ساختار مالکیت و حاکمیت شرکتی و روش حداقل مربعات سه مرحله ای

دانلود پایان نامه

2-6- تحقیقات داخلی
فخاری و همکاران (1393)؛ در تحقیقی به بررسی نقش نظارتی ساختار مالکیت و خط مشی بدهی بر کنترل مشکلات نمایندگی ناشی از جریان های نقدی آزاد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. بر این اساس، در این تحقیق ارتباط متقابل بین جریان های نقدی آزاد، خط مشی بدهی و ساختار مالکیت در 106 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1385 تا 1390 به روش حداقل مربعات سه مرحله ای (3SLS) مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های ما نشان می دهد که سطح جریان نقد آزاد با خط مشی بدهی و تمرکز مالکیت رابطه منفی و معناداری داشته اما بر خلاف پیش بینی ها مالکیت نهادی و مالکیت مدیران با سطح جریان نقد آزاد رابطه مثبت و معناداری دارد. این یافته ها می تواند برای استاندارد گذاران حسابداری از جهت ارائهی اطلاعات داوطلبانه و همچنین برای سیسات گذاران بورس در جهت الزام شرکت ها به افشاء جریان های نقدی آزاد مفید باشد.
نمازی و شکرالهی (1393)؛ تحقیقی تحت عنوان “آزمون نظریه جریان نقد آزاد و نظارت بستانکاران با استفاده از سیستم معادلات همزمان حداقل مربعات سه مرحله ای (3SLS): مطالعه موردی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” انجام دادند. در این راستا، از روش نیمه تجربی در بازه زمانی 1380 تا 1389 برای 134 شرکت بورس اوراق بهادار تهران، استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش بر خلاف نظریه جریان نقد آزاد جنسن، حاکی از مثبت و معناداری بودن اثر متغیر اهرم مالی بر متغیر ریسک جریان نقدی آزاد و متقابلاً مثبت و معنادار بودن اثر متغیر ریسک جریان نقد آزاد بر متغیر اهرم مالی است؛ بدان معنا که پژوهش حاضر نشان می دهد، وقتی شرکت در وضعیت افزایش ریسک جریان نقدی آزاد قرار می گیرد، استفاده از بدهی برای کاهش هزینه های نمایندگی حاصل از جریان نقدی آزاد، به دلیل اثر متقابل آن بر ریسک جریان نقدی آزاد؛ افزون بر این که راه حل مناسبی نیست، باعث تشدید آن نیز می شود. همچنین، با استناد به نتایج آزمون های آماری، متغیر های تمرکز مالکیت نهادی و مالکیت دولتی دارای اثر منفی با اهمیت، و متغیر مالکیت نهادی دارای اثر مثبت با اهمیت بر ریسک جریان نقدی آزاد است.
نمازی و شکرالهی (1392)؛ تحقیقی تحت عنوان “بررسی تعامل بین جریان نقدی آزاد، سیاست بدهی و ساختار مالکیت با استفاده از سیستم معادلات هم زمان؛ مطالعه موردی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” انجام دادند. آن ها در تحقیق خود 134 شرکت بورسی را در طی سالهای 1380 تا 1389 مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش حاکی از عدم تایید نظریهی جریان نقدی آزاد جنسن است؛ و نشان می دهد استفاده از بدهی برای کاهش هزینه های نمایندگی حاصل از جریان نقدی آزاد به دلیل اثر متقابل آن بر ریسک جریان نقدی آزاد راه حل مناسبی نیست. همچنین با استناد به نتایج آزمون های آماری، متغیر تمرکز مالکیت نهادی و مالکیت دولتی با اثر منفی مهم و متغیر سطح مالکیت نهادی با اثر مثبت مهم بر ریسک جریان نقدی آزاد است.
رحیمیان و همکاران (1392)؛ در تحقیقی به تاثیر مدیریت سود بر رابطه جریانهای نقدی آزاد و ارزش سهامداران در شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 82 تا 87، به بکارگیری روش رگرسیون خطی چندمتغیره مورد بررسی و آزمون قرار گرفته است. نتایج حاصل نشان می دهد میان جریان های نقدی آزاد و ارزش سهامداران، رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد. همچنین نتایج تحقیق حاکی از آن است که مدیران این شرکت ها تمایل دارند با استفاده از ابزار مدیریت سود، جریان های نقدی آزاد و در نهایت ارزش و ثروت سهامداران را افزایش دهند.
مرادزاده فرد و همکاران (1391)؛ تحقیقی با هدف بررسی رابطه بین پاداش هیات مدیره و مالکیت نهادی با مدیریت سود، که از طریق اقلام تعهدی اختیاری سنجیده می شود، در سطح شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی سال 1384 تا 1388 انجام دادند. نتایج تحقیق با بکارگیری آزمون داده های ترکیبی اثرات تصادفی بیانگر آن است که بین مالکیت نهادی سهام و مدیریت سود رابطهی منفی وجود دارد به عبارت دیگر، با افزایش درصد مالکیت نهادی سهام، انعطاف پذیری شرکت برای مدیریت اقلام تعهدی کاهش می یابد. علاوه بر این نتایج حاکی از آن است که بین میزان پاداش هیات مدیره و مدیریت سود رابطهی مستقیم وجود دارد.
احمد پور و منتظری (1390)؛ تحقیقی با عنوان “نوع مدیریت سود و تاثیر اندازهی شرکت، ساختار مالکیت و حاکمیت شرکتی” انجام دادند. نمونه تحقیق شامل، 119 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سالهای 1382 تا 1387 را در بر میگیرد. فرضیات با استفاده از دو رگرسیون و روش آماری داده های ترکیبی مورد آزمون قرار گرفته اند. نتایج بدست آمده حکایت از به کارگیری مدیریت سود کارا دارد. اندازهی شرکت و مالکان خانوادگی دو عاملی هستند که بر گرایش مدیران در انتخاب نوع مدیریت سود، تاثیر گذارند. در مقابل بین مدیران غیر موظف، سهامداران نهادی و کیفیت حسابرسی مستقل با گرایش مدیران در انتخاب نوع مدیریت سود رابطهی معناداری مشاهده نگردید. همچنین بررسی ها نشان می دهد که وجه نقد عملیاتی آتی، کاراتر از تغییرات در سود خالص، برای ارائهی تصویری از قدرت سودآوری آتی است.
اعتمادی و شفاخیبری (1390)؛ در تحقیق خود، تاثیر جریان های نقد آزاد بر مدیریت سود و نقش کمیته حسابرسی در آن را بررسی نمودند که با استفاده از داده های 87 شرکت نمونهی پژوهش، از طریق آزمون پیرسن، تی استیودنت و رگرسیون چندگانه طی سالهای 82 تا 88 مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که رابطهی معنادار مستقیمی بین مدیریت سود و جریان های نقد آزاد وجود دارد. به عبارتی جریان های نقد آزاد شرکت ها می تواند محرکی برای مدیریت سود تلقی شود همچنین یافت شد که شرکت هایی که دارای کمیتهی حسابرسی هستند مدیریت سود بهتری نسبت به سایر شرکت ها دارا می باشند و همچنین به بررسی رابطهی کمیتهی حسابرسی و جریان های نقد آزاد و متغیرهای کنترلی پرداخت گردید که رابطهی بین کمیته حسابرسی و جریان های نقد آزاد با مدیریت سود یافت نشد اما جریان های نقد آزاد، اندازهی شرکت و کل اقلام تعهدی رابطهی معنادا مستقیمی وجود دارد.
استا (1390)؛ تحقیقی با هدف بررسی ساختار مالکیت بر شیوه مدیریت سود انجام داد. جامعه آماری تحقیق شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1383-1387 است. نمونه آماری پژوهش شامل 95 شرکت است. آزمون همبستگی و آزمون رگرسیون مقطعی چندگانه برای بررسی فرضیات استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر این است که رابطه منفی و معناداری بین مالکیت نهادی و مالکیت مدیریتی با مدیریت سود وجود دارد، اما بین مالکیت شرکتی و مدیریت سود رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
هاشمی و کمالی (1389)؛ تاثیر افزایش تدریجی اهرم مالی، میزان جریان نقدی آزاد و رشد شرکت بر مدیریت سود را مورد مطالعه قرار دادند. نتایج نشان می دهد که میزان مدیریت سود در شرکت هایی که همواره درجه اهرم مالی زیادی دارند با شرکت هایی که به تدریج در گیر افزایش اهرم مالی می شوند تفاوت معناداری ندارد. سایر نتایج نشان می دهد جریان نقدی آزاد و رشد شکت عواملی تاثیر گذار در بروز رفتارهای فرصت طلبانه مدیران هستند که بر میزان مدیریت سود تاثیر گذار بوده است.
مرادزاده فرد و همکاران (1388)؛ در تحقیقی رابطه بین مدیریت سود و مالکیت نهادی را بر روی 61 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سالهای 1382 تا 1386 بررسی کردند و نشان دادند که رابطه بین مدیریت سود و مالکیت نهادی منفی است.
مهرانی و باقری(1388)؛ با استفاده از90شرکت نمونه طی سالهای 78-84 به بررسی اثرجریان های نقدی ازاد و سهامداران نهادی برمدیریت سود پرداختند نتایج تحقیق نشان می دهد که بین مدیریت سود وجریانهای نقد ازاد زیاد درشرکتهای با رشد کم ،رابطه معنادار مستقیمی وجوددارد، اما رابطه معناداری بین مدیریت سود و سهامداران نهادی درشرکتهای با جریانهای نقد ازاد و رشد کم پیدا نشد.
2-7- تحقیقات خارجی
نِخیلی و همکاران (2015)؛ تحقیقی تحت عنوان “جریان وجوه نقد آزاد و مدیریت سود: نقش تعدیلی حاکمیت شرکتی و ساختار مالکیت” در کشور فرانسه بین سال های 2001 تا 2010 انجام دادند. هدف تحقیق آن ها تجزیه و تحلیل تاثیر حاکمیت شرکتی و ساختار مالکیت آینده بر مدیریت سود در سطح جریان وجوه نقد آزاد می باشد. آنها برای تجزیه و تحلیل آماری از روش حداقل مربعات سه مرحله ای (3SLS) استفاده نمودند. نتایج تحقیق آنها نشان می دهد که یه رفتار فرصت طلبانه در مدیران در سطح جریان وجوه نقد آزاد وجود دارد. به خصوص در شیوه هایی از مدیریت سود که درآمد یا سود را زیاد گزارش نمودند. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که مکانیسم های حاکمیت شرکتی مانند استقلال کمیته حسابرسی و کیفیت حسابرسی خارجی و همچنین سرمایه گذاران نهادی و مالکیت مدیریتی باعث کاهش میزان مدیریت سود می شوند.
راسمین و همکاران در سال (2014)؛ استدلال می کنند که رابطه بین جریان وجوه نقد آزاد و انتخاب روش های افزایش دهنده درآمد، سیستماتیک نبوده و بر ویژگی های خاص از محیط سازمانی بستگی دارد و به یک رابطه مثبت بین جریان وجوه نقد آزاد و روش های حسابداری که باعث افزایش درآمد می شدند دست یافتند.
بوباکر و همکاران در سال (2013)؛ با استفاده از یک نمونه از 597 شرکت موجود در فرانسه در طی سال های 2001 تا 2007 به این نتیجه دست یافتند که شرکت هایی که دارای استقلال هیات مدیره هستند به نسبت شرکت هایی که استقلال کمتری دارند زیان انباشته بیشتری را منعکس می کنند.
باندیها (2012)؛ در تحقیق خود در هندوستان به این نتیجه رسید که یک رابطه مثبت و چشمگیری بین مدیریت سود و جریان وجوه نقد آزاد وجود دارد و تایید کردند که جریان نقد آزاد شرکت ها مدیریت سود را بر می انگیزاند.
رینا و تاکیا (2009)؛ در پژوهشی با عنوان ” جریان های نقد آزاد مازاد، مدیریت سود و کمیته حسابرسی” به این پرداختند که چه قدر جریان نقد آزاد مازاد به مدیریت سود مربوط است. در این مطالعه فرض بر این است که مدیران شرکت هایی که از جریان های نقدی آزاد بالایی برخوردارند شدت عمل خوبی در اداره مدیریت سود دارند. نتایج پژوهش نشان می دهد که کمیته حسابرسی مستقل به شرکت های دارای جریان نقد آزاد، کمک می کند تا بر رویه های مدیریت سود نظارت داشته باشد.
زوری و همکارن (2009)؛ در تحقیقی به بررسی رابطه بین مالکیت نهادی سهام و مدیریت سود بر روی شرکت های آمریکایی پرداختند. نتایج تحقیق آنان با استفاده از آزمون شبکه عصبی نشان داد که وجود مالکان نهادی در ساختار سرمایه باعث کاهش میزان مدیریت سود می شود.
یانگ و همکاران (2009)؛ به بررسی تاثیر ساختار هیات مدیره و مالکیت نهادی بر روی مدیریت سود پرداختند. نتایج تحقیق با استفاده از مدل تعدیل شده جونز نشان داد که شرکت ها مدیریت سود رو به بالا انجام داده اند و رابطه معنی داری بین مدیریت سود با هیات مدیره بیرونی و مالکیت نهادی ندارد.
یودیانتی (2008)؛ در تحقیقی با استفاده از 150 شرکت نمونه به بررسی تاثیر مدیریت سود بر رابطه جریان های نقدی آزاد و ارزش سهامداران پرداخت. نتایج تحقیق نشان می دهد که با 95% اطمینان، تغییرات جریان های نقدی آزاد با تغییرات ثروت سهامداران ارتباط معناداری دارد. همچنین و در این تحقیق نشان داد که بین جریان های نقدی آزاد مثبت و ارزش سهامداران رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد ولی بین جریان های نقدی منفی و ارزش سهامداران رابطه معناداری مستقیمی وجود ندارد. وی در آزمون فرضیه دوم به این نتیجه رسید که با 99% اطمینان، مدیریت سود در سطح کل نمونه و در سطح جریان های نقدی مثبت باعث تضعیف رابطه جریان های نقدی با ثروت ایجاد شده برای سهامداران می شود.
ونگ (2006)؛ در تحقیقی به بررسی نقش هیات مدیره بیرونی و مالکیت نهادی در محدود کردن مدیریت سود بر روی نمونه ای متشکل از 613 شرکت های مالزی طی دوره زمانی 2001-2003 پرداخت. نتایج تحقیق وی حاکی از این بود که بین مالکیت نهادی و مدیریت سود رابطه ای وجود ندارد.