دیدگاه حقوق‌دانان مختلف در مورد ماهیت مالکیت فکری

– دیدگاه حقوق‌دانان مختلف در مورد ماهیت مالکیت فکری

در این مورد نظرات بسیار زیادی وجود دارد. که از جمله مهم‌ترین آن‌ها، موارد زیر می‌باشد:

الف-دیدگاه حقوق طبیعی: اولین قانونی که در جهان درباره حق مؤلف به وجود آمده است،قانون 1709 انگلستان بود که آشکارا به پشتیبانی از حق قانونی نویسنده و دارنده اثر برخاست. در آغاز سده هجدهم میلادی این پرسش پیش آمد که حق مؤلف در چارچوب مالکیت کامن لا و جزء حقوق طبیعی است یا با فرمان پادشاه و یا قانون‌های خاصی به اشخاص داده می‌شود.

 در کشور آمریکا هم که به سال 1790 همزمان با نخستین قانون سراسری حق مؤلف بیرون آمد، همین پرسش مطرح شد. در آن زمان، دیدگاهی که پرتوافشانی می‌کرد این بود که حق مؤلف حقی فطری و گونه‌ای مالکیت است. امروز هم این دیدگاه هوادارانی دارد. فرانسوا، رئیس پیشین اداره حق مؤلف یونسکو، بر آن است که حق طبیعی در شمار حقوق فطری یا طبیعی است که از دیر باز وجود داشته است و انسان به طور تدریجی از آن آگاهی یافته است. (صفایی، 1375).

ب-دیدگاه حقوق کار: عده ای دیگر از نویسندگان حقوق مدنی مانند، پلانیول وریپر، حق مؤلف و دیگر حقوق مالکیت فکری را برخاسته از کار دارنده آن و پیرو حقوق کار می‌دانند می‌گویند همان امتیازی که قانون گذار برای کارگر در نظر می‌گیرد برای دارنده حق فکری هم کنار می‌گذارد، یعنی مزد. اشخاص دیگری مانند هانری دبوا، حقوق دان دیگر فرانسوی، پیوند اثر ادبی و هنری با شخصیت پدیدآورندگان را بیرون از چارچوب حقوق کار می‌داند، چرا که یک کارگر تنها مستحق دریافت مزد است که جنبه مادی دارد نه معنوی. اگرچه اوی گن اولمر،حقوق دان آلمانی، احترام به شخصیت سازنده فکری را بر مزد یا پاداش مادی برتری می‌دهد، ولی مانند ریپر وپلانیول فرانسوی دیدگاه مزد و پاداش را شالوده سرشت حقوق فکری می‌شمارد. (آیتی، 1375).

ج- دیدگاه حقوق شخصی: عده ای از حقوق‌دانان می‌گویند حق پدیدآورنده، یک حق شخصی است که تنها هدفش پشتیبانی و نگاه داری از حق کسی است که اثری فکری و هنری آفریده است و نمی‌توان آن را در شمار دارایی وی دانست و در خور انتقال وداد و ستد و ارث بردن و ارث گذاردن نیست. حال اگر بخواهیم این دیدگاه را بپذیریم، حق مالکیت فکری حقی همیشگی نخواهد بود وبا مرگ دارنده آن از میان خواهد رفت. (مشیریان، 1339).

د- دیدگاه حقوق اخلاقی: عده ای دیگر، حقوق آفرینش‌های فکری و هنری را حقوق اخلاقی دانسته‌اند و گفته‌اند که هدف حقوق اخلاقی پاسداری از حرمت و بزرگداشت شخصیت انسانی است. از آنجا که هدف همه گونه های حقوق، پاسداشت شخصیت انسانی است ونمی توان تنها حقوق مالکیت فکری را بدان محدود ساخت، این دیدگاه پذیرفتنی نیست. (امامی، 1350).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نظریات مرتبط با سلامت روانی