عصبانیت و راه­های پیشگیری از آن

14  عصبانیت و راه­های پیشگیری از آن

معانی لغوی عصب:

1- تافتن، پیچیدن- پیوستن- درخت پیچک- شاخه­های درخت را به هم بستن

معنای پزشکی عصب:

2- تارهای سپیدی که مغز را با اجزاء مختلف بدن حیوانی مرتبط می­سازد

معنای لغوی عصبانی:

منصوب به عصب، با زیادی الف و نون برای تأکید مانند روحانی- جسمانی- نورانی و…

اصطلاح پزشکی:

آن­که روحاً ناراحت است. کسی که تعادل قوای ارادی و تسلط خود را بر اثر ناراحتی از دست داده است.

در واقع عصبانیت حالتی است که ما قادر به کنترل رفتار و حرکات خود نیستیم و تنفر یک حالت شرطی بسیار بد ایست که به ذهن ما خطور می­کند. تعریف دیگری که از عصبانیت شده است این است که: عصبانیت حالت فوق نارضایتی است. وقتی از پدیده­ای یا چیزی خوشمان نمی­آید عصبانی می­شویم و بدین وسیله ناخشنودی خود را ابراز می­کنیم و عملی را انجام دهیم که آن عمل می­تواند مثبت یا منفی باشد (همان منبع).

علل عصبانیت (طبق بارش افکار اعضای کانون قلم):

  • سرخوردگی
  • محرومیت
  • تنبیه
  • تهدید
  • تمسخر
  • تحقیر
  • سروصدا
  • حل مسائل
  • عجز
  • وقتی دیگران مانع ارضای ما می­شوند
  • حس برتر­اندیشی دیگران
  • مقاصد شر و انگیزه­های پنهانی دیگران
  • وقتی زیاد اشتباه می­کنیم
  • سرد و غیر حساس بودن دیگران
  • وقتی نیازهای ما نادیده گرفته می­شود

راه حل­های جلوگیری از عصبانیت:

1- پاک­کردن صورت مسأله

2- نگاه­کردن به آیینه

3- قدم زدن

4- فکر عواقب کار بودن

5- ایمان

6- دین (مثال مالک اشتر)

7- شنا

8- خارج شدن از محلی که باعث عصبانیت شده

9- اعتماد به نفس

2-2-14-1 عصبانیت و راه­حل آن

جنون، شکل پیشرفته عصبانیت است. هراس بی­جهت مانند ترس است، حالتی که در آن ما حتی فاقد کنترل رفتار و دنیای اطرافمان هستیم. تنفر حالت شرطی بسیار بدی از یک فرد است که در فکر ما به وجود می­آید، از تماس با او اجتناب می­کنیم و ممکن است بدترین چیزها را برای او آرزو کنیم، شاید حتی امیدوار باشیم که او مصیبتی را تجربه کند. هر سه هیجانی که در اینجا نام برده شد، هرکدام به شکلی است که در اینجا آن­ها را به­طور ساده عصبانیت خواهیم نامید.

هیجانات ثانویه­ای در حواس ما وجود دارند که از هیجانات دیگر ناشی می­شوند، از قبیل: آسیب دیدن، ترس، گناه، ظلم، یأس و غیره. به طور کلی ما توسط دو باور کنترل می­شویم:

1- ما باور داریم که باید بعضی چیزها را داشته باشیم که دیگران مانع از این شده­اند که ما آن­ها را داشته باشیم. این موارد می­تواند چیزهایی مانند: خواب، غذا، پناهگاه، ­آسودگی فکر، همسر یا اشخاص دیگری که ما به آن­ها وابسته هستیم باشد. بعضی از عصبانیت­هایی که ما نسبت به دیگران داریم واقعاً یک فرافکنی از احساس عصبانیت نسبت خودمان است. اگر ما بتوانیم در آن موقعیت­ها خودمان را درک کنیم و بپذیریم، ممکن است دیگران را هم درک کنیم و بپذیریم.

2- ما باور داریم شخصی که ما درباره او احساس عصبانیت داریم مسئول این ماجرا است، برای این که ما این­گونه درک می­کنیم. ما باور داریم که اگر آن فرد نبود، ما بدبخت نبودیم؛ آن مرد یا زن مسئول درد و بدبختی ماست. عصبانیت همچنین می­تواند شروعی باشد که دلالت دارد بر تغییر اساسی در یک فرد یا حتی در تمامی یک جامعه. عصبانیت می­تواند منبعی از انرژی باشد که صرف تبدیل شدن به سوی اتفاقات غیرعادلانه و منفی اطراف ما می­شود. با فهمیدن، شناختن، بیان کردن و شرح دادن بسیاری از نیازهای ابتدایی مان قبل از عصبانیت، می­توانیم قدرت و عزت نفس خودمان را بدست آوریم. نیاز ما با عصبانی­شدن نسبت به دیگران، برآورده نمی­شود. ما می­توانیم یاد بگیریم که این انرژی را به طرق غیرخشن اظهار کنیم. تکنیک­های گوناگونی برای تخلیه هیجانی این انرژی وجود دارد که به هیچ­وجه به طرف دیگران صورت نمی­گیرد. همچنین مواردی وجود دارد که ما به منظور گرفتن نتیجه به عنوان این که مسئول هستیم ممکن است نیاز به اظهار عصبانیت داشته باشیم. می­توانیم این کار را بدون این که دیگران را فریب دهیم یا به آن­ها آسیب برسانیم انجام دهیم. تنفر از دیگران براساس ضعف و تاحدودی جبران قابلیت­ها است. یک شخص قوی به ندرت متنفر می­شود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   رابطه فرسودگی هیجانی و استرس شغلی ،تعهد سازمانی

ما عصبانیت خودمان را تا اندازه­ای تشخیص می­دهیم، بیان می­کنیم، راه­های غیرمضر ابراز آن را شرح می­دهیم، و انرژی آن را در جهت مثبت، به سوی قدرتمند شدن خودمان و تغییر اجتماعی متمرکز می­کنیم (براهنی،1370،ص105).

اگر ما بتوانیم در آن موقعیت­ها خودمان را درک کنیم و بپذیریم، ممکن است دیگران را هم درک کنیم و بپذیریم. اعمال مثبتی را که پیش از عصبانیت یا تنفر می­توانیم انجام دهیم عبارت اند از:

1- آیا ما می­توانیم شخص دیگری بشویم؟ ویژگی­های منفی و ضعف­ها را بشناسیم. همه ما عیوبی داریم و لحظاتی وجود دارد که ما به دیگران احترام نمی­گذاریم و آن­ها را دوست نداریم.

2- اگر ما اعتقاد داشته باشیم که اتفاقات تصادفاً رخ می­دهند و اینکه آنچه را در هر لحظه برای روند ترقی خود نیاز داریم به درستی در زندگی معین کنیم، قادر خواهیم بود مسئولیت آنچه را که اتفاق می­افتد بر عهده بگیریم و دیگران را مقسر ندانیم.عصبانیت می­تواند منبعی از انرژی باشد که صرف تبدیل شدن به سوی اتفاقات غیرعادلانه و منفی اطراف ما می شود. با فهمیدن، شناختن، بیان کردن و شرح­دادن بسیاری از نیازهای ابتدایی مان قبل از عصبانیت، می­توانیم قدرت و عزت نفس خودمان را به دست آوریم. نیاز ما با عصبانی شدن نسبت به دیگران، ما می­توانیم یاد بگیریم.

3- ما نیاز به درک  این مطلب داریم که تنها خالق حقیقت خودمان هستیم و این که مجذوب زندگی هستیم و دیگران با آنچه که ما در درون خودمان احساس و فکر می­کنیم و با آنچه ما یاد می­گیریم هیچ شباهتی ندارند.

4- ما می­توانیم انرژی خود را به سوی تغییر­دادن یا خنثی­کردن آنچه که ما را عصبانی می­سازد هدایت کنیم.

5- ما می­توانیم ویژگی­های منفی و ضعف­هایمان را بشناسیم و بفهمیم و بنابراین درک بهتری از دیگران داشته باشیم.

6- ما می­توانیم بخشیدن را یاد بگیریم و دیگران و خودمان را به صورتی که هستیم دوست داشته باشیم (براهنی،1370، ص106).