منبع پایان نامه ارشد با موضوع ایران باستان، آسیای صغیر، دوره سلجوقی

دانلود پایان نامه

3-4-1-3- سلوکیان و اشکانیان
در دوره سلوکیان سبک تازه ای پدیدار می شود ، ولی علت ظهور آن تاثیر هلنی ها پس از پیروزی اسکندر نبود ، بلکه بیشتر به سبب برتری سوریه و آسیای صغیر بود که در آن زمان مراکز فعالیت های سیاسی به شمار می رفتند .شلوار نیز ، چه در صورتی که چسبان و در قسمت زانو محکم بسته شده بود و چه وقتی که بسیار گشاد بود و روی کفش می افتاد، در زیر پا بند داشت که آنرا برای اسب سواری مناسب می ساخت . بند دیگری ، که به کمربند متصل بود ، شلوار را در میان پاها بالا نگه می داشت . روی آن نیز نیمتنه بلندی از جنس پارچه کلفت که تا زانو می رسید ، یا نیمتنه ای کوتاه با آستین های تنگ می پوشیدند و گاهی نیز یک شال با گوشه ای آویخته را دور کمر یا زیر بازوها می بستند.

شکل 3-3: لباس زنان دوران پارتیان شکل3-4: لباس زنان دوران پارتیان
سبک های سلوکی و پارتی ، نه تنها در خود قلمروهای شاهی ، بلکه در بخش هایی از هنر که در دست سکاها بود و در ترکستان و نیز در کشورهای مجاور سوریه و آسیای صغیر ، و به ویژه در ارمنستان و کوماگنه ، رواج یافت . (آپم پوپ ، 1382،ص 2574)

3-4-1-4- ساسانیان
نوزایی فرهنگ ملی ایران که در دوران ساسانیان آغاز شد ، پوشاک ایران باستان را ، که استفاده از آن در میان برخی طبقات و بخش ها عملا بدون تغییر ادامه یافته بود ، بار دیگر رواج داد ؛ ولی دیدگاه جدید کسانی که این پوشاک بر تن می کردند ، لبریز از پرهیزگاری سلحشورانه بود که از کیش احیا شده زردتشت گرمی یافته بود و بنابراین تاثیر این سبک تا حدودی کاهش پیدا کرد . جامه بلند فاخر درباریان سلسله هخامنشی دیگر رواج نیافت ، در این دوره ، معمولا نیمتنه تنگ کلفت آستین بلندی می پوشیدند که تقربیا تا زانو می رسید . جلو بخش میانی این نیمتنه باز بود و روی آن کمربندی بسته می شد . گاهی حاشیه پایینی آن به شکل لبه برگشته تا می خورد و گاهی با پوست آنرا تزیین می کردند . با این حال ، گه گاه ، شاید هم فقط در هوای گرمتر ، پیراهن چسبان آستین بلندی می پوشیدند . شلوار بلند و فاق آن کاملا قالبش بود ، ولی پاچه آن با انحنای کمی در پشت گشاد می شد وچند چین روی هم می خورد . جلو پاچه اغلب تزیینات بسیاری داشت . در بسیاری از نقوش ، پاچه های شلوار بسیار گشاد است و با چین های فراوان تا نزدیک قوزک می افتد ولی در برخی دیگر پایین شلوار با بندی دور قوزک بسته می شد و روی پا را می پوشاند . گیس بند و کلاه ، هر دو ، مورد استفاده بود . (آپم پوپ ، 1382،ص 2575وص2574)

شکل3-5: لباس زنان دوران ساسانیان شکل3-6: لباس زنان دوران ساسانیان
3-4-2-پوشاک درایران پس از اسلام
3-4-2-1- مقدمه
پس از درآمدن تازیان به سرزمین ایران و پذیرش دین اسلام از سوی ایرانیان، تحولات اجتماعی و مذهبی بزرگی در ایران پیش آمد ولی تا دو سه سده تأثیر این تحولات در فرهنگ مادی ایرانیان چندان محسوس نبود زیرا قوم غالب در این زمینه‌ها چیزی نداشت که به قوم مغلوب تحمیل نماید بلکه می‌توان گفت در این مورد کار برعکس بود. بنابراین در زمینه پوشاک زنان ایرانی نیز تغییرات ناگهانی پیش نیامد و تا مدتهای مدید اقوام ایرانی از همان پوشاک بومی خود که بر حسب محیط و اقلیم زیست اختلافهایی با هم داشتند استفاده می کردند و اگر تحولی در آنها پیش می‌آمد بر حسب مرور زمان بود نه تأثیر عوامل خارجی. به طور کلی می‌توان گفت که تحت تعلیمات دینی، در این روزگار، طول دامن پیراهن بانوان کوتاهتر شد و بستن بند از زیر سینه که برجستگی‌های بدن را بیشتر نمایش می‌داد، موقوف گردید.

3-4-2-2- عباسیان
مهمترین جزء لباس ، قبایی شبیه به پیراهن (قمیص) بود که در جلو سینه باز می شد و آستین هایی گشاد داشت . همه طبقات جامعه ، شکل ها و اندازه های گوناگونی از آن را می پوشیدند . قبای کارگران و پیشه وران تا روی زانو بود و کمربند و آستین های کوتاهی داشت . بازرگانان ثروتمند به پوشیدن رو قبا ، یکی روی دیگری ، بدون کمربند علاقه داشتند و زیر آنها پیراهنی (مبطنه) به تن می کردند که تا میانه ساق پا می رسید . روی آن ردای زیبا می پوشیدند و کفش (خف) و نوعی دستار که بروی سر پیچیده می شد ، این لباس را کامل می کرد . بازرگانان و مقامات دولتی لباسی مشابه ، ولی با تجملات بیشتر داشتند . زنان پیراهنی بلند تا قوزک پا می پوشیدند که لباس های خانه (توب یا سبله) زنان کشاورز مصری ، که هنوز هم آنرا به تن می کنند ، شباهت داشت ؛ ولی رنگ نیلی که ویژگی بارز جامه مصریان است تا سده چهارم هجری کاربرد نداشت .
در این میان ، از جامه ایرانیان باستان کماکان در نواحی مرتفع ایران استفاده می شد ، با روی کار آمدن عباسیان ، این جامه کم کم به همه جهان اسلام راه گشود .
جامه زنان ، پس از دوران عباسی ، عبارت بود از شلوارهای گشادی که اغلب روی زمین کشیده می شد و روسری های به سبک ایرانی که روی شانه می افتاد و با نواری روی پیشانی بسته می شد . سبک عباسی در دوره سلجوقی نیز رایج بود ، اگرچه اندکی تغییر کرده بود ، که هنوز نمی توان تغییرات را با اطمینان تعیین کرد . (آپم پوپ ، 1382،ص 2580) 3-4-2-3- مغول(ایلخان ها)
مغول ها، تا پیش از گرویدن به اسلام ، در ترکستان و ایران فاتحانی بیگانه به شمار می آمدند و ایلخان ها ، تا زمانی که پیوندهای خونی و قانون قبیله ای نوادگان چنگیزخان را با هم متحد می کرد ، معیارهای خود را از ساکنان مغول اوگتای ، یعنی قره قوروم یا بعدها از قبیله پکین pekin قوبیلای قاآن می گرفتند . در نتیجه ، چینی ها در مراحل بسیاری از زندگی فرهنگی این کشور ، از جمله در سبک های لباس تاثیر بسزایی داشتند . این تاثیر ، گذشته از سبک کلی جامه های بلند که به استثنای چهره ، کل بدن را می پوشاند ، در جزییات بسیاری نمایان است . کلاه های باریک وزیران که در پشت آن ها بلند بود و رو گوشی هایی که در دو سوی سر داشت ، به کلاه های باقی مانده در لباس های تشریفاتی کهن درباریان ژاپن در عصر حاضر بسیار شبیه است . این سبک به دربار اختصاص داشت ، حال آنکه جامه مردم عادی ، شکل شرقی پوشاک ترک ها بود که از ترک های اویغوری وام گرفته شده بود . این لباس در اصل به لباس همه ترک ها ، از جمله سلجوقیان شباهت داشت و مرحله گذر به سبک ایران باستان به شمار می آمد که با جذب مغول ها در جامعه اسلامی ، در آغاز سده هشتم هجری ، بار دیگر رایج شد ؛ اگرچه در این زمان به عناصری از خاور دور آراسته شده بود و رنگ و بوی چینی داشت . پوشاک اویغوری ، سبک قدیم و ویژگی های عجیب و غریب ایرانی و بودایی اولیه را حفظ کرده بود ، به ویژه انواع گوناگون کلاه نمدی با دکمه ای در بالا و لبه ای که معمولا رو به بالا بود ، و در میان طبقه حاکم تقریبا به کلی جایگزین عمامه شد .
پوشاک زنان تغییر اساسی نیافت : پیراهن گشاد بلند ، شلوار ، موهای افشان ، که به ندرت بافته می شد، و یک پوشش فر با این حال ، بیشتر بدن را با جامه های دیگری می پوشاندند و روی پیراهن گشاد ، شنل بلندی می پوشیدند که تقریبا پاها را می پوشاند . در زمان فرمانروایی غازان خان ، یعنی پیش از سده هشتم میلادی ، پوشش سر تغییر کرده بود . زنان والاتبار در این زمان کلاه “ماندارین” یا ، به ویژه پس از آغاز سده نهم هجری ، دستاری ساده با پیشانی بند یا بدون آن را ، که در پشت گردن گره می خورد ، می پسندیدند . گاهی دیهیم سلجوقیان نیز با تزیینات گوناگون دوباره پدیدار می شود . (آپم پوپ ، 1382،ص 2581وص2582 و ص 2583)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوعنظام ملی نوآوری، سنجش نوآوری، علم و فناوری

شکل 3-7: لباس زنان بعد از اسلام ( سده ششم هجری)

3-4-2-4- تیموریان
در زمان تیمور ، سبک پوشاک آرام آرام از سبک مغولی دور شد و در در جهت آزادی بیشتر پیش رفت. خود محوری شهر نشینان امکان زندگی خصوصی تر را فراهم ساخت که با محدودیت کمتر و حرکت آشکارتر بدن و سلیقه های متنوع تر همراه بود . اما این تمایل ، تا جایی که ممکن بود در شرق وجود داشته باشد ، تا سده یازدهم هجری ، در زمان سلسله صفویه ، به شکوفایی کامل نرسید و در سده نهم هجری فقط نخستین نشانه های کمرنگ آن دیده شد . لباس های کوتاهتر و خوش ترکیب تر و چسبان تر شد . لباس بلند آزاد که همه بدن را می پوشاند ، در جلو باز بود ، به طوری که گردن و پاها از آن پیدا بود، و به حدی کوتاه شده بود که پا دیده می شد . از سوی دیگر ، آستین های کوتاه خاص آن دوران ، در این زمان به سختی دست ها را می پوشاند . نیمتنه رویی که فقط تا روی زانو ها بود و پایین آن اندکی جدا می شد ، یقه بسیار بازی داشت و لباس های زیر آن پیدا بود ، که آنها نیز اغلب کمی باز بودند ؛ یقه های بزرگ از میان رفت ، کوچک و ساده شد ، یا به نوعی یقه “ملوانی” تبدیل شد ، آستین ها کوتاهتر شدند و در قسمت بیرونی باز و بالاتر می آمد . به طور کلی ، پوشاک زنان کم چین تر و موقر تر شده بود . آن ها عناصری از پوشاک مردان را نیز گرفتند ؛ برای مثال نیمتنه ای که تا روی سرین یا زانوها می رسید، دکمه و بندینک و کمربند . (آپم پوپ ، 1382،ص2584و ص 2585)
3-4-2-5- صفویان
زمانی که صفویان بر هرات چیره شدند ، شهر تبریز فرهنگ متعالی آن را پذیرفت و پوشاک صفویان بر اساس سبک های رایج در این منطقه تعیین می شد . روی کار آمدن سلسله صفویان یکی از مهمترین نقاط عطف در تاریخ ایران و جامه ایرانی است . (آپم پوپ ، 1382،ص 2587)
به کار بردن تجملات فراوان در جامه ها ، در عصر طلایی شاهی هنر دوست و خوش لباس چون شاه طهماسب (930-984 ه.ق) آغاز شد ، اما حتی او نیز ویژگی های اصلی سبک رایج را نپذیرفت و فقط به منظور زیبا تر و با شکوه تر کردن آن تغییراتی در آن داد . نیمتنه رویی که تا حدی کوتاهتر بود ، اغلب جلو آن باز گذاشته می شد و در موارد بسیاری آستین هایش کوتاه بود ؛ اما آنگاه که بلند بود اغلب روی شانه انداخته می شد ، و دستها از چاکی در جلو لباس بیرون می آمد . در حدود اوایل سده دهم هجری ، بالاپوش کوتاهی که به زحمت تا زیر کمر می رسید و کمری زیاده باریک ، یقه ای کوتاه و بندینک های کوتاه داشت پدیدار شد . (آپم پوپ ، 1382،ص 2588)
پوشاک زنانه نیز به همین نحو تغییر کرد ؛ گرچه آنها تا حدی سنتی تر بودند . تمایل تیموریان به لباس های کوتاه آزاد و نسبتا باز بیشتر شد . نیمتنه رویی ، مانند نیمتنه مردان به تدریج کوتاهتر شد ، به جای کمربند محکم استفاده از شالی که دور سرین به حالت شل آویخته می شد ، رو به افزایش یافت . روسری کوتاه کماکان رایج ترین پوشش سر بود ، اما در این زمان معمولا سفید بود یا از پارچه راه راه به رنگهای روشن دوخته می شد و معمولا کلاه کوچکی زیر آن بر سر می گذاشتند . (آپم پوپ ، 1382،ص 2589)

شکل 3-8: لباس زنان دوران صفویه شکل3-9: لباس زنان دوران صفویه

پوشاک شهری زیبا و خیال انگیز صفویان درست نقطه مقابل سبک سنگین و یکنواخت مغولی بود . در حالی که سبک لباس مغول

دیدگاهتان را بنویسید