دانلود مقاله با موضوع وسایل ارتباط جمعی

دانلود پایان نامه

است.سومین تعریف توسعه سیاسی به تبعیت از نظریه پردازان بزرگ اجتماعی مطرح شده وبادرجه توسعه بر حسب میزانی که الگوهای رفتاری”نوین”بر الگوهای”سنتی”پیشی می گیرند،ارتباط پیدا می کند.بدین ترتیب توسعه هنگامی محقق می شود که ملاحظات به دست آمده،جای استانداردهای معمول را بگیرد،تمرکز کارکردی به جای از هم گسیختگی کارکردی در روابط اجتماعی بنشیند وهنجارهای کلی جای هنجارهای ویژه رااشغال کند.مفهوم چهارم توسعه سیاسی باآزمون کارایی کلی همه نظام وظرفیت اداره حکومت وجامعه به عنوان یک کل همراه است ودر دیدگاه پنجم توسعه ی سیاسی را به ایجاد یک دولت – ملت باکارایی مؤثر در دنیای نوین تعریف می کنند.(پای،41:1370 به نقل از ازکیا،50:1386) به نظر لوسین پای(Lucianpye)که از صاحب نظران بنام توسعه ی سیاسی است،توسعه ی سیاسی حداقل در ده معنای مختلف زیر به کار برده شده است:
-استلزامات سیاسی
-سیاست نمونه جوامع سنتی
-نوگرایی سیاسی
-عملکرد ملت-کشور

توسعه اقتصادی-اداری
-بسیج عمومی و مشارکت
-استقرار دموکراسی
-تغییر و تحول منظم وبا ثبات
-بسیج و قدرت(سیف زاده،68:1368).
همچنین لوسین پای از توسعه سیاسی به عنوان تقویت کننده ارزش های دموکراسی نظام سرمایه داری غرب یاد می کند؛و مشارکت توده ای،وجود نظام های چند حزبی،رقابت های انتخاباتی،ثبات سیاسی و پرهیزازتنش درساختارسیاسی را به عنوان شرایط لازم برای تحقق توسعه سیاسی می شناسد(ازکیا،51:1386).
مارتین لیپسیت(Martin Lipset) توسعه اقتصادی و مشروعیت سیاسی را به عنوان شرایط لازم برای تحقق توسعه سیاسی در نظرمی گیرد و تحقق این شرایط را ناشی از نظام طبقاتی باز،سطح بالای صنعتی شدن و فراگیر بودن آموزش و پرورش عمومی می داند(همان:51).گابریل آلموندGabriel Almond) )نیز،تبدیل دموکراسی به یک نهاد ساخت یافته،بسیج عمومی و گسترش جامعه مدنی را از شرایط تحقق توسعه سیاسی می داند(همان:51).از طرف دیگر توسعه سیاسی فرایندی است که زمینه لازم را برای نهادی کردن تشکل و مشارکت سیاسی فراهم می کند که حاصل آن افزایش توانمندی یک نظام سیاسی است(همان:51).
نظریه های توسعه سیاسی با پایان رفتن جنگ جهانی دوم و رهایی کشورهای جهان سوم از استعمار(تحت عنوان نوسازی)به طور گسترده در مطالعات سیاسی مطرح شد.پس از سیر تحول طولانی،در دوره جدید،ادبیات و مفهوم توسعه سیاسی به دموکراسی فروکاسته شد.چنین تحولی با روند رو به رشد دموکراسی و پیدایش مباحث مربوط با آن در کشورهای در حال توسعه بوده است(عباسی سرمدی،259:1388).
پس از دوم خرداد1376مفهوم توسعه سیاسی در ایران،در مرکز دیدگاه ها و گفتمان های سیاسی قرار گرفت و منجر به طرح فراگیر ملزومات آن(آزادی،قانون،تکثر،مطبوعات مستقل و آزاد،فعالیت آزادانه احزاب و گروهای سیاسی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود ودخالت آنها در روند تصمیم گیری شد(همان:260).
لوسین پای همچنین در کتاب«ابعاد سیاسی توسعه»توسعه سیاسی را گذر موفقعیت آمیز از«شش بحران»می داند:بحران هویت،بحران مشروعیت،بحران نفوذ،بحران مشارکت،بحران یکپارچگی و یگانگی و بحران توزیع(همان:262).درایران جنبش مشروطیت را سرآغازظهورمولفه های توسعه سیاسی دانستند.پارلمان،انتخابات ومشارکت سیاسی،محدودیت قدرت شاه،احزاب و…از جمله آنعا است(همان:263).
درباره یکی از مولفه های اساسی توسعه سیاسی یعنی«مشارکت سیاسی»لازم به ذکر است که در دهه اول پس از انقلاب، مشارکت سیاسی مردم،تحت بیان و کلام امام خمینی(ره)بود و به صورت مشارکت توده ای یا بسیج از بالا متجلی می شد که نمایانگر وجود عنصر کاریزماتیک در ساختارقدرت ایران بود.این شرایط در آن دوران(تثبیت انقلاب،جنگ و…)و اوضاع بحرانی،مقوله ای قابل پیش بینی بود.(هر چند اساسا روند تحقق جامعه مدنی را تسریع نمی کرد).پس از رحلت رهبر مقتدر انقلاب،اقتدار روحانیت حاضر در حاکمیت،بر اساس جایگاه ایشان تثبیت شد.در این دوران و با پایان جنگ، مشارکت سیاسی، عمدتا تحت نفوذ گروه هایی مشخص بود و کنترل هر چه بیشتر بر اپوزیسیون داخل کشور اعمال می شد. در ادامه،دولت با حضور گسترده در امور اجتماعی در صدد نهادینه کردن کتنرل خود بر آمد.پس از آن قانون نظارت استصوابی شورای نگهبان،برای نظارت بر نیروهای مختلف عرصه سیاسی کشور تصویب رشد(بشیریه،72:1381).
در دوم خرداد با توجه به شرایط ایجاد شده قبلی،از طریق شعار هایی که خاتمی داده بود توانست مردم را به پای صندوق های رای بکشاند و هم رای بیاورد و هم تا حدی آن شرایط قبل از دولت خودش(از نظر آزادی های مدنی) را تا حدی بازتر و بهتر کند. واز طرف دیگر نشان دهنده پذیرش و مقبولیت شعارهای خودش(آزادی،حقوق زنان و…)از طرف طبقه متوسط،زنان،جوانان و دانشجویان بود.به طور کلی از دیدگاه کسانیکه به توسعه سیاسی (در بعد گسترش دموکراسی)معتقدند،شاخص های مهم توسعه سیاسی عبارتند از:
-حاکمیت مردم
-حقوق مدنی
-مساوات طلبی
-قانون و قانو ن مداری
-مشارکت سیاسی
-احزاب
-پارلمان و پارلمانتاریسم(عباسی سرمدی،263:1388).
-مفهوم توسعه سیاسی روستایی و شاخص های آن:
توسعه سیاسی روستایی چیزی جداگانه از مفهوم توسعه سیاسی به طور کل نیست.و همان شاخص هایی که برای آن ذکر کردیم می توانیم برای توسعه سیاسی روستایی ذکر کنیم.
اول اینکه روستاییان در فرایند جامعه پذیری سیاسی به این نتیجه رسیده باشند که باید اظهار نظر کنند،تاثیر گذار باشند و اینکه می توانند خواسته های خود را در مقابل دولت یا قدرت حاکم بیان کنند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دوم اینکه به آگاهی سیاسی رسیده باشند و لازمه آن افزایش وسایل ارتباط جمعی در روستاها است و از طرف دیگر فرد روستایی با آگاهی مشارکت داشته باشد.دانیل لرنر آگاهی را این طور تعریف می کند:یکی از عوامل پویایی اجتماعی،آگاهی مردم است نسبت به حقوق و وظایف و پی بردن به علل اساسی مسائل اجتماعی ،بدانسان که روابط و مناسبات موجود در جامعه را بتوان بررسی کرد و از راه تجزیه و تحلیل درست آنها و نگرش عمیق و اصولی به بنیادهای اجتماعی،تواتایی عملی و فکر ی را بیشتر نمود(جستوجو در گوگل).
البته در نظریه هایی که بعد از دهه50 مطرح شد(مخصوصا نوسازی)روستاییان را افرادی که توانایی اظهار نظر ندارند، چون موجوداتی تقدیر گرا، سنتی،حال نگر و ساده هستند،به خاطر همان باید پدیده های نو وارد روستا کرد که بتوان ذهن،فکرو سبک زندگی روستایی را تغییر دهیم.بنیان نظریه های مربوط به مشارکت سیاسی نیز از همین دیدگاه شروع شد و در اینجا باید بگوییم که طبق الگوهای غربی زمانی یک جامعه روستایی (به طور اخص)مشارکت می کند که زمینه های آن فراهم شده و فرهنگ مردم روستا تغییرکرده باشد.
-نظریه های مشارکت سیاسی:
در این جا ما ابتدا نظریه های مشارکت سیاسی را بیان می کنیم و بعد می گوییم طبق این نظریه چگونه مشارکت سیاسی باعث توسعه سیاسی می شود.تحقیق جدی در باب مشارکت سیاسی از زمانی آغاز شد که اهل تحقیق به مطالعه رفتار سیاسی و آثار آن بر دگرگونی و تحولات اجتماعی،اقتصادی و سیاسی پرداختند.بدین ترتیب،مفهوم و موضوع مشارکت سیاسی جزء لاینفک نظریه های جامعه شناسی سیاسی و بالاخص توسعه سیاسی گردید و بدین گونه،مشارکت سیاسی و عوامل،اشکال و پیامدهای آن در کانون توجه تحلیل مسائل مربوط به تحول و توسعه سیاسی قرار گرفت(وینر و هانتینگتون،18:1379).
در این زمینه،مطالعات دانیل لرنرDaniel Lerner))درباره مشارکت سیاسی از جمله مهمترین آنهاست که معمولا سرآغاز تحقیقات دیگر نیز هست(کازنو،؟:32 نقل شده از طرف پناهی،96:1384).لرنر در اثر کلاسیک خود،تحت عنوان« گذر جامعه سنتی، نوسازی خاورمیانه»(1958)که حاصل مطالعه در شش کشور در حل توسعه(ایران،ترکیه،لبنان،مصر،سوریه و اردن) است،استدلال می کند که مطالعه مشارکت و توسعه در هر جامعه ای مستلزم عواملی از جمله سواد،شهرنشینی واستفاده از وسایل ارتباط جمعی است.وی با تاکید بر نقش ارتباطات،آن را زمینه ساز بسیج می داند و معتقد است که ارتباطات،مشارکت و توسعه سیاسی را سامان می بخشد(Lerner1958:49-51نقل شده از طرف پناهی،96:1384).در نهایت لرنر به این نتیجه می رسد که میان وجود و استفاده از وسایل ارتباط جمعی با مشارکت سیاسی و اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد.
کارل دویچK.Deutesch))نیز،همچون لرنر،درصدد بود تا از طریق طرح یک نظریه بسیج سیاسی،نقش عوامل ارتباط جمعی نظیر شهر،وسایل ارتباط جمعی و آموزش را در مشارکت سیاسی و توسعه سیاسی بررسی کند.وی معتقد بود که رابطه مهمی بین این شاخص ها وجود دارد که از طریق آن می توان عملکرد جامعه در حال گذار را بررسی نمود(پناهی،96:1384).
گابریل آلموند وهمکارانش در تبیین مشارکت سیاسی به متغیر مهمی همچون اجتماعی شدن سیاسی(Polithcal Socialization)توجه داشته اند.در این زمینه،آلموند معتقد است که«در مجموع،اجتماعی شدن سیاسی به مشارکت سیاسی فرد در جامعه منجر می شود».او که مشارکت سیاسی را قلب دموکراسی میداند معتقد است که رفتار سیاسی،به ویژه رای دادن،به میزان قابل توجهی نتیجه اجتماعی شدن سیاسی است.دراین جهت،آلموند،حتی یاد آور می شود که هر نظام سیاسی در صورتی که بخواهد به بقای خود ادامه دهد،باید چندین وظیفه را به انجام برساند که اجتماعی شدن سیاسی و ارتباطات سیاسی از جمله مهمترین وظایف به شمار میروند(پالمر و دیگران،69:1380نقل شده از طرف پناهی،98:1384).وی حتی معتقد است که تمامی کارکردهای نظام سیاسی از طریق ابزارهای ارتباطات سیاسی به ویژه وسایل ارتباط جمعی اعمال می شود.بنابراین مشاهده می شود که وسایل ارتباط جمعی به منزله عامل اجتماعی شدن سیاسی،بسیار مهم و اساسی در نظر گرفته می شوند(پناهی،98:1384).
در ادامه بحث آلموند،مایکل راش معتقد است که نباید اجتماعی شدن سیاسی و مشارکت سیاسی را تنها در امتداد یکدیگر در نظر گرفت.اجتماعی شدن ممکن است هم متضمن باز اجتماعی شدن و هم تعدیل کننده آنها باشد.از این طریق،فرد ممکن است نسبت به پدیده ها و انگیزه های سیاسی خارجی واکنش های متفاوتی نشان دهد.بدیهی است در این زمینه رفتار مناسب ممکن است حتی شرکت نکردن در فعالیت سیاسی باشد(راش،107:1377).زیرا ممکن است که افراد با توجه به شناختی که از شرایط دارند و با بررسی وضعیت های سیاسی واقعی و بالقوه تصمیم بگیرند که مشارکت نکنند(همان:98).
صاحب نظر دیگر،سیمور مارتین لیپسیت است که عمده محور مطالعاتی اش پژوهش های میدانی راجع به به رای گیری و مبارزات انتخاباتی است و برای تبیین مشارکت سیاسی،بر متغیرهای اجتماعی نظیر پایگاه اقتصادی-اجتماعی(social-econamic status)تاکید دارد.لیپسیت معتقد است که بین مشارکت سیاسی و عوامل اجتماعی و اقتصادی رابطه قوی وجود دارد ودر اکثر مطالعات خود،رابطه مثبت بین پایگاه اقتصادی-اجتماعی و مشارکت سیاسی را نشان داده است(همان: 98).با بررسی نظریات مشارکت سیاسی که از این نیز فراگیرتر و بیشتر است می توانیم به چند نکته پی ببریم:
1)اینکه این نظریات برای سلطه ایده های غرب بر کشورهای جهان سوم ساخته شده است ودر واقع به دنبال سیاست غربی کردن بودند.
2)اینکه این نظریات بر گرفته از مفاهیم،اعتقادات و فرهنگ غربی برای پیاده کردن در جوامع شرقی است.
3)اینکه این نظریات یک نوع مهندسی اجتماعی برای درک عینیات جوامع در حال توسعه و تغییر واصلاح این عینیات و به دنبال آن تغییر ذهنیات است.
طبق نظرات مذکور چند عامل باعث مشارکت سیاسی می شود:
-ارتباطات
-پایگاه اقتصادی-اجتماعی افراد
-اجتماعی شدن سیاسی
درنتیجه«افراد روستایی که ارتباط بیشتری با شهر و دیگران خارج از شهر داشته باشند و از وضع اقتصادی بهتری برخوردار باشند و به مفاهیم سیاسی و حوزه سیاسی آگاهی بیشتری داشته باشند،مشارکت بیشتری دارند».
-مشارکت سیاسی روستاییان:
تصور اولیه ممکن است این باشد که مشارکت سیاسی مرتبط با شهر و شهر نشینی است و روستاییان کم تر این نوع از مشارکت اند.این تصور دور از واقعیت است.از نظر تاریخی می توان گفت که دهقانان خود یکی از نیرو های عمده ضد فئودالی در انقلاب فرانسه بودند و در فروپاشی نظام فئودالی نقش موثری داشتند.نقش دهقانان در جنبش های فاشیستی و ضد مدرنیستی قرن بیستم نیز چشمگیر بوده است،در کشورهایی چون آلمان،اسپانیا،پرتغال و ژاپن که به واسطه عدم وقوع انقلاب های ضد فئودالی شاهد تداوم طبقات دهقانان و زمین دار بودند.نقش روستاییان در جنبش انقلابی در طی قرن بیستم در کشور هایی مانند روسیه،چین،مکزیک،ویتنام،الجزایر و کوبا نیز گسترده بود.به طور کلی مقابله با گسترش روابط سرمایه داری و اقتصاد کالایی و تجاری شدن کشاورزی و کوشش برای حفظ شیوه های زندگی سنتی،دهقانان را در طی این قرن در بسیاری از کشورها از نظر سیاسی فعال ساخت و به وقوع شورش های دهقانی انجامید.به طور کلی نقش دهقانان در زندگی سیاسی در قالب جنبش های دهقانی بیشتر در دوره های انقلاب و تحول اجتماعی و پیدایش جنبش توده ای محسوس بوده است تا در دوره های ثبات سیاسی(بشیریه،206:1386).
به نظر بشیریه در تاریخ معاصر ایران دهقانان نقش تعیین کننده ای در تحولات سیاسی نداشتند و بیش تر از سوی گروه ها و نیرو های سیاسی گوناگون بسیج شده اند.از آغاز انقلاب مشروطه اوضاع دهقانان یا مساله ارضی و دهقانی توجه گروه های مختلف را به خود جلب کرد.در واقع گروه های دیگر از منافع دهقانان حمایت می کردند.در دوران مشروطه جنبش دهقانی مهمی رخ نداد و الغای نظام تیولداری پس از انقلاب اکثریت دهقانان را به صورت مزارعه کار در آورد.شورش های جسته و گریخته دهقانی در سال های انقلاب مشروطه به چشم می خورد از جمله در سال 1287 در منطقه رشت و شورش های مشابهی در قوچان،آذربایجان،اصفهان،بم و جیرفت به وقوع پیوست.جنبش جنگل نیز از این دیدگاه شورش دهقانی بود.همچنین بعد از شهریور1320 مسئله ارضی،دهقانی دوباره توجه احزاب و سیاست مداران را به خود جلب نمود و نیروهای دهقانی در حکومت خود مختاری که بعد از جنگ جهانی دوم در سال های25-1324در آذر بایجان و کردستان تشکیل شد نقش داشتند.در تحولات انقلاب سال 1357نخست در چند مورد حمایت برخی از اقشار روستایی از رژیم شاه ظاهر شد لیکن با گسترش جنبش انقلابی به زودی از میان رفت(همان:218).
در یک جمع بندی می توان نتیجه گرفت که دو عامل در زمینه مشارکت سیاسی روستاییان تاثیر به سزایی داشته است:1)میزان توسعه یافتگی جامعه روستایی و بسط جامعه مدنی در سراسر جامعه2)تسلط و اقتدار دولت مرکزی.مشارکت سیاسی روستاییان در شکل خشونت آمیز و انقلابی در شرایطی روی داده است که از طرفی جامعه مدنی بسط و توسعه نیافته و کشور در حالت عقب ماندگی است واز طرف دیگر حکومت مرکزی نیز فاقد ابزاز،نیروها و سازماندهی لازم برای گسترش اقتدار خود در تمامی مناطق است.در چنین حالتی و بخصوص در شرایطی که جامعه در حال تحول و گذار است.وقوع شورش ها و انقلابات بسیار محتمل است.مشارکت سیاسی روستاییان چه در شکل مسالمت آمیز ودر چارچوب قوانین و مقررات در جامعه مدنی در صورتی گسترش می یابد که جامعه به سطح قابل قبولی از توسعه یافتگی رسیده باشد و وجود نهادهای مدنی و سازمانهای محلی قدرتمند در روستاها کانالهای لازم را برای سازماندهی و هدایت مشارکت سیاسی موثر روستاییان فراهم نماید…دراین شرایط ساکنان مناطق روستایی بهتر می توانند با کمک این نهادها منافع خود را در جریان انتخابات و فعالیت های سیاسی تامین کنند(وثوقی،117:1383).
-شوراهای روستایی چگونه زمینه مشارکت سیاسی روستاییان را فراهم می کند:
یکی از کارهای شورا ها افزایش مشارکت سیاسی است.شوراهای روستایی به عنوان یک نهاد مدنی زمینه لازم برای مشارکت در تصمیم گیری های سیاسی و تاثیر گذاری را فراهم کرده اند.از طرف دیگر شورا ها این امکان را فراهم کرده است که مردم روستایی خود،روستای خود شان را اداره کنند و به نوعی در اداره روستا نقش داشته باشند.شوراها همچنین از طریق ایجاد یک کانال ارتباطی مناسب بین دولت و مردم زمینه لازم برای مشارکت در دیگر طرح های دولت فراهم کنند.یعنی شوراها در بعضی از مواقع مدافع دولت و

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع و ماخذ تحقیق پیشرفت تحصیلی

دیدگاهتان را بنویسید