پایان نامه با واژه های کلیدی امام صادق، منابع معتبر، استعمال لفظ

دانلود پایان نامه

واژه‌ها افزون گشت تا جایی که این غرابت و ابهام دامن خواص را نیز فرا گرفت”268
فرهنگ مردم عصر نزول راهی برای به دست آوردن معنای واژه در آن زمان است. مقصود از فرهنگ نیز اشعار و نثر هایی است که از مردم معاصر پیامبر9به دست ما رسیده است و مفسّر می تواند با مراجعه به منابع معتبر و اصیل لغوی269 به این فرهنگ ها دست یافته و معنای عصر نزول را با توجه به این فرهنگ ها کشف کند.
در مورد نثر باید گفت که چیز زیادی در این مقوله در دست نیست ولی شعر عرب به عنوان بخش مهمی از فرهنگ عصر نزول به شمار می آید و به جهت دارا بودن وزن، قافیه و آهنگ جذابیت بیشتری از نثر دارد به علاوه این که حفظ و به خاطر سپاری آن نیز از نثر آسان تر است. ابن عباس شعر عرب را دیوان عرب می دانسته و گفته است: “شعر دیوان عرب است؛ هرگاه لفظى از قرآن کریم که خداوند آن را به زبان عرب نازل فرموده بر ما پوشیده بماند به دیوان عرب مراجعه کرده و معنای آن را در شعر جستجو مى‏کنیم.270‏” خود ابن عباس نیز از این شیوه برای فهم معنای واژگان استفاده کرده، مسائل نافع بن ارزق271که ابن عباس در آنها به شعر عرب استناد و استشهاد کرده است نیز موید این مطلب است.
در هر حال باید گفت که فرهنگ عصر نزول در فهم معانی واژه ها در عصر نزول موثر است و مفسّر را در به دست آوردن معانی واژگان کمک می کند.
1-4- سخنان صحابه
سخنان صحابه نیز به جهت نزدیکی آنها به عصر نزول و ارتباط با پیامبر9و نیز با توجه به اهمیت قرآن و محوریت آن در زندگی آنان، به عنوان یکی از راه های پی بردن به معانی واژگان قرآن است. هر چند ممکن است سخنان آنان مراد و مقصود خداوند از آیات نباشد، اما همین سخنان مفسّر را به معانی واژگان در عصر نزول راهنمایی می کند. این سخنان در آغاز به صورت شفاهی نقل شده اند اما از زمان تابعان به بعد در کتبی که به “غریب القرآن” معروف هستند، قسمتی از سخنان صحابه ذکر شده است. از این رو مفسّر می تواند برای دستیابی به معنای واژه از این سخنان نیز کمک بگیرد.
1-5- سخن لغت شناسان
یکی دیگر از راه های پی بردن به معنای واژگان سخن لغت شناسان است چرا که بسیاری از لغت شناسان هنگام معنا کردن واژه ای به کاربرد قرآنی آن نیز اشاره می کنند به ویژه کتب غریب القرآن272 که هدف اصلی مولفان آن ها روشن نمودن معنای واژگان قرآن است. درباره اقوال لغویان به جهت اجتهادی و استنباطی بودن بسیاری از سخنان آن ها، میان دانشمندان اختلاف نظر است که آیا حجت و معتبر است یا نه؟ برخی قول لغویان را به دلایلی از جمله به دلیل این که قول لغوی اطمینان آور نیست،حجت ندانسته اند و عده ای دیگر به دلایلی از جمله بنای عقلا بر اعتماد به خبر ثقه و رای خبره، نظر آنان را معتبر و قابل اعتماد دانسته اند273. به نظر می رسد با توجه به تخصص لغویان سخنان آن ها در برخی موارد قابل اعتماد می باشد ولی باید در نظر داشت که اعتماد به همه سخنان آنان و پذیرش آن ها بدون تحقیق درست نیست274 . در این مورد بهتر است به کتبی مراجعه کرد که به عصر نزول نزدیک تر باشد، چرا که در آنها واژگان کمتر دستخوش تغییر شده اند ملاک هایی دیگری نیز در پذیرش اقوال لغویان مطرح شده است از جمله: مستند سخن گفتن، دقیق معنا کردن، در صدد تمایز معانی حقیقی و مجازی بودن، کامل تر و جامع تر بودن.275

2- توجه به وجود معانی مختلف در لفظ
زبان قرآن کریم همانند سایر زبان ها از کلماتی تشکیل شده است که دارای معانی مختلف است و مفسّر قرآن باید در هنگام تفسیر به همه این معانی توجه داشته باشد و با در نظر گرفتن همه این معانی معنایی که مراد خداوند متعال است را با استفاده از قراین موجود در کلام استخراج نماید. برای این منظور مفسّر باید به کتب دست اول لغت مراجعه کرده و همه معانی لفظ را از آنها استخراج نماید به عنوان مثال واژه “الفتنه” در معانی مختلفی از جمله امتحان، شرک، گمراهی، ظلم، رنج و عذاب،اختلاف آراء مردم،شگفت انگیزی، سوزاندن و …. به کار رفته است276 و مفسّر باید با توجه به قراین موجود در آیه معنای مورد نظر را که مراد خدای تعالی بیابد و قرآن را براساس آن تفسیر کند. چرا که در صورت غفلت یا نادیده گرفتن برخی از معانی، ممکن است همان معنای مورد غفلت، مراد خدای تعالی باشد و عدم توجه مفسّر به آن، مفسّر را دچار انحراف و اشتباه در آیه سازد.

3- شناسایی معنای حقیقی و مجازی و فرق نهادن بین آن ها
هرگاه لفظی در معنایی که واضع از آن اراده کرده، به کار رود در معنای حقیقی به کار رفته است؛ به عبارت دیگر معنای حقیقی استعمال لفظ در معنای موضوع له آن است. هرگاه لفظ در معنایی غیر از آنچه واضع از آن اراده کرده است، به کار رود، در معنای حقیقی استعمال شده، به عبارت دیگر معنای مجازی یعنی به کار بردن لفظ در غیر معنای موضوع له آن.277
یکی از نکاتی که در فهم صحیح قرآن کریم نقش مهمی دارد بازشناسی معنای حقیقی از معنای مجازی است. در این که قرآن مشتمل بر الفاظ حقیقی است هیچ اختلافی بین دانشمندان وجود ندارد اما در مورد وجود معنای مجازی در قرآن بین دانشمندان اختلاف است جمهور علماء بر وجود آن در قرآن معتقد هستند، ولى عده‏اى آن را انکار کرده‏اند، از جمله: فرقه ظاهریه، و ابن القاص از علماى شافعى، و ابن خویز منداد از مالکیان. شبهه ایشان آن است که مجاز نظیر دروغ است، و قرآن از آن منزّه مى باشد، و متکلم به مجاز روى نمى‏آورد مگر در صورتى که عرصه حقیقت بر او تنگ شود؛ و این بر خداوند متعال محال است. اما این شبهه باطل
مى‏باشد، و اگر مجاز از قرآن مى‏افتاد نیمى از زیبایى آن ساقط بود؛ زیرا که اهل بلاغت برآنند که مجاز بلیغ تر از حقیقت است، و اگر قرآن از مجاز خالى باشد باید از حذف و تاکید و تکرار قصه‏ها و مانند این ها نیز خالى باشد.278
برخی از مفسّران و دانشمندان علوم قرآنی فصل جداگانه ای در حقیقت و مجاز در کتب خود آورده اند.279
بیشتر الفاظ قرآن کریم در معنای حقیقی بکار رفته اند مثلاً در آیه شریفه(إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّهِ)280 “[خداوند،] تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که [هنگام سر بریدن‏] نام غیر خدا بر آن برده شده، بر شما حرام گردانیده است.” واژه های(الْمَیْتَهَ)، (الدَّمَ) و (لَحْمَ) در معنای حقیقی خود به کار رفته اند.
برخی از الفاظ قرآن کریم نیز دارای معنای مجازی هستند مثلاً در آیه شریفه (وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ)281 ” و ذاتِ باشکوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند ” واژه (وَجْهُ) که به معنی ذات است در معنای مجازی استعمال شده است.
بازشناسی حقیقت از مجاز در درک صحیح مفاهیم قرآن کریم نقش بسزایی دارد. می‏گویند: الفاظ اولاً و بالذات دارای معانی حقیقی‏اند مگر آن که قرینه‏ای ما را از معنای حقیقی منع کرده و منصرف سازد. این قرائن را در اصطلاح “قرائن مانعه” یا “قرائن صارفه” می نامند.282
اما اگر چنین قرائنی در دست نباشد، لفظ بر معنای حقیقی حمل می شود و در نظر گرفتن معنای مجازی برای لفظ سبب خطا و اشتباه در برداشت تفسیری مفسّر خواهد شد است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع مقاله درموردکمال گرایی، شاخص توده بدنی، ضریب تاثیر

4- روش ملا فتح الله کاشانی در کشف و تبیین واژه ها
4-1- استناد به آیات دیگر
ملا فتح الله گاهی با استناد به آیات دیگر قرآن، معنای واژه را تبیین کرده وگاهی نیز چند معنا برای واژه ای بیان می کند، یا معنایی را که دیگران برای کلمه ذکر کرده اند، با استناد به آیه ای رد کرده است. به عنوان مثال در آیه (وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَهِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ)283 ” و چون فرشتگان را فرمودیم: “براى آدم سجده کنید”، پس به جز ابلیس- که سر باز زد و کبر ورزید و از کافران شد- [همه‏] به سجده درافتادند”، سجده را در اصل لغت به معنای تذلل و خواری می داند و برای توجیه این معنا به آیه(وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ)284 ” و بوته و درخت چهره‏سایانند” استناد می کند.285
مفسّر در تفسیر این آیه بعد از بیان معنای لغوی معنای شرعی سجده را که همان قرار دادن پیشانی بر خاک به قصد عبادت است، بیان می کند و می گوید اگر معنای شرعی مراد باشد، مسجود له خداوند متعال بوده و آدم به جهت تعظیم و تفخیم شان، مانند کعبه، قبله سجود ملائکه شده است و اگر معنای لغوی مراد باشد، حقیقت آدم مسجود له بوده و آن به معنی تواضع ملائکه برای آدم از جهت تحییت و تعظیم است مانند سجده برادران یوسف برای یوسف که جهت تعظیم یوسف بوده است نه برای عبادت او. وی در ادامه معنای لغوی را به جهت امتناع ابلیس از سجده بر می گزیند و یاد آور می شود که اگر مسجود له خداوند می بود ابلیس از سجده کردن سر باز نمی زد.286
و یا در تفسیر آیه (وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونَا مِنَ الْظَّالِمِینَ)287 “و [لى‏] به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود” ظلم را در اصل لغت به معنی نقص دانسته و به آیه(وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئًا)288 “و از [صاحبش‏] چیزى دریغ نمى ‏ورزید” استناد می کند.289
در آیه اخیر، ظلم به نقص نیز معنا شده است و برخی از لغت دانان نیز همین معنا را برای آن برگزیده اند به عنوان مثال صاحب قاموس قرآن “ظلم” در این آیه را به نقص معنا کرده است و می نویسد ظلم در اصل به معنی ناقص کردن حق یا گذاشتن چیزی در غیر موضع خود است.290

وی در تفسیر آیه(الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء)291 “همان [خدایى] که زمین را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنایى [افراشته] قرار داد.” به معانی مختلف واژه (جَعَلَ) اشاره کرده و در تایید دو معنای “اوجد” و “سیر” برای (جَعَلَ) به ترتیب به آیات(وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ)292 “و تاریکی ها و روشنایى را پدید آورد” و (جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً)293 “زمین را براى شما فرشى [گسترده] قرار داد” استناد می کند.294
و یا در تفسیر آیه شریفه(یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِینَ)295 “[خدا] بسیارى را با آن گمراه و بسیارى را با آن راهنمایى مى‏کند و[لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‏کند.” به معانی مختلف واژه “هدایت” اشاره می کند و برای هر یک از این معانی به آیات دیگر قرآن استناد می کند.296
همچنین در آیه (وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ)297 “و زنانِ شوهردار [نیز بر شما حرام شده است‏] به استثناى زنانى که مالک آنان شده‏اید.” معانی مختلف واژه “احصان” را با استناد به آیات قرآن بیان می کند.298

4-2- استناد به روایات پیامبر9و امامان معصوم:
ملا فتح الله در برخی موارد جهت بیان معانی و مصادیق واژگان به روایاتی از معصومان:اشاره می کند به عنوان مثال در تفسیر آیه (سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ)299 “پذیرا و شنواى دروغ هستند [و] بسیار مال حرام مى‏خورند.” در بیان معنای (سُّحْتِ) به روایتی که از امام علی7و ام
ام صادق7نقل شده است اشاره می کند و می نویسد: “از امیر المؤمنین7مروی است که سحت رشوه است در حکم خدا و مهر بغى و کسب حجام و مزد نر بر ماده جهانیدن و بهاى خمر و ثمن میته و مزد کاهن و اجرت چیزى که بنویسند در توسل به معصیت از ابى عبد اللَّه9مروی است که سحت شامل جمیع انواع حرام است.”300
و یا تضرع را در آیه(وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَکَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا یَتَضَرَّعُونَ)301 “و به راستى ایشان را به عذاب گرفتار کردیم و [لى‏] نسبت به پروردگارشان فروتنى نکردند و به زارى درنیامدند.” به معنای دست برداشتن یا بلند کردن دست در نماز دانسته و به حدیثی از امام صادق7302در این باره استناد می کند.303
وی همچنین در آیه (التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدونَ)” [آن مؤمنان] همان توبه‏کنندگان، پرستندگان، سپاس

دیدگاهتان را بنویسید