آموزش فرزندپروری مثبت و اختلال نارسایی توجه

دانلود پایان نامه

با توجه به آمارههای جدول 4-6 میتوان بیان نمود که گروه آزمایش در خرده مقیاسهای جسمانی، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی مرحله پسآزمون دارای میانگین پایینتری در مقایسه با گروه کنترل است. این یافته بدین معنا است که حتی پس از کنترل تفاوتهای موجود در دو گروه کنترل و آزمایش، مداخله توانسته است کاهش معناداری در میانگین این خرده مقیاسها ایجاد نماید. اما در خرده مقیاس اضطراب در مرحله پسآزمون بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشده است.
فرضیه چهارم پژوهش: آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر نشانگان اختلال نارسایی توجه- بیشفعالی (بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری) کودکان تأثیر دارد.
جهت مقایسه دو گروه کنترل و آزمایش، قبل از استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری، برقراری مفروضههای این تحلیل مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که (12/14M= باکس، 11/2F=، 04/0P< ) مفروضه عدم تفاوت ماتریسهای کواریانس برقرار است. همچنین به دلیل اینکه در همه این موارد نسبتهای F مشاهده شده برای مراحل پیشآزمون در سطح معناداری 001/0P< معنادار نشده است، بنابراین فرض همسانی واریانسهای این نمرهها برقرار بود و استفاده از مدل تحلیل کواریانس چندمتغیری این دادهها بلامانع است. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد، دو گروه آزمایش و کنترل در مرحله پسآزمون در خرده مقیاسهای بیتوجهی و بیشفعالی با هم تفاوت معناداری دارند ولی در مولفه تکانشگری تفاوت معنیداری بین دو گروه مشاهده نشده است. این نتایج در جدول 4-7 ارائه شده است.
جدول 4-7. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری میانگین خردهمقیاسهای بیشفعالی-کمبود توجه
متغیر ها مجموع
مجذورات درجه
آزادی میانگین
مجذورات F معناداری میزان تاثیر توان آماری
بیتوجهی 04/78 1 04/78 60/11 002/0 29/0 90/0
بیشفعالی 65/57 1 65/57 39/7 01/0 20/0 75/0
تکانشوری 02/10 1 02/10 68/3 06/0 11/0 46/0
با توجه به آمارههای جدول 4-7 ، گروه آزمایش در خرده مقیاسهای بیتوجهی و بیشفعالی مرحله پسآزمون دارای میانگین پایینتری در مقایسه با گروه کنترل است. این یافته بدین معنا است که پس از کنترل تفاوتهای موجود در دو گروه کنترل و آزمایش، مداخله توانسته است کاهش معناداری در میانگین خردهمقیاسهای بیتوجهی و بیشفعالی ایجاد نماید. اما در خرده مقیاس تکانشگری در مرحله پسآزمون بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشده است.

فصل پنجم
بحث و نتیجهگیری

مقدمه
در این فصل با توجه به یافته های تحقیق به بحث و تفسیر پیرامون فرضیههای پژوهش، محدودیتها و در پایان به ارائه پیشنهادات پرداخته شده است.
خلاصه پژوهش
این مطالعه به بررسی تأثیر آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر نشانگان نارسایی توجه- بیشفعالی کودکان و سلامتروان مادران کودکان مبتلا به اختلال بیشفعالی- نارسایی توجه پرداخته است. نتایج این مطالعه نشان داد حضور مادران کودکان مبتلا به اختلال بیشفعالی- کمبود توجه در جلسات آموزش شیوههای صحیح مدیریت رفتار موجب کاهش نشانگان افسردگی، اختلال در کارکرد اجتماعی و اختلال جسمانی مادران و همچنین کاهش نشانگان اختلال نارسایی توجه- بیشفعالی کودکان میگردد.
بحث و نتیجهگیری
فرضیه اول پژوهش: آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر سلامتروان مادران تأثیر معنیداری دارد.
یافتههای این مطالعه نشان داد که قبل از مداخله آموزشی در میانگین نمره سلامت عمومی بین گروههای آزمایش و کنترل اختلاف معنیداری وجود ندارد ولی بعد از مداخله آموزشی بین گروههای آزمایش و کنترل اختلاف معنیداری مشاهده گردید که میتواند به علت مشارکت مادران در کلاس آموزش مدیریت رفتاری باشد. به عبارت دیگر، میانگین نمرات سلامت عمومی در گروه آزمایش بطور چشمگیری نسبت به گروه کنترل در پسآزمون کاهش یافت. بنابراین آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران با رویکرد شناختی ـ رفتاری در افزایش سلامت عمومی آنان موثر است. این یافته ها با نظرات ادموند (2003) که معتقد است جلسات آموزش خانواده تاثیر معناداری بر سلامت روانی مادارن دارد، همخوانی دارد. همچنین با نتایج پژوهشهای آبرامو و تینر(2001)، آناستاپولوس (1993)، زوبریک (2001)، دین و همکاران (2003)، راجرز و همکاران (2003)، بارلو و همکاران (2004)، دنفورث و همکاران (2004)، ساندرز و همکاران (2007)، درتزک و همکاران (2009) و اسپیجکرز و همکاران (2010) همخوانی دارد. این مطالعات نشان دادهاند که آموزش مدیریت رفتاری مادران، مشکلات روانی و اجتماعی مادران کودکان دارای مشکلات رفتاری را کاهش داده و در حفظ سلامت روان مادران موثر بوده است. والدینی که کودکان دچار یا در خطر مشکلات رفتاری – هیجانی هستند، اغلب کمتر به نقش والدگری خود اطمینان دارند و میدانند که روش کنونی آنها در کنترل فرزندشان موثر نیست و بنابراین مشتاق آموختن مهارتهای جدید میباشند (ساندرز، 2002).
همسو با نتایج این مطالعه، کوهن و کارتر (2006) نشان دادند که آموزش فرزندپروری مثبت و ارائه شیوههای صحیح مدیریت رفتار به مادران کودکان مبتلا به اختلال بیشفعالی-کمبود توجه، موجب کاهش اضطراب، افسردگی، استرس والدگری، افزایش عزت نفس و احساس مثبت مادران نسبت به نقش خود میشود.