سبب شناسی اختلال بد شکلی بدن

سبب شناسی

 

اختلال بدشکلی بدن علت های زیادی دارد و عوامل متفاوت زیادی کمک به رشد اختلال بدشکلی بدن می کنند
سوال در مورد سبب شناسی اختلال بدشکلی بدن خیلی با اهمیت میباشد
اگر ما علت های آن را بفهمیم، بهتر قادر خواهیم بود آن را درمان کنیم و شاید حتی بتوانیم از رشد آن جلوگیری کنیم
عمدتا بررسی علت های اختلال بدشکلی بدن خیلی پیچیده است
نظریه‌های متعددی وجود دارد که سعی دارند شروع اختلال بدشکلی بدن را تبیین کنند
معمولا برای رشد اختلال بدشکلی بدن چندین عامل خطرزا دخیل هستند و هیچ کدام از این عوامل به تنهایی برای رشد این اختلال کافی نیستند البته قابل ذکر است بین این عوامل همپوشی وجود دارد

 

 

2-2-1- راه انداز‌ها[1]

 

اختلال بدشکلی بدن معمولا به تدریج شروع می‌شود
بسیاری از مبتلایان هیچ ماشه چکان خاصی را در شروع نشانه‌هایشان گزارش نکرده اند (فیلیپس، ۱۹۹۶)
ولی در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از افراد گزارش می‌کنند که اختلال به طور ناگهانی در یک هفته شروع شده است
برای بعضی افراد به نظر می‌رسد که واقعا راه انداز‌ها باعث شروع شدن اختلال بدشکلی بدن می‌شود
احتمالا، حادثه‌های راه انداز اختلال بدشکلی بدن، تنها در افرادی که قبلا نسبت به این اختلال آسیب پذیر هستند باعث شروع اختلال می‌شود
مثلا در همه افراد مورد تمسخر قرار گرفتن در مورد زیبایی ظاهر، باعث شروع این اختلال نمی‌شود
بلکه احتمالا فقط در افرادی که نسبت به اختلال آسیب پذیر هستند باعث شروع بیماری می‌شود
موقعیت‌هایی که فرد مجبور است بدن خود را در معرض دید دیگران قرار دهد، یا وقتی که فرد تجربه ارزیابی منفی توسط دیگران داشته باشد، یک تصویر منفی در او شکل می‌گیرد که همانند طرحواره عمل می‌کند
رویداد‌های برانگیزاننده خاص این گونه طرحواره‌ها را فعال می‌سازد

 

 

2-2-2- عوامل خطرزای زیستی- ژنتیکی

 

احتمالا علت اختلال بدشکلی بدن تک ژنی نیست بلکه ژن‌های متفاوت زیادی در به وجود آمدن این اختلال دخیل هستند
ژن‌هایی که خطر ابتلا به اختلال بدشکلی بدن را افزایش می‌دهند، ممکن است در جامعه عادی هم شایع بوده بدون اینکه الزاما معیوب کننده باشد
ژن‌ها ممکن است رشد تعداد زیادی از عوامل خطرزای دیگررا منجر شود (ربیعی و همکاران، ۱۳۹۰)
در مطالعات فیلیپس در حدود ۲۰ درصد افراد مبتلا حداقل یک فامیل درجه اول (والدین، همشیر، یا بچه) مبتلا به اختلال بدشکلی بدن دارند
بنابراین با این میزان به نظر می‌رسد که این اختلال در خانواده‌ها بیشتر دیده می‌شود
این میزان احتمالا ناشی از هر دو عامل محیطی _ ژنتیکی می‌باشد
به عبارت دیگر اختلال بدشکلی بدن احتمالا به این خاطر است که ژن‌های مشترک اعضای خانواده خطر ابتلا به آن را افزایش می‌دهد
علاوه بر این اگر خانواده‌ای برای زیبائی ظاهر ارزش زیادی قایل شود ممکن است احتمال ابتلا به اختلال بدشکلی بدن را افزایش دهد که می‌توان این را به عامل محیطی نسبت داد
نیاز به مطالعات مربوط به دوقلو‌ها و فرزند خوانده‌ها احساس می شود تا تاثیر عوامل محیطی جدا گردد
اما تا به حال چنین پژوهشی صورت نگرفته است (فیلیپس، ۲۰۰۹)

فیلیپس و همکارانش در یک مطالعه مقدماتی به این نتیجه رسیدند که شکل معینی از یک ژن که گیرنده GABAA-Y2 نامیده می‌شود در افراد مبتلا به اختلال بدشکلی نسبت به افرادی که مبتلا نیستند شایع‌تر است
ممکن است ژن‌های معینی شانس به وجود آمدن صفت شخصیتی معینی را افزایش دهد و یا مدارهای مغزی معینی را بیش فعال کند و یا خصوصیات دیگری که ممکن است در آینده خطر رشد اختلال بدشکلی بدن را افزایش دهد را به وجود آورد
قبل از اینکه در مورد ژن‌ها بحث گردد ما نیاز داریم بدانیم که آیا اختلال بدشکلی بدن در خانواده‌ها وجود دارد یا نه؟ این میزان سه تا شش برابر بیشتر از نسبتی است که در جامعه عادی وجود دارد
این یافته‌ها، در حالی که نیاز به تکرار دارند، در نوع خود جالب می‌باشند
همچنین مطالعه ای در مورد موش‌ها نشان می‌دهد که این ژن‌ها با رفتارهای مشخص کننده ir/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/ ” title=”افسردگی”>افسردگی رابطه دارند

 

2-2-2-1- اختلال بدشکلی بدن از منظر تکاملی

 

بعضی محققان بر این عقیده‌اند که ترجیح مردم برای خصیصه چهره ای خاص ممکن است فطری باشد یعنی این ترجیح برای مدت میلیون‌ها سال در همه ما شکل گرفته است
برای مثال، کودکان قبل از اینکه با هنجارهای فرهنگی مربوط به زیبایی مواجهه شوند، چهره‌های جذاب را بیشتر ترجیح می‌دهند
ترجیح تقارن بدنی، یک نگرانی برای حدود یک سوم از افرادی است که از اختلال بدشکلی بدن رنج می‌برند، ممکن است اساس زیست‌شناختی و تکاملی داشته باشد
محققان کشف کردند که حتی بعضی حیوانات هم تناسب و زیبایی را در جفت خود ترجیح می‌دهند
نظریه داروین درباره زیبایی می گوید که انتخاب جنسی بر اساس تنها صفاتی انجام می‌شود که در مقابل عفونت مقاوم و موجب سلامتی ژنی است
شواهدی وجود دارد که حیوانات و انسان تقارن را ترجیح می‌دهند، زیرا از نظر بیولوژیکی کیفیت بهتری را دارد و افراد زیبا و سالم به عنوان شریک جنسی در برابر بیماری‌ها و عفونت‌ها مقاوم تراند
روبرویی با انگل‌ها، آلودگی و دمای بالا موجب کاهش تقارن و ایجاد ناهماهنگی می‌شود
مثلا نوعی از پرنده ژاپنی که بالهای متقارن تری، دارد جفت بیشتری خواهد داشت و چنین موردی را، در سایر پرندگان نیز می‌توان مشاهده کرد
شانس پرنده سارنر برای یافتن جفت، با ناهماهنگی در دم کمتر خواهد بود و در انسان، زنان با سینه‌های یکسان بارور‌تر هستند (روزن و رایتر، ۱۹۹۶)
تناسب و پوست زیبا و هموار ممکن است پایه‌های زیستی و تکاملی داشته باشد و علامتی از شایستگی باروری یا سلامت و یا نبود بیماری باشد
در دنیای حیوانات، بدن بزرگ بعضی امتیازات را برای آن‌ها به بار می‌آورد
حیوانات بزرگ بیشتر به سلطه‌گری گرایش دارند
در واقع، یک مدل تکاملی در مورد سلطه‌گری و سلطه پذیری اجتماعی در مقابل دیگران وجود دارد و بیان می‌دارد که ممکن است احساس حقارت و کمرویی در افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن با این مدل در ارتباط باشد (فیلیپس، ۲۰۰۹)
همچنین رفتارهای خاص بعضی حیوانات  ممکن است نشانه‌هایی در ارتباط با پایه‌های عصب – زیست‌شناختی این اختلال ارائه دهد
برای مثال، سگ‌ها در یک شرایط خاص که مشهور به سندرم آکرال لیک است، رفتارهای وسواسی لیس زدن و دستکاری پوست خود را انجام می‌دهند که بعضی اوقات باعث جراحت و عفونت می‌شود
این علائم شبیه رفتارهای آرایشی وسواس گونه و افراط در نظافت در اختلال بدشکلی بدن است
بعضی پرنده‌ها هم به طور وسواسی پرهای خود را آرایش می‌کنند که شبیه وسواس‌های آرایش کردن و دستکاری پوست در افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن می‌باشد (فیلیپس، ۲۰۰۹)
ویژگی‌های جنسی ثانویه که در طول بلوغ به وجود می‌آید برای رتبه بندی زیبایی مهم است، برای به وجود آمدن صفات جنسی ثانویه در طول بلوغ در مردان سطح بالای تسترون ضروری است
سطح بالای تسترون با پایین بودن نقص ایمنی در بدن ارتباط دارد و فقط یک ارگانیسم سالم به چنین سطح بالایی از تستسترون دست می یابد
آرواره، چانه و استخوان‌های گونه بزرگ، نمونه‌ای از صفات ثانویه جنسی در صورت هستند که نتیجه سطح بالای تستوسترون در مردان است و زنان چنین ویژگیهایی را جذاب می‌دانند و این ویژگی‌ها، افزون بر جذاب بودن با نقص در ایمنی تعارض دارد
زیبایی زنان مخالف این ویژگی‌ها است، صورت‌هایی که جهت انتهایی کوچک دارد
لبهای بزرگ و آرواره‌هایی که باریک و کوچک هستند، سطح بالای استروژن در این تغییرات نقش دارد و نقص در ایمنی را کاهش می‌دهد (روزن و رایتر، ۱۹۹۶)

 

2-2-2-2- قسمت های مغزی درگیر در اختلال بدشکلی بدن

 

افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن، توجه انتخابی و تمرکز بیش از اندازه‌ای به جنبه‌های خاصی از ظاهر یا به نقص‌های جزئیشان دارند
تمرکز بیش از اندازه باعث می‌شود تا نقص‌های جزئی بزرگ نمایی شوند
تمرکز بیش از اندازه، باعث به وجود آمدن افکار منفی، نارضایتی، و اشتغال ذهنی با ظاهرخود می‌شود
همچنین باعث می‌شود که فرد مبتلا به این مشکل به جنبه‌های دیگر ظاهر خود توجه نکند
این مشاهدات بالینی منجر به این شده که محققان، مطالعات عصب روان‌شناختی انجام دهند
یافته‌های این مطالعات نشان داده است که افراد مبتلا نسبت به افرادی که به اختلال بدشکلی بدن مبتلا نیستند، در ترسیم شکل‌های انتزاعی پیچیده در حافظه مشکل دارند
این مسئله می‌تواند به این دلیل باشد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن به جای تمرکز بر کل‌های سازمان یافته به جزئیات بی‌اهمیت، تمرکز بیش از اندازه دارند
در مطالعه‌ای شبیه این مطالعه نشان دادند افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن به جای تمرکز بر تصویر بزرگ (کل تصویر) به جزئیات تمرکز می‌کنند
در این مطالعه، اسکن های‌ ام آر آی نشان داد افراد مبتلا در مقایسه با افرادی که به این بیماری مبتلا نیستند در قسمت نیمکره چپ مغزشان (لوب گیجگاهی جانبی و قشر پیش پیشانی جانبی) یعنی ناحیه‌ای از مغز که مخصوص تجزیه و تحلیل و پردازش بینایی متمرکز بر جزئیات است، حتی موقعی که آن‌ها در چهره‌های با جزئیات کم نگاه می‌کردند، فعالیت بیشتری داشتند
بنابراین محققان اینگونه نتیجه گیری کردند که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن چهره را مو به مو کند و کاو می‌کنند تا به جزئیات دست یابند
در مقابل افراد غیر بیمار گرایش به این دارند که چهره را به طور کلی ببینند و بیشتر کل نگر هستند، بدون اینکه زیاد به جزئیات خیره شوند
تمرکز بیش از اندازه به خصیصه خاصی از چهره، در حالی که در بافت کلی چهره آن خصیصه دیده نمی‌شود ممکن است نقش خیلی مهمی در به وجود آمدن و حفظ علائم اختلال بدشکلی بدن داشته باشد
و می‌تواند باعث اشتغال ذهنی و نارضایتی از نقص‌های جزئی شود
همچنین ممکن است باعث یک سیکل معیوب، توجه انتخابی و حساسیت بیش از اندازه به نقص یا جزئیات کوچک شود که نارضایتی از نواحی خاص بدنی را افزایش داده و به دنبال همین نارضایتی حتی توجه انتخابی فرد به ظاهر و بدن خود را بیشتر می‌کند
آن‌ها همچنین ممکن است فکر کنند که هر کس دیگری هم مثل خود آن‌ها به جزئیات چهره آن‌ها توجه دارد و همین مسئله باعث خود هشیاری و تفکر خود ارجاعی در آن‌ها می‌شود (فیلیپس، ۲۰۰۹)

همچنین در مطالعه ای دیگر محققان، به این نتیجه رسیدند که بادامه یا آمیگدال افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نسبت به افراد بدون اختلال، در زمانی که آن‌ها مشغول نگاه کردن به چهره هستند فعالیت زیادی دارد
آمیگدال یک ساختار کوچک به شکل بادام است که در قسمت مغز میانی قرار دارد و مرکز فرمان سیستم ترس بدن می‌باشد
بادامه برای اینکه ما بتوانیم هرچه سریع‌تر به تهدید پاسخ دهیم، تهدید‌های بالقوه مانند درک تهدید‌های محیطی را به نواحی مرتبط دیگر منتقل می‌کند
بادامه همچنین در واکنش به جلوه‌های هیجانی صورت درگیر می‌باشد
در کل، مطالعات نشان می‌دهد که بادامه افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن در مواجهه با تهدید فعال‌تر و سریع‌تر کار می‌کند
احساس وجود تهدید و احساس اضطراب و ترس ممکن است سائقی برای رفتارهای وسواسی اختلال بدشکلی بدن (مانند، آرایش افراطی) و رفتارهای اجتنابی (مانند، اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی) شود
در یک مطالعه وقتی که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن و افراد سالم را در یک موقعیت تهدید کننده قرار می گرفتند، افراد مبتلا در مقایسه با افراد سالم گرایش بیشتری داشتندکه موقعیت‌های مبهم را تهدید کننده ارزیابی کنند (بوردنر، ۲۰۰۷)
علاوه بر این، افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن گرایش به این دارند که حالت هیجانی چهره دیگران را تحقیرآمیز و تهدید کننده تفسیر کنند
البته تحقیقات بیشتری در این زمینه لازم است تا نتایج این مطالعات را تایید، و تعیین کند که آیا ممکن است افزایش حساسیت به تهدید، به رشد اختلال بدشکلی بدن کمک می کندیا نه

به طور کلی اختلال بدشکلی بدن احتمالا شامل یک فعل و انفعال پیچیده از بد عملکردی در چند ناحیه مغزی می‌باشد
‌‌ مناطق گیجگاهی وپیش پیشانی جانبی سمت چب مغز در پردازش بینایی از چهره وبیش فعالی آمیگدال ممکن است در اختلال بدشکلی بدن درگیر و نقش داشته باشند
همچنین ممکن است مدارهای مخطط – پیشانی مغز در گیر باشد علاوه بر این مطالعات، یافته‌های فیلیپس وهمکاران (۲۰۰۳) نشان داده اند، هسته‌های دمی که ساختاری به شکل C دارند و در عمق هسته‌های مغزی قرار دارند و مسئول تنظیم حرکات عمدی، عادات، یادگیری و شناخت (تفکر) هستند ممکن است با رفتارهای تکراری مانند تشریفات رفتاری ارتباط داشته باشند
مطالعه دیگری با نگاه به حجم منطقه‌ای مغز و نشانه‌های شدت اختلال بدشکلی بدن، یافت که شدت نشانه به طور معناداری با اندازه ای اف جی چپ و آمیگدال راست همبسته است
اکنون گروهی از محققان گزارش کردند که مغز این بیماران تصویر چهره آن‌ها را به روشی غیرواقعی پردازش می‌کند
فعالیت مغز این افراد هم در مراکز بصری و هم در سیستم جسم مخطط در لب پیشانی تغییر کرده است
آسیب به لوب پس سری، ناحیه فرایندی اولیه بینایی، موجب اختلال در ادراک بینایی می‌شود که نتیجه‌اش این است که فرد چهره خود را آسیب دیده ادراک می‌کند
همینطور پیامد آسیب به نواحی گیجگاهی، اختلال در ادراک اندازه بدن، و ناتوانی برای تشخیص چهره‌های آشنا است
موارد بسیاری از آسیب مغزی با اختلال در تصویر بدن در ادبیات پژوهشی نورولوژی گزارش شده است (فیلیپس، ۱۹۹۶)
در مطالعات موردی کرک و سانتوس (۱۹۸۴)، گزارش شده است که برخی از کودکان پس از ابتلا به عفونت، اختلال ir/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d9%81%d8%b3/ ” title=”اختلال افسردگی”>اختلال افسردگی، سابقه خانوادگی بالا‌تر از حد انتظار اختلالات خلقی و اختلال وسواس عملی _ فکری حاکی از این است که، حداقل در بعضی از بیماران، فیزیوپاتولوژی اختلال  بدشکلی بدن ممکن است با سروتونین و سایر ir/%d9%85%d9%84%d8%a7%da%a9-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c/ ” title=”نابهنجاری”>نابهنجاری‌هایی در سطح پیش سیناپسی انتقال دهنده سروتونین وجود دارد (ماراذیتی[2] و همکاران، ۱۹۹۹)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ضرورت و اهداف کیفیت زندگی کاری

علاوه بر سروتونین احتمالا انتقال دهنده‌های عصبی دیگری هم در اختلال بدشکلی بدن درگیر هستند
یکی از این انتقال دهنده‌ها دوپامین است که ممکن است با سروتونین ترکیب شود و به ویژه در شکل هذیانی اختلال بدشکلی بدن مهم باشد
از دیگر انتقال دهنده‌های عصبی GABA است (فیلیپس، ۲۰۰۹)
گاما آمینو بوتیریک اسید[3] یک انتقال دهنده عصبی آرام بخش می‌باشد که فعالیت عصبی در مغز را مانند یک عایق بازداری می‌کند
این ماده در رشد اختلالات اضطرابی و اختلال بد شکلی بدن نقش مهمی دارد (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۷)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2-2-3- عوامل خطرزای روان شناختی

 

2-2-3-1- تجربیات نامطلوب کودکی

 

یکی از علل گزارش شده اختلال بدشکلی بدن در تحقیقات مکرر،حضور تروما در دوران کودکی است
انواع ترومای دوران کودکی شامل آزار جسمی و سو استفاده جنسی است
تجارب تجاوز و سواستفاده ممکن است باعث نارضایتی بدنی، احساسات شدید شرم بدنی و تحریف تصویر بدنی شود
که منجر به احساس آسیب پذیری مزمن، ناامنی یا طرد می‌شود
مورد اذیت قرار گرفتن می‌تواند عامل خطرزایی برای اختلال بدشکلی بدن باشد که ممکن است در دوران کودکی یا در هر زمانی از زندگی اتفاق بیافتد و با ir/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%b6%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7/ ” title=”اختلالات روانی”>اختلالات روانی دیگر، آزار و اذیت بیشتری گزارش می‌دهند
مطالعه ای  نشان داد که بین ترومای دوران کودکی (آسیب دیدگی دوران کودکی) و علائم اختلال بدشکلی بدن، رابطه وجود دارد به طوری که با بی‌توجهی عاطفی (۶۸ %)، سو استفاده احساسی (هیجانی) (۵۶ %)، آزار جسمی (۳۴/۷ %)، بی‌توجهی فیزیکی (۳۳/۳ %) و سوء استفاده جنسی (۲۸ %)
یک مطالعه ای دیگر نشان داده است که از افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن، ۷۹ درصد در طول دوران کودکی بدرفتاری‌هایی از جمله غفلت هیجانی (بی‌توجهی عاطفی و هیجانی)، سوء استفاده هیجانی، سوء استفاده فیزیکی، غفلت فیزیکی و یا سوء استفاده جنسی تجربه کرده بودند (فیلیپس، ۲۰۰۹)
مطالعه دیگری نشان داده است که بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نسبت به بیماران مبتلا به وسواس فکری _ عملی به میزان بالاتری سوء استفاده جنسی و هیجانی (اما نه سوء استفاده فیزیکی) را گزارش کرده‌اند
این مطالعات در مورد اینکه سوء استفاده (بهره کشی) واقعا اتفاق می‌افتد و همه افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن تجربه سوء استفاده داشته‌اند، مورد تایید قرار نگرفته است
با این حال ممکن است که سوء استفاده به ویژه جنسی به تنفر از بدن و شرمندگی از بدن منجر شود (فیلیپس، ۲۰۰۹)
همچنین ممکن است که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن حساسیت غیرمعمولی نسبت به اذیت داشته باشند
بنابراین ممکن است آن‌ها موقعی که مورد اذیت قرار می‌گیرند
توجه بیشتری به آن داشته باشند و به آن نسبت هم بیشتر آسیب ببینند
همچنین یک مطالعه نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نسبت به افراد سالم تصویر مرتبط به ظاهر منفی و مکرر بیشتری دارند که با حافظه استرس زای قبل مانند: مورد آزار و تمسخر قرار گرفتن در مدرسه، ارتباط دارد (نظیر اغلو ، خیملانی و پتال، ۲۰۰۳)

 

 

2-2-3-2- ارزش ها وخصوصیات شخصیتی

 

به نظر می‌رسد که نوعی آمادگی [4] ، از لحاظ هیجانی به طرد و انتقاد فوق العاده حساس و دارای ir/%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d8%b2%d8%aa-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%86/ ” title=”عزت نفس پایین”>عزت نفس پایین و تصویر بدنی منفی معمولاً استرس‌هایی را برای فرد به دنبال دارد که فرد بر‌ای غلبه بر آن‌ها راهبردهای مقابله‌ای خاصی را به کار می‌گیرد
ویژگی‌های شخصیتی بر راهبردهایی که فرد در مقابله با استرس‌ای زندگی از آن‌ها استفاده می‌کند، تأثیر می‌گذارد (محمدپناه و همکاران، ۲۰۱۲)
علاوه بر این، تعداد زیادی از آن‌ها درون گرا بوده و در صفت شخصیتی اضطراب، افسردگی، خود هوشیاری، خشم و احساس آسیب پذیری است، نمره بالایی کسب می‌کنند

البته این احتمال هم وجود دارد که علائم اختلال بدشکلی بدن ممکن است بعضی از اززش گذاری‌های افراطی به زیبایی و صفات شخصیتی را به وجود آورد
[5]، ۱۹۹۱)
برخی مطالعات نشان دادند که بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن سطح بالاتری از کمال گرایی نسبت به گروه شاهد سالم دارند
این ارزش گذاری و صفات شخصیتی خطر ابتلا به اختلال بدشکلی بدن را افزایش می‌دهد
از نظر روان‌شناسی کمال گرایی مربوط به افرادی است که معیارهای بالا و دست نیافتنی برای خود وضع می‌کنند (یند[6] و همکاران، ۲۰۱۱)
این افراد تمایل دارند امور به بهترین وجه انجام گیرد وگرنه نتایج امور برایشان رضایت بخش نیست
این خصیصه در مواردی، در افراد بسیار تشدید شده و به شکل بیمارگونه و وسواس فکری تبدیل می‌شود که در این حالت، تصویری که فرد از خود دارد نامطلوب‌تر از تصویر واقعی خود او می‌باشد (فیتزپارتیک[7] و همکاران، ۲۰۱۱)
بعضی افراد نسبت به سایرین برای زیبایی ظاهر ارزش زیادی قائل‌اند
ظاهر خوب، نبود نقص، به ویژه برای عزت نفس آن‌ها خیلی با اهمیت می‌باشد
افرادی که برای زیبایی ظاهر ارزش زیادی قائل‌اند و در مورد آن کمال گرا هستند، احتمال زیادی دارد که به اختلال بدشکلی بدن مبتلا شوند
محققان نشان دادند افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن معمولا در مورد ظاهر خود گرایش به کمال گرایی دارند (بوردنر، ۲۰۰۷)
کمال گرایی ممکن است توجه انتخابی به نقص‌های جزیی ظاهر، اشتغال ذهنی و نارضایتی از ظاهر خود را افزایش دهد
تحقیقات نشان دادند برای افراد مبتلا، بین اینکه ظاهر آن‌ها واقعا چطور است و اینکه دوست دارند ایده آل به نظر برسند و چطور فکر می‌کنند که باید باشند، تفاوت وجود دارد
و از طرفی آن‌ها گرایش به این دارند که جذابیت ظاهر دیگران را بیشتر از مقدار واقعی برآورد کنند (نظیر اوغلو، جیملانی و پنال، ۲۰۰۳)

یافته‌ها نشان می‌دهد که گرایش به زیبا‌شناسی ممکن است رشد اختلال بدشکلی بدن را در بعضی از بیماران افزایش دهد
آن‌ها ممکن است کمتر تحمل نقص‌های جزئی را در خود داشته باشند
با این حال، تبیین دیگر می‌تواند این باشد که افراد مبتلا بعد از ابتلا به بیماری علاقه به زیبا‌شناسی را در خود رشد داده باشند
در این راستا نیاز به تحقیقات بیشتری وجود دارد تا سبب‌شناسی اختلال بدشکلی بدن دقیق‌تر مشخص شود
یک مطالعه نشان داده است که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نسبت به سایر اختلالات روانی، احتمال بیشتری دارد که اشتغال ذهنی یا تحصیل در هنر و طراحی داشته باشند
یک تحقیق نشان داده است که نسبت افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن که در یک فعالیت هنری کار می‌کنند تقریبا دو برابر جامعه عادی می ‌باشد (فیلیپس، ۲۰۰۹)

افرادی که دچار این اختلال می‌شوند اغلب جذابیت را ارزش اصلی خود می‌دانند، بدین معنی که طرحواره خود آن‌ها قویا بر عقایدی از قبیل اگر ظاهر من معیوب باشد در این صورت بی‌ارزشم تمرکز دارد، طوری که دریک تحقیق، ۶۰% این عقیده را داشتند
( بالمن[8] و ویلهلم، ۲۰۰۴)
یکی از دلایلی که چرا این حالت وجود دارد این است که در خیلی از موارد، آن‌ها هنگام کودکی برای ظاهر خود، بیشتر از رفتارشان تقویت شده‌اند (نظیر اوغلو و همکاران، ۲۰۰۴)
دلیل احتمالی دیگر این است که آن‌ها بعد‌ها به خاطر ظاهر خود مورد انتقاد قرارگرفته‌اند که موجب شرطی سازی بیزاری، شرم، یا نگرانی آن‌ها از قسمت‌هایی از بدنشان شده است
به علاوه، شواهد تجربی قابل ملاحظه‌ای اکنون نشان می‌دهند که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن در مورد اطلاعات مربوط به جذابیت، توجه و برداشت تحریف شده دارند (بالمن و ویلهلم، ۲۰۰۴)
آن‌ها به کلمات منفی یا مثبت مانند زشت و زیبا بیشتر از کلمات هیجانی دیگری که با ظاهر ارتباط ندارند توجه گزینشی می‌کنند
اینکه آیا این تحریف‌های توجه یا برداشت، نقش علیتی را ایفا می‌کنند یا نه، هنوز معلوم نیست، اما قطعا داشتن این گونه سوءگیری‌ها در پردازش کردن اطلاعات مربوط به جذابیت، حداقل، این اختلال را بعد از اینکه ایجاد شد، تداوم می‌بخشند

 

 

2-2-3-3- عوامل روانپویایی

 

اختلال بدشکلی بدن در متن روانکاوی بوسیله فروید در تعریف او از مردی به نام ولف توصیف شد
ولف اشتغال ذهنی شدیدی مربوط به بینی خود داشت که باعث تداخل در فعالیت‌های زندگی‌اش برای سال‌های طولانی شده بود (نظیر اوغلو ، خیملانی و  پتال، ۲۰۰۳؛ فیلیپس، ۱۹۹۱)
فروید این علائم را به عنوان پارانوئید هیپوکندریای تشخیص داد و نتیجه گرفت که شروع این مشکل با مادر او که زیگیلی بر روی بینی‌اش داشت، مرتبط است
علاوه بر این، او تبیین کرد که نگرانی مربوط به بینی، نمادی از آلت تناسلی مردانه مراجع و تمایل او به اختگی به منظور زن شدن می‌باشد (فیلیپس، ۱۹۹۱)
فرض می‌کنند که نقص، یک بازنمایی از دیگر قسمت‌های بدن می‌باشد
در مدل‌های روان پویشی، اختلال بدشکلی بدن بازتاب جابجائی ناهشیار تعارض جنسی یا هیجانی به یک قسمت نامربوط بدن تلقی می‌شود
و فرض می شود که نقص یک بازنمایی از دیگر قسمت های بدن می باشد چنین ارتباطی از طریق مکانیسم‌های دفاعی سرکوب(بازگشت)، تجزیه، دگرگون سازی(تحریف)، نماد سازی(سمبل سازی) و فرافکنی صورت می‌گیرد(کاپلان وسادوک،2000)
به طوریکه اختلال بدشکلی نتیجه تعارضات جنسی یا روان‌شناختی، احساس حقارت و گناه [1] Triggers

[2] Marazziti

[3] Gamma-aminobutyric acid

[4] Nonassertive

[5] Hewitt&Flett

[6] Yiend

[7] Fitzpatrick

[8] Balman