منبع تحقیق با موضوع تحلیل شبکه اجتماعی

دانلود پایان نامه

ل شبکه اجتماعی کشف و تفسیر الگوهای پیوندهای اجتماعی میان کنشگرهاست. بنابراین، این تخصص مستلزم تئوری سازی، مدلسازی و پژوهشهای تجربیای است که بر کشف الگوهای ارتباطی میان کنشگرها متمرکز هستند (فریمن،2000، ج 7، ص 350 – 352). به عبارت دیگر تحلیل شبکه اجتماعی روشی است که میتواند در تصویرسازی و مدل سازی روابط میان جوامع، که به آسانی دیده نمیشوند، کمک کند. مطالعاتی که با تحلیل شبکهی اجتماعی مدل سازی میشوند، بر تماسها و ارتباطات میان جوامع تمرکز میکنند.
فریمن، 4 ویژگی را برای حوزهی تحلیل شبکه اجتماعی برشمرده است:
تحلیل شبکه های اجتماعی به وسیلهی یک بینش بصری بر مبنای پیوندهای متصل کنندهی کنشگرهای اجتماعی انگیخته شده است.
بر داده های تجربی نظاممند استوار شده است.
به شدت به شبیه سازی تصویری نزدیک شده است.
و بر استفاده از ریاضیات و یا مدلهای محاسباتی تکیه میکند (فریمن، 2004، ص3 نقل در هادیان،1391).
در حقیقت برای تحلیل یک شبکه اجتماعی صرف نظر از نوع کنشگرهای آن، میتوان تفسیری تصویری یا جبری از شبکه در نظر گرفت. به عبارت دیگر، میتوان از نمودارهای گراف گونه برای تفسیر تصویری استفاده کرد، که در آنها هر کنشگر به منزلهی یک رأس گراف یا یک گره در نظر گرفته میشود و یال های گراف یا کمانهای میان رئوس، بیانگر ارتباطات میان یک رأس (کنشگر) با رأس دیگر است. پس بین یک رأس و رأس دیگر یال و کمانی وجود دارد، اگر و تنها اگر بین کنشگرهای متناظر آنها رابطهای وجود داشته باشد.
گرافها راه های مفیدی برای نمایش اطلاعات دربارهی شبکه های اجتماعی هستند، اما وقتی کنشگرها و یا انواع بسیاری روابط در شبکه وجود دارد، الگوهای ارتباطی شبکه بسیار پیچیده و مشاهدهی آنها سخت خواهد شد. بنابراین، میتوان کنشگرها و ارتباطات میان آنها را در غالب یک ماتریس ارائه کرد و به این ترتیب، تفسیری جبری از شبکه ارائه داد. استفاده از ماتریسها به ویژه در شبکههایی با گرهها و یا پیوندهای بسیار، امکان کاربرد ابزارهای ریاضیاتی و کامپیوتری را برای خلاصه کردن و درک الگوهای ارتباطی شبکه فراهم میسازد (هانمن و ریدل ، 2005، ص 53 به نقل از هادیان، 1391). برای این منظور میتوان ماتریس مربعی، با مرتبهی تعداد رئوس گراف یا همان تعداد کنشگرهای شبکه، به عنوان ماتریس مجاورت کنشگر- کنشگر گراف در نظر گرفت، به گونهای که چنانچه رأسی با رأس دیگر یا خودش در ارتباط بود و یالی میان آنها بود و یا طوقهای وجود داشت، عدد 1 و در غیر این صورت، به عنوان درایهی مشترک آنها در نظر گرفته شود. البته لازم به ذکر است که لزوماً ماتریسی که بیانگر شبکه اجتماعی مورد نظر میباشد، یک ماتریس مربعی یا مربعی صفر و یکی نیست؛ چرا که ممکن است ارتباط دو ویژگی یا دو مجموعه در ماتریس منعکس شود، یا مقادیر واقعی ارتباط دو رأس یا کنشگر، به عنوان درایهی مشترک آنها در ماتریس منظور شود.
در مجموع برای تحلیل، ترسیم و توصیف شبکه های اجتماعی، میتوان از نرمافزارهای تحلیل شبکهی اجتماعی استفاده کرد. استفاده از این نرمافزارها با داشتن الگوریتمهای متعدد، امکان انجام عملیات محاسباتی روی داده های شبکه و نیز ترسیم الگوهای ارتباطی شبکه را تسهیل میبخشد.
بنابراین تحلیل شبکه اجتماعی مجموعهای از ابزارهای تحلیلی است که میتواند برای ترسیم شبکه های ارتباطی استفاده شود و ابزارهای مهمی برای ارزیابی و ارتقای همکاری در گروههایی با اهمیت راهبردی فراهم کند. استفاده از این متدولوژی برای تحلیل طبیعت و نقش ارتباطات غیر رسمی میان افراد خاص در سازمانهای تجاری رو به گسترش است. تحلیل شبکه اجتماعی به شناسایی نقاط قوت و ضعف در جریان دانش کمک میکند و شبکه غیرقابل مشاهده ارتباطات میان افراد را قابل مشاهده میکند تا برای بهبود عملکرد سازمانهایشان تصمیمگیری کنند. متدولوژی تحلیل شبکه اجتماعی میتواند به عنوان یک ابزار تشخیصی و برنامه ریزی برای افزایش همکاری و در نتیجه افزایش جریان دانش و اطلاعات در سازمان مطرح شود (وان درالست و دیگران، 2007 به نقل از سپهری و ریاحی، 1389). در مطالعات تحلیل شبکهی اجتماعی که از داده های کتابسنجی استفاده میکنند، متغیرهایی مانند مقالات، استنادها، شبکه های هماستنادی، نویسندگان یا مؤسسات همکار بررسی میشوند ( آل ، سویدال و آلیر ، 2012 به نقل از هادیان، 1391).
2-3-2. مفاهیم اساسی تحلیل شبکه اجتماعی
2-3-2-1.مرکزیت: چندین مفهوم به طور گسترده در حوزهی تحلیل شبکه های اجتماعی به کار رفته است؛ یک از آنها مفهوم مرکزیت است (آل ، سویدال و آلیر، 2012 به نقل از هادیان، 1391). مرکزیت در شبکه اجتماعی مفهومی است که مهمترین و برجستهترین کنشگر در شبکه را به تصویر میکشد. این کنشگرها دارای یک موقعیت استراتژیک در شبکه هستند. راه های بسیاری برای سنجش ابعاد برجستگی در شبکه وجود دارد.
یکی از مفاهیم مرتبط با مرکزیت، مرکزیت درجهای است. مرکزیت درجهای یک رأس، درجهی آن رأس است. یعنی تعداد یالهایی که آن رأس را به طور مستقیم با رأسهای دیگر پیوند میدهد. در یک گراف جهت دارف دو مفهوم درجهی داخلی و درجهی خارجی مطرح میشود که اولی بیانگر تعدا کمانها یا یالهایی است که آن رأس دریافت میکند دومی بیانگر تعداد کمانهایی است که از رأس خارج میشود ( دونوی، مروار و باتاجلی، 2005، ص 63-64 و126 به نقل از هادیان، 1391). در شبکه غیر جهت دار درجه رأس همان تعداد یالهایی است که از هر رأس خارج میشود.
2-3-2-2. تراکم (چگالی): چگالی شبکه نسبت اتصالاتی است که واقعاً میان کنشگرها وجود دارد به تعداد اتصالاتی که میتوانست وجود داشته باشد. این سنجه شاخصی است از پتانسیل ارتباط میان بخشهای شبکه و بنابراین، مقدار و نوع اطلاعاتی که به صورت تئوریک میتواند مبادله شود. همچنین این سنجه میتواند نشان دهنده سرعتی باشد که اطلاعات بین گرهها پخش میشود (سپهری و ریاحی، 1388). در حقیقت معیار تراکم در تحلیل شبکهی اجتماعی، سطح کلی ارتباطات میان کنشگرهای شبکه را توصیف میکند (اسکات، 2006 به نقل از گیناکیس، 2012 نقل در هادیان، 1391).
برای شبکه های ارزشدار (غیرباینری)، چگالی شبکه از تقسیم مجموع تمام مقادیر بر تعداد پیوندهای ممکن به دست میآید. در این مورد چگالی، مقدار میانگین را نشان میدهد.
2-3-2-3. انسجام (پیوستگی): انسجام شبکه را میتوان مجموعهای از روابط تعریف کرد که گرهها را به یکدیگر متصل میکند و شبکه را از گسیختگی باز میدارد. اگر هر یک از گرههای شبکه توسط تعداد زیادی یال به گرههای دیگر متصل شود و حفره های کمی در شبکه وجود داشته باشد، میتوان آن را شبکهای منسجم در نظر گرفت (عرفانمنش و بصیریان،1391،ص 83) . به طور مستقیم انسجام بدین معناست که شبکهی اجتماعی پیوندهای بسیاری دارد. پیوندهای بیشتر بین مردم، ساختاری فشردهتر به دست میدهد که احتمالاً منسجمتر و به هم پیوستهتر است. در تحلیل شبکه، مفهوم چگالی یا تراکم، این ایده را بیان میکنند. همانطور که گفته شد، مفهوم چگالی به معنای درصد تمام پیوندهای ممکن موجود در شبکه است. بیشترین چگالی در یک شبکهی ساده کامل شبکهی سادهای که تمام جفت رئوس آن با یک یال یا دوکمان هر کدام در یک جهت به هم مرتبط شدهاند یافت میشود. اگر وجود حلقه (طوقه) هم مجاز باشد، تمام رئوس در شبکهی کامل دارای حلقههایی هستند. یک شبکهی کامل، یک شبکه با بیشترین چگالی است (دونوی، مروار و باتجلی، 2005، ص 62-63 به نقل از هادیان، 1391). نقشه 2-1 تصویری از مفهوم انسجام در یک شبکهی سادهی کامل با بیشترین چگالی، یعنی چگالی 1، را نشان میدهد.

نقشه 2-1. نمود بصری مفهوم انسجام دریک گراف کامل با چگالی 1

2-4. ترسیم ساختار علم
“اسمال” و “گارفیلد” (1985) اظهار میدارند که شاید ” برادفورد ” (1948) از اولین کسانی باشد که به طور غیر مستقیم به ترسیم ساختار علم اشاره کرده است. ضمن اینکه نظر “پرایس ” (1966)را در این باره که میتوان ساختار علم را ترسیم کرد؛ تایید میکنند (جعفری و همکاران، 1390). همچنین گارفیلد به عنوان یکی از پیشگامان حوزهی علمسنجی، بعد از مشاهدهی اولین بروندادهای مکشوف از نمایه استنادی علوم به این نتیجه رسید که اگر متون علمی را آینهای از فعالیتهای علمی بدانیم، یک نمایهی استنادی جامع و چند رشتهای نیز میتواند دیدی سودمند در خصوص این فعالیتها ارائه کند. اسمال نیز درباره ی نگرش خود به پایگاه وب آف ساینس مینویسد: به زعم من پایگاه دادهای مانند وب آو ساینس بیش از آن چیزی است که جامعه شناس از طریق آن جامعه را میبیند. این پایگاه، سیستم اجتماعی پیچیدهای است که می توان با بهره گرفتن از آن دریافت که اطلاعات چه نقشی در اکتشاف و خلاقیت دارد، چرا و کی یک دانشمند ارتباط برقرار میکند و چگونه حوزه های علمی رشد کرده و توسعه مییابند (زوارقی، فدایی و فهیم نیا، 1390).
به عقیده نوروزی چاکلی(1390) مطالعات مربوط به ساختار متون علمی موجب پدید آمدن حوزه های ترسیم نقشه شده است، چراکه با تحولات گستردهتری که در نرمافزارها به وجود آمد، امکانات بیشتری برای انجام مطالعات ساختار متون علمی فراهم شد؛ در بسیاری از این گونه مطالعات سعی شد ساختار متون علمی، مجله های علمی، دانشمندان و بسیاری دیگر از مقوله های تولید علم ترسیم و نقشههایی جامع در این خصوص عرضه شوند.
از سوی دیگر برای اتخاذ تصمیمات بهتر ، جامعتر و کارآمدتر در خصوص سیاستگذاریهای علمی تنها شناسایی ساختار رشتهای و روابط موضوعی نمیتواند سودمند باشد بلکه باید در کنار آن به ساختار فکری، ساختار اجتماعی و ساختار شناختی رشته ها، حوزه های علمی و تخصصها پی برد و از این طریق روابط موجود بین نقش آفرینان علمی را از ابعاد مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار داد. همچنین از این طریق است که میتوان ساختار علم را در جهان علمی امروز که روز به روز بر پیچیدگیهای فکری ، شناختی و اجتماعی آن افزوده میشود شناسایی کرد (زوارقی، فدایی و فهیمنیا، 1390).

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع تحقیق با موضوع تحلیل استنادی-فروش و دانلود فایل

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نوروزی چاکلی (1390) ترسیم ساختار شبکه های همکاریهای علمی و تألیف مشترک را بخشی دیگر از مطالعاتی که میداند که روی همکاریهای علمی تمرکز دارند؛ با توجه به این مورد بایستی توجه داشت که ساختار شبکه های استنادی که ترسیم آن در کتابسنجی و علمسنجی از سابقهی دیرینهای بهرهمند است با ساختار شبکه های همکاری علمی تفاوت دارد؛ چرا که گرههای شبکه های استنادی از مقاله ها تشکیل شده است نه از نویسندگان؛ همچنین پیوند میان آنها استنادهاست نه تألیف مشترک. در واقع تفاوت این شبکه ها به تفاوت ماهیتی عمل استناد و همکاریهای علمی باز میگردد (رحیمی، 1386، نقل از: نوروزی چاکلی،1390).
2-5. نقشهی علم
2-5-1. تعریف و تبیین جایگاه نقشه علم
در تصویرسازی علمی، مرزهای مشترک حوزه های خاص علمی و ارتباطات این مرزها باعث میشود که کاربران بتوانند بر مبنای یک الگوی تصویری نوشته ها و ادبیات تحقیق علمی را مورد کاوش قرار دهند. هدف از تصویریسازی حوزه های مختلف علوم، مشخص کردن مرزهای ارتباطات مختلف علمی به عنوان بازتابی از نوشته ها و متون و تلاشهای علمی، و مسیرهای استنادی (دنباله استنادها) توسط مطالب منتشر شده توسط دانشمندان است (چن 2001، نقل در عابدی جعفری و همکاران، 1389). نقشه های علمی میتواند به عنوان رویکردی برای مشخص کردن وضع موجود رشته علمی خاصی و مطالعات تطبیقی صورت گیرد.
نقشه علمی عبارت است از تجزیه و تحلیل انتشارات یک حوزه علمی از زوایای متفاوت و ترسیم یک نگرش کلی از آن حوزه؛ بر پایه این نقشه و ترسیم سیر تغییر و تحولات ، حوزههایی که بیشترین و کمترین نزدیکی را دارند از هم متمایز میشوند و بدین ترتیب، هر کاربر، افزون بر ویژگیها و ارتباط بین زیر رده های هر حوزه از علم می تواند تأثیرگذارترین افراد و مؤسسات تحقیقاتی را نیز در آن حوزهی خاص مشخص نماید (عابدی جعفری و همکاران، 1390، ص 128). نقشه علمی بازنمون دو بعدی یا سه بعدی حوزه خاصی از علم است. بخشهای مختلف نقشه های علمی را سرفصلها و موضوعهای آن حوزه از علم تشکیل میدهند. در این نقشه ها بخشهای مختلف با همدیگر در ارتباط هستند به گونهای که موضوعهای مختلف یک علم که به صورت مفهومی با یکدیگر ارتباط بیشتری دارند در نقشه نزدیکتر بهم هستند و موضوعهایی که ارتباط کمتری دارند در نقشه از یکدیگر فاصله بیشتری دارند ( نویز، 1999). به عبارت دیگر، نقشه علمی نوعی بازنمون دو بعدی از دسته بندی یا خوشه بندی نوشته های علمی است. مویا معتقد است که ترسیم اطلاعات در قالب نقشه های علمی یک نوع تفسیر است، به طوری که داده ها و پدیده های پیچیده واقعی به پیامهای قابل درک تبدیل میشوند و این ترسیم باعث میشود که پدیده ها پیکرهی نامرئی ساختار دانش برای ما قابل درک شود (اسمال،2000)
نویز در تعریف نقشه های علمی اعتقاد دارد که نقشه کتابسنجی (علمی) ، نمایی است از حوزه های علمی که با تجزیه و تحلیل کمی اطلاعات کتابشناختی تهیه میشود. عناصر تشکیل دهنده نقشه های علمی، حوزه های پژوهشی هستند؛ حوزههایی که دارای ارتباط مفهومی قویتری هستند در کنار همدیگر و حوزههایی که ارتباط ضعیفتری دارند در فاصله دورتری قرار میگیرند. این نقشه ها در جامعه کاربرد فراوان دارند. در جای دیگری نویز بیان میکند که نقشه کتابشناختی بازنمون منحصر بفرد از یک رشته پژوهشی بدون چیدمان قبلی است (نویز،2000). به زعم ریپ ( 1988) نقشه علم را میتوان «مصورسازی ریخت شناسی روابط میان عناصر یا جنبههای علم» تعریف کرد ( لیدسدروف و میلجویک ، 2012).
هدف نگاشت علمی نمایش جنبههای ساختاری و دینامیکی پژوهش علمی است. نقشه علم تعداد زیر حوزه های هر زمینه علمی و میزان دانش موجود در هر زمینه و نیز ارتباط و تعامل زیر حوزه های مختلف با همدیگر را نشان میدهد (ناصری جزهای و همکاران، 1391). علاوه بر آن در رویکرد علمسنجی تجزیه و تحلیل نقشه دانش یک حوزه، علاوه بر تکنیکهای ترسیم اطلاعات میتواند شامل موضوعهای گوناگون مثل تجزیه و تحلیل شبکه، زبانشناسی، استخراج مفاهیم و موضوعات، تحلیل استنادی و شاخصهای علم و فناوری آن حوزه باشد (ذاکر صالحی و ذاکر صالحی، 1388، ص31).
در نهایت میتوان گفت که با کمک فنون مختلف کتابسنجی و علم سنجی، انتشارات یک حوزه از علم از زوایای متفاوت و با هدف کشف روابط پنهانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و سپس برای درک بهتر، نتایج حاصله از تجزیه و تحلیل به صورت چندبعدی در قالب نقشه های علمی ترسیم میشوند.
شیفرین و بورنر برخی از مهم ترین کاربردهای نقشه های علم را برای نفع برندگان از علم و فناوری را در موارد زیر خلاصه کردند (نقل در نوروزی چاکلی، 1390، 248-249):
فراهم کردن اطلاعات لازم برای انجام پژوهش؛
نمایش نتایج پژوهش و چگونگی تاثیر پذیری و تاثیرگذاری آنها بر سایر حوزه های علمی
فراهم کردن امکان درک و پیگیری بهتر سیر تحولهای جاری علم و فناوری، از قبیل رشد و ظهور حوزه های جدید
برجسته سازی نقش عوامل اقتصادی در تولید و اشاعه علم
شناسایی شبکه های علمی و اجتماعی و ترسیم نقشه روابط میان آنها
شناسایی تاثیر سرمایه گذاری بر پژوهش های حوزه های مورد نظر، نظیر پژوهشهای کاربردی و راهبردی و مقایسه آنها با سایر حوزه های علوم.
این نقشه ها در صدد پاسخگویی به سوالات زیر میباشند:
ساختار طبیعی واحدهای تشکیل دهنده علوم چگونه است؟
این واحدهای طبیعی چگونه به هم مرتبط میشوند؟
چه نیروهایی ساختار واحدهای تشکیل دهنده علم و ارتباط بین آنها را تعیین میکنند؟
ساختارهای علمی چگونه در طول زمان در مقیاس خرد و کلان تغییر میکنند؟
در نقشه های علم حوزه های موضوعی که با هم ارتباط بیشتری دارند در فاصله نزدیکتر و حوزههایی که ارتباط کمتری دارند در فاصله بیشتر نمایش داده میشوند. نقشه ها به روش های مختلف در سطوح مختلف، در حوزه های زمانی و مکانی مختلف و بر اساس مستندات مختلف ترسیم میشوند (ابویی اردکان و همکاران، 1389)
2-5-2. تاریخچه فعالیتهای ترسیم نقشه علم

به عقیده ثلوال (2007، نقل در نوروزی، 1390)، اگرچه در سالهای اولیهای که ایده کتابسنجی رابطهای مطرح شد، به دلیل نبود امکانات و

دیدگاهتان را بنویسید