منبع مقاله درمورد هوش هیجانی، هوش معنوی، سلامت روان، بهزیستی روانشناختی

دانلود پایان نامه

محققین و سال انجام تحقیق و تعداد افراد نمونه و نتایج بیان شده است.
2-2-مروری بر تحقیقات انجام شده
2-2-1-: پیشینه تحقیقات داخلی
قدمگاهی (1378). مقایسه هوش هیجانی و بهزیستی روانشناختی در دانشجویان ورزشکار و غیر ورزشکار را مقایسه کرد. در این تحقیق 200 نفر دانشجو 100 نفر ورزشکار و 100 نفر غیر ورزشکار را به عنوان نمونه انتخاب کرد.نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در بهزیستی روانشناختی افراد ورزشکار و غیر ورزشکار وجود دارد .
فرامرزی (1388). پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه هوش معنوی و هوش هیجانی دانشجویان صورت گرفت ، روش پژوهش به صورت توصیفی همبستگی و حجم نمونه برآورد شده برابر با 450نفر . نتایج نشان داد که هوش معنوی با هوش هیجانی رابطه دارد و این ارتباط در ابعاد مختلف هوش معنوی و هوش هیجانی مشاهده می شود و رابطه معناداری بین آنهاست.
حسینیان (1390). پیش بینی کیفیت زندگی معلمان زن بر اساس متغیرهای هوش هیجانی و هوش معنوی.هدف این پژوهش بررسی نقش هوش هیجانی و هوش معنوی به عنوان عوامل پیش بینی کننده کیفیت زندگی در معلمان زن بود. تعداد افراد نمونه 280 نفر و روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای بود. نتایج تحلیل داده ها که با استفاده از رگرسیون چند گانه انجام شده بود نشان داد که مولفه های هوش هیجانی و هوش معنوی به صورت معنی داری کیفیت زندگی را پیش بینی می کنند.
بنایی (1386). رابطه هوش معنوی با بهزیستی روانشناختی در دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی رشته روانشناسی . پایان نامه کارشناسی ، در این تحقیق هوش معنوی ، هوشی که هدایت و معرف درونی ، حفظ تعادل فکری ، آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با بصیرت ، ملایمت و مهربانی را شامل میشود. شواهد پس از آزمون نشان داد که رابطه معناداری بین هوش معنوی و بهزیستی روانشناختی وجود دارد.
پژوهش کیامرثی و ابوالقاسمی (1388). نشان داد که هوش معنوی با کیفیت زندگی در نمونه ای از بیمارانی که سندروم روده تحریک پذیر داشتند رابطه مثبت و معنی داری دارد.
ملکی ، محمد زاده ، قوامی (1391). تاثیر آموزش هوش هیجانی بر پرخاشگری ، استرس و بهزیستی روانشناختی ورزشکاران نخبه . هدف از این پژوهش بررسی تاثیر آموزش هوش هیجانی بر پرخاشگری ، استرس و بهزیستی روانشناختی ورزشکاران نخبه بود که تعداد افراد نمونه 60نفر و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایشی قرار گرفتند. نتایج نشان داد آموزش هوش هیجانی بر هر سه متغیر مورد بررسی تاثیر معنی دار دارد.
بیرامی (1390) بررسی رابطه سلامت روانشناختی و هوش هیجانی با فرسودگی شغلی در پرستاران بیمارستان‌های دولتی تبریز . پایان نامه کارشناسی ارشد . پایان نامه از نوع توصیفی – همبستگی بوده که برای دستیابی به هدف پژوهشی، تعداد 300 پرستار با سابقه کاری بیش از 5 سال از میان کارکنان بیمارستان‏های دولتی شهر تبریز به روش نمونه‏گیری تصادفی، خوشه‏ای ،چند مرحله‏ای انتخاب شده. داده‏ها به وسیله آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
در پژوهشی رابطه مقابله معنوی و خوشبختی معنوی را با سلامت روان در نمومه ای با حجم 120نفر از دانشجویان شهر تهران مورد بررسی قرار دادند.نتایج نشان داد که بین مقابله مذهبی مثبت و سلامت روانی همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد(حسنی و بهرامی،1384،ص 275).
یعقوبی (1390). بررسی رابطه هوش معنوی با میزان شادکامی دانشجویان دانشگاه بوعلی همدان. تعداد افراد نمونه 380 نفر و نمونه گیری به صورت چند مرحله ای انجام شد. تحلیل نتایج با استفادهاز ازمون t مستقل و همبسته و تحلیل واریانس نشان داد که بین میانگین گروهای مختلف دانشجویان، تفاوت معناداری وجود دارد . بدین معنا که با افزایش نمره هوش معنوی میزان نمره شادکامی نیز افزایش می یابد.
نتایج پژوهش حدادی ، روشن واصغرنژاد (1384). بیانگر عدم همبستگی بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی می باشد از سوی دیگر مقایسه میانگین های دو گروه شاهد و غیر شاهد نشان دهنده تفاوت معنادار در هوش هیجانی و عدم تفاوت معنادار در دو جنس و سلامت روان کل می باشد.
یافته های پژوهش زارعان و همکاران (1386). نشان می دهد که هوش هیجانی با سلامت عمومی رابطه مثبت دارد . همچنین با دو سبک از سبک های حل مساله رابطه مثبتی داشته و با سبکهای حل مساله درمانگری و مهارگری رابطه منفی دارد. یعنی افرادی که از هوش هیجانی بالاتری دارند به خود متکی ترند نگرش مثبت تری دارند و از تمایل بیشتری برای رویارویی با مشکلات برخوردارند.
نریمانی ، حبیبی ، رجبی(1390). تحقیقی تحت عنوان مقایسه هوش هیجانی و کیفیت زندگی در مردان معتاد و غیر معتاد انجام دادند نمونه پژوهش شامل 80 نفر معتاد و 80 نفر غیر معتاد بودند. یافته های پزوهش نشان داد که بین هوش هیجانی و کیفیت زندگی مردان معتاد و غیر معتاد تفاوت معناداری وجود دارد.
2-2-2-:پیشینه تحقیقات خارجی
صاحبنظران با توجه به ویژگی ها وکارکردهای هوش هیجانی تعاریف مختلفی از آن ارایه کرده اند:
مطالعات روس50(1994). تامپسون51 (2002). وان لیوین و کاسولر52(2004). الکینز و کاوندش (2004). و موسسه اگاهی سنجی پرودیو (2005). نشان داد که بین هوش معنوی و هوش هیجانی و صلاحیت های شخصی و سلامت ذهن ، همبستگی بالایی وجود دارد.تحقیقات نشانگر آن است که هوش معنوی به رشد غنا و تقویت هوش هیجانی کمک می کندو همچنین هوش هیجانی یاری دهنده فرد به یک هوش معنوی بالاست. بنابراین برای رسیدن به یک زندگی شاد همراه با سلام
تی جسمی و روانی ، هوش معنوی و هوش هیجانی لازم و ملزوم یکدیگرند.
دو روان شناس آمریکایی به نام ها ی سالوی و مایر (1990). تعریف قابل قبولی از هوش هیجانی را در مقاله ای با همین عنوان مطرح کردند در آن مقاله آن ها هوش هیجانی را از نظر علمی، هوشی ، آزمون پذیر و قابل اندازه گیری می دانستند. آقایار و شریفی(1386). این دو پژوهش گر اصطلاح هوش هیجانی را به عنوان شکلی از هوش اجتماعی که شامل توانایی در کنترل احساس ها و عواطف خود و دیگران ، و همچنین توانایی تمایز قا یل شدن بین آن ها و استفاده از این اطلاعات به عنوان راهنمایی برای فکر و عمل فرد است، به کار بردند (مقدمی، 1386، ص17 ).
دانیل گلمن کسی است که بیش از همه نامش با عنوان هوش هیجانی گره خورده و او در سال 1995 کتابی با عنوان( هوش هیجانی) منتشر کرد، که این کتاب پرفروش ترین کتاب سال شد .گلمن د ر کتاب خود اطلاعات جالبی در ارتباط با مغز، عواطف و رفتارهای آدمی ارایه کرد(مومنی، 1384، ص15 ) به عقیده ی گلمن هوش هیجانی از سازه ای چندبعدی تشکیل شده که شامل پنج بخش است خود آگاهی،خودتنظیمی،خودانگیزشی،همدلی،مهارت های ارتباطی یا اجتماعی.
ابراهام و کارم53 (2006). نتایج تحقیق وی نشان داد افراد با هوش هیجانی بالا به احتمال زیاد به تجربه سلامت روانی در سطح بالاتری نسبت به افرادی هستند که در هوش هیجانی پایین هستند. . این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی و چهار جنبه های سلامت روانی پذیرش، رضایت از زندگی، شکایت جسمانی و اعتماد به نفس است. ارتباط بین اجزای هوش هیجانی و سلامت روانی مثبت – اعتماد به نفس، رضایت از زندگی، و پذیرش خود معنا دار بود.
پژوهش ساندرا 54 (2003). نشان داد که هوش معنوی با رضایت از زندگی در زنان افریقایی همبستگی مثبت داشتو معنویت به عنوان متغیری بود که در رضایت از زندگی زنان نقش دارد.
نیکولا و جسی(2007). رابطه هوش اجتماعی و هیجانی با سلامت روانشناختی تجزیه و تحلیل متا از 44 اندازه بر اساس پاسخ های 7898 شرکت کننده نشان داد که هوش هیجانی و هوش اجتماعی بالا با بهزیستی روانشناختی ارتباط دارد . هوش هیجانی ارتباط با سلامت روانشناختی داشته است. هوش هیجانی اندازه گیری شد و به عنوان یک صفت به شدت با سلامت روان در ارتباط بود. و از هوش هیجانی به عنوان یک توانایی اندازه گیری شده است. همچنین نتایج نشان داد نقش هوش هیجانی در ارتباط با سلامت روان به طور قابل توجهی قوی تر از دیگر اقدامات است.
در پژوهشی دنس و اندرسون55 (2002). به نقش هوش هیجانی در تعدیل استرس و سلامت روانی پرداختند . نتایج نشان داد که هوش هیجانی رابطه میان استرس و متغیر های بهداشت روانی را تعدیل می کند در ضمن افراد با هوش هیجانی بالا تاثیرات کمتری از استرس داشته اند و سبک زندگی خود را طوری ترتیب می دهند که پیامد های منفی کمتری را تجربه کنند.
کوئینگ (2007). در تحقیقی نشان داده است که سلامت روانی و جسمانی انسان با زندگی معنوی او رابطه مثبت دارد و افرادی که اعتقاد مذهبی قوی تری دارند، سازگاری بهتری با موقعیتهای زندگی دارند.
دسروسیروس و میلر (2007ص1034 ). در پژوهشی روی نمونه 615نفری از دختران جوان انجام شد نتایج نشان دادندکه کسانی که از اعتقادات مذهبی قوی برخوردارند نسبت به مقابله با فشارهای روانی ، شخصی ، تحصیلی،وغیره از نیروی بیشتری برخوردارندو کمتر دچار بیماری می شوند و در واقع از سلامت روان بالاتری برخوردارند.
آی و وهمکاران56 (2007). در پژوهشی که به بررسی 309 بیمار قلبی در مرکز پزشکی دانشگاه میشیگان انجام دادند به نتایج قابل توجهی در مورد اهمیت و نقش مثبت اعتقادات معنوی دست یافتند . تایج پژ پژوهش انها نشان داد که بیمارانی که اعتقادات مذهبی قوی تری دارند در زندگی روزانه خود از روش های مقابله ای مثبت مانند عفو، بخشش، جستجو برای ارتباط معنوی با خدا ، ودستی با افراد مذهبی ، دریافت حمایت معنوی-اجتماعی ، امید داشتن ، شناخت خدا به عنوان خیر خواه استفاده می کنند سریع تر بهبود می یابند و سلامت روان بالاتری دارند . وی دریافت از آنجا که مقابله های معنوی، منبع حمایت عاطفی –اجتماعی و امید هستند ،افرادی که از این مقابله ها در زندگی روزانه خود استفاده می کنند افسردگی و اضطراب کمتری دارند و سریعتر بهبود می یابند.
الیس57 (1981). در گزارش هایی درباره معنویت ادعا می کرد که افراد مذهبی دارای اغتشاش های هیجانی بیشتری در مقایسه با افراد غیر مذهبی اند و تاکید داشت که مناسب ترین راه های درمان در حل مشکلات هیجانی ، فقط روش های غیر مذهبی است . وی معتقد بود که مذهبی بودن افراطی به طور قابل توجهی با اغتشاش های هیجانی رابطه دارد. الیس (1981). در پاسخ به نظریه الیس ، برگین58 (1983). به بررسی فراتحلیلی تمام پژوهش های انجام شده درباره نقش مذهب تا سال 1979 پرداخت . او درصدد بود که با این بررسی ، نقش مذهبی بودن و تاثیر و ایجاد نوع اختلالات روانی را آزمون کند . وی در جمع بندی نهایی خود 30 تاثیر بدست آورد : در 23محور تاثیر معناداری مشاهده نشد ، در 5 محور اثر مثبت مشاهده شد و در 2 مورد اثر منفی بین معنویت و علایم آسیب شناختی به دست آمد . وی اعلام کرد که شواهد به دست آمده ، فرضیه الیس را تایید نمی کند و همچنین شواهد اندکی وجود دارد که نقش مثبت مذهب در درمان را نشان دهد (برگین (1983). نتیجه ی (1981)پژوهش حاضر دقیقاً مخالف با نظر الیس است. وی معتقد است که افراد مذهبی دارای اغتشاش های هیجانی بیشتری هستند. دلیل این نظر می تواند به عقیده ی الیس در مورد راهکارهای درم
ان مرتبط باشد و اینکه نمونه یمورد نظر وی نمونه ای محدود بوده است. برگین به منظور رفع این اشکالات فراتحلیلی انجام داده و نشان داد که مذهب باعث به وجود آمدن اختلالات روانی مدنظر الیس، نمی شود.
در تحقیقات انجام شده از دهه ی 80 به بعد نیز نتایجی با نتایج پژوهش حاضر به دست آمده است که البته به صورت اختصاصی مؤلفه های مختلف روانی را مورد بررسی قرار داده اند. به طور مثال، در تحقیق برگین و همکاران (1988). این نتیجه به دست آمد که دانشجویان مذهبی، اغلب در دامنه ی بهنجار مقیاس اضطراب، افسردگی و سایر مؤلفه های شخصیت و درکل سلامت روانی قرار می گیرند. این نتایج نیز در راستای تحقیقاتی نظیر؛ برگین (1982). برگین (1982). تحقیق بیکر و گورساچ (1988). برگین و همکاران (1988). است که جهت گیری دینی و گرایش به مذهب ، از بروز اختلالات و یا رفتارهای نابهنجار پیشگیری می کند.
تحقیقاتی که در ایران انجام شده نیز این رابطه را نشان می دهد. به طور مثال بهرامی ، (1380)میان جهت گیری مذهبی و عزت نفس دانشجویان همبستگی مثبت به دست آورد . بهرامی احسان((1380) ص67). در پژوهش های بهرامی مشعوف (1373). اسلامی (1376). نیز وجود همبستگی میان نگرش مذهبی و مذهبی بودن، با افسردگی واضطراب بررسی شده و نتایج، وجود رابطه ی منفی را اثبات می کنند.
دایان (2008). در مطالعه خود در مورد ارتباط هوش معنوی و هوش هیجانی با بهزیستی روانی به ارتباط قابل توجهی رسیدند.
فرانک 59(2004). در تحقیقی تحت عنوان پذیرش روانی با هوش معنوی و هیجانی بود که نتایج نشان داد که همبستگی معناداری وجود دارد.
نتایج تحقیقات انجام شده (تحقیقات داخلی و خارجی) مرتبط با عنوان پژوهش یا عنوان های نزدیک به موضوع نشان داد که در اکثر پژوهش ها بین هوش هیجانی و بهزیستی روانشناختی رابطه معنادار وجود دارد. همچنین در پژوهش های دیگر با عنوان رابطه هوش معنوی و هوش اجتماعی با بهزیستی روانشناختی رابطه معنا دار و این مولفه ها در افزایش کیفیت زندگی و بهزیستی تاثیر بسزایی داشته اند. ضمن اینکه نتایج این پژوهش نشان می دهد که هر کدام از این مولفه ها تا چه اندازه می توانند متغیر ملاک را پیش بینی کنند. و متغیر های پیش بین تاثیری در بهزیستی روانشناختی دارند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مقاله رایگان درموردزنان مطلقه، اجرت المثل

فصل سوم

روش تحقیق

3-1-: روش تحقیق
این تحقیق بر اساس محیط اجرا ، مطالعه آزمودنی در موقعیت طبیعی و ارائه داده ها به وسیله پرسشنامه انجام می گردد، در این طرح روابط چند متغیر پیش بین را با یک متغیر ملاک مورد بررسی قرار می گیرد، که از نوع همبستگی است. بر این اساس ابتدا مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی موضوع مورد پژوهش جمع آوری شد. در تحقیق پیش بینی، از طریق شناسایی ماهیت و شکل روابط بین دو یا چند متغیر و مطالعه تأثیرگذارها، چگونگی تحول تأثیرپذیرها پیش بینی می شود. اگر در تحقیق توصیفی به این پرسش اصلی پاسخ داده می‌شود که «چگونه است؟»، در پژوهش نوع پیش‌بینی، سؤال اساسی در قالب: «چگونه خواهد بود؟»، مطرح می‌شود؛ برای مثال، بررسی دربارۀ زمان پیدایش و حصول شرایط دگرگونی در جامعه‌ای معین را می‌توان از نوع پژوهش پیش بینی تلقی کرد. تفاوت این نوع پژوهش با

دیدگاهتان را بنویسید