منابع و ماخذ مقاله خشونت علیه زنان، خطوط تلفن، سازمان ملل، کمک رسانی

سرپرستی خانواده در معرض تهدید و آسیب های اجتماعی قرار گرفته اند و در شرایطی بحرانی با مشکل تامین سرپناه رو به رو هستند. طرح تاسیس خانه های پناه جو که چندی پیش با عنوان « خانه های امن» مطرح بود از سال ۱۳۷۷ و پس از اعلام نتایج یک مطالعه سه ساله در مورد خشونت علیه زنان به صورت جدید جزء مطالبات مجامع کارشناسی و غیر دولتی کشور قرار گرفت. طی این سال اجرای این طرح به رغم حمایت از سوی دولت همواره با مخالفت های جدید حقوقی مواجه بوده چرا که معتقد بودند از آن جا که طبق قانون داخلی زن تابع مرد است هیچ کس حق ندارد زن را بدون اجازه مردش در محلی اسکان دهد و شوهر زن می تواند با طرح شکایت موضوع را پیگیری کند. اما این سد بالاخره در حجم انبوه مراجعات زنان آسیب دیده شکسته شد و از سال ۱۳۸۳ قوه قضائیه نیز بهترین راهکار برای حمایت از زنان خشونت دیده را در راه اندازی « خانه های پناه جو» یافت. اگر چه تاکنون جز کلیات، خبر دیگری از طرح احداث خانه های پناه جو مخابره نشده است اما با توه به تشابهات کلی این خانه ها با خانه امن می توان هدف از احداث این خانه های پناه جو و زنان در معرض خطر، ایجاد بستر مناسب برای توانمندسازی زنان پناه جو و جلوگیری از تداوم خشونت علیه زنان عنوان کرد که از اجرای وظایفی مانند پذیرش در نگهداری زنان پناه جو پس از ترخیص تحقق خواهد یافت. اما بدون شک تحقق این اهداف و اجرای صحیح وظایف در نظر گرفته شده برای خانه های پناه جو نیازمند یک هماهنگی کامل بین تصویب کنندگان و مجری است که به نظر می رسد دست کم تا به امروز از آن سخنی در میان نیست.
در این خانه ها اصل بر اعتماد است، بنابراین در خانه های پناه جو تنها بر اساس اعتراف فرد نیز امکان پذیر و مجاز است بدین معنا که از آن جا که هیچ زنی به جدا شدن از خانه و کاشانه خود تمایل ندارد اصل بر این فرض گذاشته شده که مراجعین به این مراکز در پایان راه ناچار به خروج از خانه شده اند. بنابراین اعتراف خودشان مبنی بر نداشتن امنیت جانی، روانی و … برای پذیرش کافی است.۲۹۹
در انگلستان نهضت فمنیسم در کمک به بزه دیدگان مونث خیلی فعال بوده و آنها را بازماندگان یعنی نجات یافتگان از واقعه جرم خطاب می کنند چرا که چنین تعبیری دیدگاه مثبت و کمتر آزاردهنده ای از موقعیت زنان به آنها می دهد. از کمک ارائه شده به نجات یافتگان خشونت های خانوادگی در قالب یک جا و مکان دریک پناهگاه است و بسیاری از آنها به فدراسیون ملی کمک به زنان وابسته هستند.
سرپناهها یا پناهگاهها به عنوان بهشتهای امن برای زنان تاسیس شدند که مورد ضرب و شتم مجرمانه قرار گرفته یا فرزندان آنان توسط افرادی که با آنها زندگی می کنند مورد تعرض قرار گرفته اند، که عموماً شوهران و یا معشوقان آنها هستند.
این پناهگاهها یک پاسخ فمنیستی به شکلی بوده که از سوی کارگزاران اجرای عدالت کیفری مثل پلیس و دادگاهها نادیده گرفته شده است، هر چند در برخی از اینها تغییراتی شروع شده است. در خشونت های خانوادگی، زن به طور کلی به عنوان یک هویت مستقل مدنظر قرار نمی گیرد: او قسمتی از یک رابطه تلقی می شود و احساس کارگزاران اجرای قوانین کیفری این است که او چنین ارتباطی را حفظ کند تا این که به فکر حمایت از خود باشد. در برخی موارد، همین حفظ ارتباط و یکپارچگی خانوادگی و در مفهوم واقعی تر آن وابستگی مالی یک زن است که او را مجبور به ماندن و سوء استفاده جسمی قرار گرفتن می نماید. زنان به کمک همین پناهگاه ها به مبارزه با این عامل قدرت و بی پناهی ناشی از آن پرداخته و بر آن پیروز می شوند.۳۰۰
در این خصوص سازمان ملل متحد در ماده ۱۴ اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام می شود: « احدی در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا … نباید مورد مداخله های خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد»۳۰۱ و نیز در ذیل ماده ۱۵ کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان مصوب ۱۹۷۴ مقرر می دارد: « … دول عضو به زنان و مردان حقوق یکسانی در برابر قانون مربوط به تردد افراد و آزادی انتخاب مسکن و اقامتگاه اعطا خواهند کرد.»۳۰۲
ب- حمایت از سازمانهای غیر دولتی (N.G.O)
در سالهای اخیر معمولاً بزه دیدگانی که سابقاً از جرایم آسیب دیده اند، نهادهایی مدنی (N.G.O) را با هدف امدادرسانی رایگان به قربانیان جرایم خشونت بار تاسیس کرده اند، مانند انجمن حمایت از کودکان، انجمن حمایت از زنان قربانی خشونت، انجمن مبارزه با اعتیاد یا حمایت از معتادان، در این نهادها سعی می شود با گفتار درمانی و روان درمانی قربانیان را فرمت روحی کنند و به تدریج از آلام ایشان بکاهند. گاهی حتی زمینه ملاقات بزه دیده با بزه کار را فراهم می کنند تا در این دیدار با عذرخواهی بزهکار بخشی از پریشانی های بزه دیده تشفی یابد، یا اینکه بزهکار بتواند کاری برای بزه دیده انجام دهد. که در واقع این دسته از اقدامات در بزه دیده شناسی قابل اعمال در چهارچوب آیین دادرسی کیفری نیست. بلکه در روابط با خسارت عاطفی، نهادهای مردمی و جامعه مدنی به کمک دستگاه قضایی می شتابند. در آیین نامه اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب در هر حوزه قضایی واحدهای معاضدت قضایی نقش ترمیم خسارت عاطفی را بر عهده دارند.
بنابر دستور قوه قضائییه دفاتری برای حمایت از اطفال و زنان بزه دیده با حضور مددکاران اجتماعی تشکیل شده است. همچنین در سال های اخیر در کلانتری ها واحدهای ارشاد و مددکاری تاسیس شده است و پس از طرح شکایت ،افسر قضایی پرونده را جهت صلح به این واحدها می فرستند تا سعی شود قضیه با مصالحه ختم شود.۳۰۳
در انگلستان نیز مانند سازمانهای غیر دولتی (N.G.O) در ایران دارای مراکز بحران تجاوز جنسی به نام (م.ب.ت.ج) می باشند که اولین بار در سال ۱۹۷۶ در لندن گشایش یافت که از طریق خطوط تلفن اضطراری یا مراجعه شخص قربانی به آن محلها شروع به کار می نمایند. این مرکز به زنان اجازه می دهند که خودشان در مورد گزارش به پلیس یا ملاقات با یک روانپزشک یا سایر متخصصین مربوط به سلامتی تصمیم گیری نمایند، هر واحد محلی در بیشتر موارد مستقل عمل می کند و هیچ موسسه ملی یا اتحادیه سرتاسری در این موارد وجود ندارد. این مراکز هرگونه کمکهای عاطفی، قانونی و پزشکی به بزه دیدگان می نمایند.۳۰۴
سازمان ملل متحد نیز در بند «س» و «ش» ماده ۳ اعلامیه حذف خشونت علیه زنان به ترتیب مقرر می دارد: « دولت ها باید نقش مهم جنبش و سازمان های غیر دولتی زنان را در سطح جهانی در ارتقاء سطح آگاهی و کاهش مسئله خشونت علیه زنان تصدیق کنند.» و « دولتها باید فعالیتهای جنبش و سازمان های غیر دولتی زنان را یاری رسانده و پیش ببرند و با آنها در سطح محلی، ملی و منطقه ای همکاری کنند.»
ج- برگزاری سمینار و همایش
متخصصین و تشکل های زنان اعم از دولتی و غیر دولتی می توانند با همکاری مطبوعات و سایر رسانه ها به برگزاری سمینار و همایش های آموزشی اقدام کرده و زنان و دختران را برای مقابله ی درست و منطقی با خشونت آموزش دهند. در جریان این همکاری که نقش کار فرهنگی در تغییر ساختار ذهنی افراد دو جنس ظاهر می شود کارشناسان در ایجاد تصویری جدید از جامعه، که مبتنی بر احترام متقابل افراد خانواده نسبت به یکدیگر است، پیشقدم می شوند و با ارائه تجربیات خود که از طریق رسانه ها انتشار می یابد، به تدریج و در دراز مدت ارزش هایی را که متناسب با جهان امروز است، تبلیغ کرده و نقش های جدید زن و مرد را در چارچوب زمانی و مکانی خاصی که در آن به سر می برند، از نو قرائت می کنند. در این سمینارها و همایش های آموزشی کلیشه های را که با عصر حاضر همخوان و هماهنگ نیست، در بوته ی نقد و نقش های جدید زن و مرد را متناسب با مقتضیات اجتماعی روز تبیین می کنند.
اگر در عرصه ی آموزش همگانی، که رسانه ها و کارگاه ها متصدی آن می شوند؛ ضرورت مشارکت افراد جنس مرد در انجام امور خانه و ضرورت مشارکت افراد جنس زن در انجام امور خارج از خانه تفهیم شود، می توان الگوهای رفتاری زن و مرد امروز را معرفی کرد. در درازمدت، به یاری این شکل از آموزش، تغییر در ساختار ذهنی افراد دو جنس ثمرات خود را آشکار می کند و کنترل خشم میسر می شود.
در این رابطه نیز سازمان ملل متحد نیز در بند «ب» ماده ۵ اعلامیه حذف خشونت علیه زنان مقرر می دارد: « دولتها می بایست همایش ها و سمینارهایی با هدف ایجاد و رشد آگاهی میان همه افراد نسبت به مساله حذف خشونت علیه زنان را ترویج کنند.»۳۰۵
د- ایجاد شبکه و خطوط تلفن جهت کمک رسانی
اگر برای کنترل خشونت علیه زنان شبکه و خطوط تلفن کمک رسانی ایجاد نشود تبلیغ به تنهایی نمی تواند کاربردی داشته باشد. نمونه ای از این تبلیغات مثلاً در انگلستان انجمن۳۰۶ با سمبل روبان سفید روزی را به عنوان روز ملی مبارزه با خشونت به مدت ۱۶ روز از ۲۵ نوامبر تا ۱۰ دسامبر اعلام نموده و سعی می کنند با برنامه هایشان توجه جامعه را جلب نموده به امید اینکه جامعه ما روزی عاری از خشونت علیه زنان باشد. تبلیغات مفید بوده ولی نیازمند انجام امور عملی مثل شبکه و خطوط تلفن کمک رسانی که در صورت لزوم بزه دیده که در دام خشونت یا بزه واقع شده اند بتوانند با یک تماس با اینگونه شبکه ها حداقل از حمایتهای اولیه مثل کمک های عاطفی، پزشکی، خانه امن و … بهره مند گردد.
بنابراین، ضرورت ایجاد شبکه و خطوط تلفن کمک رسانی در مجموعه ی مبارزه با خشونت علیه زنان حیاتی است، خواه حوزه عمل یک شهر، یک روستا یا یک محله را شامل بشود. چرا که اهمیت ایجاد شبکه و خطوط تلفن به حدی است که می تواند با اقدامات مثبت خود از بسیاری از خطرات همسرکشی و یا درجات خفیف تر قطع یا نقص عضو یا ضرب و جرح های ناشی از خشونت های جنسی و خشونت خانوادگی بکاهد.۳۰۷
در انگلستان نیز در جهت کاهش خشونت های خانوادگی فدراسیون حمایت از زنان یک خط تلفن اضطراری برای حمایت از زنانی که مورد انواع خشونت جسمی و جنسی قرار گرفتهاند قرار داده است. تنها در سال ۲۰۰۹ از این خط تلفن ۱۵۰ هزار زن تقاضای درخواست کمک داشته اند.۳۰۸
و در همین راستا نیز مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بند هـ ماده ۲ بیان می دارد:« دول عضو این موارد را متعهد می گردند… اتخاذ کلیه ی اقدامات مناسب جهت رفع تبعیض از زنان توسط هر شخص، سازمان و شرکتهای خصوصی …»
نتیجه گیری و پیشنهادها:
در بسیاری از جوامع، زنان در معرض خشونت قرار دارند. آنها نه تنها قربانی خشونت مردانند، بلکه ترس از رویارویی با این خشونت در سراسر زندگیشان سایه افکنده است

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد رایگان درموردمدیریت دانش، زنجیره تأمین، دولت الکترونیک، تجارت الکترونیکی

دیدگاهتان را بنویسید