آلودگی محیط زیست و گیاهان دارویی

دانلود پایان نامه

جدول 3-4- شاخص شباهت تنوع گونهای موریسیتا-هورن برای گونههای Larinus در بین گیاهان میزبان در سال 1389 ……. 63
جدول 3-5- مقایسه (±SE) برخی از پارامترهای زیستی سرخرطومی L. affinis روی گیاه میزبان E. aucheri در دو سال 1389 و 1390 ……………………………………………………………………………………………………………………………. 64
جدول 3-6- مقایسه میانگین (±SE) طول دورهی نشو و نمای مراحل نابالغ سرخرطومی L. affinis روی گیاه میزبان E. aucheri در دو سال 1389 و 1390 …………………………………………………………………………………………….. 65
جدول 3-7- مقایسه میانگین (±SE) تراکم سرخرطومی L. affinis روی گیاه میزبان E. aucheri. …………………………. 68
جدول 3-8- مقایسه میانگین (±SE) تراکم جمعیت مراحل مختلف زیستی سرخرطومی L. affinis در مراحل مختلف رشدی گیاه میزبان E. aucheri در دو سال مورد مطالعه …………………………………………………………………………………….. 69
جدول 3-9- درصد آلودگی طبقهای گل گیاه میزبان E. aucheri توسط سرخرطومی L. affinis در مراحل مختلف رشدی گیاه میزبان ……………………………………………………………………………………………………………………………… 69

فصل اول
مقدمه و مروری بر تحقیقات گذشته
1- مقدمه و مروری بر تحقیقات گذشته
1-1- مقدمه
گیاهان متعلق به تیره آفتاب‌گردان‌ها، دارای گونه‌های متنوعی هستند که تعدادی از آنهابه عنوان علف‌های هرز مزارع و مراتع، تعدادی به عنوان گیاهان دارویی و تعدادی نیز جزو محصولات زراعی هستند (نصیرزاده و همکاران، 1384). یکی از جنسهای مهم این تیره که به عنوان علف هرز مطرح
میباشد، جنس Onopordun یا خارپنبه است که حدود 50 گونه از گیاهان این تیره را دربرمیگیرد (برایس و همکاران، 1990). گونه‌های جنسOnopordun و Centaurea (سوبحین و فورناصری، 1994) فقط توسط بذر تکثیر مییابند. از جنس Centaurea گونه Centaurea solstitialis L. یا گل ستارهای زرد از علفهای هرز مهم در مزارع و مراتع می‌باشد (گروپ و همکاران، 1990؛ شلی و همکاران، 1998؛ دی توماسو، 2005). گونه‌های مختلف علف‌های هرز از جنس Onopordun مثل خارپنبه اغلب در اراضی بایر، حاشیه نهرها و رودخانه‌ها، کنار جاده‌ها، مراتع، چراگاه‌ها و اراضی کشاورزی مختلف به ویژه مزارع غلات می‌رویند (دوی، 1991). رشد این علف‌های هرز در مراتع سبب کاهش تولید علوفه در این اراضی شده و نیز بهره‌برداری از آنها را جهت پرورش دام محدود می‌کند. تراکم زیاد علف‌های هرز خاردار در مراتع مانند یک سد طبیعی مانع از جابجایی احشام شده و دسترسی آنها به منابع غذایی جدید و آب را با مشکل مواجه می‌کند. همچنین کشاورزان به دلیل خاردار بودن برگ و ساقه‌های این گیاهان با مشکلات زیادی در کشاورزی و دامپروری مواجه می‌شوند (سیندل، 1991).
جنس‌های دیگری از گیاهان تیره Asteraceae مانندEchinops دارای گونه‌هایی هستند که به عنوان گیاه دارویی مطرح بوده و در درمان بسیاری از بیماری‌های تنفسی و تشنج‌ها کاربرد دارند (زرگری، 1370).
برخی از گونههای این جنس به عنوان گیاه تزئینی در باغبانی نیز کاربرد دارند اما، بیشتر به جنبه‌های دارویی آنها توجه می‌شود (دالیا و همکاران، 2006).
به طور کلی علف‌های هرز گیاهان ناخواسته و نامطلوبی هستند که با رقابت در بهره‌برداری انسان از منابع آب و خاک تاثیر منفی روی رفاه و آسایش انسان می‌گذارند. اگرچه علف‌کش‌ها نقش مهم و موثری در کاهش تراکم علف‌های هرز و جلوگیری از خسارت آنها در کشاورزی و مرتعداری دارند، با این حال کاربرد علف‌کش‌ها نگرانی‌ها در مورد ایمن بودن مواد غذایی تولید شده و آلودگی محیط زیست را افزایش داده است و همچنین سبب شده است که کارشناسان کنترل علف‌های هرز به کاربرد روش‌های جایگزین برای کنترل علف‌های هرز روی آورند. به عنوان مثال علف‌هرزC. solstitialis با تراکم بالا در چراگاه‌ها و مراتع، تاکستان‌ها و سایر زیستگاه‌ها بخصوص در غرب ایالت متحده آمریکا مشاهده می‌شود؛ به طوری‌که در کالیفرنیا سطح آلودگی به این علف هرز از 48/0 میلیون هکتار در سال 1958 به 2/3 میلیون هکتار در سال 1985 رسید (مدوکس و همکاران، 1985). از آنجا که کنترل شیمیایی در سطوح وسیع باعث آلودگی محیط زیست می‌شود، لذا برای کنترل این علف هرز در سطح وسیع از عوامل بیوکنترل استفاده می‌شود (سوبحین و فورناصری، 1994). با توجه به اینکه این علف هرز فقط توسط بذر تکثیر می‌شود، لذا حشرات بذرخوار از عوامل بیوکنترل مطلوب این علف هرز هستند (سوبحین و فورناصری، 1994).
استفاده از عوامل بیوکنترل برای کنترل علف‌های هرز به عنوان یک روش جایگزین و مطلوب در مدیریت علف‌های هرز نقش بسیار مهمی دارد. حشرات تک‌خواری که از گونه‌های خاصی از علف‌های هرز به عنوان منبع غذایی تغذیه می‌کنند جزو عوامل بیوکنترل مناسب برای کنترل علف‌های هرز محسوب می‌شوند. شدت تاثیر عوامل بیوکنترل روی علفهای هرز به شرایط اقلیمی منطقه، زادآوری، اندازه و نحوه‌ی تغذیه حشره بستگی دارد (راوو، 2000). گونههای سرخرطومی‌ متعلق به جنس Larinus Dejean, 1821 در کنترل اغلب علف‌های هرز تیره Asteraceae نقش مهمی دارند (زولفر و همکاران، 1971 و کومبس و همکاران، 2004). این سرخرطومی‌ها با تغذیه از بذر علف‌های هرز متعلق به جنسOnopordun باعث کنترل آنها می‌شوند (کریمپور، 1387). این سرخرطومی‌ها از نواحی شرقی حوضه‌ی مدیترانه تا نواحی مرکزی آسیا انتشار دارند (کریمپور، 1387). تعدادی از گونه‌های این سرخرطومی روی گونه‌های جنسEchinops فعالیت تغذیه‌ای داشته و باعث تولید مان روی آنها می‌شوند (نصیرزاده و همکاران، 1384). مانها فرآورده‌های دارویی هستند که در اثر فعالیت این سرخرطومی‌ها روی ساقه گیاه میزبان تولید می‌شوند و از روزگاران قدیم استفاده دارویی دارند (نصیرزاده و همکاران، 1384).
از آنجا که اکثر گونههای سرخرطومی‌ جنس Larinus در کنترل علف‌های هرز و نیز تولید مان (به عنوان فرآورده دارویی) نقش دارند، لذا این تحقیق با هدف شناسایی گونه‌های سرخرطومی جنسLarinus و مطالعه‌ی برخی از ویژگی‌های زیستی گونه غالب در منطقه کرمان انجام گرفت.
1-2- جایگاه سرخرطومی‌های جنس Larinus Dejean, 1821 در رده‌بندی حشرات
جایگاه سرخرطومی‌های جنسLarinus در رده‌بندی حشرات به ترتیب زیر می‌باشد (تریپلهورن و جانسون، 2007):
Class: Insecta
Order: Coleoptera