رشد و توسعه اقتصادی و بهره وری نیروی کار

دانلود پایان نامه

ج) بعد از اینکه کیفیت نیروی کار مورد توجه قرار گرفت، این بحث مطرح می شود که سرمایه انسانی به صورت غیر مستقیم نیز بر بازده اثر می گذارد که به آن اثرات خارجی سرمایه انسانی اطلاق می شود و مانند سرمایه گذاری در گردشگاه است که علاوه بر درآمدها و حق ورودی که در موقع ورود به این قبیل گردشگاه ها از افراد گرفته می شود و به عنوان بازده مستقیم مورد نظر است، استفاده ای که همسایگان بدون پرداخت هزینه ای از فضای مناسب اطراف گردشگاه بهره می برند به عنوان اثرات خارجی باید در محاسبه بازده کل مورد محاسبه قرار گیرد. به عنوان مثال رضایتمندی خانواده فرد تحصیل کرده از دانش اندوزی وی به عنوان یک اثر خارجی محسوب می شود، اگرچه به دلیل مشکل بودن و محال بودن محاسبه، این نوع اثرات خارجی اغلب در تابع تولید لحاظ نمی شود.پس صرفا نباید سرمایه های انسانی را که مستقیما بر بازده مؤثر می باشند مدنظر قرار داد، بلکه باید سرمایه انسانی بگونه ای تعریف گردد که هدف از آن رضایت بیشتر انسان باشد، حال چه این افزایش به صورت مستقیم بر بازده مؤثر باشد و یا چه به صورت غیر مستقیم، فرقی ندارد.
شکل (2-1) اثر سرمایه گذاری انسانی به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر تولید را نشان می دهد:
سرمایه گذاری انسانی
مصرف بالا
افزایش مطلوبیت انسان
پیشرفت علوم و تکنولوژی
آرامش خاطر
افزایش تولید
پس انداز بیشتر
شکل 2-1-اثر سرمایه گذاری انسانی روی تولید به صورت مستقیم و غیر مستقیم
همان طور که ذکر شد سرمایه انسانی دارای ابعاد وسیعی است، ولی به جهت محدودیت های محاسباتی و یا مفهومی، در تعیین اجزای آن اختلاف نظر وجود دارد. در این ارتباط به یکی از پیشنهادهایی که توسط کمسیون آمار سازمان ملل متحد در رابطه با تعیین اجزای سرمایه انسانی ارائه شده اشاره می شود:
” بهداشت، تغذیه، آموزش، اشتغال، شرایط کار، مسکن، امنیت اجتماعی، پوشاک، فراغت و آسایش خیال، آزادی های فردی”( نیازی 1372، 9؛ همت جو 1381).
به روش دیگری ذخیره انسانی را به دو جزء مجزا، سرمایه انسانی عمومی و سرمایه انسانی تخصصی تقسیم می کنند. سرمایه انسانی عمومی عبارت است از مهارت و دانشی که بهره وری نیروی کار را، بدون توجه به این نکته که وی قرار است در کجا به کار مشغول شود، افزایش می دهد. به فرض ثبات سایر شرایط، نیروی کار دارای ذخیره سرمایه انسانی، مورد توجه بسیاری از کارفرمایان بالقوه است. از طرف دیگر، سرمایه انسانی تخصصی، بر مهارت هایی دلالت دارد که توانائی نیروی کار را، تنها برای کارفرمائی که فرد هم اکنون برای وی کار می کند، افزایش می دهد. به این ترتیب، نیروی کاری که دارای سرمایه انسانی تخصصی قابل توجهی باشد، تنها برای کارفرما و مؤسسه ای که هم اکنون برای آنها کار می کند ارزشمند است و ممکن است توانائی های او برای سایر کارفرمایان و مؤسسات لزوما جذاب نباشد.
سرمایه انسانی عمومی، شامل توانائی های اساسی خواندن و نوشتن، و سایر ثمرات آموزش رسمی است. در حالی که سرمایه انسانی تخصصی شامل مواردی چون آشنایی با سیستم های بایگانی ویژه، الگوی انعقاد قراردادها در داخل مؤسسه، و شناخت سازمان و تشکیلات ساختار مدیریت یک مؤسسه است (جونز، ترجمه مصطفی عمادزاده 1376، 21و22).
تعریف دیگر سرمایه انسانی عبارت است از علم، دانش، مهارت و تجربه، توان، سلامتی، قابلیت ها و نظم و انضباطی که توسط آموزش و بهداشت در نیروی کار ذخیره می شود و سبب افزایش بهره وری نیروی کار در امر تولید می شود (قره باغیان 1371).
در بیان دیگر می توان سرمایه انسانی را بدین گونه تعریف کرد: اندوخته و دانش هایی که محصول آزمایش هاست و اکتشافاتی که از علوم تجربی زاییده شده و نیز ظرفیت و مهارت افراد برای به کاربردن این دانش هاست (ستاری فر 1382).
تعریف دیگری از سرمایه انسانی نیز بدین گونه است: سرمایه انسانی به ظرفیت های مولد انسانی، نظیر عوامل تولیدی موجود در اقتصاد، اطلاق می شود. اگرچه این مفهوم از قدمتی طولانی در متون علم اقتصاد برخوردار است، لیکن تحولات سه دهه اخیر سبب شد بار معنایی و تخصصی خاص و جدیدی بر این واژه قرار گیرد. تحول اساسی موجد این تغییر، گسترش دامنه نظریه سرمایه (capital theory) به عوامل انسانی درگیر در فرآیند تولید بود. تا پیش از این، سرمایه(capital) موجودی و انباره ای بود که در چرخه تولید و به منظور کسب درآمد بکار گرفته می شد. لیکن اقتصاددانان به تدریج دریافتند که انباره دانش بشری، خلاقیت ها، نوآوری ها و به طور خلاصه دانش مولد نیروی کار نیز مستقیما در محصول نهایی تولید و عرضه شده، تجسم می یابد. حاصل اندیشه و تفکر انسان ها، نسل های پیشرفته تری از محصولات فنی و کالاهای با دوام، ابزارها و کالاهای جدید و شیوه های تولیدی نوینی را در اختیار جامعه قرار می دهد که به لحاظ اقتصادی بسیار ارزشمند است. در این میان آموزش رسمی و آکادمیک به عنوان ابزار اصلی پرورش نیروی انسانی با کیفیت تر، خلاق ترو هوشمندتر شناخته شده است (متوسلی و آهنچیان 1381، 285و286) .
سرمایه انسانی یک مفهوم کاملا اقتصادی است. درحقیقت خصوصیات کیفی انسان نوعی” سرمایه” است، زیرااین خصوصیات می توانند به صورت منبع درآمدهای بیشتر و یا اقناع و ارضاء فراوانتر در آینده درآیند (عمادزاده 1371، 29و61) .
در این تحقیق بر طبق تعاریف مذکور، به دنبال برآورد سرمایه انسانی عمومی بوده و سرمایه انسانی را معادل میزان آموزش رسمی افراد تعریف می کنیم.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   برنامه زمان بندی و پایگاه اجتماعی

2-1-2- جایگاه سرمایه انسانی در رشد و توسعه اقتصادی
تجربه جنگ دوم جهانی و تخریب عمده تجهیزات برخی کشورها و اشغال آنها توسط دشمن نشان داد که سرمایه های انسانی نه تنها به عنوان یک عامل مکمل، بلکه به عنوان یک عامل برتر و تعیین کننده نسبت به سرمایه های فیزیکی دارای اهمیت است. به گونه ای که بعد از گذشت چند سال از جنگ، کشورها مجددا با تأکید بر منابع انسانی خود و بر روی خرابه هایی از سرمایه های فیزیکی قد علم کرده و بعدها از جنبه اقتصادی و چه بسا سیاسی بر دشمنان خود چیره شده و جایگاه ویژه ای را در جهان یافتند.