درمانگریها و روشهای مبارزه علیه تنیدگی

درمانگریها و روشهای مبارزه علیه تنیدگی»

از سالهای دهه سی تا کنون، روشهای متعددی به منظور مبارزه علیه تنیدگی، توسط پزشکان و روان درمانگران فراهم شده اند. هدف همه این روشها، به رغم گوناگونی آنها، تقلیل تدریجی تنشهای روانی و عضلانی و کاهش سطح تحریکهای حسی (شنیداری، دیداری و جز آن) بوده است. چه، پژوهشگران براین باورند که تنش زدایی می تواند آثار مهمی براغلب کنشهای حیاتی داشته باشد و با استفاده از این روشهاست که امکان «مهار تنیدگی» فراهم می شود.

(استورا، 1377، ص153)

بدون آنکه بخواهیم مفید بودن همه این روشها را،که در سطور بعد خلاصه به آنها اشاره خواهیم کرد، انکار کنیم، خاطر نشان می سازیم که این روی آورد باید به علت جنبه مکانیکی آن، مورد انتقاد قرار گیرد.

(استورا، 1377، ص153)

به عنوان مثال این گفته را تحلیل می کنیم: «می توان خود را از زیر بار یک ضربه سنگین، مثلاً عزای یکی از نزدیکان، با تمرکز بر فعالیت حرفه ای یا شروع فعالیتهای جدید، رهایی بخشید…»، صدها صفحه به ارائه راه حلهایی از این نوع پرداخته اند.باورهای جدیدی دراین سالهای پایانی قرن بیستم گسترش یافته اند؛ باورهایی که انسان را به منزله یک «ربات» که می تواند کنشهای خود را مهار کند در نظر گرفته اند.

برای مثال جمله ذکر شده به یک مکانیزم اقتصادی ظریف زندگی روانی یعنی توانایی انسان در سرمایه گذاری مجدد نیروی روانی (نیرویی که پیشتر در یک رابطه موضوعی سرمایه گذاری شده بوده است: عزای یک فرد نزدیک)، در فعالیتهایی کاملاً متفاوت، اشاره دارد و مانند آنست که براساس یک معجزه اراده می توان عزایی ضربه‌آمیز را پشت سرگذاشت. در حالیکه همه می دانیم یک عزا تا چه پایه می تواند تداوم یابد و در پاره ای از موارد، جنبه مرضی به خود گیرد. همچنین می دانیم که این عزا می تواند مشکلات گذشته فرد را از نو فعال سازد و جز آن.

بنابراین باید عدم مشابهت افراد را در برابر چنین ضربه هایی پذیرفت و این نکته را در نظر گرفت که ظرفیت مهار فردی براساس کنش وری ذهنی و روانی، تاریخچه زندگی شخصی، محیط خانوادگی و حرفه ای- اجتماعی، محدود می شود. اما به رغم لزوم توجه به این نکات، نباید انکار کرد که پاره ای از روشهای تنش زدایی برحسب افراد، دارای اثرات کم و بیش دایم هستند. در سطوری که در پی می آیند به اختصار به این روشها اشاره خواهیم کرد:

(استورا، 1377، ص153)

روشهای تنش زدایی بدنی

این روشها مانندنرمش، ژیمناستیک، حرکات وضعی با تنیدگی قلیل و جز آن به کاهش ضربان قلب، تقلیل فشار خون و تنش عضلانی وهمچنین تسکین پاره ای از دردهای عضلانی و دردهای ستون مهره ها منتهی می شوند و نتایج روانی قابل ملاحظه‌ای مانند کاهش موقت اضطراب، افسردگی و غیره را در بر دارند. به این تمرین‌های بدنی که در غرب بوجود آمده اند می توان تمرینهای خاور دور مانند تای‌چی (که با حرکاتی شبیه به رقص و با فعال کردن همه بخشهای بدن، به ایجاد آرامش منتهی می شود) و یوگا (که ریتم قلبی و تنفسی را کاهش داده و احساس تنش‌زدایی را بدون رسیدن به حد خواب آلودگی یا خواب، ایجاد می کند) را افزود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   رابطه فرسودگی هیجانی و استرس شغلی ،تعهد سازمانی

(استورا، 1377، ص153)

روشهای تنش زدایی روانی

مراقبه در محیطی که فاقد هر نوع تحریک حسی است و با تنفس کند و منظم همراه است می تواند در کاهش نشانه های مرضی متعدد، تاثیر داشته باشد (دو جلسه 10 تا 20 دقیقه ای روزانه).

گریز تخیلی یا تصویرسازی ذهنی، مشابه روشی است که ورزشکاران حرفه ای برای افزایش کارآمدی خود به کار می برند. به وسیله این روش، فرد خود را در جاها یا موقعیتهای مطبوع متفاوت، تصور می کند و بدین ترتیب، با استفاده از تداعی افکار، تجسمهای ذهنی مختلفی را که می توانند به کاهش تنش منتهی شوند از نو فعال می‌سازد.

(استورا، 1377، ص155)

 

روشهای تنش زدایی با استفاده از ابزار فنی

الف- تنش زدایی درآب در محفظه ای کاملاً منزوی انجام می شود و نتایج چشمگیری را در بر دارد. خطر این روش این است که برخی از مواقع، انزوای حسی کامل می تواند اضطراب برانگیز باشد.

ب- پس خوراند زیستی روشی است که از ابزارهای مختلف برای سنجش کنشهای مانند ضربان قلب، حرارت پوست و تنش عضلانی، سود می جوید. براساس مشاهده نتایج روی یک صفحه (پرده)، آزمودنیها می توانند این کنشها را مهار کنند. معهذا هنوز پژوهشگران نمی دانند که این رابطه متقابل انسان- ماشین چگونه صورت میگیرد و یا آنکه اثر آن بر آهنگ ضربان قلب، تنش عروق و روان انسان چیست؟

ج- روشهای روان درمانگری همه روشهایی که در سطور پیشین به آنها اشاره شد مفید وموثرند اما اثربخشی آنها به خصوص برای حفظ سلامت و افزایش مقاومت افرادی که هنوز عنان خود را از دست نداده و توانایی رویارویی با مسایل را دارند، قابل ملاحظه است. اما هنگامی که فرد توانایی مقابله با مشکلات روزمره را از دست داده است، وقتی که اضطراب و افسردگی استقرار یافته اند و زمانی که پاره ای از اختلالهای بدنی بروز کرده اند، باید از کمک پزشک، روانپزشک، روان تحلیل گر، روان درمانگر و متخصصان روان- تنی سود جسته شود.

(استورا، 1377، ص156)