عوامل مرتبط با خودکشی

عوامل مرتبط با خودکشی

خودکشی و عوامل روان‏شناختی

اخیراً بعضی محققان بین نمایش خودکشی و اقدام از روی دو دلی و اقدام به خودکشی عمدی تفاوت قائل شده‏اند (حسینی، 1378).

اشنایدرمن اقدام به خودکشی را بر اساس بیان فرد درباره‏ی قصد او برای گرفتن جان خود به چهار دسته تقسیم می‏کند.

  1. آن‏هایی که مصمم‏اند خودکشی کنند.
  2. آن‏هایی که تردید دارند خودکشی کنند.
  3. آن‏هایی که قصد خودکشی ندارند.
  4. آن‏هایی که فقط تظاهر می‏کنند و مطمئن هستند که نجات می‏یابند.

بر اساس نظر ژیرارد، حوادث زندگی هویت و خود مفهومی فرد را تهدید می‏کنند و باعث می‏شوند که حمایت‏های هویتی وی ریشه‏کن شود. آن دسته از تغییرات زندگی که مبتنی بر برنامه و قابل انتظارند، مانند بازنشستگی یا مرگ طبیعی قوم و خویش، تاثیر کمتری در رفتار خودکشی دارند ‏تا تغییرات نامنتظر مانند ناکامی‏های شغلی و حرفه ای (ژیرارد[1]، 1993).

مباحث روان‏شناختی ابعاد متفاوتی از خودکشی را در بر می‏گیرد که متاسفانه در نظریه‏ی جامعه‏شناسی کلاسیک اثری از آن نیست و در همان گام نخست به دست فراموشی سپرده شده است. بدین ترتیب، همان‏طور که در این مختصر آمد، محیط اجتماعی و خانوادگی، با ایجاد‏ تاثیرات روانی مثبت یا منفی، ممکن است حداقل زمینه‏ی ارتکاب خودکشی را مستعد کند یا نامناسب سازد (محمدپور، 1383).

خودکشی و عوامل اقتصادی

در این بحث منظور از عوامل اقتصادی آن دسته از جریانات و فرآیندهایی است که در کسب پایگاه‏ها و نقش‏های اجتماعی مرتبط با پایگاه اقتصادی موثرند و تغییر در آن‏ها باعث تزلزل در مبانی رفتار اجتماعی فرد می‏شود. در کشورهای از نظر اقتصادی توسعه یافته، خطر خودکشی برای مردان در سن پیری و برای زنان در سن میان‏سالی بالاتر است (ژیرارد، 1993).

بحث ژیرارد متوجه این نکته است که این مسئله را باید با در نظر‏گرفتن نقش‏پذیری اقتصادی مطرح کرد. وی نشان می‏دهد که صرف نوسآن‏های اقتصادی که از نظر دورکیم با ایجاد بی‏هنجاری باعث ایجاد خودکشی می‏شد کافی نیست و خود‏ تغییرات اقتصادی در وضعیت وحدت هم ممکن است اثری مشابه داشته باشد.

خودکشی و دین

دورکیم در پژوهش نظری و تجربی خود از خودکشی به این نتیجه رسیده بود که در قرن نوزدهم (قرن مورد مطالعه‏ی دورکیم) کاتولیک‏ها، به علت آموزه‏های مذهبی فراوان‏تر و حمایت‏های مذهبی بیشتری که از آن برخوردارند کمتر از پروتستآن‏ها خودکشی می‏کرده‏اند. وی ضمناً خاطر نشان می‏سازد که مذهب ممکن است به دلیل حمایت اجتماعی از فرد، عامل بازدارنده‏ای در ارتکاب خودکشی باشد (دورکیم، 1378).

پوپل و دی[2] (1996) با فرضیات دورکیم در این زمینه مخالفند. آن‏ها معتقدند که میزان‏ خودکشی پروتستآن‏ها و کاتولیک‏ها با یک‏دیگر قابل مقایسه نیست. بر طبق نظر این دو پژوهشگر، ماموران دولت خودکشی کاتولیک‏ها را مخفی نگه داشته و آن‏ها را در مقوله‏هایی مانند ‏تصادفات، مرگ‏های ناشناخته و مرگ‏های اتفاقی طبقه‏بندی کرده‏اند. آنان دریافتند که جمعیت کاتولیک مذهب، کودکان بیشتر و افراد جوان‏تری نسبت به پروتستآن‏ها دارند. آن‏ها نتیجه ‏گرفتند که با توجه به جوان بودن جمعیت کاتولیک مذهب نرخ کلی خودکشی در بین کاتولیک‏ها به مراتب بیشتر از پروتستآن‏هاست.

با وجود این، مدل دورکیم در مورد قدرت بازدارندگی دین در مورد ارتکاب به خودکشی تایید شده و نتایج نشان داده است که افراد مذهبی کمتر دست به خودکشی می‏زنند، زیرا که زندگی خود را متعلق به خدا می‏دانند و معتقدند که تنها خداوند می‏تواند در زمان مقرر زندگی آن‏ها را بگیرد (وستمن، ارین و سیسیلینی[3]، 1999).

خودکشی و تقلید

دورکیم نقش تقلید را در خودکشی ناچیز تلقی می‏کرد و شاید اصولاً آن را با خودکشی بی‏ارتباط می‏دانست. وی معتقد بود که فراوانی خودکشی را نمی‏توان با تقلید ‏توضیح داد (دورکیم، 1378). با عنایت به این‏که نظریه‏ی وی در قرن نوزدهم عرضه شده، جوابگوی دگرگون‏های جدید نیست. مطالعات برخی پژوهشگران اجتماعی با فرض ارتباط بین تقلید و خودکشی نتایج جالبی را ارائه کرده است.

واسرمن[4] استدلال می‏کرد که همه‏ی پیشرفت بشر را می‏توان با تقلید‏ تبیین کرد. نخبگان الگوهای رفتاری را وارد جامعه می‏کنند، این الگوها سرمشق توده‏های مردم قرار می‏گیرند و در حوزه‏های فردی و جمعی پذیرفته می‏شوند (واسرمن، 1984). فیلیپس نیز بر خلاف نظر دورکیم، دریافت که خودکشی ممکن است بر اثر تقلید از داستآن‏های خودکشی یا شبیه‏سازی بروز کند و با ایجاد ‏تغییرات روان‏شناختی در فرد و تداعی داستآن‏های خودکشی زمینه‏ی ارتکاب خودکشی را فراهم ‏آورد (همان منبع).

 

خودکشی و عوامل سیاسی

تاکنون نظریات و پژوهش‏های بسیار کمی درباره‏ی ارتباط بین متغیر سیاسی و خودکشی انجام گرفته است ظاهراً هیچ رابطه‏ی معنادار و منطقی بین این دو مقوله وجود ندارد. با این حال، پژوهش‏ها خلاف این بحث را نشان می‏دهد. نظریه‏ی «چرخه‏های تجاری – سیاسی» یکی از نظریاتی است که ممکن است در رفتار اجتماعی افراد ‏تاثیر بگذارد.

فلدمن[5] برای بررسی تاثیر انتخابات ریاست جمهوری در میزان خودکشی مطالعه‏ای انجام داد. او و همکارانش مطابق یافته‏های دورکیم دریافتند که میزان مرگ و میر در دوران انتخابات بالاتر رفته است. زیرا در این دوره وحدت اجتماعی متزلزل می‏شود و نظم اجتماعی جدیدی جایگزین نظم قبلی می‏گردد. بور نیز با تحلیل داده‏های مربوط به خودکشی دریافت که میان میزان خودکشی و دوره‏ی زمانی انتخابات ریاست جمهوری رابطه‏ی معناداری وجود دارد (واسرمن، 1984). در واقع، این تحقیق نظریه‏ی دورکیم را که بر اساس آن میزان خودکشی در دوره‏ی وحدت اجتماعی کاهش می‏یابد ‏تایید کرد.

خودکشی و تغییرات اجتماعی

تغییرات اجتماعی باعث کاهش در نابرابری جنسیتی و اجتماعی بین زن و مرد می‏شود. این کاهش در نابرابری نیز ممکن است باعث کاهش حمایت شود. چون نابرابری جنسیتی از نظر تاریخی در جامعه درونی شده است، کاهش در نابرابری و کاهش در حمایت باعث پیدایش الگوی رفتاری اجتماعی جدیدی می‏شود که با جایگاه تاریخی متمایز زنان و مردان در تضاد است. کاهش در نابرابری و کاهش در حمایت می‏تواند با جابه جا کردن الگوی رفتاری، اقتصادی و اجتماعی مبتنی بر جنسیت باعث شود که در نقش اجتماعی و اقتصادی زنان و مردان تزلزل ایجاد شود و در طول سازگاری نهادی این نقش‏ها و تغییرات جدید اجتماعی، احتمال ارتکاب خودکشی افزایش یابد. پیدایش تغییرات جدید در نقش‏های جنسیتی زنان و مردان و عدم هم نوایی افراد با این تغییرات به صورت هم‏زمان، باعث افزایش خودکشی است.

خودکشی و نهاد خانواده

در این مبحث به روابط بین نهاد خانواده و خودکشی می‏پردازیم. سوال اساسی این است که آیا نظام خویشاوندی و روابط خانوادگی در میزان گرایش به خودکشی تاثیر می‏گذارد؟ در مطالعه‏ای که تورلیندسون و بارناسون[6] انجام دادند آشکار شد که وحدت خانوادگی در میزان خودکشی تاثیر دارد. جوانانی که با خانواده‏هایشان دارای وحدت بسیار قوی بودند کمتر تسلیم نابسامانی‏ها و عمل انتحاری می‏شدند (تورلیندسون و بارناسون، 1998). در این مطالعه، که با هدف آزمون نظریه‏ی دورکیم درباره‏ی خودکشی در سطح خرد صورت گرفت، آشکار شد که بی‏هنجاری فردی نیز ممکن است با وحدت خانوادگی خنثی شود.

[1]. Girard

[2] . Poppel & Day

[3] . Westman, Erin, Cicilini

[4] . Wasserman

2 . Fledman

[6]– Thorlindson & Barnason

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ایجاد ارتباط موثر

خودکشی و عوامل روان‏شناختی

اخیراً بعضی محققان بین نمایش خودکشی و اقدام از روی دو دلی و اقدام به خودکشی عمدی تفاوت قائل شده‏اند (حسینی، 1378).

اشنایدرمن اقدام به خودکشی را بر اساس بیان فرد درباره‏ی قصد او برای گرفتن جان خود به چهار دسته تقسیم می‏کند.

  1. آن‏هایی که مصمم‏اند خودکشی کنند.
  2. آن‏هایی که تردید دارند خودکشی کنند.
  3. آن‏هایی که قصد خودکشی ندارند.
  4. آن‏هایی که فقط تظاهر می‏کنند و مطمئن هستند که نجات می‏یابند.

بر اساس نظر ژیرارد، حوادث زندگی هویت و خود مفهومی فرد را تهدید می‏کنند و باعث می‏شوند که حمایت‏های هویتی وی ریشه‏کن شود. آن دسته از تغییرات زندگی که مبتنی بر برنامه و قابل انتظارند، مانند بازنشستگی یا مرگ طبیعی قوم و خویش، تاثیر کمتری در رفتار خودکشی دارند ‏تا تغییرات نامنتظر مانند ناکامی‏های شغلی و حرفه ای (ژیرارد[1]، 1993).

مباحث روان‏شناختی ابعاد متفاوتی از خودکشی را در بر می‏گیرد که متاسفانه در نظریه‏ی جامعه‏شناسی کلاسیک اثری از آن نیست و در همان گام نخست به دست فراموشی سپرده شده است. بدین ترتیب، همان‏طور که در این مختصر آمد، محیط اجتماعی و خانوادگی، با ایجاد‏ تاثیرات روانی مثبت یا منفی، ممکن است حداقل زمینه‏ی ارتکاب خودکشی را مستعد کند یا نامناسب سازد (محمدپور، 1383).

خودکشی و عوامل اقتصادی

در این بحث منظور از عوامل اقتصادی آن دسته از جریانات و فرآیندهایی است که در کسب پایگاه‏ها و نقش‏های اجتماعی مرتبط با پایگاه اقتصادی موثرند و تغییر در آن‏ها باعث تزلزل در مبانی رفتار اجتماعی فرد می‏شود. در کشورهای از نظر اقتصادی توسعه یافته، خطر خودکشی برای مردان در سن پیری و برای زنان در سن میان‏سالی بالاتر است (ژیرارد، 1993).

بحث ژیرارد متوجه این نکته است که این مسئله را باید با در نظر‏گرفتن نقش‏پذیری اقتصادی مطرح کرد. وی نشان می‏دهد که صرف نوسآن‏های اقتصادی که از نظر دورکیم با ایجاد بی‏هنجاری باعث ایجاد خودکشی می‏شد کافی نیست و خود‏ تغییرات اقتصادی در وضعیت وحدت هم ممکن است اثری مشابه داشته باشد.

خودکشی و دین

دورکیم در پژوهش نظری و تجربی خود از خودکشی به این نتیجه رسیده بود که در قرن نوزدهم (قرن مورد مطالعه‏ی دورکیم) کاتولیک‏ها، به علت آموزه‏های مذهبی فراوان‏تر و حمایت‏های مذهبی بیشتری که از آن برخوردارند کمتر از پروتستآن‏ها خودکشی می‏کرده‏اند. وی ضمناً خاطر نشان می‏سازد که مذهب ممکن است به دلیل حمایت اجتماعی از فرد، عامل بازدارنده‏ای در ارتکاب خودکشی باشد (دورکیم، 1378).

پوپل و دی[2] (1996) با فرضیات دورکیم در این زمینه مخالفند. آن‏ها معتقدند که میزان‏ خودکشی پروتستآن‏ها و کاتولیک‏ها با یک‏دیگر قابل مقایسه نیست. بر طبق نظر این دو پژوهشگر، ماموران دولت خودکشی کاتولیک‏ها را مخفی نگه داشته و آن‏ها را در مقوله‏هایی مانند ‏تصادفات، مرگ‏های ناشناخته و مرگ‏های اتفاقی طبقه‏بندی کرده‏اند. آنان دریافتند که جمعیت کاتولیک مذهب، کودکان بیشتر و افراد جوان‏تری نسبت به پروتستآن‏ها دارند. آن‏ها نتیجه ‏گرفتند که با توجه به جوان بودن جمعیت کاتولیک مذهب نرخ کلی خودکشی در بین کاتولیک‏ها به مراتب بیشتر از پروتستآن‏هاست.

با وجود این، مدل دورکیم در مورد قدرت بازدارندگی دین در مورد ارتکاب به خودکشی تایید شده و نتایج نشان داده است که افراد مذهبی کمتر دست به خودکشی می‏زنند، زیرا که زندگی خود را متعلق به خدا می‏دانند و معتقدند که تنها خداوند می‏تواند در زمان مقرر زندگی آن‏ها را بگیرد (وستمن، ارین و سیسیلینی[3]، 1999).

خودکشی و تقلید

دورکیم نقش تقلید را در خودکشی ناچیز تلقی می‏کرد و شاید اصولاً آن را با خودکشی بی‏ارتباط می‏دانست. وی معتقد بود که فراوانی خودکشی را نمی‏توان با تقلید ‏توضیح داد (دورکیم، 1378). با عنایت به این‏که نظریه‏ی وی در قرن نوزدهم عرضه شده، جوابگوی دگرگون‏های جدید نیست. مطالعات برخی پژوهشگران اجتماعی با فرض ارتباط بین تقلید و خودکشی نتایج جالبی را ارائه کرده است.

واسرمن[4] استدلال می‏کرد که همه‏ی پیشرفت بشر را می‏توان با تقلید‏ تبیین کرد. نخبگان الگوهای رفتاری را وارد جامعه می‏کنند، این الگوها سرمشق توده‏های مردم قرار می‏گیرند و در حوزه‏های فردی و جمعی پذیرفته می‏شوند (واسرمن، 1984). فیلیپس نیز بر خلاف نظر دورکیم، دریافت که خودکشی ممکن است بر اثر تقلید از داستآن‏های خودکشی یا شبیه‏سازی بروز کند و با ایجاد ‏تغییرات روان‏شناختی در فرد و تداعی داستآن‏های خودکشی زمینه‏ی ارتکاب خودکشی را فراهم ‏آورد (همان منبع).

 

خودکشی و عوامل سیاسی

تاکنون نظریات و پژوهش‏های بسیار کمی درباره‏ی ارتباط بین متغیر سیاسی و خودکشی انجام گرفته است ظاهراً هیچ رابطه‏ی معنادار و منطقی بین این دو مقوله وجود ندارد. با این حال، پژوهش‏ها خلاف این بحث را نشان می‏دهد. نظریه‏ی «چرخه‏های تجاری – سیاسی» یکی از نظریاتی است که ممکن است در رفتار اجتماعی افراد ‏تاثیر بگذارد.

فلدمن[5] برای بررسی تاثیر انتخابات ریاست جمهوری در میزان خودکشی مطالعه‏ای انجام داد. او و همکارانش مطابق یافته‏های دورکیم دریافتند که میزان مرگ و میر در دوران انتخابات بالاتر رفته است. زیرا در این دوره وحدت اجتماعی متزلزل می‏شود و نظم اجتماعی جدیدی جایگزین نظم قبلی می‏گردد. بور نیز با تحلیل داده‏های مربوط به خودکشی دریافت که میان میزان خودکشی و دوره‏ی زمانی انتخابات ریاست جمهوری رابطه‏ی معناداری وجود دارد (واسرمن، 1984). در واقع، این تحقیق نظریه‏ی دورکیم را که بر اساس آن میزان خودکشی در دوره‏ی وحدت اجتماعی کاهش می‏یابد ‏تایید کرد.

خودکشی و تغییرات اجتماعی

تغییرات اجتماعی باعث کاهش در نابرابری جنسیتی و اجتماعی بین زن و مرد می‏شود. این کاهش در نابرابری نیز ممکن است باعث کاهش حمایت شود. چون نابرابری جنسیتی از نظر تاریخی در جامعه درونی شده است، کاهش در نابرابری و کاهش در حمایت باعث پیدایش الگوی رفتاری اجتماعی جدیدی می‏شود که با جایگاه تاریخی متمایز زنان و مردان در تضاد است. کاهش در نابرابری و کاهش در حمایت می‏تواند با جابه جا کردن الگوی رفتاری، اقتصادی و اجتماعی مبتنی بر جنسیت باعث شود که در نقش اجتماعی و اقتصادی زنان و مردان تزلزل ایجاد شود و در طول سازگاری نهادی این نقش‏ها و تغییرات جدید اجتماعی، احتمال ارتکاب خودکشی افزایش یابد. پیدایش تغییرات جدید در نقش‏های جنسیتی زنان و مردان و عدم هم نوایی افراد با این تغییرات به صورت هم‏زمان، باعث افزایش خودکشی است.

خودکشی و نهاد خانواده

در این مبحث به روابط بین نهاد خانواده و خودکشی می‏پردازیم. سوال اساسی این است که آیا نظام خویشاوندی و روابط خانوادگی در میزان گرایش به خودکشی تاثیر می‏گذارد؟ در مطالعه‏ای که تورلیندسون و بارناسون[6] انجام دادند آشکار شد که وحدت خانوادگی در میزان خودکشی تاثیر دارد. جوانانی که با خانواده‏هایشان دارای وحدت بسیار قوی بودند کمتر تسلیم نابسامانی‏ها و عمل انتحاری می‏شدند (تورلیندسون و بارناسون، 1998). در این مطالعه، که با هدف آزمون نظریه‏ی دورکیم درباره‏ی خودکشی در سطح خرد صورت گرفت، آشکار شد که بی‏هنجاری فردی نیز ممکن است با وحدت خانوادگی خنثی شود.

[1]. Girard

[2] . Poppel & Day

[3] . Westman, Erin, Cicilini

[4] . Wasserman

2 . Fledman

[6]– Thorlindson & Barnason