مقایسه نظریه عقلانی- عاطفی و نظریه واقعیت درمانی

مقایسه نظریه عقلانی- عاطفی و نظریه واقعیت درمانی:

1-نظریه الیس بر شناخت و باورها تأکید دارد و به طور کلی هر نظریه ای دارای یک کانون و دامنه شمول است(کلی[1] 1968؛ به نقل ازپروین[2]  1998).

کانون شمول نظریه الیس باورها هستند. عقاید، باورها و شناختهای فرد محور هر نوع تبیین برای هر رفتار و حالت روحی است (شفیع آبادی 1383 ؛ الیس، 1976؛درایدن 2003؛کوری 1996 ).

در حالیکه کانون شمول نظریه گلاسر انتخاب، کنترل و رفتار کنونی است. به نظراو هر کس خودش رفتار خود را انتخاب می کند و رفتار بر اساس نیاز درونی فرد در حال حاضر و از درون شخص سرچشمه می گیرد. بنابراین هر کس بر رفتار خود کنترل دارد و رفتارش تابع کنترل خودش است. از نظر گلاسر رفتاری را انتخاب می کنیم که ما را در ارضاء نیازها ی پنج گانه کمک کند.(کوری 1996؛شارف 1996؛گلاسر 1998و2000)

2-از نظر الیس منشاء اصلی اختلالات روانی باورهای غیر منطقی هستند یعنی باورهایی که مانع رسیدن فرد به اهداف، مقاصد، تکامل و پیشرفت شخصی می گردند. از نظرالیس بیماری روانی واقعیتی است که از باورهای غیر منطقی سر چشمه می گیرد ( الیس، 1972؛ میکائیل[3]، 2002 )

از نظر گلاسر بیماری روانی واقعیت خارجی ندارد و ناشی از رفتار غیر مسئولانه است که خودش آنرا انتخاب کرده است. بیماری روانی تلاش و رفتاری است که خود فرد انتخاب می کند تا به نیازهایش دست یابد. اما این روشها را بسیار نامناسب و به دور از واقعیت انتخاب می کند که مؤثر و مفید نیستند. تعارض زناشویی حاصل ناهمخوانی نیازها و تلاش زوجین برای کنترل همدیگر و رفتار ناکارآمد در این راستا می باشد.

3-از نظر اهداف مشاوره و روان درمانی گرچه  هر دو دیدگاه هدفهای کلی مشابهی را دنبال می کنند اما هدف جزئی متفاوتی دارند. در درمان رفتاری، شناختی، عاطفی هدف آن است که مراجع تفکر منطقی رایادگیرد و فرد به مسئولیت عاطفی، خود پذیری، افزایش تحمل ناکامی دست یابد. هدف درمان منطقی، عاطفی، این است که مراجع صفاتی همچون علاقه به خود، علاقه اجتماعی، خود رهبری، بردباری و تحمل، تساهل، ناکامی و خود مسئولیتی در برابر آشفتگی را کسب نماید ( شفیع آبادی 1380 ؛ ساعتچی 1380 ؛ شیلینگ 1985؛ کوری 1996 ).

هدف واقعیت درمانی آن است که راهنمای مؤثری را برای ارضاء نیازها ی اساسی خود بیابد و فرد کنترل رفتار و زندگی خود را به نحو مؤثری بدست گیرد. او باید یار بگیرد رفتار، احساس و عواطف خود در ارزیابی کند. هدف آنست که زوجین از کنترل خارجی دست برداشته و به روانشناسی کنترل درونی روی آورند ( شفیع آبادی 1380؛ ساعتچی 1380؛ شارف 1996 ؛ کرسینی 2001 ).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   سامانه دانلود مقاله ، دانلود کتاب ایران پیپر

 

4-گلاسر تغییر عمل را شروع می کند. او معتقد است که آسانترین چیزی را که می توان تغییر داد و احساس کرد نمی تواند او را به هدف و خواسته هایش برساند و ارضا کننده نیازهای او نیست به آسانی او را کنار می گذارد و رفتار دیگری را انتخاب می کند. بنابراین اکثر فنون نظریه واقعیت درمانی متمرکز بر این است که مراجع خواسته خود را مشخص سازد، واقعی بودن آنرا ارزیابی کند و سپس مشخص کند عمل یا اعمالی را که انجام داده است تا او را به آن خواسته برساند مفید و کارآمد بوده اند یاخیر؟ اگر ناکار آمد بودند فکر کند چه عمل دیگری را می تواند شناسایی یا خلق کند و جایگزین آن نماید. در این نظریه الیس طیف وسیعی از فنون مربوط به نظریه های رفتار درمانی، شناخت درمانی، شناخت درمانی و درمان متمرکز بر عواطف استفاده کرده است. (کوری2005؛گلاسر2003)

 

 

 

5- فرایند درمان در نظریه عقلانی- عاطفی در فرمول زیر خلاصه می شود.

A[4]                B[5]                IC                 BD                       CD

EB                        EF

CD                       CD

 

کسب رفتار و عواطف مؤثر سازنده:   EBو EF

A: شناسایی حوادث فعال کننده

[6]IB:باورهای غیر منطقی

IC[7]: واکنش های رفتاری و عاطفی غیر منطقی مراجع

D: مجادله و مبارزه با حالات رفتاری، عاطفی و شناختی غیر منطقی

فرایند درمان در واقعیت درمانی کاملأ متفاوت است. پذیرش و درگیری عاطفی، ایجاد محیطی گرم و صمیمانه ، بررسی رفتار کنونی مراجع و میزان کارآیی آن، کنار گذاشتن رفتارهای غیر مفید از اجزای فرایند درمان در نظریه گلاسر می باشند.الیس (2000 ) می گوید هر دو نظریه بر مفهوم مکان کنترل درونی تأکید دارند و بر این اصل عمل می کنند که ابتدا مراجع بایدخود را تغییر دهد تا تغییرات مطلوب دیگر رخ دهد ( هوییت  2001؛ الیس  2000) .

 

[1] .Kelly

[2] .Pervin

[3] .Michail

[4] -activity event

[5] -belifes

[6] . Irrational beliefs

[7] .Irrational consequencs