احساس خودکارآمدی و ویژگی‌های فردی

دانلود پایان نامه

مسلچ و همکاران (2001) نیز بر این عقیده اند که فرسودگی عاطفی ویژگی اصلی فرسودگی شغلی و بارزترین مشخصه این سندروم پیچیده است. بسیاری افراد هنگام توصیف احساس فرسودگی شغلی خود، به فرسودگی عاطفی اشاره می‌کنند. در واقع از میان سه زیرسازه یا مؤلفه فرسودگی شغلی، فرسودگی عاطفی مؤلفه ای است که بیش تر گزارش شده و بیش تر نیز مورد تحلیل قرار گرفته است.
رابطه میان سه مؤلفه فرسودگی شغلی نیز توجه محققان بسیاری را به خود جلب کرده است. به نظر مسلچ (1999 به نقل از اکبری و همکاران، 1390) امیدوار کننده ترین مدل در این باره مدل لیتر (1993) است که در آن، بر اساس مدل خطی، فرسودگی عاطفی اولین مؤلفه است و تهی شدن از شخصیت نیز پس از آن قرار دارد. در این مدل، احساس موفقیت فردی جدا از دو مؤلفه دیگر در نظر گرفته می‌شود. چون ممکن است برخی از مؤلفه‌های فرسودگی شغلی به صورت موازی رشد کنند نه به صورت خطی.
) مدل فرسودگی شغلی مسلچ و جکسون
مسلچ و جکسون (1981)، به عنوان افرادی که سهم بزرگی در معرفی و آشکارسازی فرسودگی شغلی داشته اند، تلاش کردند شرایطی را که منجر به فرسودگی شغلی می‌شود روشن سازند. از نظر آنان فرسودگی شغلی ساختاری چندبعدی است که از سه مؤلفه مربوط به هم تشکیل شده است:
1ـ تحلیل عاطفی(خستگی هیجانی): خستگی کیفیت مرکزی فرسودگی شغلی و بارزترین مظهر این سندرم پیچیده است. طی این مؤلفه نیروهای هیجانی شخص در اثر فرسودگی به تدریج از بین می‌رود و انجام دادن کار برای وی خسته کننده می‌شود. خستگی هیجانی احساس زیر فشار قرارگرفتن و از میان رفتن منابع هیجانی در فرد است. در فرسودگی هیجانی فرد خود را این گونه توصیف می‌کندکه « کار با مردم در تمام طول روز برایم توان فرساست» (سارافینو، 1387: 518).
2ـ مسخ شخصیت(بدبینی، فردیت زدایی): این بعد با فقدان توجه شخص به دیگران، شیء انگاری آنها، بی توجهی به نیازهای آنها و رفتار سنگدلانه همراه است. افراد مبتلا این گونه خود را توصیف می‌کنند که « من نگران آن هستم که این شغل جنبه‌های عاطفی و هیجانی را در من تضعیف کند» (سارافینو، 1387: 518) این پدیده در حرفه‌های خدمات انسانی و به صورت تمایل درمانگر، پرستار، پزشک و نظایر آن برای تعامل یا برخورد با مردم به عنوان یک شیء و اغلب به صورت مکانیکی بروز پیدا می‌کند. وقتی پزشکان گرفتار فرسودگی شغلی(به ویژه مسخ شخصیت) می‌شوند، بیماران خود را به صورت شیء می‌بینند، درد آنها را احساس نمی‌کنند و آنان را با شماره، نوع بیماری، شماره اتاق، شماره تخت و… می‌شناسند (ساعتچی، 1387: 34). کارکنان مبتلا به این عارضه به ارباب رجوع نگرش منفی پیدا می‌کنند.
3ـ فقدان موفقیت فردی(بی کفایتی): این بعد با عناوین مختلفی مانند عدم دستاورد شخصی و کاهش موفقیت فردی نیز به کار رفته است. در این حالت فرد حس می‌کند از انتظاراتی که در کار از او دارند عقب مانده است و با این جمله موافق نیست که «حس می‌کنم از طریق کارم بر حیات دیگران اثر مثبت می‌گذارم» (سارافینو، 1387: 518) این مؤلفه که مربوط به پایین بودن احساس موفقیت فردی است توجه کمتری را به خود جلب کرده است. منظور از این مؤلفه آن است که فرد احساس می‌کند عملکردش با موفقیت همراه نیست (خلیفه سلطانی، 1377: 113).
) عوامل موثر در ایجاد فرسودگی شغلی
در گذشته صاحب نظران تصور می‌کردند سندرم فرسودگی شغلی بیشتر در مشاغل خدمات اجتماعی از قبیل پزشکان، معلمان، پرستاران، کارگران اجتماعی، مشاوران و مأموران پلیس رایج است (شیروم و همکاران، 2004، به نقل از امیری و همکاران، 1390). اما امروزه این تصور وجود دارد که فرسودگی شغلی ممکن است در هر شغلی ایجاد شود (سپا، 2003 به نقل از امیری و همکاران، 1390) و شواهد بیانگر آن است که این سندرم برای همه افرادی که در انواع مشاغل فعالیت می‌کنند، می‌تواند تهدید بزرگی به شمار آید(واتسون ویات، 2003 به نقل از امیری و همکاران، 1390). به طوری که به تازگی مشاغل دیگری مانند مدیریت فروش و یا حسابداری نیز در معرض خطر فرسودگی شغلی قلمداد شده اند(شیروم و همکاران، 2004 به نقل از امیری و همکاران، 1390). همچنین برخی صاحب نظران معتقدند فرسودگی شغلی بدون در نظر گرفتن نوع شغل در میان افرادی که با مردم کار می‌کنند به میزان‌های متفاوت اتفاق می‌افتد(هاکانن و همکاران، 2006). بنابراین می‌توان گفت فرسودگی شغلی مشکلی بالقوه در تمام مشاغل به ویژه مشاغل خدماتی از جمله بانک‌ها که کارکنان آن با مشتریان، ارباب رجوع و قوانین دست و پاگیر دولتی سر و کار دارند به شمار می‌آید.
نتایج برخی از پژوهش‌ها نشان می‌دهد، بین فشارهای روانی و فرسودگی شغلی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. در واقع فرسودگی شغلی در اثر فشار مداوم روانی پدید می‌آید. فشارهای روانی وقتی رخ می‌دهد که بین مطالبات و خواسته‌های محیطی با توانایی فرد برای پاسخ دادن به آن‌ها تعادل وجود نداشته باشد. هر چه مطالبات و خواسته‌های محیطی افزایش یابد و فرد توانایی لازم برای پاسخ دادن به آن‌ها را نداشته باشد فشار روانی برخاسته از آن سبب بروز فرسودگی شغلی در وی می‌شود(فاربر، 1983 به نقل از امیری و همکاران، 1390).
فرسودگی شغلی تنها مسئله برخاسته از ضعف یا ناتوانی محض در کارمندان نیست، بلکه مرتبط با محیط کار و عدم هماهنگی بین خصوصیات ذاتی افراد و ماهیت شغلشان نیز هست. به هر میزان عدم هماهنگی بیشتر باشد به همان میزان پتانسیل فرسودگی شغلی بالا می‌رود (مسلچ و لیتر، 2005 به نقل از امیری و همکاران، 1390). و باعث کاهش اهمیت ارزش‌ها، ضعیف شدن اراده و روحیه می‌شود(سوآرز و جابلونسکا، 2004).
در مورد توسعه فرسودگی، مسائل ذاتی و سیستمی‌محیط کار، عوامل فرهنگی(اجتماعی، سیاسی و اقتصادی) و فردی مؤثر هستند، که در این میان می‌توان به نقش حجم کار بالا، فقدان حمایت اداری، فقدان قدردانی و بازشناسی، محدودیت‌های مالی و منابع دیگر، ساعات کاری طولانی، پاداش ناکافی، بیانات و تصورات ناواضح، نقص در روابط اجتما عی، تضاد ارزشی چشمگیر، فقدان کنترل، سیاست‌های سازمانی و غیرمنصفانه، و… اشاره کرد (مسلچ و دیگران، 2001: 414؛ براد و دیگران، 2008: 124؛ ماچ و دیگران، 2005: 215).
برخی از محققان معتقدند که مهمترین عوامل ایجاد کننده فرسودگی شغلی عبارتند از : شرایط فیزیکی محیط کار، ناکافی بودن نظام تشویق، وجود تبعیض در میان کارکنان و ابهام در وظایف شغلی(جابل کوسکا و بور کوسکا، 2005).
پاریک (1982) در پاسخ به این سوال که چه عواملی باعث می‌گردد افراد دچار فرسودگی شغلی شوند ؟ می‌گوید که این عوامل متعدد عبارتند از : 1ـ سطح فشار روانی 2ـ نوع فشار روانی 3ـ شخصیت فرد 4ـ ماهیت شغل یا نقش فرد 5ـ نوع زندگی فرد در خارج از محیط کار 6ـ سبک زندگی فرد 7ـ سبک‌هایی که فرد برای مقابله با فشار روانی به کار می‌گیرد 8ـ جو یا اقلیم سازمانی 9ـ انگیزش و رضایت شغلی (سپاه منصور و همکاران، 1391).
در این زمینه گولا و همکاران نشان دادند که نشانگان فرسودگی شامل عوامل فردی، سازمانی و اجتماعی فرهنگی می‌شود (عرفانی، 1378: 3) در حقیقت فرسودگی شغلی نشانگانی است که بر اثر تعامل عوامل مختلف فردی، بین فردی و سازمانی به وجود می‌آید(دسیلوا و همکاران، 2009).
) عوامل فردی و بین فردی
در بررسی اگید و شورت (2006) معلوم شد رابطه معکوس بین احساس خودکارآمدی بافرسودگی شغلی معلمان وجود دارد یعنی با افزایش احساس خودکارآمدی فرسودگی شغلی کمتر احساس می‌شود.
فرسودگی را می‌توان پیامد کاهش مزمن منابع توانایی‌های فرد ـ که از رویارویی طولانی مدت با استرس و به ویژه فشارهای شغلی ایجاد می‌شود ـ دانست(بشلیده و شیخ شبانی، 1390: 85).
از عوامل فردی فرسودگی شغلی، می‌توان به ویژگی‌های فردی، شخصیتی، عدم آمادگی برای احراز شغل و احساس عدم پیشرفت فردی (دیکسنون ـ باناک و همکاران، 2007) و از عوامل بین فردی به ارتباط پزشک و پرستار، حمایت‌های مدیران وسازمان(کریگ و اسپرانگ، 2010).