منابع پایان نامه درباره مصرف مواد

پیدا گردد .این کیفیت مرکب را مزاج گویند”.20
درتعریفی دیگر می گویند :اگر دوکیفیت باهم ترکیب شوند ،و در یکدیگر اثر کنند و شکل و گوهر اولیه آن تغییرکند و کیفیتی میانه پدید آید ،آنرا مزاج گویند.21
از مجموع تعاریف بدست می آید، مزاج یک ترکیب جدیداست که از آمیزش عناصر با یکدیگر، به صورتی که در همدیگر اثر کنند پدید می آید .همانطور که در تعاریف اشاره شد،به یک اصل مهم تاکید شده است و آن آمیزش عناصر با یکدیگر است که ترکیبی جدید ایجاد می کند.و در حقیقت مزاج همان طبع است و نباید با خلط یا رکن اشتباه شود،همچنین مزاج جسم نیست، بلکه گرمی، سردی، خشکی، و تری را مزاج گویند.
.مزاجها را می توان به طور کلی به نه مزاج اصلی (مزاجی که انسان با آن به دنیا می آید)تقسیم کرد که این مزاج ذاتی بر حسب شرایط محیطی،و همچنین با توجه به سن ،جنسیت،و فصل وغیره تغییر کند (مزاج اکتسابی) از این مزاجهای نه گانه یکى هماهنگ (معتدل) و هشت تا ناهماهنگ‏اندو از هماهنگى بیرون مى‏باشند، چهار تاى آن تنها است شامل گرم، سرد، تر، خشک و چهار تا ترکیبى است که شامل گرم و خشک، گرم و تر، سرد و خشک،سردو تر.22 مزاج انسان را می توان از بهترین مزاجها دانست23
همچنین مزاج حالت فعالیت کل بدن یا اجزاءآن است ،چنانکه گرمی را می توان حالت تجمع انرژی و سردی را حالت کم شدن و تفریق انرژی و رطوبت و خشکی را بیان کننده حالاتی از ماده دانست .از نظر علمی دو دستگاه عصبی و آندوکرین تاثیر بسیار زیادی در تنظیم فعالیتهای بدن ،منجمله سوخت وساز متابولیسم بازال بدن دارند .24 در واقع هر دو دستگاه به صورت منفرد عمل می کند و مهمترین کار آنها تنظیم فعل و انفعالات بدن است که با دخالت هورمونها صورت می گیرد و اگر فعالیت زیاد از اندازه باشد گرما تولید و اگر کمتر باشد سردی غالب می شود .همچنین ،غده تیروئید در بالا بردن متابولیسم بازال موثر است و هر چه فعال تر باشد متابولیسم و گرما بیشتر است،.پس هر ماده ای که وارد بدن می شود با تاثی بر غده تیروئید ، متابولیسم بازال را یا در حد اعتدال یا به سمت افزایش یا کاهش آن سوق می دهد و مزاجهای معتدل ، گرم و یا سرد ایجاد می کند.25 بنابراین اگر غده تیروئید کم کار باشد نشانه سردی مزاج است و اگراین غده پر کار باشد از گرمی مزاج است. باتوجه به اینکه امروزه بیماری کم کاری و پر کاری تیروئید خیلی بیشتر از قدیم شده و این به دلیل به هم خوردن اعتدال مزاجها ست که نتیجه خوردن
غذای نامناسب است.
به نظرابن سینا، اجسام عنصرى وقتی باهم ملاقات می کنند بعضى در بعضى فعل مى‏کنند و هرکدام از آنها بسبب صورتشان فاعل است و بسبب ماده منفعل، چنانکه شمشیر تیزش فعل مى‏کند و آهنش کندى و فرسودگى مى‏یابد، و این فعل و انفعال همواره استمرار دارد تا یکى از دو امر پیش آید: یا یکى بر دیگرى غلبه مى‏کند و او را از نوع خود مى‏سازد، مثل اینکه آتش چون به چوب برسد آن را مى‏سوزاند؛ در این حالت صورتیکه غالب شده مى‏گوئیم کائن است و صورتیکه مغلوب شده فاسد است؛ یا اینکه یکى بر دیگرى غلبه نمى‏کند، اما کیفیت هر دو چنان تغییر مى‏یابد که در آنها کیفیت متشابهى دست مى‏دهد؛ این عمل را امتزاج و آن کیفیت متشابه را مزاج مى‏نامند، مثل اینکه سرکه و انگبین چون باهم ممزوج شوند سرکنگبین درست مى‏شود که نه سرکه است و نه انگبین1 . بلکه کیفیت خاص دارد. اما اگر میان آن دو جسم فعل و انفعالى دست ندهد، مثل اینکه نمک و فلفل را بهم بیامیزند آن را اختلاط مى‏گویند نه امتزاج.26
1-7-مزاج و حالات آن‏
هر شخص با توجه به نوع مزاجی که دارد،حالات و خصو صیات او هم به طرف همان سوق داده می شود. شخصى که مزاج اصلى او به گرمى و خشکی نزدیک باشد، حرکات و احوال او درتمام عمرمانند حرکات و حالات‏جوانها است. و کسی که مزاج اصلى او بسردى و ترى تمایل داشته باشد، احوال و حرکات اومانندحالات پیران است. و هر شخصى که در عمر خود به سنی برسد که مزاج سن او بامزاج اصلى او یکی شود، ضعیف و بدحال می شود، به خاطر آنکه دو مزاج از یک نوع در یک شخص جمع می شود و یک شخص از دو مزاج و از دو نوع نمی تواند باشد. 27
مثلا اگر مزاج اصلى شخص گرم و خشک باشد در سالهای اول جوانى گرمى و خشکى او زیادمی شود، به همین علت بد حال می شود واحتمال بیماری در آن شخص بیشتر می شودو چون زمان آن بگذرد بهتر شود.و اگر مثلا مزاج اصلى او سرد و تر باشد، در جوانى نیک حال می شود و در پیرى، حالش بد می شود.و اگر مزاج اصلى او گرم و تر باشد، در پیری حالش خوب میشود.در سالهای جوانی به علت اینکه طبع انسان در غلبه صفراست (گرم وخشک است)و هوای تابستان نیز گرم و خشک است ابتلا به بیماری در این اشخاص بیشتر است.واگر مزاج ذاتی درجوانی سرد و تر باشد ،در تابستان کمتر به بیماری دچار می شود و همینطور در مزاجهای دیگر نیز به این صورت است.

1-8-اخلاط
خلط در لغت از ریشه خَلَطَ به معنی آمیختن است ودر اصل چیزی که از مخلوط شدن چند چیز بوجود می آید،خلط نامیده می شود.28
خلط در اصطلاح ،جسم تر و روانی را گویند که غذا نخست بار ، بدان تبدیل می شود .29″در تعریفی دیگر”خلط جسمی است رطب بالفعل که قابل تسییل است و مستحیل می گرددبه سوی آن غذا در اول استحاله “.30 در کتاب التنویر، اخلاط راشامل خون، و صفرا، و سوداء، و بلغم می داند، که “امشاج” نیزمی گویند.و دارای چهار قوتست:31.
در نتیجه خلط را می توان جسم روان و مرطوبی خواند که غذا بعد ازخورده شدن و هضم شدن به آن تبدیل میشود.و در رگها جریان پیدا می کندکه این اخلاط
به نام های صفرا ، سودا ،بلغم و خون است.
بنابراین باتوجه به تعاریف، خلط با مزاج و طبع تفاوت دارد،با توجه به اینکه خلط بعد از خورده شدن غذا در بدن ایجاد می شود و به صورت خلط صفرا،خلط سودا،خلط بلغم وخلط دم یاخون موجود است.درمجموع نه طبع و خلط وجود دارد:1-طبع معتدل:در حالتی است که ترکیب متعادلی از عناصر ،در بدن انسان ایجاد شود،که در شرایط معمول بسیار نادر دیده می شود.2-طبع گرم 3-طبع سرد4-طبع خشک 5-طبع مرطوب 6-طبع گرم و خشک 7-طبع گرم وتر8-طبع سردو تر9-طبع سردو خشک وبه علت پیچیدگیهای انسان،طبع های ترکیبی بیشتر در اوبروز می کند .خلط صفراوی که گرم وخشک است،خلط سودایی که سردو خشک است،خلط بلغمی که سردو تر است و خلط دموی که گرم و تر است.
هر نوع از مواد غذایی (اعم از گیاهان و میوه ها و غذاها و گوشت حیوانات و غیره) یک طبع خاص دارد و اثر خاصی بر روی اخلاط اربعه می گذارد و آن را به حالت تعادل یا عدم تعادل در خواهد آورد ؛ به عنوان مثال، استفاده از مواد غذایی چرب و شیرین به طور مداوم ، صفرا را افزایش می دهد، همچنان که پرخوری و عدم رعایت اعتدال در مصرف مواد غذایی موجب غلبه ی خون می شود. استفاده از ترشی جات سرکه و لبنیات به مقدار زیاد موجب طغیان و ازدیاد بلغم ، و خوردن غذاهای نمک سود و مانده و و یا گوشت حیوانات پیر سبب زیادی سودا می گردد.
1-9-چگونگی تشکیل اخلاط
غذایی که می خوریم هنگامی که وارد بدن ما می شود، هضم آن در معده آغاز می
گرددو به کبد می رود در کبد چهار خلط یا چهار نوع مایع تولید می شود به نام های صفرا ، سودا،بلغم وخونغذا تحت تاثیر جویدن دندان ها و ترشحات دهان و معده و حرکات دستگاه گوارش به یک ماده بنام کیلوس معدی که شبیه به سوپ جو است تبدیل می شود ، سپس این ماده توسط عروق ماساریقا (رگ های باریک و سختی هستند که به سراسر امعاءپیوسته اند )به کبد رفته 32.و آنجا نیز تحت اثر حرارت کبدی به کیموس کبدی تبدیل می شود . به عبارت دیگر غذا تحت تاثیر تغییرات سیستم گوارشی به اخلاط تبدیل می شود .از کیموس کبدی چهار خلط به نام سودا ، بلغم ، دم ، صفرا ایجاد می شود .تعادل این اخلاط چهارگانه نقش مهمی در حفظ سلامتی دارد و بسیاری از بیماریها به علت عدم تعادل این اخلاط حاصل می شود . اگر اخلاط ایجاد شده صالح و از نظر کمیت و کیفیت ، معتدل باشند موجب سلامتی بدن و اگر اخلاط ،ناصالح باشند زمینه بروز بیماری ها مهیا می شود 33.در نتیجه کبد مهمترین عضوی است که اخلاط در آن شکل می گیردو نقش تعیین کننده ای در سلامت انسان دارد. کسی که عنصر آتش در وجودش بیشتر باشد صفراوی مزاج است کسی که عنصر هوا در وجودش بیشتر باشد دموی مزاج است. کسی که عنصر آب وجودش بیشتر باشد بلغمی مزاج است وکسی که خاک وجودش بیشتر باشد سوداوی . مزاج است. 34
نخستین و بهترین اخلاط، خون است که گرم و تر است و دلیل آن این است که هنگامی که خون در بدن زیاد می شود ، حرارت و رطوبت غلبه می کند و بیماری های گرم وتر بوجود می آید و از غذاهای گرم وتر مثل گوشت و شراب تولید می شود.35از این سخن بر می آید که خون خدمات زیادی برای بدن انجام می دهد وعامل رشد، نمو ، حرارت و بالندگی بدن می شود.بدترین نوع خلط بلغم است زیرا سخت است وسبب سستی و ضعف ،خرابی و به هم خوردن دستگاه های بدن می شود ؛مثلاشب ها نمی تواند بخوابد و موقع روز خواب است.
1-10-سردی و گرمی ومضرات آن
سردی و گرمی هر کدام دارای خصوصیاتی است که در بدن بروز پیدا می کند؛و بدن نیز به همان صورت عکس العمل نشان می دهد.سردى بذات خود اشتها را ضعیف مى‏کند و آن را از میان مى‏برد همچنانکه سایر افعال بدن را ناتوان مى‏گرداند36.طبیعت سرد وتر،باز دارنده است زیرا سردی ضد طبیعت روح بوده توان روحی را مختل کرده و مانع فرود آمدن نیرو به اعصاب وعضلات می گردد.37 کسانى که سردى و رطوبت بر مزاجشان چیرگى دارد کندى در حرکات و تنبلى بر آنان غلبه دارد زیرا مزاج سرد حامل را که قوّه باشد ضعیف مى‏کند و رطوبت، سبب سنگینى محمول مى‏شود و هر دو سبب غلظت موادّ بدن و رطوبت‏هاى آن مى‏شوند و بى‏هوشى و کندذهنى از آن بوجود مى‏آید.38 عواملی که باعث سردی در بدن می شودعبارتند از :غذای سرد،داروی سرد،روزه گرفتن،خوردن ونوشیدن بسیار زیاد،داشتن جنبش زیاد،( زیرا حرارت غریزی را کم می کند)،آرامش در حد زیاد،زیاده روی در برخورد با گرمی دهنده ها،مانندهوای گرم،ضمادهای گرم وآب گرم،سفت بستن اندامها که باعث بند آمدن راه حرارت می شود.زیاد ماندن در حمام،اندوه بیش از حد،ترس مفرط،شادی بیش از حد، لذت بیش از حد،بند آمدن مجاری در بدن بوسیله مواد زائد،تخلیه در حد افراط ، زیرا روح در تخلیه زیاد بیرون می آید و ماده حرارت از بین می رود.39 همچنین ،مزاج گرم به طبیعت نزدیک تر است تا مزاج سرد40 وبه طور کلی می توان گفت گرمی در بدن، نشانه اعتدال است و سردی از زیاده روی و افراط و تفریط درخوراک ، خواب وبیداری وغیره است.
وجود هر چهار خلط در بدن انسان ضروریست اما در حد خاص و معین و کمبود و یا فزونی هر یک از آنها باعث سوء مزاج یا غلبه اخلاط می گردد ،که در این حالت برای رفع مشکل باید تدابیر مربوطه رعایت و درمان صورت پذیرد.
در گیاهان وجود عناصر چهار گانه را با خوردن یا لمس آنها به وضوح می بینیم.گیاهانی که خوردن و حتی لمس آنها موجب گرمی و تشنگی فوری شده ویا حتی با تکرار آنها در بدن ایجاد خارش وسوزش می شود را گرم وخشک می گوئیم.گرمی ها را در بدن میتوان این گونه شمرد. از جمله غذای گرم ،داروی گرم،حمام در حال اعتدال،خواب و بیداری
در حد اعتدال،خشم اگر چه کم یا زیاد باشد،غم و اندوه که خیلی بیش از حد نباشد،غذا خوردن در حد اعتدال،مالش دادن بدن در حد اعتدال،شادی و نشاط در حد اعتدال،شغلی که انجام آن با ایجاد حرارت در بدن توام است،گذاشتن مرهم و ضمادگرم بربدن ،جنب و جوش حتی اگر خارج از حد اعتدال باشدوشادی و نشاط در حد اعتدال.41
هوای سرد بدن را صلب (محکم)و پر زور و کثیف می گرداند.و نمی گذارد حرارت غریزی ،به تحلیل رودو این سبب تجوید هضم می گرددو تجوید هضم موجب کثرت خون صالح می شود وکثرت خون صالح موجب طراوت رنگ و کثرت تولد روح می گردد وهمه اینها ، سبب درازی عمر می شود و مرضی که در هوای سرد ایجاد می گردد، عبارت است از زکام ، نزله ، صرع ، رعشه، فلج ، سکته ، سده و امثال اینها .42
ولی هوای گرم بدن را مترهل (سست ونرم)می کند، ضعف و سستی می آورد و هضم را بد می گرداند و ادراک را تیره کرده، عقل را کم کند ، بنا بر آنکه حرارت و رطوبت غریزی که بنای زندگانی بر آن است ، به واسطه کثرت تحلیل ،کم می شود.پس درهمه قوا و اعضاء نقصان پدید آید و امراض این هوا ، خناق (خفگی )است و تب گرم و درد سر و چشم و ضعف دل و جگر و سرسام (ورم پرده های مغز)و و تنگی نفس و دق (مرضی که شخص را لاغرو نزار می کند )و امثال اینها.43پس به طور کلی غلبه هر کدام از مزاج ها باعث بیماری در بدن می شود، ولی ضرر سردی برای بدن بیشتر از گرمی است زیراگرما باعث می شود که خون در بدن به حالت روان باشد و به همه جای بدن برسد .ولی سردی خون را از حرکت باز می دارد.
ابن سینا در فصل نهم از فن سوم کتاب طبیعیات شفادر مورد خشکی وتری مى‏گوید: “خشکى کیفیتى است که بواسطه آن جسم بدشوارى قبول شکل مى‏کند، و بدشوارى هم آن را ترک مى‏کند؛ ترى کیفیتى است که بواسطه آن جسم بآسانى محصور مى‏شود و شکل جسمى را که بر او احاطه دارد مى‏پذیرد، و بزودى هم ترک شکل مى‏کند.”44در نتیجه سوداوی و صفراوی مزاجها که دارای خشکی ذاتی هستند به سختی چاغ می شوند ویا اصلا تغییری نمی کنندولی دموی و بلغمی مزاجها که دارای رطوبت ذاتی هستند،باکمترین خوراک چاغ می شوند، و می توانند لاغر شوند.وبه طور کلی ،تری و رطوبت در مزاج شخص باعث چاغی می شود و برعکس خشکی در مزاج ،باعث لاغری در شخص می شود.
1-11-علل چهارگانه اخلاط
بوجود آمدن هر چیزی وابسته است به چهار “علت مادی ،علت فاعلی،علت صوری و علت غایی”45
که اگر یکی نباشد آن چیز ایجاد نمی شود .علت مادی ، ماده اولیه ای است که جسم از آن بوجود می آید .عاملی که روی ماده اثر کرده و جسم را ایجاد می کند ،همان علت فاعلی است .و علت صوری ، طرح و شکل جسم بوده و در نهایت ، فایده و کاربردی که از جسم انتظار می رود سبب غایی است . اخلاط نیز دارای علت مادی که نوع غذای وارد شده به بدن است . علت فاعلی ،میزان حرارت .علت صوری ، خصوصیات (شامل رنگ،بو،طعم و حالت)خلط . و علت غایی ،فواید و عملکرداخلاط در بدن انسان می باشد.46.پس اگرهر کدام از این چهار عامل نباشند اخلاط شکل نمی گیرد.
1-12-پیدایش فرضیه اخلاط چهارگانه
دانشمندان قدیم ، برای نشان دادن اخلاط چهارگانه ، خون گوسفندی را در یک ظرف ریخته و پس از مدتی مشاهده می کردند که قسمتی از خون بسته شده و طبقات زیر در آن آشکار شده است،به این صورت که طبقه زیرین ، خون لخته شده سیاهرنگ بوده و از اجتماع گلبول های قرمز و فیبرین به وجود آمد

دیدگاهتان را بنویسید