همه چیز درباره رضایت شغلی و سلامت جسمی و روانی کارکنان

2-2 – مفهوم رضایت شغلی:

رضایت شغلی عنصری مهم در دیدگاه سازمانی است؛ زیرا منجر به تعهد سازمانی بیشتر کارمندان می شود و تعهد بالا منجر به موفقیت و پیشرفت سازمان کلی و رشد بیشتر و تأثیرگذاری و کارآمدی سازمان و درخواست کم کارمندان برای خروج از سازمان می شودو اشخاص ناراضی ای که سازمان را ترک می کنند برانگیزه ی افرادی که در سازمان می مانند تأثیر می گذارند و در نتیجه سطح عملکرد این افراد پایین می آید و آنها ممکن است کارشکنی کرده و شغل را رها کنند( ایشفاکیو[1]، 2010).

رضایت شغلی یکی از عوامل مهم در موفقیت شغلی و عامل افزایش کارایی فرد در سازمان است. بین رضایت شغلی کارکنان یک سازمان و ثمربخشی و بازدهی بیشتر آن سازمان ارتباط مثبت و همیشگی وجود دارد( میرکمالی، 1388).

اگرچه رضایت شغلی یک متغیر ذهنی است که نمی توان آن را به صورت عینی اندازه گرفت، اما همواره بیان شده که رضایت شغلی بیشتر با انواع رفتارها مانند غیبت کمتر، انجام بهتر وظیفه  و مشارکت بیشتر در بهره وری شغل مرتبط است. علاوه بر این، نارضایتی با استرس و عواقب منفی بیشتر در ارتباط بوده است. بنابراین به نظر می رسد که رضایت شغلی متغیر مهمی در زمینه ی موفقیت کارکنان است( بتی[2]، 2007).

صاحب نظران رضایت شغلی را از دیدگاه های متفاوتی تعریف نموده اند از جمله:

لاک [3]به نقل از وار و انسیگلو[4]،( 2012): رضایت شغلی عبارت است از حالت عاطفی مثبت و در عین حال لذت بخشی که یک فرد از کار و شغل خود احساس می کند.

یانگ و کسکرت[5]، (2010): رضایت شغلی یک عنصر اساسی از سلامتی روحی کارکنان و بطور کلی بهزیستی آنهاست.

داوال، تاها و ایسمانی[6]،( 2009): رضایت شغلی معیاری است که گویای راضی و شاد بودن کارکنان از شغل خود می باشد.

فردی[7]، (2004): رضایت شغلی نتیجه ادراک کارکنان است که محتوا و زمینه شغلی آن چیزی است که برای کارمند ارزشمند است را فراهم می کند. رضایت شغلی یک حالت احساسی مثبت یا مطبوع است که پیامد ارزیابی شغلی یا تجربه فرد است.این حالت احساسی مثبت، کمک زیادی به سلامت فیزیکی و روانی افراد می کند. از نظر سازمانی، سطح بالای رضایت شغلی منعکس کننده ی جو سازمانی بسیار مطلوب است که منجر به جذب و بقاء کارکنان می شود.

چاندن[8]، (1997): رضایت شغلی عبارت است از حدی از احساسات و نگرش های شغلی مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند. وقتی که یک شخص می گوید دارای رضایت شغلی بالایی است، این بدان مفهوم است که او واقعاً شغلش را دوست دارد. احساسات خوبی درباره کارش دارد و برای شغلش ارزش زیادی قائل است.

رابینز[9]، ( 1994): رضایت شغلی از عوامل بسیار مهم در افزایش کارآمدی و ایجاد نگرش مثبت در فرد نسبت به کارش می باشد. تمایل به رضایت شغلی از این باور تأثیر می پذیرد که کارمندان راضی در سطوح بالاتری عمل می کنند. کارکنانی که از شغل خود راضی هستند، کارکنانی می باشند که به صورت مشارکتی و گروهی عمل می کنند و از انگیزه بالایی برخوردارند. در حقیقت کارکنان راضی کارکنان بهتری هستند چون مولدترند.

فیشر و هانا: رضایت شغلی را عامل روانی می دانند و آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط اشتغال در نظر می گیرند( نقل از شفیع آبادی، 1377).

 

2-3- دلایل اهمیت رضایت شغلی:

دست کم مدیران به سه دلیل باید به رضایت شغلی افراد و اعضای سازمان اهمیت بدهند:

2-3-1-مدارک زیادی در دست است که افراد ناراضی سازمان را ترک می کنند.

2-3-2- ثابت شده که کارکنان راضی از سلامت بهتری برخوردارند و بیشتر عمر می کنند.

2-3-3- رضایت شغلی از کار پدیده ای است که از مرز سازمان و شرکت فراتر می رود و اثرات آن در زندگی خصوصی فرد و خارج از سازمان مشاهده می شود.

رضایت کارکنان همانند رضایت مشتری در عملکرد سازمان تأثیرگذار است زیرا کارکنان مشتریان داخلی سازمان محسوب می شوند. اهمیت رضایت شغلی از آنجا ناشی می شود که بیشتر افراد تقریباً نیمی از ساعات بیداری خود را در محیط کار می گذارند. در حالی که رضایت شغلی برای کارکنان اهمیت زیادی دارد، مدیران نیز نسبت به نتایج رضایت شغلی در جهت رفتار پرسنل علاقه مند هستند. زیرا از بررسی رضایت شغلی کارکنان می توانند به اهداف زیر دست یابند:

1-شناخت مشکلات و مسائل موجود در سازمان،

2- شناخت علت آمد و شد و غیبت بیشتر کارکنان،

3- ارزیابی اثرات سازمان در طرز تلقی و برداشت تصورات کارکنان،

4- ایجاد ارتباط صحیح و دوستانه بین مدیران و کارکنان،

5- کسب اطلاعات درست و واقعی( میر کمالی، 1388).

در سازمان هایی که در بخش های خدماتی فعالیت دارند از جمله مراکز بهداشتی- درمانی و بیمارستان که بیشتر کارها بر عهده افراد است، مسأله توجه به نیروی انسانی و مدیریت منابع انسانی از نمود بیشتری نسبت به سازمانهایی که عمده کارهای آنها با ابزار و ماشین انجام می شود، برخوردار است. زیرا عوامل انگیزشی، محیطی و مانند آن بر افراد اثر می گذارد( مهرایین و همکاران، 1384).

بنابراین اهمیت رضایت شغلی از یک سو به دلیل نقشی است که در بهبود و پیشرفت سازمان و نیز بهداشت و سلامت نیروی کار دارد و از سوی دیگر، به این علت است که مفهوم رضایت شغلی علاوه بر تعاریف و مفهوم پردازی های متعدد و گاه پیچیده، محل تلاقی و نیز سازه مشترک بسیاری از حوزه های علمی مانند روانشناسی، مدیریت، جامعه شناسی و حتی اقتصاد و سیاست بوده است( تاج وار و همکاران، 1382).

 

2-4- عوامل تأثیرگذار بر رضایت شغلی:

عواملی را بر رضایت مندی شغلی تأثیر می گذارند می توان به 3 دسته تقسیم کرد:

2-4-1- عواملی درونی محتوایی یا صفات و ویژگی های کار(ICF)[10] پژوهش ها نشان داده است که صفات و ویژگی های کار با رضایت شغلی ارتباط دارد. جالب و معنی دار بودن کار، مهارت کافی فرد، تنوع در کار، سطح مطلوب چالش یا برانگیزنده بودن کار، تناسب کار یا وضعیت جسمی فرد و اطلاع و دسترسی فرد به نتایج حاصل از کار از جمله این عوامل درونی هستند( لوکا[11]، 1969؛ چرینگتون[12]، 1989، به نقل از پارسانژاد، 1390).

2-4-2- عوامل زمینه ساز بیرونی( ECF)[13]– این عوامل شامل موارد زیر است:

دستمزد تقریباً برای همه ی گروه های شغلی یکی از مهمترین عوامل کاری بشمار می آید( استوارت[14]، 1999، ترجمه ماهر 1380).

امنیت شغلی، ابهام نقش، ساختار سازمانی، شرایط فیزیکی کار، عوامل محیطی ماند دسترسی به امکانات تفریحی، ورزشی و رفاهی در محیط کار، روابط با همکاران، الگوهای مدیریتی حاکم بر سازمان و میزان مشارکت کارکنان در فرایندهای کاری، از مهمترین عوامل بیرونی در رضایت شغلی است( گرینبرگ[15]، 2004).

2-4-3- ویژگی های فردی- این ویژگی ها شامل سن، سطح مهارت، جنسیت، هوش و استعداد و سلامت جسمی و روانی است. در این ارتباط چهار بعد برای خودآگاهی موقعیتی تعریف شده است. خودآگاهی در موقعیت مدیریتی عبارت است از مدیریت تعامل های خود با دیگران پس از کسب شناخت از خود. خودآگاهی- خود ابرازی در موقعیت عمومی عبارت است از خودآگاهی در موقعیت عمومی که خود ابرازی را دربرمی گیرد و شامل تمرکز بر خود و زمان ابراز وجود می شود. خودآگاهی در موقعیت خصوصی که شامل شناخت نسبت به تجارب درونی ، اساسات ، هیجانات و ارتباط خود با دیگران است و ناآگاهی از خود- موقعیت، بعد مخالف با خودآگاهی در موقعیت خصوصی است که شامل احساسات منفی در رابطه با خود؛ ناآگاهی نسبت به خود و اضطراب در خصوص نحوه عملکرد در موقعیت های ناشناخته و جدید است( صالح بلوردی، 1389).

 

2-5-سنجش رضایت شغلی:

راه های مختلفی برای رضایت شغلی وجود دارد که از جمله می توان به مقیاس های درجه بندی، رخدادهای بحرانی، مصاحبه و گرایش عملی یا کارکردی و ثبت وقایع حساس اشاره کرد، ولی مهمترین آنها بهره گیری از روش پرسشنامه ای است که به این روش، روش بررسی نظریه ها و طرز تلقی گفته می شود. با سنجش میزان رضایت شغلی کارکنان سازمان، اطلاعات فراوانی برای مدیران و کارکنان حاصل می شود که می توان از آن در راستای برنامه ریزی های نیروی انسانی بهره گرفت( فلدمن[16]، 1995).

به طور کلی متداول ترین روش های اندازه گیری به دو روش انجام می گیرد:

1-روش عام و کلی: در این روش از کارکنان خواسته می شود میزان رضایت شغلی خود را در پاسخ به یک سؤال روشن کنند. و آنها باید رضایتمندی خود را با کشیدن دایره ای دور اعداد 1 تا 5 که در برابر جمله هایی قرار گرفته اند مشخص کنند.

2- روش استفاده از مقیاس های درجه بندی شده یا تفضیلی: در این روش رضایتمندی نسبت به ابعاد مختلف یک شغل سنجیده می شود؛ بدین ترتیب ابعاد مختلف شغل را که همان عوامل ایجاد رضایت شغلی هستند مورد سؤال قرار می دهند. به این ابعاد بر مبنای یک مقیاس استاندارد، امتیاز می دهند و برای بدست آوردن نمره رضایت شغلی فرد، میانگین امتیازات تخصیص یافته به هریک از عناصر این ابعاد را که شامل حقوق و دستمزد( امکانات مادی و رفاهی)، امنیت شغلی، پایگاه اجتماعی حرفه( شرایط و ماهیت کار)، نحوه سرپرستی، امکانات آموزشی و نحوه ی ارتقاء و روابط انسانی محیط کار است، را در نظر می گیرند( ازکمپ[17]، 1370؛ طالبان،1374؛ هومن، 1381).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تأثیر شیوه های فرزند پروری بر اختلالات رفتاری کودکان

 

2-6-پیامدهای رضایت شغلی:

رضایت شغلی به عنوان یک متغیر مستقل بر بسیاری از جنبه های رفتار فردی و عملکرد سازمان تأثیر می گذارد و به این منظور نیز مورد توجه کارکنان و مدیران در سازمان است. کلید احیا و ابقای فکری و اعتماد به نفس بالا، رضایت شغلی است. این امر مستلزم آن است که نوع کار با نوع شخصیت و فیزیولوژی و روحیه ی انجام دهنده ی آن تناسب داشته باشد. وجود انگیزه نیز عامل مؤثری در ثمربخشی و افزایش رضایت شغلی است. گاهی شخصیت حقیقی و حقوقی افراد منطبق نیستند، فردی که دچار این تناقض می شود، از کار خود راضی نیست و در جایگاه کاری خود احساس رضایت و بالندگی نمی کند. از این رو با کمی توجه به خصوصیات فردی و تأمین نیازهای مادی و معنوی افراد و گروه ها، می توانیم بهبود مؤثری را در عملکرد فردی، گروهی و سازمانی شاهد باشیم. رضایت شغلی موجب می شود بهره وری فرد افزایش یابد، به سازمان متعهد شود، سلامت فیزیکی و ذهنی فرد از زندگی افزایش یابد و مهارتهای جدید شغلی را به سرعت فرا بگیرد. عدم رضایت شغلی موجب کاهش بهره وری، کارایی و روحیه ی کارکنان می شود که روحیه ضعیف در کار بسیار نامطلوب است( پریر[18]، 1996، به نقل از خدایاری فرد و همکاران،1388).

 

2-7- رضایت شغلی و عملکرد

از موضوعات مهم و مورد توجه مدیران، اثر رضایت شغلی بر عملکرد سازمان است. تحقیقات گسترده انجام شده در این رابطه بیانگر رضایت شغلی بیشتر و عملکرد بهتر است که به نظر می آید رابطه مستقیمی بین این دو وجود دارد، زیرا کسانی که نگرش مثبتی به کارشان دارند، عملکرد آنها نیز بهتر است. البته عملکرد تحت تأثیر عوامل زیادی قرار می گیرد( رابینز، 1986). بنابراین می توان گفت هدف از تحقیقات انجام گرفته سنجش اثرات رضایت شغلی بر بازدهی، سلامت جسمی و روانی، غیبت و جابجایی کارکنان است( رابینز ترجمه پارسائیان و اعرابی، 1381).

 

2-7-1-رضایت شغلی و سلامت جسمی و روانی کارکنان:

تحقیقات نشان می دهد که نارضایتی شغلی بر ایجاد بیماریهای جسمانی تأثیر دارد زیرا نارضایتی شغلی به خستگی، فرسودگی به کاهش انرژی، سردرد، اعتیاد به مواد مخدر، از دست دادن میل و رغبت، سوء هاضمه و بیماری هایی مانند فشار خون و حمله های قلبی می انجامد. برعکس اگر کارکنان از شغل خود راضی باشند، علاوه بر اینکه مشکلات مذکور را نخواهند داشت، زندگی خصوصی آنان نیز (خارج از سازمان) بهبود می یابد.

همچنین نارضایتی شغلی ممکن است به خشم از موضوعات کم اهمیت، حساسیت های آزاردهنده، بی عاطفه بودن، فراموشی، ناتوانی در تصمیم گیری و عدم تمرکز حواس، اضطراب، افسردگی، تنش، روابط فردی آسیب دیده منجر شود. و برعکس کارکنان راضی، سلامت روانی و فیزیکی خوبی نیز دارند و وظایف جدید مرتبط با شغل خود را سریعتر یاد می گیرند، تضاد شغلی کمتری دارند و پرونده شکایتی آنها کمتر است( رابینز، 1986).

 

2-7-2- رضایت شغلی و میزان جابه جایی:

رضایت شغلی با میزان جابه جایی کارکنان رابطه معکوس دارد؛ این رابطه قوی تر از رابطه ی رضایت شغلی با دفعات غیبت است. در سازمانهایی که رضایت کارکنان ضعیف است، جابجایی بیشتر از سازمانهای دیگر است. البته عوامل دیگری نیز در میزان جابه جایی کارکنان مؤثر است. برای مثال در جامعه ای با وضعیت اقتصادی نامطلوب؛ ممکن است کارکنان سازمان از رضایت شغلی خوبی برخوردار نباشد. با وجود این، میزان جابه جایی هم کم است، زیرا امکان دستیابی به شغل دیگر یا استخدام در سازمان دیگر بسیار کم است. به هر حال افزایش رضایت شغلی در جابه جایی اثر دارد( رابینز، 1986).

 

2-7-3- رضایت شغلی و غیبت:

دو نوع غیبت وجود دارد یکی غیبت غیر ارادی که به علت بیماری یا دلایل موجه و حوادث پیش بینی نشده اتفاق می افتد و غیر قابل اجتناب است و ارتباطی با رضایت شغلی ندارد و دیگری غیبت اختیاری که ناشی از عدم رضایت شغلی فرد است. بین رضایت شغلی و غیبت رابطه ی معکوس وجود دارد. کارکنانی که رضایت شغلی آنها پایین است به روش های مختلفی سعی خواهند کرد در محل کار غیبت داشته باشند یا حداقل با تأخیرهای مکرر سر کار حاضر شوند. برعکس کارکنانی که رضایت آنها بالاست، میزان توجه آنها در مورد وظایف، کار و اهداف سازمانی بیشتر خواهد بود. افزایش غیبت جریان طبیعی عملیات را قطع می کند، همچنین هزینه های استخدام و آموزش نیروی انسانی را افزایش می دهد. همچنین تأخیر در کار همانند غیبت، این باور را به وجود می آورد که فرد از کارش ناراضی است. این مسأله نشان می دهد که فرد برای شغل خود اهمیتی قائل نیست و بیشتر وقت خود را در خانه استراحت می کند وقتی هم که سر کار حاضر می شود، بیشتر به تلفن های شخصی می پردازد و به طور کلی در پی اتلاف وقت است.( سپهری، 1383).

 

 

2-8-دیگر تأثیرات رضایت شغلی بر عملکرد:

2-8-1-ترک خدمت

ترک خدمت کارکنان موجب وقفه در عملیات سازمان می شود و جایگزین ساختن افراد برای سازمان پرهزینه و از نظر فنی و اقتصادی نیز نامطلوب است. البته ترک خدمت ممکن است ارادی و مربوط به عدم رضایت شغلی باشد. یا دلایل شخصی داشته باشد که خارج از کنترل مدیر است اما در واحدهای سازمانی که رضایت شغلی افراد آن کمتر از حد متوسط است، نرخ ترک خدمت کارکنان آن بیشتر خواهد بود( فلد من، 1995).

 

2-8-2- بازنشستگی زودرس:

کارکنانی که تقاضای بازنشستگی پیش از موعد می کنند، نگرش های مثبت خود را کمتر معطوف به کار خود می سازند. از طرف دیگر، کارکنانی که پست های سازمانی عالی تری دارند و دارای فرصت های کاری چالشی هستند، نسبت به مشاغل سطوح پایین تر کمتر به دنبال بازنشستگی زودرس هستند( اسمیت[19] و همکاران، 1969).

 

2-8-3- تشویش:

به شرایطی که ناخشنودی فرد از شغل را نشان می دهد گفته می شود که ممکن است به شیوه های مختلف ظاهر شود. فرد ممکن است تمایل زیادی به شغل خود نداشته باشد، در محیط کاری خواب آلود و فراموشکار شود در کار بی دقتی کند و از شرایط کاری شکایت کند، این شرایط بر سلامت ذهنی فرد تأثیر منفی برجای بگذارد( سپهری، 1383).

 

2-9-شیوه ی ابراز نارضایتی:

کارکنان و اعضای سازمان، نارضایتی خود را از راههای گوناگون ابراز می کنند از جمله:

 

2-9-1-فعالیتهای اتحادیه گرایی:

شواهد زیادی نشان می دهند که کارکنان ناراضی تمایل بیشتری به شرکت در اتحادیه ها دارند، کارگزارانی که از وضعیت دستمزدها، امنیت شغلی، مزایای جانبی و نیز رفتارهای سرپرستان ناراضی اند، استعداد بیشتری برای شرکت در اتحادیه ها دارند و از طریق این اتحادیه ها یا قطعنامه ها و اعتصاب ها درصدد دفاع از حقوق خود هستند.

 

2-9-2- ترک سازمان:

کارگر یا کارمند شرکت یا سازمان را ترک کند، از این رو استعفا می دهد و در پی شغل جدید برمی آید(رابینز، 1986).

 

 

 

2-9-3- اعتراض:

کارمند به صورتی فعال و با اقدام هایی سازنده درصدد بهبود شرایط برمی آید. عضو سازمان با مقامات بالا درباره ی این مسائل بحث می کند. پیشنهادهای سازنده ارائه می دهد و درصدد نوعی اقدام دسته جمعی برمی آید.

 

2-9-4- وفاداری:

کارمند اگرچه برای بهبود وضع سازمان اقدام نمی کند، ولی خوش بینانه در انتظار بهبود شرایط است، در برابر انتقادهای خارجی به نفع سازمان جبهه می گیرد و اعتماد راسخ دارد که مدیریت دلسوز سازمان از هیچ کوششی دریغ نمی کند و بر این باور است که مدیریت راه درست را در پیش می گیرد.

 

2-9-5- اقدام منفی:

اقدام های منفی چون غیبت های طولانی و تأخیرهای زیاد، کم کاری و خطاهای کاری، به بدتر شدن وضع سازمان می انجامد. ترک سازمان و اقدام های  منفی، از جمله متغیرهای عملکردی( بازدهی، غیبت و جابجایی کارکنان) است ولی شامل واکنش های دیگری هم می شود که از آن جمله اعتراض و وفاداری به سازمان( داشتن رفتار سازنده) است، به گونه ای که عضو سازمان اوضاع نامساعد را تحمل می کند تا شرایط رضایت بخش گذشته به سازمان بازگردانده شود( رابینز، 1986).

 

[1]Ishfaq

[2]Betty

[3].Lock

[4]. War & Inceoglu

[5]. Yang & Kassekert

[6].Dawal, Taha & Ismani

[7].Friday

[8] .Chandan

[9].Robins

[10] .Intrinsic Content Factors

[11].Loca

[12].Cherington

[13] .Extrinsic Content Factor

[14] Stewart

[15] .Gerinberg

[16].Feldman

[17]. Azkamp

[18].Pryer

[19].Smith