علایم هشداردهنده فرسودگی شغلی

علایم هشداردهنده فرسودگی شغلی

احساس پوچی: برای افرادی که دچار افسردگی شغلی شده اند، کار کردن بی معنا وبی مفهوم می شود وبه جایی میرسند که از خود سوال می کنند، آیادرازای کار کردن، چیزی به دست می آورند یا نه؟ در اینجا تردید جای بهره وری را می گیرد و کار کردن، بی نتیجه و بی هدف به نظر می آید. به هرحال یکی از نشانه های مهم فرسودگی شغلی، بحران موجودیت وهویت شغلی است، یعنی کار، پوچ و بی معنی به نظر می آید و فرد احساس بی هدفی و سردرگمی می نماید.

احساسات وهیجان های منفی: احساس دلسردی، عصبانیت، نگرانی، ناخشنودی و احیاناً دلواپسی، جزء احساسات و هیجان های منفی قلمداد می شوند. افرادی که در چرخه فرسودگی شغلی گرفتار             آمده اند، غالباً تجربه این نوع احساسات منفی را هر روز بیشتر خواهند داشت و درپایان احساس خستگی و ناتوانی می کنند. باید توجه داشت همه کسانی که گرفتار عارضه فرسودگی شغلی شده اند، احساسات مشابهی را تجربه نخواهند کرد، اما غالباً احساس ترس، گناه و فشارروانی در همه آنها مشترک است (بهرامی و مختاری، 1387).

 – ازدست دادن انگیزه:  کاهش انگیزه درشغل نیز همانند احساس پوچی و بی هدفی، از مشخصات فرسودگی شغلی است. افراد مبتلا به فرسودگی شغلی انگیزه های اولیه ای را که در بدو ورود به سازمان داشته اند، از دست می دهند و رفت و آمدشان به محل کار بدون هدف و از روی اجبار صورت می گیرد.

– افسردگی:  افسردگی وبی حوصلگی از بدترین حالت هایی است که هر کدام به تنهایی می توانند پیامدهای منفی بسیار به همراه داشته باشند. فردی که دچار افسردگی شده است، نه تنها آینده روشنی را در پیش روی خود نمی بیند، بلکه گذشته خویش را فراموش می کند و به گذشته خود حسرت         می خورد. هرچند ممکن است این نوع افسردگی از موقعیت های شغلی فرد آغاز نشده و ریشه در سایر موقعیت ها داشته باشد، اما همه جنبه های زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.

– سوء مصرف مواد: وقتی مشکلات شغلی مزمن می شوند، فرد به دنبال راه حل هایی برای فرار از      موقعیت های فشارزا می گردد. اغلب این افراد، الکل بیشتری می نوشند، کم خوراک یا پرخوراک می شوند. از قرص های خواب آور، آرامبخش ها و محرک ها استفاده می کنند و میزان مصرف سیگار، نوشیدنی ها، قهوه، شکر در این افراد بالا می رود. هر چند انگیزه فرد از روی آوردن به این مواد، فرار از موقعیت های مشکل زا بوده است، اما این کار نه تنها مشکل اوراحل نمی کند، بلکه خطر اعتیاد وی را نیز درپی خواهد داشت.

سیکل نادرست: علایم فرسودگی شغلی، زندگی فرد را مختل می سازند، احساس گناه، ناامیدی و فرسودگی در فرد به وجود می آید و با از بین رفتن اشتیاق و احساسات مثبت در او، بیماری ها آغاز            می شوند. عملکرد فرد به طور کامل افت پیدا می کند و با این کاهش عملکرد، احساس گناه در وی ظاهر می شود و در نتیجه، سیکل معیوبی پدید می آید.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   عوامل مؤثر در تئوری ذهن کودکان

– عقب نشینی احساسات:  افرادی که دچار فرسودگی شغلی می شوند، رفته رفته احساسات مثبتی که نسبت به کارشان را داشته اند، از دست می دهند و بی تفاوتی و احساسات منفی را تجربه می کنند، زیرا چنین می اندیشند که اجتماع نتوانسته است آنها راحمایت کند. این عقب نشینی و قطع ارتباطات دوستانه    و کنار کشیدن از امور و کسانی که به آنها علاقه دارند باعث از دست دادن پشتیبانی و حمایت اجتماعی  شده و میل به تنها بودن درآنان قوت می گیرد. این رویداد، خود باعث تشدید فرسودگی شغلی در این افراد می شود.

– کاهش عملکرد: در روند فرسودگی شغلی، فرد از کار خود خسته می شود و اشتیاق و همچنین تمرکز خود را از دست می دهد و نمی تواند برای انجام دادن وظایف شغلی خود، به درستی تصمیم گیری کند.  در این شرایط سطح عملکرد شغلی فرد کاهش یافته و هرچه کار کسل کننده تر می شود، احتمالاً تعداد موارد غیبت فرد از کار نیز، افزایش می یابد. در این شرایط، حتی وقتی که فرد در محیط کار خود حاضر می شود، از نظر فکری فعال نیست. بروز بیماری های جسمی، مصرف مواد و کشمکش های بین فردی نیز ادامه کار را برای فرد مشکل تر می سازد و همه این عوامل مجموعاً باعث کاهش عملکرد شغلی او می شوند.

کاهش سطح سلامت جسمی: فرسودگی شغلی می تواند احساسات و عواطف فرد را دستخوش تغییر کند و این تغییرات نیز موجب افت و نزول وی در همه ابعاد زندگی می گردد. این افراد پیوسته   ناخوشی های مزمنی مانند سرماخوردگی، سردرد و کمردرد راتجربه می کنند. همچنین ممکن است این افراد گرفتار تنش های فیزیکی شوند. این تنش ها می توانند بسیار آسیب زا باشند و فرد مبتلا را بیش از سایرین دچار بیماری هایی از قبیل آنفلونزا، واکنش های آلرژیک، بی خوابی، مشکلات قلبی- عروقی و گوارشی کنند.

مشکلات بین فردی:  وقتی فرد دچار افسردگی گردید، برقراری ارتیاط با همکاران، دوستان و اعضای خانواده خود بصورت فزاینده ای مختل می گردد و تمایل وی نسبت به عقب نشینی از اجتماع، تشدید می گردد. در بسیاری از موارد، تمایل فرد نسبت به کناره گیری قطعی است و گفته می شود که این افراد به اصطلاح غیر دسترس می شوند.

– یاس و ناکامی: زندگی سرشار از مواردی است که انسان در مواجهه با آنها، احساس یاس و ناکامی می کند. اما احساس ناکامی پی در پی درشغل، می تواند نشانه ای از بروز فرسودگی شغلی باشد. در این حالت، شغل برای فرد امید دهنده و ارضا کننده نیست و شخص آینده حرفه ای اش را تیره و تار می بیند. با فزونی گرفتن احساس نارضایتی و ناکامی، فرسودگی شغلی نیز تشدید می شود و احساس ناامیدی و ناکامی به سایر جنبه های زندگی فرد نیز، سرایت می کند.