احساس مسئولیت و انگیزش درونی

دانلود پایان نامه

حالات روانشناختی
معناداری کار
انگیزش درونی مسئولیت در قبال خروجی‌های کار
آگاهی درباره نتایج فعالیت‌های کاری
شکل 2-6.حالات روانشناختی در مدل ویژگی‌های شغل هک من و الدهام
پنج ویژگی در شغل می‌تواند سبب ایجاد سه حالت روانشناختی مذکور گردند. همان طور که در شکل 2-7 مشاهده می‌شود سه ویژگی منجر به ایجاد حس معنا داری کار می‌گردند، یک ویژگی ایجاد حس مسئولیت در فرد ناشی می‌شود و یک ویژگی نیز منجر به آگاهی درباره نتایج خواهد شد.

تنوع مهارت
معناداری کار هویت وظیفه
انگیزش درونی با اهمیت بودن وظیفه
مسئولیت در قبال خروجی‌های کار استقلال
آگاهی درباره نتایج فعالیت‌های کاری بازخوردهای شغلی
شکل 2-7
سه ویژگی که سبب حس معناداری کار می‌گردند، عبارتنداز: تنوع مهارت، هویت وظیفه و اهمیت وظیفه.
تنوع مهارت. میزانی که شغل نیازمند بکارگیری مهارت‌ها و استعدادهای مختلف فرد برای انجام فعالیت‌های گوناگون است. وقتی که انجام یک وظیفه نیازمند انجام فعالیت‌هایی است که مهارت‌ها و توانایی‌های فرد را بکار می‌گیرند، فرد همواره حس می‌کند کار معناداری انجام می‌دهد و هرچه مهارت‌های بیشتری را درگیر کار کند، حس معناداری کار برای وی افزایش خواهد یافت. محققان مختلف نشان داده‌اند که افراد-از کودکان تا بزرگسال- به دنبال موقعیت‌هایی هستند تا حس کامیابی را به واسطه بکارگیری مهارت‌های خود داشته باشند(White,1959;Kagan,1972).
هویت وظیفه. میزانی که شغل نیازمند تکمیل بخشی معنادار از کار است، به عبارتی انجام کاری از ابتدا تا انتها با خروجی ملموس. وقتی که افراد کاری کامل را انجام می‌دهند به عنوان مثال ارائه کامل یک خدمت بیشتر نسبت به کار حس معناداری می‌کنند تا زمانی که تنها مسئول بخش کوچکی از کار هستند(Hackman & Oldham,1980).
اهمیت وظیفه. میزانی که شغل تأثیر اساسی بر زندگی دیگران دارد، چه در داخل سازمان و یا در بیرون آن. معناداری کار زمانی که فرد حس کند شغلش بر رفاه و آسایش دیگران تاثیرگذار است، افزایش خواهد یافت. هریک از سه ویژگی فوق منجر به حس معناداری در کار می‌گردند. اگر یک شغل هر سه ویژگی فوق را دارا باشد محتملا افراد آن شغل را معنادار حس می‌کنند. حتی اگر یک شغل یک یا دو ویژگی از موارد مذکور را دارا نباشد باز هم می‌تواند برای فرد معنادار باشد(Hackman & Oldham,1980).
استقلال. استقلال سبب می‌شود فرد در خصوص خروجی کار خود احساس مسئولیت نماید. استقلال، میزانی آزادی و عدم وابستگی است که شغل به فرد در خصوص زمانبندی و تعیین رویه‌های انجام کار می‌دهد. وقتی که شغل استقلال کافی را برای فرد فراهم می‌کند، خروجی‌های کار براساس تلاش‌ها، ابتکارات، تصمیمات و اقدامات وی ارزیابی می‌شود تا براساس رویه‌هایی که به عنوان مثال توسط رئیس وی به او تحمیل شده است. هم چنان که استقلال افزایش می‌یابد، فرد مسئولیت بیشتری نسبت به شکست‌ها یا موفقیت‌هایش در کار احساس خواهد کرد.
آگاهی درباره نتایج. از میزان بازخوردی که فرد از کار دریافت می‌کند، متأثر می‌شود. بازخورد به میزان اطلاعات شفاف و دقیقی باز می‌گردد که فرد از شغل درباره عملکرد خود کسب می‌کند. در اینجا منظور از بازخورد، آن اطلاعاتی است که از خود شغل بر می‌آید نه آن چیزی که سرپرست یا همکاران فرد به وی منتقل می‌کنند.
هک من و الدهام(1975) پنج ویژگی فوق را در قالب امتیاز انگیزش بالقوه ادغام و مطرح می‌کنند. این امتیاز در واقع نشان دهنده پتانسیل کلی یک شغل در جهت انگیزش درونی فرد است. امتیاز انگیزش بالقوه بر اساس فرمول ذیل محاسبه می‌شود.
بازخوردهای شغلی× استقلال ×[ ]= امتیاز انگیزش بالقوه
همان طور که مشاهده می‌شود اگر یک شغل امتیاز پاینی را در ویژگی بازخورد یا استقلال کسب کند، MPS نیز کاهش خواهد یافت. از طرفی امتیاز پایین بر روی یکی از سه ویژگی دیگر لزوماً به کاهش MPS منجر نخواهد شد و هریک از این سه ویژگی می‌توانند اثر دیگری را جبران کنند.