‌های عجولانه و تکانشی برای بیرون آمدن از موقعیت استرس را بهره ببرد. در این‌صورت نه تنها مشکل اصلی حل نشده، بلکه مشکلات دیگری نیز به دنبال خواهد داشت که گاهی این مشکلات ثانوی بسیار مخرب تر و زیان‌بارتر از مشکل اولیه است.
مقابله‌های مذهبی، معنوی: مقابله‌های مذهبی و معنوی معمولاً انواعی از مقابله‌های هیجان‌مداراند، ولی به لحاظ اهمیتی که دارند در اینجا بر آن‌ها تأکید می‌شود. پژوهش‌های متفاوتی در کشورها و فرهنگ‌های مختلف جهان نشان داده افرادی که اعتقادات مذهبی و معنوی دارند، بهتر در مقابل استرس‌ها و حتی بیماری‌ها دوام می‌آورند و از سلامت روانی و جسمانی بهتری برخوردارند. مقابله‌های مذهبی و معنوی به صورت های مختلفی است و در کشور ما بیشتر به صورت زیر دیده می‌شود:
نذر کردن
دعا کردن
نیایش
قربانی کردن
خیرات کردن
بخشودن و گذشت کردن
به خدا سپردن
توکل
معنی مثبت دادن به آنچه رخ داده
امیدوار بودن

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود مقاله با موضوع وسایل ارتباط جمعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

صبر پیشه کردن
هراس نداشتن از اتفاقات و پیشامدها
تسلیم قسمت و سرنوشت بودن و…
به یاد داشته باشید زمانی مقابله‌های هیجان‌مدار نامناسب خواهند بود که به عنوان تنها مقابله از آن‌ها استفاده شود و یا فرد به صورت طولانی مدت و در دراز مدت برای استرس‌هایی که قابل برطرف کردن می‌باشند، از آن‌ها استفاده نماید(نوری،1383).
بیلینگر و موس(1980)، چهارچوبی را برای تعریف عملیاتی پاسخ‌های مقابله‌ای و مشخص نمودن چندین پاسخ مقابله‌ای بالقوه رفتاری و شناختی در دسترس برای شخص تدارک دیده‌اند. می‌توان چنین تصور نمود که مقابله دو جزء دارد. روش‌های مورد استفاده و تمرکز بر پاسخ مقابله آن‌ها به هشت نوع از این پاسخ‌های مقابله‌ای اشاره دارند که هر کدام توسط ترکیب خاص روش و تمرکز مقابله‌ای تعریف می‌شود. برحسب روش مقابله فرد می‌تواند هم پاسخ‌های فعال را برای برطرف نمودن واقعه استرس آمیز برگزیند و هم از منبع استرس دوری کنند تمرکز بر پاسخ مقابله ممکن است در جهت خود مسأله باشد یا متوجه عواقب عاطفی منبع استرس باشد. با بهره گرفتن از این چهارچوب برای فهم مهارت‌های مقابله‌ای شناختی، می‌توانیم به دامنه تفاوتی از جریانات شناختی که تمرکز بر خود مسأله و یا عواقب عاطفی آن دارد اشاره کنیم(عطاردی،1389).
پاسخ‌های مقابله‌ای شناختی فعال، پاسخ‌هایی هستند که طرح شده‌اند تا ارزیابی شخص را از استرس‌آمیز بودن مسأله و یا عواقب عاطفی آن در نظر گیرند. یکی از رویکردهای کنار آمدن از نظر بیلینگر و موس کنار آمدن فرآیندهایی فیزیولوژیکی (مثل انکار)، است که از افراد در برابر تهدیدهای بیرونی و فیزیولوژیکی حمایت می‌کنند. احتمالا افراد معتاد به دلیل وابستگی به مواد، شرایط محیطی را بیشتر از افراد غیر معتاد فشار زا احساس می‌کنند و یا اثر خوشایند مصرف مواد در کاهش فشار روانی و افزایش لذت، باعث می‌شود تا افراد معتاد در مواجهه با شرایط محیطی بیشتر از سبک مقابله متمرکز بر هیجان و کمتر از مقابله متمرکز بر مسأله استفاده کنند(باقری،1385).
2-5- طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه
طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه الگوهای هیجانی و شناختی خودآسیب رسانی هستند که درابتدای رشد و تحول درذهن جای گرفته‌اند و در سیر زندگی تکرار میشوند .طرح‌واره‌ها حاصل گفتگوی والدین با کودک هستند که به تدریج در ذهن او جای گرفته‌اند و هم اکنون به گونه‌ای نظام مند، اما ناکارآمد زندگی وی را زیر سیطره خود گرفته‌اند. طرح‌واره‌های ناسازگار به عنوان زیرساخت‌های شناختی منجر به تشکیل باورهای غیر منطقی می‌شوند و دارای مولفه‌های شناختی، عاطفی، رفتاری هستند .هنگامی که فعال می‌شوند سطوحی از هیجان منتشر می‌شود و مستقیم یا غیرمستقیم منجر به آشفتگی‌های روان‌شناختی نظیر افسردگی،اضطراب، عدم توانایی شغلی، سوء مصرف مواد، تعارضات بین فردی و مانند آن می‌شوند(ملانوروزی، 1386).
طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه بر نحوه تفکر، احساس و عملکرد بیماران یا این که با دیگران چگونه ارتباط برقرار کنند نقشی اساسی دارند. طرح‌واره‌های ناسازگارانه اولیه وشیوه‌های ناسازگارانه‌ای که بیماران برای مقابله با آن‌ها یاد می‌گیرند اغلب زیربنای علایم اختلالات مزمن محوری که مانند اختلالات سوء مصرف مواد، افسردگی، اضطراب و روان‌تنی هستند(احمدیان،1385).
یکی از مهم‌ترین مسائل در پیشگیری از اعتیاد تغییر نگرش‌های مثبت و تثبیت نگرش‌های منفی نسبت به مصرف مواد مخدر است، نگرش یعنی باورهای فرد در مورد نتیجه و عاقبت هر کار و ارزشی که فرد برای این نتیجه قائل است نگرش‌ها دلایل منطقی بروز رفتارهای هر فرد خاص می‌باشد، عوامل بسیاری بر نگرش افراد تاثیر می‌گذارند؛ یکی از این عوامل دانش و اطلاعات فرد در حوزه‌های مختلف می‌باشد، لذا طبق مطالعات صورت گرفته مشخص شده است افرادی که نسبت به مواد مخدر نگرش‌ها و باورهای مثبت دارند احتمال مصرف واعتیادشان بیشتر از کسانی است که نگرش‌های منفی یا خنثی دارند بر همین اساس تغییر نگرش‌ها از خنثی به منفی آسان‌تر از تغییر نگرش‌ها از مثبت به منفی است(گلزاری و همکاران،1387).
2-5-1- شکل‌گیری طرح‌وارهای ناسازگار
بر طبق نظر یانگ در شکل‌گیری طرح‌واره‌های ناسازگار،تجارب ناسازگار اولیه زندگی، نیازهای روان‌شناختی اساسی و خلق و خوی هیجانی تعامل می‌کنند.
تجارب ناسازگار اولیه: ریشه‌ی تحولی طرح‌واره‌ها در تجارب ناگوار دوران کودکی نهفته است. طرح‌واره‌هایی که زودتر به وجود می‌آیند، معمولأ قوی تر و از خانواده‌های هسته‌ای نشأت می‌گیرند (حاجی‌علیزاده و همکاران،1387). همزمان با تحول کودک، همسالان، مدرسه و فرهنگ در شکل‌گیری طرح‌واره نقش بازی می‌کنند. چهار دسته از تجارب ناگوار اولیه طرح‌واره‌ها را به وجود می‌آورند. اولین دسته، ناکامی ناگوار نیازها هستند. این حالت وقتی اتفاق می افتد که کودک تجارب خویشاوندی را تجربه نکند. دسته دوم آسیب دیدن و قربانی شدن می‌باشند.در دسته سوم، کودک چیزهای خوب، رفاه و آسایش را در حد زیادی تجربه می‌کند. در این حالت نیاز به خودگردانی یا محدودیت‌های واقع‌بینانه ارضا نمی‌شود. دسته چهارم، همانندسازی با افراد مهم زندگی است. اینکه کودک کدام جنبه از کارکردهای افراد مهم زندگی‌اش را درونی سازی می‌کند، طرح‌واره‌های مختلف شکل می‌گیرد(خورشیدیان،1389).
نیازهای روان‌شناختی اساسی: طرح‌واره به دلیل ارضا نشدن نیازهای هیجانی کودکی به وجود می‌آیند. این نیازها شامل: دلبستگی ایمن، خودمختاری، آزادی برای بیان نیازها و هیجان‌های سالم، خودانگیختگی، محدودیت‌های واقع بینانه است. این نیازها جهان شمول اند. همه انسان‌ها این نیازها را دارند، گرچه شدت این نیازها در بعضی بیشتر است. ناکامی این نیازها باعث شکل‌گیری طرح‌واره ناسازگار می‌شود. هدف طرح‌واره درمانی، کمک به بیماری برای ارضاء سازگارانه این پنج نیاز هیجانی است.
خلق و خوی هیجانی: خلق و خوی کودک یک نقش اصلی در رشد طرح‌واره ‌ایفا می‌کند. هر کودک با خلق و خوی متمایز و منحصر به فردی متولد می‌شود که نسبتأ غیر قابل تغییرند. پایدار، بی‌ثبات، خونسرد، مضطرب، بازیگوش، اجتماعی،خجالتی، وسواسی،حواس پرت و غیره از ابعاد خلق و خوی انسان هستند.
خلق و خوی کودک در تعامل با وقایع دردناک، منجر به شکل‌گیری طرح‌واره می‌شود.خلق و خوهای متفاوت کودک را در معرض شرایط گوناگون قرار می‌دهد و به گونه‌ای متفاوت نسبت به شرایط مشابه آسیب‌پذیر می‌سازد(خورشیدیان،1389).
2-5-2- عملکرد طرح‌وارههای ناسازگار
دو عملکرد اصلی طرح‌واره‌ها عبارتند از تداوم طرح‌واره و بهبود طرح‌واره.هر فکر، احساس، رفتار و تجربه مرتبط با طرح‌واره را می‌توان تداوم بخش طرح‌واره(طرح‌واره را تثبیت و تقویت می‌کند)، یا بهبود دهنده‌ی طرح‌واره (باعث ضعیف شدن آن می‌شود)، در نظر گرفت. تداوم طرح‌واره به هر چیزی اشاره دارد که بیمار انجام می‌دهد(درونی یا رفتاری)، تا وضعیت فعلی طرح‌واره را حفظ کند.تداوم طرح‌واره، تمام افکار، احساس‌ها و رفتارهایی را در بر می‌گیرد که به جای بهبود طرح‌واره، در نهایت باعث تقویت آن می‌شود. به‌عبارتی، تمام پیشگویی‌های خودکام بخش فرد. طرح‌واره‌ها توسط سه سازوکار اولیه تداوم می‌یابند: تحریف‌های شناختی، الگوی زندگی خودآسیب‌رسان و سبک‌های مقابله‌ای.تحریف‌های شناختی موقعیت‌ها را به گونه‌ای سوء تعبیر می‌کنند (با تحریف،انکار،کمینه سازی و…)، که باعث تقویت طرح‌واره می‌شود. از نظر رفتاری، فرد درگیر الگوهای خودآسیب رسان، انتخاب ناهوشیارانه و ماندن در موقعیت‌ها و روابطی می‌شود که باعث برانگیختگی و

دیدگاهتان را بنویسید