دانلود فایل پایان نامه روانشناسی سوء مصرف مواد

تداوم طرح‌واره می‌شود و در عین حال از بر قراری روابطی که منجر به بهبود طرح‌واره می‌شود اجتناب می‌کند(یانگ، کلوسکو، ویشار،2003).

2-5-3- طرح‌واره‌های شرطی و غیر شرطی
برخی از طرح‌واره‌ها، شرطی و برخی دیگر، غیر شرطی هستند. به طور کلی، طرح‌واره‌هایی که در اوایل سیر تحول انسان شکل می‌گیرند و اغلب در محور ساختار شناختی قرار دارند، باورهایی غیر شرطی درباره خود و دیگران هستند. طرح‌واره‌هایی که بعدأ در سیر تحول شکل می‌گیرند، شرطی‌اند(خسروی و همکاران، 1387). طرح‌واره‌های غیر شرطی، هیچ گونه راه‌گریزی برای بیمار باقی نمی‌گذارند. مهم نیست که فرد چه کاری انجام می‌دهد، زیرا در هر صورت نتیجه یکی است: فرد، بی‌کفایت، نالایق، دوست نداشتنی، بدبخت، در معرض خطر و بد خواهد بود و هیچ چیزی نمی‌تواند آن را تغییر بدهد. طرح‌واره، تمام اتفاقات دوران کودکی را بدون هیچ گونه انتخابی از سوی کودک، در خود خلاصه می‌کند؛ دقیقأ به همین سادگی. اما طرح‌واره‌های شرطی، روزنه امیدی را برای بیمار فراهم می‌کنند. به طوری که بیمار احساس می‌کند توانایی تغییر نتیجه را دارد او می‌تواند اطاعت کند، به دنبال تأیید دیگران باشد، ایثارگری کند، هیجان‌ها را بازداری نماید و با انجام این کارها، شاید حتی‌الامکان بتواند به طور موقت از وقوع نتایج منفی جلوگیری کند. طرح‌واره‌های شرطی معمولأ وقتی شکل می‌گیرند که فرد می‌خواهد از شر طرح‌واره‌های غیر شرطی خلاص شود. جایگاه طرح‌واره‌های شرطی در ساختار شناختی، همیشه بعد از طرح‌واره‌های غیر شرطی است (ملانوروزی، 1386).
2-6- تاب‌آوری
Resiliency در فرهنگ لغات، کشسانی و خاصیت فنری و ارتجاعی ترجمه شده است که البته این واژه‌ها رسایی و گویایی لازم را برای انتقال مفهوم این واژه در حوزه پیشگیری از اعتیاد نداشته و به همین دلیل تاب‌آوری که به عنوان معادل فارسی آن برگزیده شده، اصطلاح بهتر و مناسب‌تری است. واژه تاب‌آوری را می‌توان به صورت توانایی بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود. در واقع تاب‌آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پر خطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق می‌شود بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز می‌گردد. پس تاب‌آوری به معنای توان موفق بودن، زندگی کردن و خود را رشد دادن در شرایط دشوار (با وجود عوامل خطر)، است . این فرایند خودبه خود ایجاد نمی‌شوند مگر اینکه فرد در موقعیت دشوار و ناخوشایندی قرار گیرد تا برای رهایی از آن یا صدمه‌پذیری کمتر، حداکثر تلاش را برای کشف و بهره‌گیری از عوامل محافظت کننده (فردی و محیطی) در درون و بیرون خود که همواره به صورت بالقوه وجود دارد به کار گیرد (زرین کلک،1388).
تاب‌آوری در مورد کسانی بکار می‌رود که در معرض خطر قرار می‌گیرند ولی دچار اختلال نمی‌شوند. از این رو شاید بتوان نتیجه‌گیری کرد که مواجه شدن با خطر شرط لازم برای آسیب‌پذیری هست اما شرط کافی نیست‌. عوامل تاب‌آور باعث می‌شوند که فرد در شرایط دشوار و با وجود عوامل خطر از ظرفیت‌های موجود خود در دست یابی به موفقیت و رشد زندگی استفاده کند و از این چالش و آزمون‌ها به عنوان فرصتی برای توانمند کردن خود بهره جوید و از آن‌ها سربلند بیرون آید. تاب‌آوری با در نظر داشتن توأم شرایط استرس زا و توانایی ذاتی افراد برای پاسخ‌گویی، دوام آوردن و رشد نرمال در حضور شرایط استرس زا مطرح می‌شود. مفهوم تاب‌آوری یک راه حل امیدبخش و خوشایند است زیرا سرانجام سختی‌ها و شرایط بد دوران کودکی می‌تواند بالقوه ویرانگر و ناامید کننده باشد. شواهد روشنی در مورد وجود رابطه میان وقایع ناخوشایند و سختی زندگی در دوران کودکی با بروز اختلالات روانی در سال‌های بعدی زندگی وجود دارد که از این اختلالات می‌توان افسردگی، سوء مصرف مواد و خودکشی را نام برد(محمدی،1389).
2-6-1- مدل‌های تاب‌آوری
مدل گارمزی و همکاران
گارمزی و همکاران (1984)، سه مدل تاب‌آوری جبرانی، محافظتی وچالش را ارائه کردند. در مدل جبرانی، عامل جبرانی متغیری است که در جهت متقابل یک عامل خطرزا مقابله یا عمل می‌کند و تأثیر مواجه را خنثی می‌کند.این عامل در تعامل با عامل خطرزا قرار ندارد، بلکه تأثیری مستقیم و مستقل بر پیامد مورد نظر دارد، هر دو عامل خطرزا و جبرانی در پیش بینی پیامد نقش دارند. مدل دیگر تاب‌آوری مدل محافظتی است. در این مدل یک عامل محافظتی، به منظور کاهش احتمال یک پیامد منفی با یک عامل خطرزا در تعامل قرار می‌گیرد. این عامل با تعدیل اثر رویارویی با خطر و به وسیله‌ی اصلاح و تغییر واکنش به یک عامل خطرزا، به عنوان یک تسریع کننده عمل می‌کند، یک عامل محافظتی تأثیری مستقیم و مستقل بر پیامد داشته باشد، اما در حضور یک عامل فشارزا، اثر آن قوی تر می‌شود. این مدل بیشترین سهم را در مطالعات تاب‌آوری به خود اختصاص داده است (محمدی،1389).
در مدل چالش، وجود عامل خطرزا که موجب استرس و فشار می‌گردد مثبت تلقی می‌شود و باعث رشد مهارت‌های فرد می‌شود که می‌تواند تأثیر مطلوب در انطباق با محیط داشته باشد. در این مدل استرس خیلی کم، چالش کافی ایجاد نمی‌کند و سطوح بالای استرس نیز می‌تواند به رفتار ناسازگارانه منجر شود، ولی سطوح متوسط استرس، فرد را با چالشی رو به رو می‌کند که در صورت غلبه بر آن موجب تقویت کفایت می‌شود. اگر چالش به صورت موفقیت آمیز صورت پذیرد به فرد کمک می‌کند تا برای مشکل بعدی آماده باشد(محمدی،1389).
2) مدل مفهومی تاب‌آوری
ماستن و رید در خصوص تاب‌آوری به توصیف مدل‌های مفهومی پرداخته که شامل مدل‌های متمرکز بر متغیرو مدل‌های متمرکز بر شخص می‌باشد. مدل‌های متمرکز بر متغیر شامل مدل‌های جمع پذیری، تعاملی و غیر مستقیم می‌باشند.در مدل جمع پذیر که تأثیرات تراکمی عوامل خطرزا و دارایی ها در رابطه با یک پیامد مثبت مورد آزمون قرار می‌گیرند. طبق این مدل نسبت به اینکه یک فرد در زندگی چقدر درست عمل می‌کند، دارایی ها و خطرزاها نقش مستقلی را بر عهده می‌گیرند. در مدل تعاملی دو نوع اثر تعاملی را توصیح می‌دهد. یکی اینکه در فرد یا محیط یک ویژگی پایدار وجود دارد که آمادگی فرد را برای رویارویی با موقعیت تهدیدکننده، افزایش یا کاهش می‌دهد. نوع دوم، سیستم محافظتی است که به وسیله تهدید فعال شده است. مدل غیر مستقیم تاب‌آوری، پدیده اثرات میانجی را نشان می‌دهد که طی آن تأثیر نیرومند بر پیامد به وسیله خطرات یا منافع متأثر میشود. نوع دیگر مدل غیر مستقیم شامل اثر نا مشهود پیشگیری کامل است. وقتی که یک عامل پیشگیرانه نیرومند از رخداد شرایط خطرزا پیشگیری می‌کند. مدل‌های متمرکز بر شخص که تأکید اصلی شان بر شخصیت تاب‌آور است شامل مطالعات موردی، گروه‌های تاب‌آور و مدل تمام شخصیتی می‌باشند(اعتبار جهرمی،1389).
2-6-2- ابعاد تاب‌آوری
مثبت اندیشی: مثبت اندیشی به عنوان یک آمادگی برای انتظار رخداد بهترین موقعیت‌ها و رویداد ها به شکل مثبت تعریف می‌شود. در ساختار تاب‌آوری، مثبت اندیشی به حس داشتن یک آینده مثبت، تمایل به یافتن معنای مثبت در تجربیات و باور به داشتن توانایی اثر گذاری به طور مثبت بر دیگران و محیط اطلاق می‌شود. پژوهش‌های سلیگمن (2005)، نشان می‌دهد که مثبت اندیشی با سلامت جسمانی بهتر، موفقیت بیشتر تحصیلی، شغلی و ورزشی و روابط رضایت بخش ارتباط دارد و همچنین این افراد سلامت روانی بهتری از خود نشان می‌دهند و طول عمر بیشتری نسبت به افراد بدبین دارند (محمدی، 1384).
شایستگی اجتماعی: کودکان تاب‌آور به صورتی قابل ملاحظه واکنش دهی، انعطاف و تطابق بیشتری را نشان می‌دهند و در شروع و حفظ روابط اجتماعی نزدیک با گروه همسالان و دیگران قابلیت بیشتری از خود نشان می‌دهند و می‌توانند با دیگران همدلی کنند آنها همچنین از مهارت‌های حل تعارض و مراوده با دیگران برخوردارند و دارای حس سالمی از طنز هستند(محمدی،1389). نه تنها مطالعات مرتبط با تاب‌آوری بر این ویژگی‌ها صحه گذاشته‌اند، بلکه مطالعات انجام شده بر روی افراد دچار مشکلاتی نظیر بزهکاری، سوء مصرف مواد و الکل و بیماری های روانی نیز بر فقدان این حالت در نمونه خود تأکید کرده‌اند. ز سویی افراد با شایستگی مهارت‌های اجتماعی ضعیف، بدترین پیش آگهی و بالاترین نرخ عود را در زمینه بیماری روانی از خود نشان می‌دهند. همچنین شواهد نشان می‌دهد که سطح شایستگی اجتماعی در کودکی پیش بینی کننده شدت مشکلات روان‌پزشکی در بزرگسالی است(محمدی، 1384).

مهارت‌های تنظیم هیجانی: مهارت‌های هیجانی به توانایی افراد برای مقابله، اداره، بیان و کنترل حالت هیجانی نظیر خشم، تهییج، اضطراب و لذت اطلاق می‌شود(اورکی و همکاران،1391). خودتنظیمی هیجانی جنبه مهمی از تاب‌آوری است. افرادی که راهبردهای مؤثری برای مقابله با نا امیدی ها، فقدان و سایر رویداد های آشفته کننده دارند، قابلیت بیشتری برای برگشت به حال تعادل خود دارند. همچنین اداره هیجانات مثبت نیز اهمیت بسزایی دارد چرا که موفقیت اجتماعی و تحصیلی هر دو به توان فرد برای کنترل هیجانات بستگی دارد (محمدی،1384).
مهارت‌های مشکل گشایی: پژوهش‌های تاب‌آوری نشان داده‌اند که مهارت‌های مشکل گشایی در اوایل کودکی فرد قابل شناسایی هستند. این مهارت‌ها عبارتند از توانایی فکر کردن به شیوه‌ای انتزاعی، تأملی و منعطف و توانایی ایجاد راه حل‌های معادل برای مشکلات شناختی و اجتماعی. همانند شایستگی اجتماعی، مهارت انجام شده بر روی افرادی که مشکلات روان‌شناختی را تجربه می‌کنند نشان از فقدان مهارت‌های مشکل گشایی در این افراد دارند. بر عکس مطالعات انجام شده بر روی افراد تاب‌آور نشان از وجود این گونه مهارت‌ها در این افراد است. طبق پژوهش ‌هالورستون و والد راپ(1974)، کودکی که در سنین پایین بتواند نشان دهد که عاملی توانا برای ایجاد تغییر در یک موقعیت ناکام کننده است به احتمال زیاد در مراحل بعدی نیز فردی فعال و شایسته خواهد بود (محمدی،1384).
مهارت‌های مقابله‌ای: مهارت‌های مقابله‌ای، مهارت‌هایی هستند که افراد برای مقابله موفقیت‌آمیز با عوامل فشارزا در زندگی به کار می‌گیرند. از آنجایی که این عوامل اجزاء جدا نشدنی زندگی هستند، موفقیت در برخورد با آن‌ها نقش تعیین کننده ای در سلامت روانی دارد(موسوی،1388). مهمترین مهارت مقابله‌ای به ویژه در نوجوانان و جوانان عبارتند از: توانایی درخواست کمک و شناسایی محل درخواست، داشتن حس شوخ طبعی، مذاکره اصولی، حل تعارض و مهارت‌های ابراز وجود، قابلیت ایجاد آرامش روانی نظیر (سرگرمی، ورزش، بازی با تکنیک های تن آرامی)، داشتن مهارت‌های اجتماعی برای حفظ شبکه ای از دوستان حمایت کننده، حفظ سلامت جسمانی مناسب از طریق ورزش، رژیم غذایی، خواب و غیره. افراد تاب‌آورخصوصیاتی دارند که آنها را در اجتماع برجسته می‌سازد و باعث سازگاری و موفقیتشان می‌گردد مانند شایستگی اجتماعی، مهارت‌های حل مسأله، آینده‌جویی و خودگردانی(محمدی، 1384).
2-7- ارتباط اعتیاد با متغیرهای پژوهش
مسأله اعتیاد، امروزه از مسائل مهم اجتماعی در اکثر کشورها ومشکل عمده ای برای دولت ها تلقی می‌شود. اعتیاد از آن روحائز اهمیت است که پیامدهای مضر آن نه تنها خود فرد، بلکه معمولاً همسر، فرزندان، خانواده و اطرافیان فرد معتاد را در بر گرفته و ارزش‌ها و هنجارهای جامعه را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد. استفاده از این مواد زمینه و شرایط ارتکاب جرم را فراهم می‌سازد. اعتیاد چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم، از طریق ایجاد وابستگی شدید به مصرف مواد، تضعیف و متزلزل ساختن بنیان‌های روانی، اخلاقی و اجتماعی، تأمین هزینه تهیه آن، محرومیت از برخی امکانات و خدمات اقتصادی و اجتماعی به تدریج باعث گرایش فرد معتاد به ارتکاب جرم می‌شود. علاوه بر این، اعتیاد به مصرف مواد با پدید آمدن شرایط آسیب‌زائی مانند اختلال و فروپاشی کانون خانواده، انحراف جنسی و خود فروشی، باعث شکل‌گیری مشکلات فردی، خانوادگی و اجتماعی می‌گردد و این خود معلول عوامل و شرایطی است که شناخت دقیق آن به پیشگیری از اعتیاد کمک می‌کند(حاجبی و همکاران،1386).
در رویکرد جدید پیشگیری از اعتیاد شناسایی و ارتقاء عوامل محافظت کننده از جمله عوامل تاب‌آوری و شناسایی و کاهش عوامل خطرساز از جایگاه پراهمیت و ویژه‌ای یرخوردار است. تاب‌آوری یا Resiliency یکی از مفاهیمی است که اخیراً در حوزه پیشگیری از اعتیاد و سایر اختلالات روانی و آسیب‌ها مطرح شده و می‌تواند کلید پیشگیری باشد . در حال حاضر این عقیده در موضوع پیشگیری از اعتیاد در حال رشد است که برنامه‌های پیشگیری می‌تواند بر مبنای اطلاعات کسب شده از مطالعه بر روی کسانی باشد که به طور موفقیت آمیز از سوء مصرف مواد اجتناب کرده‌اند نه آن‌هایی که الزاماً مواد مصرف کرده‌اند، شاید پاسخ گفتن به این سؤال که برنامه‌های پیشگیری باید بر مبنای مثبت‌ها باشد یا منفی‌ها؟ دشوار باشد‌، اما باید در نظر داشته باشیم که از افرادی که به مصرف مواد نه گفته‌اند نیز می‌توان چیزهای بسیاری آموخت(کیخاونی و همکاران،1391). در سال‌های گذشته بیشتر توجهات در زمینه سوء مصرف مواد در جوانان به این نکته معطوف بود که چرا فلان جوان به راه خطا رفت و معتاد شد و چرا جوان دیگر راه درست را در پیش گرفت، توجهی نمی‌شد. جدیداً توجهات به مطالعه بر روی آن دسته از جوانان پر خطر که توانسته‌اند در اجتناب از مواد موفق باشند، معطوف شده است. این جوانان اگر چه موقعیت‌ها و شرایط تهدید آمیز بسیاری برای گرایش به مصرف مواد داشته‌اند، اما توانسته‌اند از خطرات سربلند بیرون بیایند که به واسطه تاب‌آوری مبتنی بر عوامل محافظت کننده‌ای بوده است که به آن‌ها کمک کرده تا از مواد اجتناب کنند. مثلاً بچه‌های افراد الکلی بیشتر از بچه‌های دیگر در معرض خطر گرایش به الکل هستند اما طیف وسیعی از آن‌ها به طرف الکل نمی‌روند و سالم می‌مانند و از همین رو تاب‌آور به شمار می‌آیند (زرین کلک، 1388).
مفهوم تاب‌آوری یک چهارچوب جدید را در زمینه پیشگیری از اعتیاد مطرح می‌کند. که از مبدأ کاهش ریسک فاکتورهای محیطی(که زمینه ساز بروز رفتارهای ناسازگار و اختلالات روانی هستند) به سمت تاب‌آوری و ارتقاء آن می‌باشد(محمدی،1384).
در زمینه ارتباط اعتیاد با سبک‌های دلبستگی نیز به نظر می‌رسد که افراد ناایمن برای فرونشانی عواطف منفی و رویدادهای آسیب‌زایی که تجربه می‌کنند احتمالا بیش از افراد ایمن از سوء مصرف مواد به عنوان یک نوع مکانیزم خود درمانی استفاده می‌کنند. مطالعات متعددی رابطه بین سوء مصرف مواد و دیگر اختلالات روان‌پزشکی را مورد بررسی قرار داده است. یافته‌های این پژوهش‌ها همگی نشان دهنده هم‌پوشی گسترده بین سوء مصرف مواد و اختلالات روان‌پزشکی است. احتمال همراهی تجربه عواطف منفی، مهارت‌های مقابله‌ای ضعیف، مکانیزم‌های رشد نایافته، سبک شناختی معیوب، تعارض درون روانی و بین شخصی با سبک دلبستگی ناایمن بیشتر است. رابطه منفی بین سبک دلبستگی ایمن و شدت ابتلا و وجود رابطه مثبت بین سبک دلبستگی اجتنابی و شدت ابتلا تأیید می‌شوند. با توجه به نظریه تعامل خانواده بروک می‌توان از سبک تعامل خانوادگی به عنوان یکی از مکانیزم‌های تأثیرگذار بر سبک دلبستگی برای تبیین این یافته استفاده کرد(ربانی،1390). وجود مشکلات خانوادگی و ارتباطی بیشتر در سبک تعامل خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال‌های مصرف مواد، فراوانی بیشتر سبک دلبستگی نا ایمن در فرزندان این خانواده‌ها را توجیه می‌کند(عسکری،1380).
تبیین مشابه دیگر را می‌توان بر اساس نظریه کنترل اجتماعی الیوت(1995)، ارائه نمود. بر اساس این نظریه وجود فشار در درون خانواده‌های بیماران مبتلا به سوء مصرف مواد و عدم وجود رابطه صمیمانه میان والدین و فرزندان در خانواده‌های این بیماران فراوانی بیشتر سبک دلبستگی نا ایمن در فرزندان این خانواده‌ها را توجیه می نماید. مطابق نظریه خود شیفتگی کوهات (1992)، معتادان افرادی هستند که از تجربیات دردناک ناشی از سرما

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دیدگاهتان را بنویسید