معیارهای ارزیابی کیفیت سود و استانداردهای حسابداری

دانلود پایان نامه
سازمانهای بزرگ تدوین کننده استانداردهای حسابداری همواره از روش مبتنی بر اطلاعات استفاده کردهاند. بر اساس روش مزبور سرمایهگذاران از این دیدگاه مورد توجه قرار میگیرند که میخواهند بازده آینده اوراق بهادار را خودشان پیشبینی نمایند (اسکات، 2003).
برای آنکه سود محتوای اطلاعاتی داشته باشد باید ارتباط متصوری بین سود و مشخصههایی که ارزش اوراق بهادار را تعیین میکند وجود داشته باشد. سود سهام آتی به دامنهای که از لحاظ آماری همبسته با سودهای آتی خواهد بود مرتبط است (آقایی و رضازاده، 1375).
2-3-18- محتوای اطلاعاتی اعلام سود پیش‌بینی‌شده (برآوردی) و تاثیر اعلام سود برآوردی بر نوسانات قیمت سهام
از آن‌جا که ارزش نظری اوراق بهادار برابر با ارزش فعلی جریان‌های تقدی ناشی از آن است، بنابراین سود پیش‌بینی شده سهام، عامل مهمی برای تعیین قیمت هر سهم است. نکته مهم آن است که رقم پیش‌بینی تا چه حد از صحت برخوردار است. در مواجه با ارقام سود برآوردی اعلام شده، سرمایه‌گذاران در دو گروه قرار می‌گیرند. عده‌ای در گروه سرمایه‌گذاران محتاط و بدبین هستند و معتقدند سود اعلام شده از سودی که تحقق می‌یابد انحراف دارد. تغییرات اعلام شده در سود برآوردی کاملاً موقتی است، و به مرور زمان سود شرکت با تعدیل منفی همراه خواهد شد و به سطح سود سال‌های قبلی خواهد رسید. بنابراین، این عده از سرمایه‌گذاران واکنش و هیجان زیادی از خود در قبال افزایش سود برآوردی نشان نمی‌دهند و معتقدند سود واقعی شرکت غیر از سود اعلام شده است. البته، در طول زمان، وقتی متوجه می‌شوند سود شرکت بهبود یافته، و میزان پوشش بودجه نیز بهبود یافته، به تدریج دیدگاه خود را عوض کرده و به معامله سهام اقدام می‌کنند. در مقابل این دسته، گروه سرمایه‌گذار متهورتر قرار دارند که به سود سهام اعلام‌شده واکنش فوری نشان می‌دهند. این گروه تصور می‌کنند که سود شرکت از روند خاصی تبعیت می‌کند. از این رو با اعلام تعدیل مثبت یا منفی سود، به روند گذشته رجوع می‌کنند و متناسب با آن عکس‌العملی نشان می‌دهند. عکس‌العمل این گروه برخلاف گروه اول، واکنش نسبت به روند بلندمدت قیمت سهام است. یافته‌های محققان غربی در حوزه ارتباط سود سهام برآوردی و قیمت سهام متفاوت است. عده‌ای اثبات می‌کنند که قیمت سهم با سود سالانه همبستگی ندارد، چون بازار سرمایه کارا است و در بازار کارا کسب سود غیرمتعارف تصادفی است. تحقیقاتی چون مطالعات بال و براون (1968) نشان می‌دهد که بین سود سالانه و نرخ بازده غیرمتعارف رابطه وجود دارد، یعنی افزایش غیرمنتظره یا کاهش غیرمنتظره در سود، معمولاً با نرخ مثبت یا منفی در بازده غیرعادی همراه می‌شود.بیور (1968) نشان داد که تغییرات سود اعلامی باعث حجم معاملات بیش‌تر سهام می‌شود. یعنی این حجم معاملات بیانگر محتوای اطلاعاتی اعلامیه‌های سود است. جورج فاستر (1977) نشان داد که سود منبع اطلاعات مهمی است و باعث افزایش حجم معاملات می‌شود. مطالعات لامبرت و یال (1978) نشان می‌داد که قیمت‌ها و سود در یک جهت حرکت می‌کنند، اما نه به یک نسبت. مطالعه مان (1980) نشان‌دهنده معنادار بودن واکنش قیمت سهام نسبت به پیش‌بینی‌های سود است. در سال 1998، تحقیق اداباسی در بورس استانبول نشان دهنده بازده غیرمتعارف سهام در روز اعلام سود هر سهم در مقایسه با روزهایی است که سود سهام اعلام نمی‌شود. اسپان هلتز (2004) با بررسی بورس دانمارک نشان می‌دهد که اعلام سود، حاوی محتوای اطلاعاتی است و با آن نرخ بازده غیرمتعارف مثبت و معنادار مشاهده می‌شود. موخری (2005) تحقیقی انجام داد که نتایج کاملاً متفاوتی ارایه می‌دهد. این مطالعه نتیجه می‌گیرد که جهت تغییرات قیمت سهام، عکس جهت اطلاعیه اعلام سود است. این مطالعه نشان می‌دهد حدود 30 درصد از سهامی که تعدیل منفی در سود داشته‌اند، در تاریخ اعلام سود، با تغییر مثبت قیمت همراه شده‌اند و در همین حدود نیز سهامی که تعدیل مثبت در سود داشته‌اند، با تغییر منفی قیمت همراه شده‌اند. این پژوهش دلیل چنین تحول نامنتظری را این‌گونه اعلام می‌کند: «هنگامی که شرکتی تعدیل منفی در سود اعلام می‌کند، سرمایه‌گذاران از فروش این سهام خودداری می‌کنند، چون مایل به شناسایی زیان نیستند، و برعکس هنگامی که تعدیل مثبت در سود اعلام می‌شود، اشتیاق به فروش پیدا می‌شود، و صف فروشی که به این دلیل شکل می‌گیرد، در نهایت باعث کاهش بازده می‌شود. به این ترتیب، مشاهده می‌شود که نتایج متفاوتی از بررسی‌های تجربی گذشته حاصل آمده است (روزنامه سرمایه، 4/7/85).
2-3-19- شفافیت اطلاعات مالی و محتوای اطلاعاتی سود
تحقیقات تجربی شواهدی از رابطه منفی بین واکنش بازار به اعلام سود و سطوح شفافیت اطلاعات مالی نشان داده است (آتیاس ، 1985، لوبو و محمود، 1989، دمسی، 1989، شورش ، 1990، پوپی و انیانگتی، 1992، کریستسن و دیگران، 2004) آتیاس (1985) این رابطه را فرضیه افشای قبلی اطلاعات نامیده است.
هولتاس و ورشیا (1988) در تحقیق خود پیشنهاد نمودهاند که در راستای فرضیه افشای قبلی اطلاعات، واکنش بازار به اطلاعات مالی باید رابطهای منفی با سطح افشای اطلاعات داشته باشد. کراس واسچرو در (1988) در تفسیر این موضوع بیان کردهاند که در سطوح شفافیت زیاد به دلیل دسترسی بیشتر به سایر منابع اطلاعاتی، سرمایهگذاران در زمان پیشبینی جریانهای نقدی آینده اتکای کمتری به سود جاری دارند، پلنبرگ (1998) به تحلیل عمیقی محتوای اطلاعاتی سود شرکتها دانمارک در مقایسه با شرکتهای آمریکا پرداخت. نتایج نشان داد ضریب واکنش سود در شرکتهای دانمارکی از ضریب واکنش سود در شرکتهای آمریکایی بیشتر است. این محقق بیشتر بودن ارزش مربوط سود را به انعطافپذیری بیشتر در سامانه حسابداری و همچنین شفافیت اطلاعاتی کمتر قبل از اعلام سود در شرکتهای دانمارکی نسبت داد. کریستسن و همکاران (2004) تاثیر سطوح افشای اطلاعات را بر واکنش بازار به اعلان سود بررسی کردند. محتوای اطلاعاتی سود با استفاده از رگرسیون بازده غیرعادی و سود غیرمنتظره سنجش شد. نتایج این مطالعه نشان داد که ضریب واکنش سود در شرکتهای با افشای بیشتر، کمتر است، زیرا بازار واکنش کمتری به بخش غیر منتظره سود در شرکتهای شفافتر (با افشای قبلی بیشتر) نشان می دهد. لیو و زاروین (1997) ضعیف بودن ارتباط سود حسابداری به بازده سهام را ناشی از ناتوانی و عدم شفافیت صورتهای مالی برای انعکاس بموقع اطلاعات عنوان نموده اند. مطالعات تجربی پیرو، شفافیت اطلاعات مالی را افزاینده محتوای اطلاعاتی سود گزارش کرده اند. گلب و زاروین (2002) در تحقیقی با عنوان خط مشی افشاء و محتوای اطلاعاتی قیمت سهام، سطوح افشای سطوح افشای شرکتها را با استفاده از امتیازهای افشای انجمن تحقیق مدیریت سرمایهگذاری آمریکا اندازهگیری کردند. یافتههای این تحقیق اولین شواهد تجربی را فراهم آورد که افشای بیشتر با قیمت سهام رابطهای مثبت دارد و اطلاعات بیشتری در مورد سود آینده نشان می دهد. لاندهلم و میرز (2002) در تحقیقی با عنوان تاثیر افشا بر رابطه سود – بازده به این نتیجه رسیدند که افشای آگاهی بخش سبب می شود بازده جاری سهام اطلاعات بیشتری در مورد سود آینده منعکس کند. فان و وانگ (2002) شفافیت اطلاعاتی را از جنبه ساختارهای مالکیت و رابطه آن با محتوای اطلاعاتی سود مورد بررسی قرار داده اند. بنابر نتایج این تحقیق، اتخاذ استراتژی عدم شفافیت یا الهام از سوی شرکتها، افشای اطلاعات مالکانه و خصوصی را کاهش میدهد و به کاهش اعتبار و آگاهی بخشی سود گزارش شده نزد سرمایهگذاران منجر میگردد.
از نظر یو (2005) مزیت اطلاعاتی مرتبط با شفافیت صورتهای مالی این است که آگاهی سرمایهگذاران افزایش یافته و منجر به افزایش اعتماد سهامداران شده و هزینه سرمایه شرکت کاهش مییابد. شفافیت پایین و عدم تقارن اطلاعاتی باعث سر در گمی و ناآگاهی سهامداران و سایر سرمایهگذاران میشود. شفافیت پایین موجب میشود اطلاعات کافی برای ارتباط برقرار کردن با سرمایهگذاران وجود نداشته باشد و یک عدم تقارن اطلاعاتی بین آنهایی که آگاهی دارند و آنهایی که دسترسی به اطلاعات کافی ندارند شکل گیرد که در نهایت منجر به افزایش صرف ریسک اطلاعات میشود. اطلاعات مالی که قابلیت اتکا و شفافیت پایینی دارند، عدم اطمینان سهامداران را افزایش داده و جذابیت سهام را کاهش میدهد. این موضوع شرکتها را در تامین نقدینگی مناسب با مشکل مواجه میکند. به تبع آن شرکتها برای جلوگیری و کاهش مشکلات تامین نقدینگی، وجهنقد بیشتری نگهداری میکنند (قائمی و علوی، 1391).
لین و همکاران (2007) به بررسی رابطه بین شفافیت اطلاعات و محتوای اطلاعاتی سود پرداختند. شفافیت اطلاعاتی با استفاده از دو معیار سامانه رتبه بندی افشا و نسبت سرمایهگذاری بلندمدت در سهام ارزیابی شد. یافتههای آنان گویای این است که شفافیت اطلاعات مالی سبب میشود محتوای اطلاعاتی سود و سودمندی ارقام حسابداری بین سرمایهگذاران افزایش یابد. اسپانهولتز (2008) به بررسی رابطه بین افشا شفافیت قبل از اعلام سود با استفاده از نمایندههای اندازه شرکت و پیشبینی تحلیلگران و رابطه آن با محتوای اطلاعات سود پرداخت. نتایج وی نشان داد که ارتباط مثبتی بین سطح افشای قبلی و محتوای اطلاعاتی سود وجود دارد. او این یافتهها را به سطوح شفافیت کم اطلاعات در دانمارک نسبت میدهد.
2-3- مرور پیشینه تحقیق
2-3-1- تحقیقات خارجی
2-3-1-1- کیفیت سود
میشل و همکاران (1999) به بررسی رابطه بین تغییرات سود تقسیم شده و کیفیت سود پرداختند. بدین منظور، آنها عکسالعمل بازار نسبت به کیفیت اطلاعات منتشر شده گذشته را به وسیله بررسی قیمت سهام و تجدید نظر پیشبینی تحلیلگران حول و حوش تغییرات سود تقسیم شده را مورد بررسی و آزمون قرار دادند در نهایت، با آزمون تجربی، فرضیات تحقیق تأیید شدند یعنی بازار نسبت به اعلام تغییر در سود نقدی شرکت‌های دارای کیفیت سود بالا کمتر عکسالعمل نشان می‌دهد. همچنین حجم پیشبینی‌های تجدیدنظر شده تحلیلگران مالی برای شرکت‌های دارای کیفیت سود بالا بسیار ناچیز می‌باشد.
ریچاردسون (2001) به این نتیجه رسید که اطلاعات اقلام تعهدی در زمینه کیفیت سود در یک بخش خاص از اقلام تعهدی ( مثلا اقلام تعهدی جاری ) متمرکز نیست.
ژی (2001) نشان داد اقلام تعهدی غیرعادی نسبت به اقلام تعهدی عادی ثبات کمتری دارند و خود اقلام تعهدی عادی هم نسبت به جریانهای نقدی عملیاتی ثبات کمتری دارند.
بارث و دیگران (2001) از رگرسیون قیمت و بازده سهام بر سود، ضرایب تخمینی را برای مشخص کردن مربوط بودن و قابلیت اتکاء اطلاعات مربوط به سود به دست آوردند و به این نتیجه رسیدند که اطلاعات حسابداری هنگامی که برای سرمایه گذاران مربوط و قابل اتکاء باشد در قیمت‌ها منعکس می‌شود.
یافتههای پنمن و ژانگ (2002) بیانگر این است که حسابداری محافظهکارانه، منجر به کیفیت سود میشود.
فرانسیس و دیگران (2003) تاثیر هفت ویژگی کیفی سود شامل کیفیت اقلام تعهدی، پایداری سود، قابلیت پیشبینی، یکنواختی، مربوط بودن سود به ارزش سهام، به موقع بودن و محافظهکارانه بودن سود را بر هزینه سرمایه سهام عادی مورد بررسی قرار دادند و نتیجه تحقیق نشان داد شرکت‌هایی که ویژگی کیفی سود آنها از مطلوبیت پایینتری برخوردار است در مقایسه با شرکتهایی که ویژگی‌های کیفی سود آنها مطلوبیت بالاتری دارند، هزینه سرمایه سهام عادی بالاتری را تجربه کردهاند.
اسکیپر و وینسنت (2003) در تحقیق خود به بررسی معیارهای ارزیابی کیفیت سود پرداختند و نشان دادند که کیفیت سود علاوه بر معیارهای متداول به نوع و میزان قراردادهای منعقده بر اساس اطلاعات حسابداری نیز بستگی دارد.
فرانسیس و همکاران (2003) شواهدی ارایه کردند که بیانگر رابطه مثبت بین آثار قیمتگذاری الگوهای سودآوری و کیفیت سود است.
ریچاردسون (2003) به بررسی رابطهی بین فروش استقراضی سهام و کیفیت سود پرداخت. وی به این نتیجه رسید افرادی که مبادرت به فروش استقراضی سهام میکنند از اطلاعات اقلام تعهدی در مورد سود آینده استفاده چندانی نمیکنند. افزون بر این، فروش استقراضی سهام در شرکتهای با اقلام تعهدی زیاد پر هزینه است.
پنمن و ژانگ (2003) در مطالعه خود عوامل موثر بر کاهش کیفیت سود را در سال های پس از 1990 میلادی بررسی کردند. در این تحقیق برای ارزیابی کیفیت سود، از دو معیار اقلام تعهدی اختیاری و ضریب واکنش سود استفاده شده است. نتایج نشان داد افزایش معنیدار دامنهی اقلام تعهدی اختیاری و کاهش معنی دار ضریب واکنش سود، نشان دهندهی کاهش کیفیت سود در طول دوره مورد بررسی است.
گش و دیگران (2004) کیفیت سود و ضریب واکنش سود را، هنگام افزایش با ثبات سود و فروش بررسی کردند. نتایج تحقیق آنان نشان داد، شرکتهای دارای رشد سود توام با افزایش فروش، از کیفیت سود و ضریب واکنش سود بالاتری نسبت به شرکتهای دارای رشد سود توام با کاهش هزینه برخوردار هستند.
چان و همکاران (2004) رابطه محتوای اطلاعاتی کیفیت سود را با بازده آینده سهام بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که میان اقلام تعهدی و بازده آینده سهام رابطه منفی وجود دارد.