چه عواملی بر کیفیت رانندگی افراد تاثیر میگذارد؟

رفتار رانندگی:

امروزه یکى از مولفه هاى اساسى در تقویت توسعه پایدار مساله ى ارتقاء سلامت جامعه مى باشد. چرا که محور توسعه پایدار انسان سالم است. از طرفى رانندگى انسانها در جهان امروز با خطرات زیادى روبه رو مى باشد. از جمله مهم ترین و قابل توجه ترین خطراتى که امروزه زندگى افراد را در کشورهاى مختلف جهان تهدید مى کند، افزایش حوادث و آسیب هاى عمدى و غیر عمدى است که سالانه باعث مرگ بیش از 6 میلیون نفر در جهان مى شود و پر واضح است که “رانندگان” عامل اصلی انجام تخلفات ترافیکی به‌شمار می روند، اما آنچه که بر چگونگی رفتار انسان و راننده در زمان رانندگی و یا تغییر آن نقش خواهد داشت، متفاوت بوده که در یک دسته بندی کلی سه عامل 1- محیطی 2- قانونی و اجرایی 3- درونی را می توان نام برد(محمدیان، 1391).

1-  عوامل محیطی:

به مجموعه عواملی گفته می شود که در محیط پیرامونی و اطراف انسان وجود داشته و منجر به انجام تخلف توسط رانندگان می گردد. در واقع این عوامل بگونه‌ای بر رفتار انسان ها اثر می‌گذارد که راننده را به سمت انجام تخلف سوق می‌دهد که برای ریشه یابی علل وقوع تخلفات، لزوما” باید این عوامل را به درستی شناخت و تلاش نمود بر اینگونه عوامل تأثیر گذار مدیریت نموده تا دچار رفتارهای ناهنجار ترافیکی در جامعه نشویم.

–    شرایط آب و هوائی: گرمای بیش از حد هوا در روزهای تابستان می تواند موجب ناراحتی خاطر و از بین رفتن آرامش و آسایش و در نهایت بی حوصلگی و خشم رانندگان شود . از طرف دیگر سرمای هوا همراه با شرایط بدآب و هوایی نظیر برف و کولاک، می تواند زمینه ساز ایجاد انگیزه در راننده جهت انجام تخلفات ترافیکی را برای رسیدن سریعتر به مقصد، فراهم نماید و در حقیقت موجب کاهش آستانه تحمل رانندگان شود.

–    وضعیت ترافیکی: تراکم بالای ترافیک همراه با راهبندان های طولانی مدت، بویژه در شرایط نامساعد جوی می‌تواند بستر لازم برای تأثیرگذاری در رفتار رانندگان را فراهم آورده و انسان در این شرایط و فشار روانی احیانا” از کوره به در رود و رفتاری خارج از عرف و عادت از خود بروز دهد که یکی از آنها می تواند، انجام تخلفات رانندگی باشد(محمدیان، 1391).

-طرح هندسی راه و کیفیت روسازی: این دو از عواملی هستند که رانندگی ها بویژه در رانندگی‌های طولانی‌مدت، راننده را خسته نموده و موجب استرس یا بروز خشم در رانندگان می شوند که از جمله می توان به ناهموار بودن جاده‌ها، وجود خرابی و دست اندازها، سرعت گیرهای ناگهانی و نیز پیچ های تند و خطرناک و غیره نام برد(زمبون و هاسلبرگ1، 2008).

-وضعیت روشنایی: در برخی موارد انجام تخلف دارای پس زمینه خاص رفتاری نبوده، بلکه صرفا” به دلیل دید ناکافی از طرف راننده رخ می‌دهد، بطور مثال ممکن است به علت کمبود روشنایی در راه‌ها برخی علائم راهنمایی و رانندگی توسط رانندگان بویژه در شرایط نامساعد جوی دیده نشده و تشخیص میزان فاصله‌ها به درستی انجام نگیرد و همین مسأله موجب بروز برخی تخلفات ترافیکی گردد(محمدیان، 1391).

-شرایط پیرامونی به لحاظ بصری: بطور مثال در این مورد می توان به تبلیغات اطراف مسیر حرکت، به لحاظ نوع تبلیغ، رنگ و طراحی آن اشاره کرد که می تواند  به لحاظ روانی بر راننده اثر گذار بوده و باعث ایجاد هیجان در راننده گردد و افزایش رفتارهای احساسی می تواند منجر به ایجاد روحیه تهاجمی در رانندگان شود(زمبون و هاسلبرگ، 2008).

2-  عوامل قانونی و اجرایی:

به مجموعه عواملی که مرتبط با قانون و نحوه اجرای آن و نیز بازتاب ها و تبعات اجرای قوانین بوده، اشاره می نماید که می تواند بر رفتار رانندگان و طرز تلقی آنان و نیز میزان تبعیت و یا گریز از قوانین و مقررات را فراهم نماید(محمدیان، 1391).

-برخورد با متخلف: این مسأله از دو جنبه متفاوت قابل بررسی است ، از یک طرف ممکن است برخورد با متخلفین از قوانین رانندگی بسیار ملایم و ناکافی باشد و در نتیجه رانندگان را به تکرار انجام تخلف سوق دهد! از طرف دیگر برخورد تحقیرآمیز و نامناسب با رانندگان متخلف موجب ایجاد روحیه قانون شکنی و مخالفت با قوانین راهنمایی و رانندگی گردد(محمدیان، 1391).

-نقص قوانین: در برخی کشورها، تغییر و تحول در قوانین و مقررات ممکن است، بسترهای لازم را در جامعه نداشته باشد و در حقیقت همراه و هماهنگ با رشد علم و فن آوری نباشد، در اینگونه موارد هم کم کم قانون به حاشیه رانده شده و اجرای آن دچار مشکل می شود(محمدیان، 1391).

-عدم اجرای کامل قوانین : قوانین و مقررات وضع شده در جامعه از نگاه طراحان اولیه و قانون گذاران باید مانند یک پازل کامل در جامعه پیاده شود تا تأثیر آن ایجاد گردد. اگر بخاطر دلایل گوناگون و یا نظارت ناکافی،  بخشی از قطعات پازل قانون اجراء و بخشی از قطعات پیاده نشود آن شکل لازم محقق نمی شود و در نتیجه زمینه گریز از مقررات و قوانین توسط رانندگان شکل می گیرد(مشین و سن کی1، 2008).

-بازدارنده نبودن جریمه ها: برای بسیاری از افراد و در برخی از جوامع از لحاظ فرهنگی، جریمه یکی از مهم ترین ابزارهای مبارزه و برخورد با تخلفات رانندگی محسوب می گردد که استفاده از آن در کنترل بی نظمی‌های ترافیکی مؤثر بوده و یا لااقل در یک برهه زمانی کوتاه مدت ضروری و تأثیرگذار می باشد تا بتواند آرام ، آرام به یک عادت و یا رفتار در جامعه تبدیل شود. اغلب رانندگان از جریمه شدن واهمه دارند و یا در مکان‌هایی که مأموران راهنمایی و رانندگی حضور دارند از ارتکاب کوچکترین تخلفی نیز خودداری می کنند. اما اگر میزان جریمه های رانندگی پائین باشد آن قدرت بازدارندگی و تغییر رفتار در رانندگان را ایجاد نمی نماید و موجب تجری بیشتر رانندگان متخلف می گردد(مشین و سن کی، 2008).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   اقدامات مؤثر جهت ارتقاء ابعاد پنج گانه شغلی

3-  عوامل درونی انسان:

مطالعات و بررسی ها نشان می دهد، در بخش قابل توجهی از تصادفات ترافیکی، اشتباهات انسانی دخیل است بنابراین آنچه اهمیت بیشتری می یابد، شناخت هرچه بیشتر عامل درونی انسان است که به نوبه خود مجموعه قابل توجهی از عوامل را در بر می گیرد، شناخت این عوامل مستلزم بررسی ویژگی های فردی راننده، تعاملات اجتماعی، ویژگی های روحی و روانی ، تربیت افراد، سطح فرهنگ، میزان آگاهی و … را ضروری می سازد(شاکری نیا، 1388).

در حقیقت هر فرد انسانی باید برای حضور در جامعه و برای رعایت حقوق اولیه انسانی در اجتماع، رفتارهای خود را ریشه‌‌یابی نموده، عوامل تأثیرگذار رفتاری را بازیافته تا بتواند به درستی بر این رفتارهای غیر نُرم و ناهنجار مدیریت نماید تا حقوق خود و دیگران را تضییع ننماید.

-ریسک پذیری رانندگان: بطور کلی یکی از انگیزه های اصلی انسان برای انجام تخلف ریسک پذیری آنها می باشد در واقع در اکثر موارد، انجام تخلف همراه با سود و منفعت خواهد بود که حتی گاهی این منفعت از هزینه های ایجاد شده در اثر انجام تخلف (نظیر جریمه های حاصل از آن ) نیز بیشتر خواهد بود. بنابراین راننده در زمان انجام تخلف ابتدا بطور آنی با در نظر گرفتن منافع حاصل از انجام تخلف و نیز هزینه های احتمالی (بالقوه) آن، نسبت به این موضوع اقدام می نماید. که متأسفانه فارغ از تبعات انجام تخلفات در جامعه و برای افراد دیگر مرتکب رفتار غیر معمول در جامعه می گردد(شاکری نیا، 1388).

-خودنمایی: این مسأله در رانندگان جوان بیشتر دیده می شود، رانندگانی که بیشتر نیاز به جلب توجه و دیده شدن در جامعه دارند ، معمولا” در زمان رانندگی اقدام به برخی حرکات نمایشی و تخلفات رانندگی می نمایند که هم خود را به خطر انداخته و حتی دیگران را هم در معرض رفتار ناپسند خود قرار می دهند.

-غرور و خودبرتربینی: برخی از افراد و گروه ها در جامعه ، با توجه به نوع تربیت و فرهنگ خاصی که در آن پرورش یافته‌اند، همواره در اکثر عرصه های اجتماعی دارای نوعی روحیه خود برتر بینی و غرور می‌باشند. این افراد معمولا” در زمان رانندگی با انجام تخلفات، منافع خود را بر دیگران ترجیح داده و حتی در برخی موارد منافع سایرین را به مخاطره می‌اندازند(شاکری نیا، 1388).

-ناآگاهی و بی اطلاعی راننده: گاهی اوقات فرد متخلف با توجه به کمبود اطلاعات و ناآگاهی، ممکن است اقدام به انجام تخلف نماید یا اینکه واقعا” از عواقب فردی و اجتماعی، مستقیم و غیرمستقیم، آنی و آتی انجام تخلف بی اطلاع باشد که البته با گسترش روزافزون رسانه‌ها و سیستم های اطلاع رسانی در جامعه نا آگاهی رانندگان بسیار بعید به نظر می‌رسد.

-آموزش نادرست و فرهنگ غلط: بسیاری از ناهنجاری و مشکلات اجتماعی، ریشه در تربیت و تعلیم دوران کودکی افراد جامعه دارد که باید تعالیم ترافیکی از همان دوران کودکی با شیوه های متنوع برای کودکان فراهم شود تا بسترساز یک فرهنگ اجتماعی و قانون پذیر در بزرگسالی باشد.

-عدم تمرکز حواس: در برخی از موارد، رخداد تخلف ناشی از عدم تمرکز حواس رانندگان و در نتیجه بی توجهی آنها به قوانین و مقررات رانندگی می باشد ، در اینگونه موارد فرد به رغم میل باطنی و با انگیزه‌های شخصی مرتکب خلاف می شود، از مصرف الکل و داروهای روان گردان تا مکالمه با تلفن همراه، خوردن و آشامیدن، استعمال دخانیات و … از جمله عوامل اختلال در حواس رانندگان هستند که جز خود راننده کسی در انجام آن دخیل نمی باشد(محمدیان، 1391).

-محرک های درونی: خشم و عصبانیت ، اضطراب و اضطرار ، استرس، هیجان و هرگونه عاملی که موجب برانگیختن احساسات رانندگان شود، می تواند به عنوان محرکی جهت انجام تخلفات ترافیکی تلقی شود، بطور مثال در موارد اضطراری، فرد به راحتی اقدام به بی قانونی خواهد کرد و یا در حالت اضطراب و استرس، تمرکز رانندگان از بین رفته و ممکن است، مرتکب تخلف شوند(محمدیان، 1391).

هر یک از عوامل انسانی، ذکر شده بالا منجر  به نوعی رانندگی خواهد شد، که به رانندگی تهاجمی معروف است در این نوع رانندگی فرد در جهت آسیب رساندن به خود و یا در خطر قرار دادن دیگران، به نوعی رانندگی می کند که موجبات این موارد را فراهم می‌سازد، در این شرایط، قدرت و ادراک راننده از حالت طبیعی خارج و تسلط او بر خودش کاهش یافته و در موقعیت خطرپذیری قرار می‌گیرد که می‌تواند منجر به بروز تخلفات و در نتیجه وقوع تصادفات گردد(محمدیان، 1391).

1 – Zambon, Hasselberg

1– Machin & Sankey