سازگاری زناشویی

بیشتر است که تقیّدات مذهبی آنها پس از ازدواج بیشتر شده است. به این معنا که با افزایش تقیّدات مذهبی، میزان سازگاری زناشویی نیز بیشتر میشود و این رابطه احتمالاً‌ دو‌جانبه است. به عبارت دیگر، افزایش سازگاری زناشویی نیز موجب افزایش تقیدات مذهبی در بین زوجین می‌شوداسلام برای تنظیم روابط زن و شوهر، برای هر یک از آنها توصیه‌هایی دارد که متناسب با ابعاد روان‌شناختی آنهاست. در کلمات اولیای دین، به دو نکته مهم روان‌شناختی درباره زن اشاره شده است؛ اولین نکته، به تفاوت روانی زن با مرد باز‌می‌گردد. ویژگی‌های روانی و شخصیتی زن، با مرد متفاوت است. بنابراین، مرد نباید بر اساس ویژگی‌هایی که در خود و سایر مردان می‌بیند، زن را بسنجد و انتظار داشته باشد که از لحاظ روانی کاملاً‌ با او هماهنگ باشد. اگر مرد بر‌این شیوه، اصرار ورزد، به شخصیت زن ضربه زده و موجب آسیب روانی او می‌شود( همان). نکته دیگر، توصیف زن در کلمات اولیای دین به ریحانه است. این واژه به لطافت، آسیب‌پذیری، عاطفی و احساسی بودن زن اشاره دارد. در مقابل، صفت قهرمانی از زن نقل شده است. از تقابل این دو کلمه می‌توان برداشت کرد که عناصر زیباشناختی، آرامش‌بخشی و عاطفی، در زن غلبه دارد و کمتر باید از او سخت‌رویی و استواری را انتظار داشت (آرین،1380).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

با نگاهی کلی به توصیه‌های اخلاقی اسلام که با هدف کارایی بیشتر خانواده و در نتیجه رضامندی زناشویی مطرح شده است، به مفاهیم زیر دست می‌یابیم:
صداقت‌: صداقت از صفات مؤثر در روابط خانوادگی است که زمینه اعتماد و برقراری رابطه به شمار می‌رود. عدم صداقت در زن یا شوهر، فضای خانواده را به بی‌اعتمادی و بدبینی می‌کشاند و زمینه اختلاف را فراهم می‌سازد(مصلحی،1392). اولیای دین به دلیل تأثیر دروغ‌گو‌یی در تخریب اعتماد در روابط بین‌فردی، بر صداقت و دوری از دروغ و ملاک ایمان مردم را راست‌گویی اعلام می‌کنند‌؛(نحل: 105) راست‌گویی زمینه اعتماد متقابل و در نتیجه، رابطه دوستانه و صمیمی را فراهم می‌کند( همان).
خوش‌بینی: خوش‌بینی به مسائل زندگی و تبیین‌های خوش بینانه از حوادث ناخوشایند، بر توانایی رویارویی با مشکلات تأثیر می‌گذارد. در متون دینی، بر خوش‌بینی به برادران دینی و تفسیر و تعبیر رفتار آنها به بهترین وجه تأکید شده است( آذربایجانی). خوش‌‌‌‌‌‌زبانی: اسلام درباره رابطه کلامی سفارش‌های زیادی به زن و شوهر کرده است. در حدیثی امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «در هر حال با زنان سازش و مدارا کنید؛ با آنها گفتار خوش نشان دهید، باشد که آنان نیز کردار خوش نشان دهند»( همان). همچنین در حدیث دیگری، امام سجاد(ع) می‌فرماید: «گفتار خوش، مال را زیاد و رزق را فراوان می‌کند؛ موجب محبوبیت در خانواده و ورود به بهشت است» (همان).
گذشت و عفو: زن و شوهر ممکن است گاهی درباره یکدیگر مرتکب خطا و اشتباه شوند؛ چه بسا زن در مسئله خانه‌داری، پخت‌و‌پز، توجه به فرزندان و رعایت حق شوهر دچار خطا گردد. مرد نیز ممکن است در رفتار و کردار، اخلاق و روش، کارگردانی منزل و قضاوت در حق زن دچار اشتباه شود؛ اشتباه و خطایی که از هر دو طرف قابل گذشت و اغماض و عفو است. در حدیثی از امام صادق(ع)آمده است که سه چیز از مکرمت‌های دنیا و آخرت است: «گذشت از کسی که بر تو ستم کرده، صله رحم با رحمی که با تو بریده و بردباری نسبت به آن‌که در حق تو به نادانی رفتار کرده است» ( مصلحی،1390).
بر‌اساس آموزه‌های دینی، یکی از مهم‌ترین مسائلی که زمینه آرامش و رضایت از زندگی زناشویی را فراهم می‌سازد پایبندی زوجین به دستورات مذهبی است.خوشبختی زناشویی زمانی تحقق می‌یابد که زن و شوهر ارتباط خوبی با مبدأ داشته و برای معاد خود نیز کار نیک انجام دهند و پایبند به احکام و دستورات الهی باشند، نه اینکه مسائل زندگی آن‌قدر آنها را سرگرم کند که از یاد خداوند غافل شوند (منافقون، 9) و یا به ‌خاطر، خانواده از رعایت وظایف دینی فاصله بگیرند (تمیمی، 1386).پایبندی یا عدم پایبندی به دستورات الهی توسط آن دو، زمینه را برای رضامندی و یا نارضامندی زندگی زناشویی فراهم می‌آورد.زندگی بدون تعارض، در سایه توجه به مسایل معنوی و پرورش اعتقادات مذهبی است. ارزش‌ها به زندگی معنا می‌بخشند و پناهگاهی در اوج بحرانی زندگی، همانند غم و اندوه و فقدان و ماتم، تلقی می‌شوند. اعتقادات مذهبی، زیربنایی برای شکل‌دهی به سبک زندگی مذهبی است. این مسئله موجب می‌گردد تا فرد مسلمان نسبت به پرورش معنویت در خود و نزدیکانش دارای مسئولیت و نقشی ویژه باشد
ارزش‌ها به زندگی معنا می‌بخشند و پناهگاهی در اوج بحران زندگی، همانند غم و اندوه و فقدان و ماتم، تلقی می‌شوند. اعتقادات مذهبی، زیربنایی برای شکل‌دهی به سبک زندگی مذهبی است. این مسئله موجب می‌گردد تا فرد مسلمان نسبت به پرورش معنویت در خود و نزدیکانش دارای مسئولیت و نقشی ویژه باشد. بر اساس آموزه‌های دینی، آن زندگی‌ای شیرین و گواراست که معنویت در آن رشد یابد و زندگی رنگ خدایی به خود گیرد .در مقاله‌ای که به تبیین دین، دینداری و شاخص‌های آن از نگاه علامه طباطبایی می‌پردازد، درباره حد نصاب دینداری اظهار می‌دارد: دینداری، همان ایمان و اعتقاد قلبی همراه با اعمال شایسته و نیکوست و لازمه ایمان، علم و آگاهی است(همان) . بنابراین، علمِ تنها بدون التزام و دلبستگی و اینکه عملی به دنبال نداشته باشد، دینداری نیست. همچنین اعتقاد بدون عمل نیز دینداری نیست و شخص معتقدی را که عملی به جا نیاورد، نمی‌توان دیندار به‌شمار آورد، بلکه از نظر علّامه طباطبائی، اعتقادی که همراه عمل نباشد، در حقیقت اعتقاد و ایمان نیست و تنها علم و آگاهی به حقانیت دین است. عمل تنها نیز ایمان و دینداری به‌شمار نمی‌آید؛ چرا‌که اعمال ظاهری با نفاق و دورویی قابل جمع است. منافق کسی است که اعمال ظاهری را انجام می‌دهد و چه‌بسا از حقانیت اعتقادات اسلام نیز آگاه بوده و حقیقت برایش روشن شده باشد، ولی از آنجا‌که دلبستگی و التزام به آن ندارد، نمی‌توان او را دیندار به‌شمار آورد. خلاصه اینکه، با توجه به مراتب و درجاتی که برای اسلام و ایمان وجود دارد، نخستین مرتبه ایمان را باید حد نصاب دینداری برای فرد و جامعه به‌شمار آورد و آن اعتقاد اجمالی همراه با انجام بیشتر احکام اسلام است (همان).رسول اکرم(ص) می‌فرمایند:
توجه به این مفاهیم و ملاحظه نتایج پژوهش‌های انجام‌شده، نقش تقیدات مذهبی را در رضایت و سازگاری زناشویی مورد تأیید قرار می‌دهد؛ تقیداتی که در این پژوهش‌ها مورد بررسی قرار گرفته‌اند عبارتند از: اقامه نماز، روزه، تلاوت قرآن، انجام امر به معروف و نهی از منکر، انجام واجبات دینی از روی علاقه، نوع پوشش، گرایش به مد روز، رعایت حد در پوشش، ارتباط با نامحرم، توجه به مادیات، اعتقاد به پول به‌عنوان حلّال همه مشکلات، اعتماد به مذهب به‌عنوان کلید خوشبختی، میزان توکل به خدا برای حل مشکلات زندگی. بی‌تردید انسان‌های خداشناس و دین‌باور و کسانی که از احکام و شریعت اسلام پیروی می‌کنند، ملاک تدین را به‌عنوان یکی از معیارهای اصلی در انتخاب برای ازدواج مورد توجه قرار می‌دهند؛ پوشش، حجاب و نگاه خود را محافظت می‌کنند (سه عاملی که زمینه انحرافات اخلاقی هستند)؛ همسر خود را به‌عنوان بنده خدا قبول داشته و از ظلم و ستم بر او پرهیز می‌کنند. در روابط خود با همسر، ضمن رعایت اصول بهداشتی با صداقت، عطوفت و مهربانی رفتار می‌کنند و تمام رفتار و کردارشان حتی روابط جنسی با همسر جهت‌گیری الهی دارد. بنابراین، می‌توان انتظار داشت که رضایت زناشویی متأثر از میزان تقیدات مذهبی افراد باشد. بر این اساس، می‌توان میزان پایبندی مذهبی و رشد معنوی افراد را به‌عنوان عامل مهم در میزان سازگاری و رضایت زناشویی معرفی کرد (احمدی،1385).
ماهونی و همکاران با تجزیه و تحلیل مشاهداتشان نشان دادند که جنبه‌های گوناگون عملکرد زناشویی شامل رضایت زناشویی، تعداد برخوردها و خشونت فیزیکی با فعالیت‌ها و اعتقادات مذهبی در ارتباط است، به این صورت که زوج‌های دارای اعتقادات مذهبی بالاتر، رضایت زناشویی بیشتری داشته و برخوردها و خشونت‌های آنان نسبت به هم کمتر است. به همین دلیل، درک ارزش‌های دینی درباره ازدواج برای سلامت رابطه زوجین اهمیت زیادی دارد.( عسگری فر،1380). هانلر و گنچوز نیز معتقدند نگرش مذهبی می‌تواند در ارتباط زناشویی مؤثر باشد؛ زیرا مذهب شامل رهنمودهایی برای زندگی و ارائه دهنده سامانه باورها و ارزش هاست که این ویژگی ها می توانند زندگی زناشویی را متأثر سازند( خدایاری فرد،1386).
2-9- عواملی که سبب می شود دینداری، به رضایت بیشتر از زندگی بیانجامد:
2-9-1- عامل حمایت اجتماعی:
گروهای مذهبی،یکی از منابع عمده حمایت اجتماعی به شمار می روند. شرکت فعال متدینان در فعلیت های اجتماعی و دینی، یک شبکه اجتمتعی قابل اعتماد فراهم می کند که در هنگام مشکلات و ناراحتی ها، به صورت غیر رسمی حمایت لازم را از افراد به عمل می آورند و از دردهای آنان می کاهند.
2-9-2- عامل تقرب به خداوند:
حمایت اجتماعی، یگانه عاملی نیست که سبب می شود دینداری به رضایت بیشتر از زندگی بینجامد. معلوم شده است که « تقرب به خداوند، قطع نظر از حضور در مسجد یا کلیسا، با رضایت و خشنودی از زندگی همبستگی دارد)پولنر،1989).
تجربه دینی و نیایش موجب افزایش خشنودی می شود و در فرد، احساس ارتباط اجتماعی با خداوند ایجاد می کند. این ارتباط، از جهاتی شبیه ارتباط با انسانهاست(پاتریک،1992).
2-9-3- یقین وجودی:
داشتن باورهای راسخ و محکم، صرف نظر از حضور در مسجد و کلیسا و نیز عبادت خصوصی،با رضایت از زندگی همبستگی دارد. اعتقاد به خدای مهربان و حمایت کننده نیرومندترین پیش بینی کننده شادمانی و رضایت از زندگی به شمار می رود(آذربایجانی،1390).
2-10-ساختار و راهبردهای خانواده

خانواده از لحاظ ساختار نظام عاطفی پیچیده ای است که 4-3 نسل را در بر می گیرد. ویژگی تمام خانواده ها عبارت است از محبت، وفاداری و تداوم عضویت. حتی هنگامی که این ویژگی ها مورد چالش قرار می گیرند، معمولاً خانواده ها  در برابر تغییر مقاومت نشان می دهند و برای بازگرداندن الگوهای تعاملی آشنای خود به حرکات اصلاحی تمسک می جویند. تمامی خانواده ها باید سبک ها و راهبردهای کنارآمدن با فشارهای روانی را که از درون و بیرون خانواده می جوشند، پرورش دهند.خانواده ها معمولاً الگوهای تعاملی ثابت، مشترک و هدف مند و مکرری را به نمایش می گذارند چیزی که کانتور و لر (1975) به آن «راهبردهای خانوادگی» می گویند. این راهبردها عموماًا از دید ناظران پوشیده هستند و درک نمی شوند. این راهبردهای خانوادگی که توسط همه اجرا می شوند، الگوهای تبادلی پیش بینی پذیری هستند که به یک اشاره توسط تمامی اعضای خانواده تولید می گردند، به گونه ای که هر یک از اعضاء احساس می کند چه به اجبار یا اختیار نقشی را بازی کند که قبلا به خوبی جا افتاده است.
2-10-1-کانتور و لر سه راهبرد خانوادگی را مشخص کردند:
*  آنهایی که به قصد تداوم نظام خانواده سعی می کنند رابطه میان اعضا را حفظ کنند.
* دسته ای که معمولا به طور موقت فشار روانی را تشدید می کنند تا به هدف مورد نظر دست یابند.
* آنهایی که به قصد مرمت و اصلاح تولید می شوند (گلدنبرگ،1934).
2-11- تفاوت زوج ها از نظر میزان رضایت مندی
زوج ها ممکن است در چگونگی رضایت مندی یا عدم رضایت مندی تفاوت داشته باشند. یک زوج ممکن است از رابطه چیز زیادی بدست آورد و احساس خشنودی کند در حالی که زوج دیگرکه از رابطه چیز کمتری بدست می آورد، احساس نا خشنودی داشته باشد. گاهی اوقات هر دو زوج به طور مساوی احساس رضایت دارند. به هر حال در سطح رضایتمندی تفاوتهای فردی وجود دارد. نکته مهم این است که در رضایت مندی چه تفاوت های جسنی می تواند وجود داشته باشد( فقیرپور،1383). یک جامعه شناس بنام جس برنارد(1972) تجارب زناشویی زنان و مردان را به صورت متفاوت توصیف کرد. در بررسی های اولیه او همسران رفتارهای یکدیگر را در یک دوره دو هفته ای از دو بعد ارزیابی کردند: عاطفی- وسیله ای و لذت بخش- غیر لذت بخش نتایج بدست آمده شباهت ها و تفاوتهای جنسی را آشکار کرد. زنان و شوهرانشان به رفتارهای غیر لذت بخش عاطفی وتکلیفی بطور مشابهی واکنش نشان می دادند. امّا در رفتارهای لذت بخش مردان و زنان متفاوت بودند. شوهران رفتارهای تکلیفی همسرشان را خیلی مهم ارزیابی می کردند و زنان رفتارهای هیجانی شوهران را مهم ارزیابی می کردند) هندریک،1994).
2-12- نظریه های مرتبط با آسیب شناسی زندگی زناشویی
2-12-1- نظریه روان پویایی و ارتباط شئ:
دیدگاه کلاسیک روانپویشی که منبعث از الگوی روانکاوی فروید است، مشکلات زناشویی را پیامدهای مشکلات درون روانی همسران می داند( بارکر،ترجمه دهقانی،1385).
یکی از دیدگاه های معاصر روانپویشی، نظریه روابط فردی است.برطبق این دیدگاه اشخاصی که در ازدواج به یکدیگر می پیوندند، هرکدام میراث روانی یکتا و جداگانه ای را وارد آن رابطه می کنند.هر کدام دارای تاریخچه ای شخصی، یک شخصیت بی همتا و مجموعه ای از افراد درونی کرده و مخفی هستند که آنها را در تمامی تبادلاتی که متعاقبا با یکدیگر خواهند داشت دخالت می دهند.روابط زناشویی مسئله دار و ناآرام تحت تأثیر درون فکنی های آسیب زا یعنی اثرات یا خاطرات مربوط به والدین یا سایر اشخاص قرار دارد.این درون فکنده ها حاصل روابطی هستند که هر همسر در گذشته با اعضای نسل قبلی داشته و اینک در درون او لانه کرده است(گلدنبرگ،ترجمه برواتی،1382). یکی از نظریه پردازان این رویکرد، جیمز فرامو، معتقد است که معمولا مشکلات خانوادگی ریشه در نظام خانوادگی گسترده دارد.ماهیت و کیفیت رابطه زناشویی به خانواده پدری زن و شوهر و خصوصا به اینکه تا چه حد تعارضات خانواده های آنها حل شده باشد بستگی دارد( بارکر،ترجمه دهقانی،1385).
2-12-2- نظریه های رفتاری:
بر طبق مدل تبادل رفتار، اختلاف های زناشویی تا حد زیادی پی آیند میزان تقویت و یا تنبیه اعمال شده ا زطرف زوجین نسبت به هم و هر رابطه تقویت و تنبیهی که هر زوج از خود نشان می دهد در نظر گرفته می شود.
در درمان زناشویی رفتاری که بر اساس ترکیبی از نظریه یادگیری اجتماعی و نظریه مبادله اجتماعی است، فرض می شود که افراد با یک سری نیازها یا انتظارات برای تقویت کننده ها(فواید)وارد ازدواج می شوند که این انتظارات در سنین کودکی در آنها شکل گرفته است.هنگام انتخاب همسر فرد سعی دارد رابطه ای ایجاد کند که حداکثر فایده و حداقل هزینه را در برداشته باشد.هنگامی که فواید رابطه انتظارات را برآورده نکنند یا نسبت هزینه به سود بالا باشد اختلاف رخ می دهد. در مراحل اولیه رابطه، تضادها معمولا با پذیرش یا اجتناب پوشانده می شوند ولی اگر زوجین مهارت های ارتباطی خوب یا مهارت های حل اختلاف نداشته باشند، اختلافات بالا رفته و بصورت پیچیده درمی آیند.با زیاد شدن تعداد دفعات اختلافات، سازگاری زناشویی مختل شده و رضایت کمتری از رابطه خوانهد داشت(داگلاس و داگلاس،1995).
2-12-3- نظریه های شناختی:
طبق نظریه منطقی-هیجانی الیس، آشفتگی یک زوج بطور مستقیم به اعمال طرف دیگر یا شکستهای سخت زندگی مربوط نمی شود بلکه بیشتر به دلیل باور و عقیده ای است که این زوج در مورد چنین اعمال و شکستهایی دارد.الیس مدعی است، تفکر غیر منطقی که ویژگی آن عبارتست از اغراق زیاد، انعطاف ناپذیری بی جا، غیر عقلانی و بویژه مطلق گرایی در بسیاری موارد تواما به نوروز فردی و اختلال ارتباطی می انجامد.بنابراین، باورهای غیر منطقی به اختلال های فردی منجر می شود و باعث نارضایتمندی های بی اساس در حیطه زناشویی می گردد(الیس و همکاران،ترجمه فدردی،1382).
آرون بک، سردمدار شناخت درمانی، معتقد است که مهمترین علت مشکلات زناشویی و روابط انسانی، سوءتفاهم و خطاهای شناختی و افکار اتوماتیک است.به اعتقاد او تفاوت در نحوه نگرش افراد باعث بروز اختلافات و پیامدهای ناشی از آن می شود.همچنین

دیدگاهتان را بنویسید