عملکرد هوازی و بی هوازی و حداکثر اکسیژن مصرفی

دانلود پایان نامه

تتصویر 1-2 برخی پاسخهای فیزیولوژیک بدن انسان و رت به تمرینات انسدادی
ادامهی تصویر 1-2 برخی پاسخهای فیزیولوژیک بدن انسان و رت به تمرینات انسدادی
پیشینه تحقیق
حسینی وهمکاران(1390) در تحقیقی که با هدف مقایسه تاثیر تمرینات مقاومتی زیر بیشینه همراه با انسداد با تمرینات مقاومتی سنتی بر عملکرد عضلانی و استقامت قلبی- عروقی انجام داده بودند، از 43 دختر جوان در سه گروه، تمرین مقاومتی سنتی(70-80% یک تکرار بیشینه)، تمرین مقاومتی همراه با انسداد عروق(20-30% یک تکرار بیشینه همراه با بستن کش لاستیکی به دور قسمت پروگزیمال ران) و گروه کنترل استفاده کردند. تمرین شامل سه حرکت باز شدن زانو، پرس پا و هاک پا در 4 نوبت تا حد خستگی به مدت هشت هفته بود. نتایج حاکی از افزایش معنی دار قدرت عضلانی، استقامت عضلانی و توان انفجاری در گروه های تمرین در مقایسه با گروه کنترل بود(33/0p=) ولی بین گروه های تجربی تفاوت معنی داری وجود نداشت. همچنین در استقامت قلبی- عروقی و توان بی هوازی بین سه گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد(33/0p=). و نتیجه گرفتند که تمرینات مقاومتی با انسداد عروق و با شدت کم اثری مشابه تمرینات مقاومتی سنتی شدید بر قدرت عضلانی، استقامت عضلانی و توان انفجاری عضلات پا در دختران جوان دارد(2).
تاکاشی و همکارانش (2005)، به منظور بررسی تاثیر حاد ومزمن تمرین راه رفتن روی نوار گردان با سرعت سه کیلومتر بر ساعت همراه با انسداد عروق بر هایپرتروفی و قدرت عضلانی، 18 مرد سالم را در دو گروه راه رفتن با انسداد وبدون انسداد را به مدت سه هفته (شش روز در هفته، دو بار درروز)تمرین دادند. آنها در سنجش سطح مقطع عضله با استفاده از MTI، افزایش 4 تا 7درصدی سطح مقطع عضله را در گروه با انسداد مشاهده کردند.درسنجش قدرت ایزومتریک عضله پا، گروه با انسداد عروق 8 تا 10درصد پیشرفت داشتند،در ضمن گروه راه رفتن با انسداد افزایش معنی دار هورمون رشد را درپاسخ به انسداد عروق نشان داد(57).
تاکاشی و همکاران (2010) در تحقیقی که به بررسی تاثیرات تمرین رکاب زدن همراه با انسداد جریان خون در عضلات پا بر حداکثر اکسیژن مصرفی وهایپرتروفی پرداختند. 19 مردجوان فعالیت رکاب زدن با و بدون انسداد را به مدت هشت هفته(هرهفته سه روز) انجام دادند که درآن گروه انسدادی با شدت 40 درصد vo2maxو زمان 15 دقیقه، وگروه کنترل با شدت 40 درصد vo2max و زمان 45 دقیقه اجرا کردند. نتایج پیشنهاد کردند که فعالیت رکاب زدن همراه با انسداد با شدت کم و زمان کوتاه، هایپرتروفی عضلانی و ظرفیت هوازی را در مردان جوان افزایش می دهد(9).
پارک وهمکاران(2010)، در تحقیقی حداکثر اکسیژن مصرفی، توان بی هوازی وحداکثر قدرت عضلانی را در ورزشکاران نخبه مورد بررسی قرار دادند،آنها 12بازیکن تیم بسکتبال را در دو گروه انسداد عروق (7 نفر) وبدون انسداد (5 نفر) به مدت دو هفته (6روزدرهفته، دو بار در روز) برروی تردمیل مورد بررسی قرار دادند. آنها ویژگی های همودینامیک از قبیل حجم ضربه ای و ضربان قلب استراحتی را از جلسه اول تا آخر مورد بررسی قرار دادند. اگرچه این محققین تغییر در وضعیت استراحتی پیدا نکردند اما در طول آخرین جلسه تمرین حجم ضربه ای در تمام طول تمرین افزایش داشت و ضربان قلب در اواسط و انتهای جلسه تمرین کاهش پیدا کرده بود. استقامت بی هوازی نیز افزایش پیدا کرده بود، اما در قدرت عضلانی تغییری مشاهده نکردند(45).
نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل داده های تحقیق ذبیحی(1392) نشان میدهد که ایجاد انسداد جزیی (mmhg90) عروق پا همراه با تمرین تناوبی شدید عملکرد هوازی را به صورت معنی دار در شاخص های (p=0,000), Wmax (p=0,000) و زمان رسیدن به خستگی (p=0,001) نسبت به گروههای بدون انسداد و کنترل افزایش داد. همچنین نتایج نشان داد 12 جلسه تمرین تناوبی شدید رکاب زدن همراه با انسداد جزئی عروق پا بر شاخصهای عملکرد بیهوازی از جمله اوجتوان (p=0,064)، میانگینتوان (p=0,058) و حداقل توان (p=0,826) را افزایش داد اما این افزایش معنادار نبود. به طور کلی نتایج نشان داد ایجاد انسداد جزئی بر عروق پا حین تمرین تناوبی رکاب زدن بر سازگاریهای هوازی اثر معنیدارایجاد میکند اما سازگاریهای بیهوازی معناداری ایجاد نمیکند(3).
در تحقیق دیگری که بوسیله افلاکی(1392) با عنوان تاثیرتمرین زیر بیشینه رکاب زدن همراه با انسداد عروق بر عملکرد هوازی و بی هوازی مردان سالم در شهر تهران صورت گرفت، نتایج قابل توجهی بدست آمد. ایشان عنوان می کند که نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می دهد که چهار هفته رکاب زدن همراه با انسداد نسبت به رکاب زدن بدون انسداد بر (405/0P=) و Wmax (083/0P=) تاثیر معناداری ندارد. همچنین نتایج تحقیق ایشان نشان داد که چهار هفته رکاب زدن همراه با انسداد نسبت به رکاب زدن بدون انسداد بر اوج توان بی هوازی (17/0P=)، میانگین توان بیهوازی(72/0P=) و حداقل توان بیهوازی (93/0P=) تاثیر معناداری ندارد. و به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که پس از چهار هفته هیچ اختلاف معنی‌داری بین تمرین رکاب زدن همراه با انسداد عروقی پا و تمرین رکاب زدن به تنهایی بر عملکرد هوازی و بی هوازی مردان جوان سالم وجود ندارد(1).
کرامایداس و همکارانش (2011) اثر شش هفته تمرین اینتروال را بررسی کردند. هر هفته 3جلسه تمرینی شامل 2 دقیقه فعالیت با 90٪ و 2دقیقه استراحت فعال با 50٪تا رسیدن آزمودنیها به خستگی به صورت متناوب برگزار می شد که در آن گروه آزمایشی فشاری معادل mmHg90 در وحله های فعالیت شدید را بوسیله ران بند در شریان ران هر دو پای خود ایجاد مینمودند. نتایج حاصله گویای بهبود در اوج برون ده توان در هر دو گروه بود. اما در هر دو گروه هیچ تغییری مشاهده نشد.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
مقدمه
در این فصل مروری خواهیم داشت برتحقیقاتی که در زمینه ی تحقیق ما، انجام شدهاند.در ابتدا به مبانی نظری موضوع پرداخته خواهد شد و سپس بر اساس اهداف این تحقیق، مروری بر تحقیقات انجام گرفته توسط سایر محققان خواهد شد.
مبانی نظری
عوامل فیزیولوژیکی تأثیر گذار بر عملکرد هوازی
حداکثر اکسیژن مصرفی
حداکثر اکسیژن مصرفی، حداکثر میزان اکسیژنی است که بدن می تواند هنگام فعالیت ورزشی مصرف کند. مرسوم است که زمانی محقق می شود که حجم اکسیژن مصرفی() به رغم افزایش بیشتر شدت فعالیت ورزشی به فلات برسد، نسبت تبادل تنفسی از 1/1 فراتر رود و تواتر قلبی بیشینه ای در دامنه 10± (سن – 220) ضربه در دقیقه بر آورد شده باشد(13). افزایش در پس از تمرینات هوازی به عواملی از جمله آمادگی اولیه فرد، طول مدت برنامه تمرینی و شدت تمرین بستگی دارد(14). میزان تولید آدنوزین تری فسفات در فعالیت‌های استقامتی به میزان اکسیژن مصرفی در طول فعالیت بستگی دارد و توسط و درصدی از که اجرا با آن صورت می‌گیرد، تعیین می‌شود. اما در افراد تمرین کرده، همبستگی کمی بین و عملکرد هوازی وجود دارد زیرا آنان به تمرینات حساسیت کمتری نشان می‌دهند.
2-1-درصد حداکثر اکسیژن مصرفی
یکی از اثرات تمرین، افزایش توانایی فرد برای نگهداری درصد بیشتری از به مدت طولانی در هنگام فعالیت است. افراد تمرین کرده می‌توانند 83 تا 87 درصد را به ترتیب حدود دو و یک ساعت درحین فعالیت حفظ کنند. در صورتی که، این مقادیر در افراد تمرین نکرده حدود 35 تا 50 درصد می باشد(15). بنابراین به نظر می‌رسد که پس از یک دوره تمرینی نه تنها مقادیر افزایش می‌یابد بلکه درصد استفاده از آن نیز، تغییر می‌کند. افزایش ، تقریباً در دو ماه اول تمرین صورت می‌گیرد و سپس افزایش آن کند می‌شود. در صورتی که تغییر در درصد استفاده از ادامه می‌یابد. بنابراین تغییرات عملکرد هوازی ابتدا نتیجه تغییرات و متعاقب آن بیشتر ناشی از تغییرات درصد است. توسط عوامل قلبی ـ عروقی ـ تنفسی محدود می‌شود، در حالی که درصد که به مدت طولانی حفظ می‌شودو مرتبط با سازگاری‌های عضلانی است(15).
عوامل تعیین کننده
ظرفیت انتشار ریوی
خون سرخرگی افرادی که در سطح دریا فعالیت می‌کنند به خوبی از اکسیژن اشباع می‌شود و حتی در حین فعالیت بیشینه، در صد اشباع اکسیژن سرخرگی( %Sao2 ) حدود 95% حفظ می‌شود(15). بر اساس نظر محققین، سیستم ریوی تنها در شرایط خاص یک عامل محدود کننده به شمار می‌رود(16). حداکثر برون ده قلبی افراد تمرین کرده نسبت به افراد تمرین نکرده بالاتر می‌باشد(25 در برابر 10 لیتر در دقیقه) این امر منجر به کاهش زمان عبور گلبول‌های قرمز در مویرگ‌های ریوی شده و در نتیجه، احتمالا زمان کافی برای اشباع شدن خون از اکسیژن قبل از خارج شدن از مویرگ‌های ریوی وجود ندارد. در تحقیقی که توسط باست صورت گرفته است ورزشکاران نخبه و غیرنخبه در شرایط معمولی و در شرایطی که 26% از هوای دمی را اکسیژن تشکیل می‌داد، اندازه گیری شد. در شرایط هیپراکسیک، گروه تمرین کرده از 1/70 به 8/74 میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه و هم چنین اشباع اکسیژن سرخرگی از 6/90% به 9/95% افزایش یافت، در صورتی که هیچ یک از این تغییرات در گروه تمرین نکرده مشاهده نشد و آن‌ها در هر دو شرایط 5/56 میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه ثابت ماند(15). به هر حال به نظر می‌رسد که ظرفیت انتشار ریوی فقط برای ورزشکاران یک عامل موثر برای افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی باشد.
حداکثر برون ده قلبی
براساس نظر هیل، حداکثر برون ده قلبی، مهم‌ترین شاخصی است که تفاوت افراد را توجیه می‌کند(17). دامنه تغییرات زیاد در مقادیر افراد تمرین کرده و تمرین نکرده ناشی از تغییر در حجم ضربه‌ای و برداشت اکسیژن توسط عضلات فعال است. یکی از سازگاری‌هایی که به دنبال تمرینات استقامتی ایجاد می‌شود، افزایش انتقال اکسیژن به عضلات فعال است. چنان چه در حین فعالیت، حداکثر ضربان قلب ثابت بماند، بهبود در برداشت اکسیژن را می‌توان به افزایش حجم ضربه‌ای نسبت داد. افزایش حجم ضربه‌ای می‌تواند ناشی از افزایش اندازه بطن چپ، انقباض قوی‌تر بطن چپ یا افزایش فشار پر شدگی قلب باشد که حجم پایان دیاستولی را افزایش داده و در نتیجه حجم ضربه‌ای افزایش می‌یابد(17). با این وجود، هنوز این سؤال وجود دارد که چرا علی رغم افزایش حجم ضربه‌ای و به دنبال آن برون ده قلبی پس از تمرینات تناوبی شدید، ندرتا افزایش می‌یابد. در طول فعالیت بیشینه، حجم عمده‌ای از اکسیژن، از خون به عضلات فعال انتشار می‌یابد. به طوری که میزان اکسیژن خون سرخرگی از 200 میلی لیتر اکسیژن در لیتر به 30 ـ 20 میلی لیتر اکسیژن در لیتر در سیاهرگ عضلات فعال کاهش می‌یابد. بنابراین یک سازوکار برای توجیه افزایش پس از تمرین، افزایش جریان خون و افزایش رها شدن اکسیژن می‌باشد. براساس نظر محققین، 85 ـ 70درصد از محدودیت در مقادیر مربوط به حداکثر برون ده قلبی است. تحقیقات نشان داده‌اند که افزایش پس از یک دوره تمرینی در ابتدا ناشی از افزایش حداکثر برون ده قلبی است تا افزایش تفاوت اکسیژن خون سرخرگی ـ سیاهرگی. در این ارتباط، بهبود ( از 15/3 به 68/3 لیتر در دقیقه ) پس از 16 هفته تمرینات بدنی، ناشی از 8 درصد افزایش در برون ده قلبی (از 4/22 به 2/24لیتر در دقیقه) و 6/3 درصد افزایش در تفاوت اکسیژن خون سرخرگی ـ سیاهرگی(138 به 143میلی لیتر در لیتر) گزارش شده است(18).