اجرای مجازات و قرآن کریم

دانلود پایان نامه

علاوه بر فقها شیعه فقهای اهل سنت نیز تقریبا بر همین منوال نظر داده اند وعلی الاصول شهادت زنان را در حدود و قصاص و امور غیرمالی نپذیرفته اند و درامور مالی شهادت دو زن را معادل شهادت یک مرد قابل پذیرش دانسته اند.
البته برخی از فقها نیز خلاف این نظر رایج نقل قول کرده اند، چنانکه مثلا به نقل ابن قدامه در کتاب المغنی ، دو تن از فقهای اهل سنت به نامهای عطا و حماد معتقدند در حدود وقصاص نیز شهادت یک مرد و دوزن پذیرفته است. چنانکه در بین فقهای شیعه نیز به نقل صاحب جواهر ، ابوعلی معتقد بود که شهادت زنان با مردان در حدود وانساب و طلاق پذیرفته می شود.
در هر حال قدر مسلم و مشترکی که در این نظریات فقهی وجود دارد محدودیت شهادت زن نسبت به قلمرو شهادت مرد و پایین تربودن ارزش شهادت زن نسبت به مرد است؛ زیرا همان گونه که دیدیم دربسیاری ازموارد یعنی حدود و قصاص و امور غیرمالی اصولا شهادت زن پذیرفته نمی شود. در امور مالی هم که شهادت زن قابل پذیرش است علی الاصول شهادت زنان به تنهایی قابل قبول نیست بلکه باید منضم به شهادت مرد باشد و شهادت دو زن معادل شهادت یک مرد است. فقط در برخی موارد استثنایی یعنی مواردی که اصولا اطلاع از آن در حیطه کاری زنان است شهادت آنان بدون انضمام به مردان قابل پذیرش است ولی در آنجا هم همچنان میزان ارزش شهادت زن نصف مرد است و علی الاصول هرجا شهادت زنان به تنهایی هم پذیرفته شود باید چهار زن شهادت دهند .
حال ببینیم مبنای این نظر فقهی واین تفاوت چیست ؟ و فقها بر چه پایه ای چنین نظریاتی داده اند . طبیعتا مبنای عمده فتاوی فقها قرآن و سنت است که به ترتیب وضع شهادت زن را در قرآن و سنت بررسی می کنیم.
2-4- وضعیت شهادت زن در قرآن کریم
درقرآن کریم ، چهار مورد از شهادت سخن به میان آمده که یک مورد آن مشخصاٌ از شهادت زن و میزان ارزش آن صحبت شده است این چهار مورد عبارت است از:
وصیت : در آیه 106 سوره مائده از شهادت دو مسلمان عادل برای وصیت صحبت شده و اشاره شد که در صورت نبودن مسلمان میتوان از شهادت دو نفر غیرمسلمان استفاده نمود:« یاایها الذین آمنو شهاده بینکم اذا احدکم الموت حین الوصیه اثنان ذوا عدل منکم او آخران من غیرکم ان انتم ضربتم فی الارض فاصابتکم مصیبته الموت»
طلاق : در مورد طلاق و رجوع نیز به شهادت دو عادل اشاره شده است . آیه 2 از سوره طلاق می فرماید( فاذابلغن اجلهن فامسکوهن بمعروف اوفارقوهن بمعروف و اشهدوا ذوی عدل منکم و اقیموا الشهاده الله…)
زنا: در قرآن کریم در دو مورد از لزوم وجود 4 شاهد برای اثبات زنا و اجرای مجازات حد ، صحبت شده است یکی در سوره نسا ، آیه 15 که خداوند می فرماید.
« واللاتی یاتین الفاحشه من نسائکم فاستشهدوا وعلیهن اربعه منکم فان شهدوا فامسکو هن فی البیوت حتی یتوفیهن الموت او یجعل الله لهن سبیلا»
چنانچه ملاحظه می شود در این آیه برای اثبات جرم زنای زن و اعمال مجازات که طبق این آیه حبس دایم برای زن می باشد ، شهادت چهار شاهد لازم است. مورد دیگر سوره نور است که در انجام هم برای اثبات زنا، شهادت 4 شاهد شناخته شده است و این معنی در آیات 4و13 دیده می شود. در آیه 4 سوره نور خداوند می فرماید:
(والذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا باربعه شهداء فاجلدوهم ثمانین جلده ولا تقبلوا لهم شهاده ابدا و اولئک هم الفاسقون)
و آیه 13 در مورد نکوهش افک وافترا و مذهب اعلام تهمت زنا بدون داشتن چهار شاهد می فرماید: ( لولا جار علیه باربعه شهدا فان لم یاتوا بالشهدا فاولئک عندالله هم الکاذبون)
دین: مورد چهارمی که در قرآن از حکم شهادت بحث شده شهادت بر دین است. طولانی ترین آیه قرآن یعنی آیه 282 از سوره بقره پس از بیان این که در مورد دین و طلب شخصی از دیگری ، خوب است موضوع مکتوب و نوشته شود و شاهدی برآن گفته شود می فرماید:
« … واستشهدوا شهدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل و امراتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدیها الاخری»
چنانکه در این آیه مشهود است ابتدا به حضور دو شاهد مرد سخن رفته و اشاره شده در صورت نبودن دو مرد یک مرد و دوزن به عنوان شاد در نظر گرفته شوند حکمت آن نیز بدین صورت بیان شده که اگر یکی از دو زن شاهد موضوع را فراموش کرد و ازیاد برد. دیگری یادآوری نماید و موضوع را به خاطر بیاورد. همانطور که ملاحظه می شود در قرآن کریم برای اثبات جرم زنا بر شهادت چهار شاهد تاکید شده ولی در مورد شهادت به وصیت و طلاق حضور دو شاهد عادل لازم دانسته شده است . دراین سه مورد تصریحی بر مرد و زن بودن شاهد نشده ولی سیاق عبارت و ذکر مطلب به صیغه مذکر بگونه ای است که عموما از آیات مرد بودن شاهد را فهمیده اند.
آیه 282 سوره بقره به صراحت اولویت اول به دو شاهد مرد داده شده و در درجه دوم شهادت زن هم پذیرفته شده ولی به این صورت که اولاٌ به ضمیمه مرد باشد و ثانیاٌ شهادت دو زن معادل شهادت یک مرد محسوب می شود.
به نظر می رسد عموم فقها اعم از شیعه و سنی از نحوه بیان آیات قرآن مربوط به شهادت اینگونه استنباط کرده اند که چون در مورد زنا که از حدود است وصیت و طلاق که ذاتا امور غیر مالی هستند شهادت مردان عادل لازم دانسته شده بنابراین در حدود و تعبیر دیگر در حق الله و همچنین در امور غیرمالی در مورد حقوق آدمی شهادت زنان فاقد ارزش است و نمی تواند چیزی را اثبات کند واما در مورد دین و بطور کلی امور مالی یعنی مواردی که با شهادت ، مالی یاحق مالی با مشهود له ثابت می شود با توجه به این که در سوره بقره به شهادت زنان به نوعی ( یعنی دو زن در برابر یک مرد) اعتبار داده شده است ، این حکم کلی را استخراج نموده که در امول مالی شهادت دو زن به انضمام شهادت مرد موثر خواهد بود. طبعا آن عده اندک از فقها که در همه امور شهادت زنان را نیز به انضمام مردان با معیار دو زن در مقابل یک مرد پذیرفتند ، استنباطشان از آیات قرآن این است که هر چند در مورد زنا وصیت و طلاق به صیغه مذکر و به حسب ظاهر از شاهد مرد سخن رفته ولی اعتبار شهادت زن نفی نشده است و می توان ملاک آیه 282سوره بقره را در مورد اعتبار حق الله و حق الناس بر این معیار عمل نمود.
از فقیهان اهل سنت ابوبکر حصاص معتقد در آیه 282 سوره بقره شهادت یک مرد و دو زن به عنوان دو شاهد پذیرفته شده است . بنابراین می توان گفت در هرجا شهادت دو شاهد عادل یا بینه در لسان شرع ذکر شده و لازم دانسته شده میتوان از دوشاهد مرد یا یک مرد و دو زن استفاده کرد وفرق بین امور مالی و غیر مالی نیست فقط مواردی که نص ودلیل خاص وجود دارد که شهادت زن پذیرفته نیست باید از این حکم کلی استثناء شود.
2-5- شهادت زن در روایات
اصولاٌ نظرات رایج فقهی که در باب شهادت زنان و میزان ارزش آن ذکر کردیم مبتنی بر قرآن و روایات نسبتا زیادی است که در این باب واردشده و همانا ملاک فتوای فقها قرار گرفته است.
در این قسمت به تعدادی از روایات که مبنای فتاوی است اشاره می کنیم و چون عموماٌ مستند فتوای فقهیان ما روایات منقوله در وسایل الشیعه است روایات مورد نظر را عمدتاٌ از این ماخذ نقل می نماییم: