اجزای سرمایه در گردش و تعریف سرمایه گذاری

دانلود پایان نامه

اولین شاخص به منظور اندازه گیری نیاز نقدینگی شرکت، نسبت موجودی کالا و مواد به فروش است که نشان دهنده سهمی از فروش است که برای تامین مالی موجودی کالا و مواد، سرمایه گذاری می شود. در واقع بالا بودن این نسبت نشان می دهد که بخش کوچکی از سرمایه گذاری در موجودی بوسیله منافع داخلی تامین می شود و بنابراین شرکت نیاز به سطح بالایی از تامین نقدینگی خارجی دارد (هوانگ و همکاران، b2014 ؛ راداتز، 2006) . در میان اجزای سرمایه در گردش ، موجودی برای محاسبه جنبه های تکنولوژی نیاز شرکت به نقدینگی، مناسب است چرا که بدلیل زمان بر بودن تولید کالاها، شرکت ها به سرمایه در گردش نیاز دارند و این منطقی است که فرایند طولانی تر تولید به مقدار بیشتری از موجودی نیاز دارد. اهمیت دیگر تعین سطح موجودی وجود عدم اطمینان در میزان تقاضا است. با این تفسیر، نه تنها اهمیت نسبی موجودی برای تعیین سطح نیاز به نقدینگی یک بخش محاسبه می شود بلکه برای محاسبه نوسانات این نیاز نیز به کار می رود (راداتز، 2006).
دومین شاخص برای اندازه گیری سطح نیاز به نقدینگی چرخه تبدیل وجه نقد (CCC) است که به صورت مجموع متوسط موجودی دوره و متوسط حساب دریافتنی دوره منهای متوسط حساب پرداختنی دوره تعریف می شود (راجان و زینگلاس، 1996؛ هوانگ و همکاران،b 2014؛ صمدی و ایمنی، 1392 ) . که با توجه به کار راداتز (2006) و صمدی و ایمنی (1392 ) ما این نسبت را به صورت زیر محاسبه نمودیم.

(3-3)
سایت Investopediaتوضیح می دهد که این نسبت مدت زمان را بر حسب روز بیان می کند که شرکت
می تواند منابع ورودی را به جریان نقد تبدیل کند. در واقع بیانگر این نکته است که هر چه این دوره زمانی کوتاه تر باشد باعث سوداوری شرکت می شود. سومین شاخص اندازه گیری نقدینگی نسبت هزینه نیروی کار به فروش است که نشان دهنده توانایی شرکت به تامین مالی هزینه های نیروی کار خود از منافع فروش است. به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات شرکت ها در رابطه با هزینه نیروی کار، این شاخص در این مطالعه مورد استفاده قرار نمی گیرد.
شاخص چهارم نسبت بدهی کوتاه مدت به فروش است. بالا بودن این نسبت نشان دهنده گرایش شرکت به تامین مالی خارجی است چرا که درامدهای شرکت پاسخ گوی بدهی های کوتاه مدت نیست. در نهایت شاخص پنجم، وابستگی به تامین مالی خارجی است. به عبارتی، شرکت های فعال در صنایعی که نیاز نسبتا بالایی به سرمایه در گردش دارند به طور معمول به منابع مالی نقد شو در دسترس از هر دو منبع داخلی و خارجی وابسته اند. این نشان می دهد که نیاز به نقدینگی در صنایع را با استفاده از اندازه گیری وابستگی نسبی آن ها به سرمایه در گردش می توان محاسبه نمود. اما برای محاسبه این شاخص مشکلی وجود دارد. در واقع، هیچ گونه اطلاعات جامعی برای محاسبه نیاز نقدینگی صنایع در دسترس نیست، بنابراین لازم است به دنبال روش های غیر مستقیم برای محاسبه این متغیر باشیم ( راجان و زینگلاس، 1996؛ راداتز، 2006). راجان و زینگلاس (1996) این شاخص را این طور معرفی می کنند که تامین مالی خارجی برابر با نسبت سرمایه گذاری منهای جریان نقدی تقسیم بر سرمایه گذاری می باشد.
با استفاده از مفاهیم مالی و حسابداری، لازم است تعریف مناسبی از سرمایه گذاری داشته باشیم. در واقع Investopedia این متغیر را این چنین تعریف می کند که “دارایی و اقلامی که به امید ایجاد درامد یا افزایش بهای آن ها در اینده خریداری می شود را سرمایه گذاری تعریف می کند. در مفهوم اقتصادی، سرمایه گذاری خرید کالاهایی است که امروز مورد استفاده قرار نمی گیرند اما در اینده به منظور کسب درامد مورد استفاده قرار می گیرند و در امور مالی سرمایه گذاری به صورت، دارایی های پولی با این ایده که موجب خلق درامد در آینده شوند، یا افزایش بها داشته باشند و به قیمت بالاتری فروخته شوند، تعریف می شود” . که با توجه به این تعریف سرمایه گذاری را می توان معادل با تغییر کل دارایی ها در طول سال محاسبه نمود که به صورت زیر محاسبه نمودیم.
(3-4)
در مورد جریان نقدی ناشی از عملیات نیز توسط Investopedia این گونه تعریف می شود که “جریان نقدی ناشی از عملیات، پول و آورده شرکت ناشی از فعالیت های کسب و کار داخلی و قانونی است، مانند تولید و فروش کالاها یا ارائه خدمات. جریان نقدی فعالیت هایی مانند سرمایه بلند مدت و هزینه های
سرمایه گذاری را شامل نمی شود” . که با این تعریف این متغیر این چنین محاسبه می شود.
(3-5)
3-2-1- 1-2- اندازه گیری توسعه مالی
توسعه ی مالی به مفهوم توسعه ی بازارهای مالی، شامل بازار پول و بازار سرمایه است که با شاخص های مختلفی سنجیده می شود (جهانگرد و عسگری،1390 ) . درحقیقت، ساخت شاخص هایی که مبین خدمات داده شده از سوی سیستم مالی است، کار ساده ای نیست، چرا که اولاً خدمات داده شده از سوی بخش مالی گسترده و متنوع است و ثانیاً عواملی که این خدمات را می دهند، نیز ناهمگن هستند ( بانک ها، بازار اوراق بهادار و شرکت های بیمه). به دلایل گفته شده طیف وسیعی از شاخص های توسعه ی مالی در ادبیات تجربی به کار گرفته شده است که بیشتر نیز برای بررسی اثر توسعه ی مالی بر رشد اقتصادی استفاده شده است.
شاخص توسعه بازار پول (بانکی)
مهم ترین این شاخص ها از سوی لوین و همکارانش (2000) معرفی شده و در بیشتر مقالات از آن استفاده شده است که عبارتند از:
بدهی ها و دیون نقدی سیستم مالی (سکه و اسکناس به اضافه ی بدهی های بهره دار بانک ها و واسطه های مالی غیر بانکی) تقسیم بر GDP .
نسبت اعتبارات بانکی تقسیم بر حاصل جمع اعتبارات بانکی و دارایی های محلی بانک مرکزی، که این شاخص درجه ای را که بانک مرکزی در برابر بانک های تجاری به تخصیص اعتبار می پردازد را اندازه می گیرد.
شاخص تعمیق مالی، که حاصل تقسیم نقدینگی (پول + شبه پول) بر GDPاست.
سپرده های پس انداز بلند مدت و دیداری بانک های پولی سپرده پذیر و دیگر نهادهای مالی به عنوان سهمی ازGDP .
اعتباردهی به بخش خصوصی (جهانگرد و عسگری، 1390 ) .
که شاخص اخر مرسوم ترین معیار اندازه گیری توسعه مالی است. برای اندازه گیری این معیار دو روش کلّی وجود دارد. نخست، نسبت بدهی بخش غیر دولتی (به نظام بانکی) به مجموع مطالبات بانک ها و دوم، نسبت بدهی بخش غیردولتی (خصوصی) بهGDP (موتمنی، 1388 ) .
شاخص توسعه بازار سهام
شاخص های مختلفی برای اندازه گیری توسعه بازار سهام معرفی شده اند که در اینجا بر شاخص هایی که در اکثر مطالعات تجربی بکار رفته اند، تمرکز کردیم. این شاخص ها عبارتند از:
(الف) سرمایه بازار