دانلود مقاله با موضوع نوسازی اجتماعی

به دنبال اجرای برنامه های سیاسی دولت است.(نقش سیاسی شورا) شورا های روستایی از طرف دیگر از جمله نهادهای اجتماعی است که انتخاب کنندگان می توانند کسانیکه انتخاب کرده اندرا از نزدیک زیر نظر داشته باشند و فعالیتشان را علنا ببینند و در واقع مردم بر کسانیکه انتخاب کرده اند نظارت دارند. و علاوه بر آن این رابطه نزدیک ورو در رو با اعضای شورا در محیط روستا تاثیر زیادی در انتخاب شدن مجدد اعضا دارد.از طرف دیگر چون شورا به عنوان یک نهاد مردمی و مدنی تلقی می شود و نیز کارکرد سیاسی دارد،می تواند فعالیتش و میزان عملش بیانگر توسعه سیاسی یا جامعه پذیری سیاسی آن جامعه باشد.یعنی اینکه ذهنیت مردم آن جامعه برای اینکه این حق را برا ی خود قائل شوند که در امور مختلف دخالت کنند،آماده شده است.

شوراهای اسلامی بستر مناسبی برای تحقق شعارهایی نظیر جامعه مدنی،توسعه سیاسی و مشارکت مردم است.جامعه مدنی را اگر به عنوان یک امر اجتماعی تاریخی ونه به عنوان یک مفهوم حقوقی در نظر بگیریم چیزی جز یک مجموعه اجتماعی نیست که خود عبارت از یک کل است و از تعداد زیادی گروه ساخته می شود که با یکدیگر می آمیزند ولی یکی نمی شوند.وبه تعبیر جامعه شناسان جامعه ی فراگیرند،یا یک واحد همزیستی اجتماعی مسالمت آمیز اجتماعی می سازند.احزاب همیشه از پایین به بالاواز احاد مردم تشکیل می شوند حال آنکه در کشور ما احزاب و گروه های کشور از پایگاه مردمی کمتری برخوردارند،شوراهای اسلامی(روستایی)نهادی است که می تواند این نقش را به خوبی ایفا نماید(اعزازی،39:1381). برگزاری این انتخابات از دو جنبه می تواند باعث مشارکت مردم شود:یکی نقش انتخابات است که بدین وسیله کاندیدای مورد نظر انتخاب می شوندو دیگری خود شورا های اسلامی است که از این طریق مردم در امور مختلف سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی و…تصمیم گیرنده می شوند(همان:40).
هر چه قدرت بیشتر توزیع شود و نظام حکومت مردم سالارانه تر خواهد شد.زیرا تمرکز قدرت است که مشارکت مردم را کاهش می دهد و انگیزه های آنان را از بین می برد و همچنین در قالب شوراها،با مشارکت بیشتر دامنه انتقاد و اعتراض کمتر می شود(همان:40).
به طور خلاصه نقش شوراها در مشارکت سیاسی ابتدا باید در کارکردهای آن دید که خود این کارکردها و عملی شدن آنها زمینه مشارکت سیاسی را فراهم می کند.
-شوراها چگونه می توانند بر افزایش آگاهی سیاسی مردم نقش داشته باشند:
افزایش آگاهی مردم ابتدا نیاز به زیر ساخت های مناسب درجامعه است که مثلا رسانه های آگاه ساز(تلویزیون، روزنامه،اینترنت)از نمونه این زیرساخت است.شوراها همان طور که گفته شد تبلور ظهور مفاهیم مدرن،مشارکت مردمی،توسعه محلی،جامعه مدنی است و برای اینکه این مفاهیم محقق شود نیاز به ایجاد زمینه مناسب و یک کانال دموکراتیک برای حظور مردم در عرصه مدیریت محلی،منطقه و جهانی است.با فراهم شدن این زیر ساخت ها،شوراها می توانند با حظور مردم در عرصه اظهارنظر،تصمیم گیری،نظارت و اجرا نوعی اعتماد به نفس را در مردم ایجاد کنند و از طرف دیگر مردم را با وظایف و حقوق خود آشنا سازند و نوعی آگاهی را ایجاد کنند.پس زمانی شوراها خواهند توانست آگاهی ایجاد کنند که زمینه آگاه سازی فراهم شده باشد.افزایش آگاهی می تواند نوعی توانایی ذهنی در فرد ایجاد کند،به صورتی که او احساس می کند میتواند در سرنوشت خود دخیل باشد.در تمام نظریه های توسعه که در دیدگاه نوسازی مطرح شد می توان عنصر آگاهی رایافت در اینجا آن دسته از نظریه هایی که با آگاهی ازتباط دارند(نظریه های روان شناسانه در نظریه نوسازی)را مطرح می کنیم.
کارل کوهن در کتاب خود تاکید می کند«بنیادی تر از همه شرایط دموکراسی،شرایط روانشناختی است.یعنی خصوصیات منش و عادت های ذهنی که اعضای یک اجتماع باید واجد آنها باشند تا بتوانند دموکراسی(و شاخص های آن)را عملی سازند(کوهن،251:1373).
از نظر رابرت دال هر گاه انسان فکر کند که در عالم سیاست بی اهمیت بوده،و نمی توان منشا تغییرات گردد وارد آن نمی شود.از بررسی های او معلوم می شود بین اهمیت بدانچه فرد انجام می دهد و میزان درگیری سیاسی او یک رابطه مستقیم برقرار است.هر چه احساس فرد در مورد میزان کارایی سیاسی خویش ضعیف تر می شود به همان نسبت کمتر ممکن است داخل سیاسی شود.طبق نظر دال هر چه فرد در امورمحلی بیشترمشارکت کنداحساس کارایی اوبه همان اندازه بیشتر خواهد شد(دال،134:1364).دال می نویسد:«مسیرهایی که اشخاص در جهت سیاسی پیدا می کنند تا حدی در پرتو پنج عامل زیر اندازه گیری و مشخص می شود:
1)شخصیت و ویژگی فرد،
2)فرهنگ کلی یا بطور دقیق تر فرهنگ سیاسی که فرد آن را قبیله،دهکده،شهر و کشور خویش می پندارد یا به نحوی در منطقه ای از جهان با سایرین مشترک است.
3)مسیرهای سیاسی اولیه فرد و چگونگی قرار گرفتن درآن مسیرها،به عبارت دیگر نحوه اجتماعی شدن سیاسی او.
4)تجارب و کیفیات شخصی و وضع زندگی.
5)موقعیت ویژه ای که فرد در لحظه معینی از تاریخ با آن مواجه می شود یا عقیده دارد که با آن مواجه است(همان:4-153).
ریموند فرست(Raymond Frest )از جمله اندیشمندان آمریکایی است که معتقد است شروع توسعه اجتماعی-اقتصادی مستلزم یک سائقه(drive)یا ابتکار معین است.او با توسل به نوع پیشرفت خودجوش و کاملا انفجاری ایالات متحده و بریتانیا از سویی،روسیه و ژاپن از سوی دیگر،نتیجه گرفت که لازمه توسعه،وجود یک سائقه خودجوش و درونی میان عموم ملت هاست.گسترش این سائقه در میان مردم،میزان مشارکت آنها و همسویی آنها را با اهداف توسعه افزایش می دهد.او می گوید«در کشورهای آسیایی این عنصر خودجوش تمایل به پیشرفت ضعیف ظاهر شده است.هر جا اینگونه تحرک وجود داشته،عموما از بالا یعنی از دولت و نهادهای تجاری بزرگ نشات گرفته است(همان).از این دیدگاه،در ملل در حال توسعه،دخالت و مشارکت در توسعه،بیشتر غیر ارادی و تحمیلی بوده است.از این رو درصد کامیابی فرایندهای توسعه در این کشورها نسبتا پایین بوده است.به طور کلی فرست،خود جوشی،خلاقیت و مشارکت اجتماعی،سیاسی را علائم تمایل به توسعه و رشد اقتصادی،اجتماعی و سیاسی می داند.

از اورت راجرز می توان به عنوان جامعه شناسی نام برد که با تاکید بر متغیرهای فردی و مربوط به نظام های شخصیتی افراد،در قالب بحث خرده فرهنگ روستایی به پویش های نوگرایی در میان روستاییان پرداخته است.راجرز با توجه به تعدادی از مطالعات خود چنین نتیجه گرفت که در بعضی از فرهنگ ها عموما زمینه برای نوآوری نسبت به فرهنگ های دیگر بیشتر است.به نظر او افرادی که خیلی زود تغییر رویه جدیدی را می پذیرند از سایرین جوان ترند،پایگاه اجتماعی بالاتری دارند و نیز ثروتمندترند.در نهایت این که راجرز در تحلیل خود متمرکز بر ویژگی های فردی،روانی و انگیزشی است،و معتقد است که از لحاظ روانی باید نوعی آمادگی در افراد برای پذیرش تغییرات نو و جدید وجود داشته باشد.راجرز معتقد است که عناصری چون انگیزه ها،ارزشها و وجهه نظرها در قالب خرده فرهنگ دهقانی،عناصر اصلی و کلیدی برای فهم به شمار می آیند به نظر راجرز عناصر خرده فرهنگ دهقانی عناصری هستند که مانع نوآوری وپذیرش تغییرات در جوامع روستایی می شوند وبه تعبیری مانع تجدد و ونوسازی هستند.بخشی از این عناصر عبارتند از:
1)عدم اعتماد متقابل در روابط شخصی،
2)تقدیر گرایی،
3)خانواده گرایی،
4)وابستگی به قدرت،
5)آینده گرایی(ازکیا و غفاری،115:1386).
مطالعاتی که در ایران شده است می توان چند عقیده یا نقد را در مورد نوع مشارکت انتخاباتی(یا به طور کلی تر سیاسی)دید که ما دو عقیده را مطرح می کنیم:
عنصر مهم در روان شناسی اجتماعی جامعه ایرانی،آشکارا قابل ملاحظه است،روحیه«تابعیت»به جای مشارکت می باشد.مطابق این روحیه،مردم از حکومت توقع دارند مصدر همه خدمات و اقدامات مربوط و نا مربوط باشد و این انتظار که خود نیز می بایست در بهبود اوضاع و پیشبرد اهداف جامعه مشارکت نموده و بکوشند،رواج چندانی ندارند.این مردم همواره دست مسئول و نجات بخش را در بیرون از آستین خود-و در عالم غیب-جستوجو میکنند:«دستی از غیب برون آید و کاری بکند»(راد،68:1381).
بر اساس قوانین موجود در کشور سن انتخاب کنندگان 15 سال تمام می باشد.کم نیستند محققانی که با سن پایین رای مخالفند.استدلال این عده آن است که افراد در سنین پایین تر بیشتر تابع احساسات و کمتر تابع ملاک و معیارهای عقلانی هستند.از آنجا که افراد با سنین پایین از درک و قدرت تجزیه و وتحلیل موانع سیاسی-اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی عاجزند بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که رای آنان بیشتر از روی احساسات و عواطف است تا آگاهی(ایوبی،27:1379).
-شوراهاچگونه تحت تا ثیر تحولات اجتماعی در روستا(اتحاد،انسجام،مشارکت)قرار می گیرند:
در اینجا ما تاثیر شورا را در حوزه اجتماعی-فرهنگی مورد بررسی قرار می دهیم و اینکه شورا در این حوزه چه نقشی دارد.در بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت می توان گفت:پیچیده ترین سیستم های اعتماد در موقعیت مشارکت یا همکاری به وجود می آیند.اهمیت اعتمادناشی است از طبیعت انسانها به عنوان موجودات اجتماعی که می توانند بیشتر نیازهایشان را از طریق هماهنگی با هم برآورده سازند.
افراد اغلب در حضور همدیگر ودر ارتباط با کنش های یکدیگر عمل می کنند.مشارکت و همکاری زمانی به وقوع می پیوندد که انجام کنشها به صورت همزمان و به حالت جمعی صورت گیرد و هدف از انجام کنش ها،برخی اهداف مشترک باشد که هر یک از افراد به صورت انفرادی توانایی رسیدن به آن را ندارند و در چنین موقعیت هایی،موقعیت هر کس بستگی به کنش های انجام گرفته توسط افراد دیگر دارد و این به طور معنی داری عدم تعین و ریسک پذیری را افزایش می دهد.بنابراین در چنین فضای تبادل اعمال بین افراد،اعتماد اهمیت خاصی پیدا می کند و منجر به همکاری و مشارکت میگردد.به عبارت دیگر،اعتماد پیش شرطی یرای مشارکت و نیز لازمه ای برای همکاری و مشارکت موفقعیت آمیز است.«اعتماد تسهیل کننده مشارکت و همکاری است»(داسگوتا،49:1998 نقل شده از طرف گلابی،19:1383).به بیان دیگر«اعتماد پایه و اساس احساسی برای مشارکت است(باربالت،17:1996به نقل از گلابی،19:1383).بر عکس بی اعتمادی،همکاری و مشارکت را از بین می برد«اگربی اعتمادی،ایجاد شود،مشارکت بین عاملان آزاداز بین میرود»(گامبتا،219:1988به نقل از گلابی،19:1383).مشارکت سیاسی و عضویت داوطلبانه در سازمان های غیر دولتی و انجمن های داوطلبانه از جمله پیامدهایی هستند که می توان انتظار داشت در شرایط وجود اعتماد بالا زمینه مناسب تری برای تحقق پیدا کنند.انجمن های داوطلبانه بر سطوح مختلف جامعه آثار متفاوتی دارند.برخی آثار خرداین انجمن ها عبارتند از:
-ارائه فرصت اجتماعی به افراد جهت عضویت بیشتر در گروه های اجتماعی
-ارائه فرصت اجتماعی اجتماعی جهت بسط روابط اجتماعی و شبکه شخصی افراد.
در واقع فرد از دو طریق با جامعه خود ارتباط برقرار می کند،یکی از طریق ایجاد با سایر کنشگران و دیگری از طریق عضویت در گروه ها.به این ترتیب دو فرصت مذکور به فرد اجازه می دهد که بیشتر به جامعه خود وصل شود واز طریق اعتماد به دیگران مشارکت خود را در جامعه افزایش دهد و مانع از جدایی خود از طریق جامعه گردد.مشارکت موثر و داوطلبانه به فرد اجازه می دهد تا تعهدات خود را ورای اجتماعات طبیعی(مانند خانواده)تعمیم دهدورفتاری عام گرایانه داشته باشد(چلبی،12:1375).
-ارائه فرصت اجتماعی برای تفکر و تدوین مسائل در عرصه عمومی
-ارائه فرصت اجتماعی برای ابراز عقیده و پیشنهاد راه حل در عرصه عمومی
-این فرصت ها،مشارکت ذهنی واشتغال فکری فرد رادر اموراجتماعی افزایش داده و به اواجازه می دهد نقش یک شهروند مسئول را به صورت منطقی و آزادانه ایفا نماید.
-ارائه فرصت اجتماعی برای شرکت در تصمیم گیری های گروهی
-ارائه فرصت اجتماعی برای رای گیری،انتخاب کردن و انتخاب شدن درب عرصه عمومی
-ارائه فرصت اجتماعی برای افزایش تحمل اجتماعی در برخورد با سیستم ها و مسائل و نظرات متفاوت (همان:108).
شوراها می توانند زمینه را برای اعتماد بین مردم برای اینکه نمایندگان خود را انتخاب کنند،ایجاد کند.در واقع این اعتماد بین مردم و شورا و اعضای آن ایجاد می شود.از طرف دیگر برآورد کردن انتظارات مردم از طرف اعضای شورا(روستایی)،امکان اعتماد مردم به شورا و انتخاب مجدد اعضای آن را فراهم می کند.از طرف دیگر شرکت مردم در انتخابات شورا ها(ی روستایی)امکان ارتباط بین مردم و اعتماد بین آنها را از طریق داشتن خواسته های مشترک را فراهم می کند.در اینجا باید بیان کرد که سه مولفه سرمایه اجتماعی،یعنی اعتماد اجتماعی،انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی،با یکدیگر در ارتباط هستند.یعنی اعتماداجتماعی،انسجام اجتماعی و به دنبال آن مشارکت(سیاسی،اجتماعی)رابرای تاثیرگذاری در روند امور یا رسیدن به خواسته های فردی یا گروهی ایجاد می کند.شوراها خود یک زمینه برای مشارکت مردم هستند پس می تواند انسجام اجتماعی را نیز بین مردم از طریق داشتن انتظارات مشترک ایجاد کند.جلب مشارکت مردم هنگامی امکان پذیر است که آنها دارای اعتماد مردمی که، تجربه همکاری و مشارکت در کارهای عمومی دارند،باشند.مردمی که تجربه اعتماد اجتماعی و همکاری با یکدیگر را نداشته باشند توان نظری و عملی مشارکت را نخواهند داشت.در تعریف مشارکت گفته شده که:مشارکت درگیری ذهنی و عاطفی افراد در موقعیت های گروهی است که آنان را بر می انگیزد تا برای دستیابی به هدف های گروهی یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کارشریک شوند.اگر موقعیت هایی گروهی ماننداحزاب سیاسی ،باشگاهای اجتماعی و سازمان های غیر دولتی(N GOs)فراهم نباشد،افراد قادر به تجربه مشارکت نخواهد بود(ایمانی جاجرمی،160:1381).
-چارچوب نظری تحقیق:
چارچوب نظری تحقیق خود را بر پایه نظریه نوسازی با کلید واژه های توسعه سیاسی،مشارکت سیاسی قرار داده ایم.طبق این نظریه برای اینکه زمینه لازم برای مشارکت سیاسی صورت گیرد ابتدا باید تغییر و تحولات در حوزه اقتصادی،سیاسی،اجتماعی و فرهنگی-روانی آن جامعه صورت گیرد و یا به عبارت دیگر کانالها یاشرایط زمینه ای و ساختاری لازم برای مشارکت سیاسی فراهم شده باشد.در این جا ما عوامل موثر بر مشارکت سیاسی (که یک نمونه آن یعنی شرکت در انتخابات شوراهای روستایی را بررسی می کنیم)را از حوزه های اقتصادی،سیاسی،فرهنگی-روانی و اجتماعی بررسی می کنیم و آنرا بر طبق دسته بندی نظریه نوسازی به نوسازی اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و فرهنگی-روانی طبقه بندی می کنیم.
1)نوسازی اجتماعی(حوزه اجتماعی مشارکت):
خاستگاه نظری اندیشه های جامعه شناسی نوسازی را جامعه شناسان کلاسیک تشکیل می دهند.جامعه شناسانی که دو خصوصیت کل گرایی و تیپ گرایی جوامع بر مبنای تحول تاریخی شان در سراسر اندیشه های آنها حضور دارد.جامعه شناسان بعدی با بهره گیری از این اندیشه ها،در قالب های جدید و همسویی با اندیشه های اجتماعی و جامعه شناختی جدیدتربه بازسازی این اندیشه ها پرداخته اند.لیکن علی رغم تاثیر پذیری وسیعی که معاصران از جامعه شناسان کلاسیک داشته اند این نکته را باید در ذهن و خاطر خود داشته باشیم که تفاوتی اساسی در نگرش کلاسیک ها و متاخران نسبت به جوامع مدرن وجود دارد و آن تفاوت این است که متاخران خیلی بیشتر از جامعه شناسان کلاسیک به تعریف و تمجید از جوامع مدرن پرداخته اند،به گونه ای که آنها را به عنوان الگویی برای جوامع توسعه نیافته داشته اند.جامعه شناسان کلاسیک نسبت به جوامع جدید خیلی خوش بین نبوده واز مشکلات و نارسایی ها وبحران های آن نیز سخن گفته اند.دورکیم از آنومی در جوامع جدید،وبر و مارکس هر یک به نحوی از بیگانگی و تونیس ازغربت افراد در جوامع جدید داد سخن داده اند(ازکیا،179:1386).در میان جامعه شناسان متاخرافکارمهمترین شخصیت آن(یعنی پارسنز)رابیان می کنیم.

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد درباره ناتوانی یادگیری-پایان نامه آماده

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

-تالکوت پارسنز:
در زمینه نوسازی اجتماعی که تا حدی مشارکت اجتماعی در آن مطرح شده است،متغیرهای اجتماعی پارسنز است.

دیدگاهتان را بنویسید