مولفه‌های موثر بر رضایت زناشویی

مولفه‌های موثر بر رضایت زناشویی

عشق

به نظر من عشق بین دو جنس مخالف مهمترین پاداش و بهترین احساسی است که هر آدمی می‌تواند تجربه کند. بدون عشق و علاقه و هم چنین بدون برخورداری از علاقه دیگران جسم روح انسانی پژمرده می شود و می میرد (سیتر، ترجمه بیرشک، 1381).

در دوران عشق و عاشقی، گرایش طبیعی و عشق موجود میان دو دلداده، بسیاری از گرفتاری‌ها را حل می‌کند. زن و شوهر، انگار که یک روح در دو بدن هستند. اشعه پرنفوذ عشق با ذوب تفاوت‌های اخلاقی، خواسته‌ها و هدفهای متفاوت، به ایجاد احساس همدردی و مهر و نوعدستی کمک می‌کند (بک ترجمه قراچه‌داغی، 1378).

عشق مجموعه ای از احساسات عاطفی مثبت نسبت به طرف مقابل است از نظر ماهیت این احساسات شامل توجه – مراقبت – صمیمت و نزدیکی، انگیختگی و روابط حسنه است (نوابی‌نژاد، 1383).

احساس عشق، البته یکی از زیباترین و لطیف ترین احساساتی است که داریم، به ندرت کسانی پیدا می‌شوند که بتوانند از اشتیاق لذت و هیجان و نشاط ناشی از عشق – یا وجود رویه آن که نرسیدن به وصال و یأس و نومیدی است چشم بپوشد (بک، ترجمه قراچه داغی، 1378).

 همدلی

داشتن یک مونس و غمخوار و همدم مردی که در تمام مسایل زندگی اعم از غم و شادی و اندوه و داری و نداری یار و یاور باشد. یقیناً از نظر روانی امری مهم محسوب می شود.

ازدواج می تواند این خلاء روحی و عاطفی را پرکند و سپس داشتن یک رفیق، یک همنشین در کنار شخص امری بسیار ضروری و مهم تلقی می شود همدلی یک نوع عشق خیرخواهانه و نوع پرستانه است (دژکام، 1381). داشتن یک مونس و غمخوار و همدم مردی که در تمام مسایل زندگی اعم از غم و شادی و اندوه و داری و نداری یار و یاور باشد یقیناً از نظر روانی امری مهم محسوب می شود ازدواج می تواند این خلاء و روحی و عاطفی را پر کند و سپس داشتن یک رفیق، یک همنشین در کنار شخص امری بسیار ضروری و مهم تلقی می شود همدلی یک نوع عشق خیرخواهانه و نوعی پرستانه است (عامری، 1381).

احساس مشترک داشتن بادیگری، همان رسیدگی و توجه به اوست (رضوی، 1389). در یک کلام محبت آمیزه ای از گذشت و ایثار، شجاعت و صداقت، حق شناسی و عدالت، صبوری، همدلی و احسان است.رفتار محبت آمیز رفتاری است با همراه ایثار – قربانی کردن هوسها و کشش‌های نفسانی، فداکردن میلها و منفعت‌ها، تحمل سختی‌ها و لب فروبستن‌ها و سوختن، روشنی بخشیدن، تشنه ماندن فرد، اندیشه سیراب کردن دیگران (رضوی، 1389).

رضایت زن و شوهر در انتخاب یکدیگر فواید زیادی در استحکام خانواده دارد که از آن جمله ارضای صحیح و کامل غریزه جنسی – عموماً رضایت از یکدیگر محبت و دوستی را بوجود می آورد و در پرتوی علاقه و مهربانی نسبت به هم خواسته‌های یکدیگر رامراعات خواهند کرد (کجباف، 1381).

برای دریافت عشق و محبت بیشتر در زندگی به کشانی نیاز داریم که بتوانیم با خیال راحت احساسات خود را با آنها در میان بگذاریم. دست چین کردن که به راحتی بتوانیم همه ی حرفهاو احساسات خود را با آنها مطرح کنیم بدون آنکه مورد سرزنش و انتقاد و طرد شدگی قرار بگیریم بسیار مهم وانرژیی بخش است.

وقتی که بتوانیم بگوییم که کسی هستی و چه احساسی داری آنگاه قادر خواهی بود عشق و محبت را به تمام معنا دریافت کنی. وقتی که چنین عشق و محبتی را در اختیار داشته باشی ساده تر میتوانی از چنگال احساست منفی (رنجش – عصبانیت – ترس و غیره ) رهایی یابی (گری، 1951 ترجمه بلوچ، 1383 ).

محبت

محبت در روانشناسی و واقعیت زندگی مشترک عمیق ترین، پایدارترین، جدی ترین و در عین حال زیباترین معانی را دارد. محبت فقط یک احساس محض یا کلام تنها نیست محبت تنها در تقدیم یک هدیه، گفتن یک جمله زیبا و نگاهی پر معنا خلاصه نمی شود همه اینها می تواند نشانه ای ازرفتارمحبت آمیز باشد.اما محبت یک مرام تربیتی و شیوه زندگی است. محبت زیباترین جلوه ایمان و با شکوه ترین رفتار مذهبی است. محبت پاسخی به گرانقدرترین نیاز خطری انسان است و در یک کلام محبت آمیزه ای از گذشت و ایثار، شجاعت و صداقت، حق شناسی و عدالت، صبوری، همدلی و احسان است.رفتار محبت آمیز رفتاری است با همراه ایثار – قربانی کردن هوسها و کشش‌های نفسانی، فداکردن میلها و منفعت‌ها، تحمل سختیها و لب فروبستن‌ها و سوختن، روشنی بخشیدن، تشنه ماندن فرد، اندیشه سیراب کردن دیگران (رضوی، 1389).

رضایت زن و شوهر در انتخاب یکدیگر فواید زیادی در استحکام خانواده دارد که از آن جمله ارضای صحیح و کامل غریزه جنسی – عموماً رضایت از یکدیگر محبت و دوستی را بوجود می آورد و در پرتوی علاقه و مهربانی نسبت به هم خواسته‌های یکدیگر را مراعات خواهند کرد (کجباف، 1381 ).

صمیمیت

صمیمیت شامل مراقبت ومحافظت از علائق فردی معشوق و در صورت لزوم قربانی ساختن منافع و مصلحت‌های خود است. صمیمیت تنها به رابطه جنسی محدود نمی شود بلکه به معنای احساس توجه و تعهد نیز هست که آزادانه و بدون استفاده از هیچگونه وسایل خود حمایتی، بدون ترسی از دست دادن هویت خود در رابطه مورد نظر ظاهر می شود.

میل به صمیمیت نه فقط جنبه جسمی که جنبه روانی نیز دارد این میل مکرراً به عنوان اشتیاق خاص به خلوت و تنهایی در نظر زوجها جلوه گر می شود (رضوی،1389).

صمیمیت تنها به رابطه جنسی محدود نمی شود بلکه به معنای احساس توجه و تعهد نیز هست که آزادانه و بدون استفاده از هیچ گونه وسایل خود حمایتی، بدون ترسی از دست دادن هویت خود در رابطه مورد نظر ظاهر می شود (شولتز، 1990. به نقل از کریمی، 1384).

کیفیت ارضای جنسی و عاشقانه در افراد سالم با گذشت زمان تکامل می یابد و بشتر به آشنایی و صمیمیت می گردد (کجباف، 1381 ).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مبانی نظری اخلاق حرفه ای در اسلام

صمیمیت واقعی بدین معنی است که دو فرد مایل به تشرک مساعی و تنظیم دو جانبه همه جنبه‌های مهم زندگی خود می باشند (گرین، 1943؛ به نقل از رضوی، 1389).

توانایی ایجاد رابطه صمیمی که مستلزم مصالحه و گذشت است حتی رابطه جنسی سالم در زناشویی زمانی امکان پذیر است که فرد به هویت مطلوب دست یافته باشد به نظر اریکسون حل بحران صمیمیت در برابر کناره گیری به توانایی عشق ورزیدن می انجامد که از نظر او نوعی از خود گذشتگی متقابل بین کسانی است که شریک زندگی یکدیگرند به اعتقاد اریکسون چنین رابطه ای ممکن است آسیب روانی به دنبال داشته باشد (احدی و جمهری، 1378 ).

دوستی ورفتار دوستانه با همسر از جمله عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی زناشویی است به نظر میرسد که این خصوصیت اگر در اغلب ازدواج نباشد کیفیت بسیاری از آنها تا حد نامناسبی تنزل می کند (بک، ترجمه قراچه داغی، 1378 ).

صمیمیت حالتی است که بین زن و شوهر پرده و حجابی نباشد آنچه در دل دارند بگویند و یاور و غم خوار یکدیگر باشند در این زمینه از صمیم قلب عمل کنند. صمیمیت آینه ای است که آنچه در ذهن رفتار است در آن منعکس شود (حسینی بیرجندی، 1381).

 تعهد

تعهد به تصمیم گیری یک فرد که دردرازمدت عاشق است اشاره می کند و تهد ادامه و بقای رابطه را افزایش می دهد (فرجی، 1372).

تعهد در نظر بسیاری از انسانها جزء لاینفک عشق محسوب می شود، تعهد ملاک طول مدت رابطه است (ساپینکتون، 1943؛ به نقل از حسین شاهی، 1379).

بعد از شیدایی اوایل ازدواج پس از آنکه شور روزهای نخست ازدواج فروکش می کند توجه به رفاه و خوشبختی همسر، مهمترین نیروی پیوند دهنده روابط زن و شوهر می شود.این احساسات کم و بیش با زندگی مشترک و نقش بعدی مراقبت از فرزندان منطبق است زن و شوهر در هر شرایطی در بیماری، سلامت درقبال آسایش، ناراحتی، ثروت و فقر یکدیگر مسئولند (بک، ترجمه قراچه داغی، 1378).

مسئولیت یعنی نشان عیار تعهد معیار را فراهم می آورد تا زن و شوهر خود را با آن بسنجند به اعتقاد اریکسون یک جوان نیاز دارد که با فرد دیگری یا دیگران پیوند عاطفی برقرار کند به اصطلاح نسبت به دیگران نوعی احساس تعهد در او بوجود آید چنانچه در این سنین از چنین احساس تعهدی هراس داشته باشد از اجتماع خود منزوی خواهد شد (احدی و جمهری، 1378).

زن و مردی که عقد ازدواج بسته‌اند باید به تعهدات خود در طول عمر زناشویی پاینده بوده و همواره در نظر داشته باشد که سرپیچی از تهدات زناشویی از عواملی است که ریشه‌های این پیوند مقدس را سست می کند (حسینی بیرجندی، 1381).

احساس مسئولیت

یکی از جنبه‌های مهم مربوط به یک رابطه عاطفی خوب چیزی است که می توان آن را همسان سازی نیاز و یا ائتلاف سلسله مراتب نیازهای اساسی موجود در دو شخص در یک سلسله مراتب واحد نامید، تأثیر این ائتلاف این است که شخص نیازهای دیگری را همچون نیازهای خودش احساس می کند به همین پایه نیازهای خودش را نیز تا حدودی متعلق به دیگری می داند. اکنون یک من تا آنجا گسترش می یابد که هر دو فرد را تحت پوشش قرار می‌دهد. هر دو فرد به خاطر مقاصد روانشناختی تا حدودی به یک نفس واحد، یک شخص منفرد و یک من منفرد تبدیل می شود

احترام متقابل

احترام متقابل، بردباری، ملاحظه و گسترش برخی علائق مشترک فقط در صورتی امکان پذیر است که ما یکدیگر را به راحتی درک کنیم. احترام به دیگری به معنی شناخت او بعنوان یک کلیت مستقل و یک فرد جدا و خود مختارمی باشد (رضوی، 1389).

وفاداری

وفاداری به این مفهوم یعنی آنکه زن و شوهر خواسته‌های یکدیگر را به خواسته‌ها و منافع دیگران ترجیح دهند (بک ترجمه قراچه داغی، 1378).

وفاداری صرفاً به منزله ظرفیت انسان بر اعتماد به دیگران نیست بلکه ظرفیت فرد برای قابل اعتماد بودن را نیز در بر می گیرد (احدی و جمهری، 1378).

زن و شوهر آنچه لازمه همسری است باید تا آخر عمر مورد نظر قرار دهند حقوق همسر خود را رعایت نمایند تعهد و وفاداری دو خصلت پسندیده است که ستونهای کاخ زناشویی را تشکیل می دهد. همسران متعهد به رعایت حقوق یکدیگر تا پایان عمر وفا دار هستند و به هیچ وجه از وظایف مسئولیتی که در این زمینه پذیرفته اند شانه خالی نمی کنند (حسینی بیرجندی، 1381 ).

یکی از چیزهایی که باعث رضایت زناشویی می شود وفاداری نسبت به یکدیگر است که اریکسون وفاداری را اینطور تعریف می کند وفاداری در واقع داشتن ایمان و نوعی احساس تعلق است وفاداری ممکن است در یک سلوک خاص نوعی اعتقاد مذهبی، مجموعه ارزشی و حتی یک رابطه عاشقانه و پایبند به ارزشهای موقی یا فرقه معین جلوه گر شود (احدی و جمهری، 1389).

اعتماد

ممکن است زن و شوهر به رغم تعهد نسبت به ازدواج خود نتوانند احساس اعتماد و اطمینان محکمی در خود ایجاد کنند به اعتقاد بسیاری از نویسندگان ریشه اعتماد و اطمینان اولیه مدتها قبل از ازدواج پا می گیرد (بک، ترجمه قراچه داغی، 1378).

یکی از پایه‌های مهم زندگی شاد و خوشایند اعتماد و اطمینان زن و شوهر نسبت به یکدیگر است. زندگی زناشویی که در آن اعتماد حاکم نباشد نتیجه اش اضطراب و نگرانی و بدبینی و بالاخره نابسامانی است.اگر پایه اعتماد و اطمینان در خانواده ای سست باشد زندگی از نظر روانی وضع نابسامانی پیدا خواهد کرد.بنابراین رفتار و حرکاتی ممکن است از طرفین سلب اعتماد کند.باید کنترل شود تا ترتیبی فراهم گردد، که زوجین از جمیع جهات نسبت به یکدیگر تفاهم کامل داشته باشد (حسینی بیرجندی، 1381).