کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و نشانه های روان شناختی

دانلود پایان نامه

1-6-1-1- آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی: ذهن آگاهی به مجموعه ای از مهارتها اطلاق می شود که می تواند بوسیله ی تمرین و آموختن بطور مستقل از اصول معنوی آن (تفکر سنتی شرقی)، به عنوان راهی برای بودن یا ارتباط با تجربه ی اکنون رشد کند.
« کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی» بوسیله ی کابات-زین توسعه داده شد، برنامه ای هشت هفته ای برای مدیریت استرس است که هم در جمعیت بالینی و هم در جمعیت عمومی قابل اجرا است (کابات-زین، 1990؛ به نقل از کابات-زین، 2003). جلسات هفتگی به مدت یک ساعت و نیم بر روی گروه کنترل اجرا می شود. این منوال توسط محقق آشنا به رویکرد مبتنی بر ذهن آگاهی به نوجوانان آموزش داده می شود.
1-6-1-2- نشانه های روانشناختی
اضطراب : اضطراب یک علامت آماده باش است که درباره ی خطری قریب الوقوع هشدار می دهد و شخص را قادر می کند که با تهدید مقابله کند. ترس یک علامت هشدار دهنده ی مشابهی است، اما باید از اضطراب متفاوت باشد. ترس پاسخ به تهدیدی شناخته شده، بیرونی، معلوم و غیر تعارضی است، اضطراب پاسخی به تهدیدی ناشناخته، درونی، مبهم یا تعارضی است (سادوک و همکاران، 2007). بر احساس نگرانی، عصبی بودن، دلواپسی، و وحشت تمرکز دارد. اضطراب ممکن است همراه با حمله های هراس یا بدون آن باشد. مولفه های فیزیولوژیک اضطراب از جمله ضربان تند قلب، تنش و بی قراری است (مارنات ، 1386).
افسردگی : خلق مایه ی احساسی نافذ و پایدار است که بصورت درونی تجربه می شود و بر ادراکات و رفتار فرد از دنیا تاثیر می گذارد. عاطفه تظاهر بیرونی خلق است. خلق می تواند، نرمال، بالا یا افسرده باشد. افراد سالم طیف وسیعی از خلق ها را تجربه می کنند و خزانه ی بیان عواطف بسیاری دارند. آنها بر خلق ها و عواطف خود کنترل دارند. بیماران با خلق افسرده فقدان انرژی و علاقه، احساس گناه، مشکل در تمرکز، فقدان اشتها و افکار مرگ و خودکشی دارند (سادوک و سادوک، 2007: 528). از دست دادن لذت، ملالت، احساس تنهایی، گریه کردن، گوشه گیری، بدبینی، آشفتگی خواب، تغییر اشتها، افت انگیزش و اهش انرژی باشد (مارنات، 1386).
استرس : سلیه (1982) استرس یا فشار روانی را پاسخ غیر اختصاصی بدن به هر گونه فشاری می داند که بر آن وارد می شود (به نقل از هافمن ، 2006) به بیانی دیگر فشار روانی، فشارهای وارد شده بر ارگانیسم است که ماهیت تهدید آمیز دارد و تعادل حیاتی فرد را بهم می زند و در طولانی مدت ممکن است عملکرد او را مختل کند (کورسینی ، 1999 ؛ جاشی ، 2007). فشار روانی برای برخی افراد تحلیل انرژی و تهدید را در پی دارد و برای برخی دیگر عاملی محرک برای تلاش در راه رسیدن به هدف محسوب می شود (سی وارد، 1997 به نقل از نیکخواه، جدیدی، شمسایی؛ 1385).
1-6-2- تعاریف عملیاتی
1-6-2-1- آموزش مدیریت استرس مبتنی بر ذهن آگاهی: راهنمای عملی تهیه شده توسط کابات-زین (1990) با اندکی تغییر برای نوجوانان به عنوان متغیر مستقل به گروه آزمایشی این تحقیق در طول 8 هفته آموزش داده می شود.
1-6-2-2- نشانه های روان شناختی
اضطراب : نمراتی که از بعد اضطراب مقیاس ارزیابی اضطراب، استرس و افسردگی بدست می آیند. این نمرات به عنوان یکی از متغیر های وابسته نشانه های روان شناختی در نظر گرفته می شود.
افسردگی : نمراتی که از بعد افسردگی مقیاس ارزیابی اضطراب، فشارروانی و افسردگی بدست می آیند. این نمرات به عنوان یکی از متغیر های وابسته نشانه های روان شناختی در نظر گرفته می شود.
استرس : نمراتی که از بعد استرس مقیاس ارزیابی اضطراب، استرس و افسردگی بدست می آیند.
این نمرات به عنوان یکی از متغیر های وابسته نشانه های روان شناختی در نظر گرفته می شود.
فصل دوم : ادبیات تحقیق

2-1- مقدمه
اهمیت هر چیزی را می توان از جنبه های مختلفی بحث کرد. یکی از راههای کشف اهمیت یک مطلب این است که آن را در حالت فقدان آن بررسی کنیم. به راستی اگر انسانها نمی توانستند با هم صحبت کنند و یا ارتباط کلامی بین آنها مقدور نبود چه اتفاقی می افتاد. شاید تصور این مطلب هم برای ما مشکل باشد. یعنی زبان و گفتار با زندگی انسانها عجین شده و آنچنان پیوند خورده که نمی توانیم حالت فقدان را برای آن بررسی کنیم.انسان بودن با ناطق بودن عجین شده است و اولین تعاریفی که از انسان می شود به «حیوان ناطق» تعبیر می شود یعنی اگر جنبه نطق را از انسان برداریم فقط کلمه حیوان می ماند. البته ما این تعریف را از انسان قبول نداریم چون وی شعور و فهم دارد. بلکه صرفاً می خواهیم بگوییم در پیش پا افتاده ترین تعریفها از انسان از خصوصیت ناطق بودن وی صحبت شده است. یکی از زیباترین خصوصیات انسانها تفکر است و همانطور که گفته شد این نیروی متمایز کننده انسان و حیوان می باشد.
هر انسان در اوقات بیکاری خود قسمت عمده ای از وقت خود را به فکر کردن خود و دیگران و پدیده های اطراف، تجزیه و تحلیل امور، پاسخ دادن به محرک های اطراف می پردازند و شاید به جرأت بتوانیم بگوییم که قسمت عمده ای از تفاوت های انسان ها با هم به همین موضوع تفکر، میزان آن، کیفیت آن و اینکه افراد تا چه اندازه به صورت عمیق یا سطحی درگیر این مسئله می شوند.
اما این جا مشکل بزرگی پیش می آید که برای خیلی از افراد عادی قابل لمس نیست. آدم های معمولی عادت کرده اند و در واقع عادت داده شده اند که خودشان را با فکرشان یکی بگیرند. یعنی از روی فکر و اندیشه ای که بر ذهنشان جاری می شود به صورت خود به خود یک اندیشنده و تولید کننده فکر را نتیجه می گیرند و بعد اسم خودشان را روی این اندیشنده می گذارند. یعنی منِ خودشان را همان هویتی می دانند که فکرشان به آنها دیکته کرده و یا از طریق اندیشیدن به آن رسیده اند. این هویت ذهنی با منِ فکری همان اِگو ی است که روان شناسان سعی در شناخت و کنترل و هدایت آن دارند. حال آنکه در حالت ذهن آگاه بودن یک “منِ مجزا و مستقل از فکر” و در حقیقت یک “منِ ورای فکر” شناسایی می شود که نه تنها در تور و تله فکر و اندیشه اسیر نمی شود بلکه اگر اراده کند می تواند از احساسات و هیجاناتی که فکر و ذهن برای تائید درستی خودش در وجود انسان به غلیان می اندازد هم خودش را کنار بکشد و در هیبت یک تماشاچی بیدار بدون هیچ قضاوت و پیشداوری و بدون جانبداری و یا محکومیت به صورت لحظه به لحظه و همیشه هشیار هم تولید و اوج گیری و سقوط و میرایی فکر و اندیشه را ردگیری می کند و هم متناظر با آن فوران احساسات و هیجانات متناظر با آن فکر و اندیشه در درون و بیرون بدن را نظاره می کند. این “منِ متفاوت” که در زمانِ اکنون حضورش درک می شود و در بعدی ورای دسترسی فکر و ذهن جای دارد، همان “منِ واقعی” ماست که مشخصاتی خاص خود دارد. یعنی حضورش فقط در لحظه اکنون و همین الان درک می شود و به هیچ وجه با نیرنگ ها و فریب کاری های فکر بازی نمی خورد و آرام و مطمئن با واقعیت دنیای پیرامون همان گونه که واقعا هست کنار می آید و کار می کند (بهادران، پورناصح، 1386).
بنابراین به زبان ساده ذهن آگاهی چیزی نیست جز حواس جمعی و ذهن آگاهی صد درصد در زمان اکنون و همین جایی که هستیم ، و به صورت لحظه به لحظه مترصد و تماشاچی بودن و نظاره گری ظهور و سقوط و میرایی فکر و احساسات متناظر با آن در درون انسان و واکنش های غیر ارادی بدن در برابر احساسات درونی و تحریکات بیرونی. این تماشاچی و شاهد ساکت و آرام قضاوت نمی کند و از آن چه هست و مقابلش رخ می دهد فرار نمی کند و همه چیز زندگی را واقعا همانگونه که هست می بیند و برانداز می کند.
برای فرد ذهن آگاه فکر فقط ابزار تحلیل و حل مساله است و هرگز نباید با خود واقعی ما یکی گرفته شود.
2-2- ذهن آگاهی
ذهن آگاه بودن معادل لغت انگلیسی to be mindful استفاده می شود. mind یعنی فکر و ضمیر و mindful حالت پر شدن از فکر و اندیشه را تداعی می کند، حال آنکه تعریف ذهن آگاهی به نوعی با این معنا در تضاد است. گروهی از مترجمین ایرانی معادل “همه آگاهی” یا “پر از آگاهی” را برای mindful پیشنهاد کرده اند. گروهی دیگر هم می گویند که mind در شرق فقط ذهن و فکر و ضمیر نیست بلکه به دل و باطن وجود انسان نیز اشاره می کند ، بنابراین از این بابت می توان mindful بودن را “دل آگاه” بودن هم ترجمه کرد (عبدی، خیرالدین، اسکویی، 1387).
اما نکته اینجاست که وقتی از واژه «ذهن آگاهی» استفاده می شود تاکید روی نوعی هشیاری و آگاهی و بیداری و حواس جمعی علاوه بر تمرکز فکری است. یعنی نظام تفکر مشغول تولید اندیشه است و پدیده و موجودیتی مجزا از آن در حال مشاهده و نظاره اوست. به عبارتی درحالت «ذهن آگاهی» شکلی از ذهن آگاهی و بیداری وجود دارد که در ابعاد فعلی و جاری و آشنای فکر نمی گنجد خارج از حوزه دسترسی فکر است و نقشی که دارد نقش ناظر بی طرف و تماشاچی سراپا هوش و حواس است (کارلسون و براون ، 2005).
ذهن آگاهی به زبان ساده به معنای آگاه بودن از افکار، رفتار، هیجانات و احساسات است و شکل خاصی از توجه محسوب می شود که در آن دو عنصر اساسی:
1) حضور در زمان اکنون