اختلال اضطراب اجتماعی و کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه
تجربه میزانی از اضطراب هنگام قرار گرفتن در یک موقعیت جدید امری است که برای تعداد زیادی از انسان ها اتفاق می افتد و در مواقعی نیز اثربخش می باشد و حتی به نظر می رسد افراد سعی می کنند انگیختگی خود را در این سطح حفظ کنند. چنان چه بر اساس قانون یرکز- دادسون (1908) رفتار تحت شرایطی که انگیختگی شخص در حد متوسط باشد تقریباً مطلوب است.
به طور کلی و با توجه به یافتههای مربوط به بررسی اثر ترکیبی اضطراب اجتماعی و جو روانی- اجتماعی کلاس در پیشبینی خودکارآمدی تحصیلی میتوان بیان کرد، که جو روانی-اجتماعی کلاس نقش مهمتری در پیشبینی خودکارآمدی تحصیلی دارند. با در نظر داشتن این یافتهها، توجه به جو حاکم بر کلاس و نوع روابط موجود بین دانش آموزان، از ضروریات امر تعلیم و تربیت محسوب میشود که باید مورد توجه ویژه معلمان قرار گیرد.
همچنین، معلمان میتوانند این نکته مهم را مد نظر قرار دهند که وجود مشکلاتی مانند اضطراب اجتماعی در بعضی از دانش آموزان، دلیل بر ناتوان بودن آنها در تحقق استعدادها و توانمندی هایشان نیست و چه بسا این دانش آموزان اگر در یک جو مناسب و مطلوب آموزشی قرار بگیرند، مانند دیگر همسالان خود و حتی بیشتر از آنها از داشتههایشان در جهت پیشرفت و رشد خود استفاده کنند.
محدودیت‌های پژوهش
هر تحقیقی از ابتدای امر یعنی انتخاب موضوع تا مراحل اجرا، و تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری دارای محدودیتهایی است. بیان محدودیتها در پژوهش به محققانی که قصد تحقیق در زمنیه ها ی مختلف را دارند، کمک می کند تا به دیدی باز و آگاهی از موانع، کمبودها و محدودیتهای تحقیق به امر پژوهش در زمینه های مشابه بپردازند. این تحقیق نیز دارای موانع و محدودیتهایی است که در ذیل به آنها اشاره می کنیم.
الف) محدودیت‌های خارج از کنترل محقق
1- صداقت پاسخ دهندگان به پرسشنامه‌ها و دخالت تعصب شخصی در پاسخ به پرسشنامه‌ها.
2- عدم کنترل متغیرهای دیگر به جز متغیرهای تحت کنترل که احتمالاً نقش واسطهای در ویژگیهای مورد پژوهش دارند.
3- عدم وجود منابع پژوهشی داخلی کافی جهت مقایسه نتایج با گستره پژوهش های قبلی
4- عدم شناخت و آگاهی نسبت به آزمونهای روانشناختی سبب شد برخی از مدیران در اجرای آزمونها مقاومت نشان داده و از قبول همکاری و اجرای آزمون خوداری کنند.
ب) محدودیت‌های تحت کنترل محقق
1- یکی از محدودیتهای پژوهش حاضر محدود بودن آزمودنی ها به دانشآموزان شهرستان شیراز است در تعمیم نتایج پژوهش به نوجوانان سایر مناطق و گروه های دیگر باید جانب احتیاط رعایت گردد.
2- محدودیت دامنه سنی آزمودنی ها یکی دیگر از محدودیت های پژوهش حاضر بود با توجه به اینکه در اکثر ادبیات تحقیقی شروع اختلال اضطراب اجتماعی را از سن 8 سالگی گزارش کرده اند. لذا با توجه به ویژگی های رشد عاطفی اجتماعی؛ تعمیم پذیری نتایج به هر دوره سنی نوجوانی امکان پذیر نمی باشد.
پیشنهادهای پژوهشی
بر اساس مطالعه حاضر به پژوهشگران علاقمند در حیطه‌های مشابه پیشنهاد می‌گردد:
1- بررسی های مشابه در جمعیت های بالینی انجام گیرد.
2- در تحقیقات آتی نمونه مورد مطالعه از دوره آغاز تا پایان نوجوانی را شامل گردد و تحلیل های جداگانه ای روی آزمودنی های نیمه اول ، دوم ، و نیمه پایانی دوره نوجوانی انجام گیرد تا تعمیم پذیری نتایج و اقدامات پیشگیرانه احتمالی به هر دوره سنی امکان پذیرتر و معتبرتر گردد.
3- با توجه به اینکه مدارس شاید یکی از بهترین اجتماعاتی باشد که بتوان در آن برنامه های پیشگیری مقابلهای اجرا نمود و ارائه آموزش خودکارآمدی از بهترین شیوه های پیشگیری، کاهش و تعدیل اضطراب و فشار روانی می باشد که منجر به پیشگیری از پیامدهای اضطراب اجتماعی می‌گردد. لذا پیشنهاد می گردد برنامه روشهای مقابله ای با اضطراب و آموزش مهارتهای خودکارآمدی در سیاست های آموزش رسمی و غیر رسمی وزارتخانه های متولی تعلیم و تربیت آموزش به قشر جوان و نوجوان پیش بینی گردد.
پیشنهادهای نظری پژوهش
امروزه یکی از مهمترین مسائل و مشکلات اجتماعی در جوامع کنونی ناهنجاریهای رفتاری و روانی است. تردیدی نیست که مسئله بهداشت روانی، پیشگیری و شناسایی خصوصیات روانشناختی ناهنجاریهای رفتاری، روز به روز اهمیت بیشتری در جهان کنونی پیدا می کند. لذا یافته های این پژوهش از لحاظ نظری و عملی قابل تأمل میباشد. در حیطه نظری با توجه به اینکه خودکارآمدی پایین سهم قابل توجه ای در ایجاد و تداوم اختلال اضطراب اجتماعی دارد اینکه چگونه چنین قضاوتها و انتظاراتی در نوجوانان شکل گرفته است تلویحات مهمی برای دست اندرکاران تعلیم و تربیت و خدمات بهداشت روانی و خانواده ها دارد همچنین اهمیت مهارت‌های اجتماعی به عنوان مهم‌ترین عامل اجتماعی شدن و سازگاری اجتماعی را هیچگاه نمی‌توان از نظر دور داشت و بی‌شک توجه به هوش اجتماعی، رشد اجتماعی و تربیت اجتماعی در کنار دیگر ابعاد رشد و حیطه‌های تعلیم و تربیت، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. در چشم‌انداز کنونی، در حوزه آموزش مهارت‌های خودکارآمدی، رویدادهای فراوانی رخ داده، پژوهش‌های بی‌شماری صورت گرفته، روش‌های آموزشی و درمانی جدیدی مطرح گردیده و افق‌های روشن‌تری آشکار شده است. تمامی این حرکت‌ها و شناخت‌های روز افزون به انسان کمک می‌کند تا به کمیت و کیفیت زندگی اجتماعی خود و دیگران غنای بیشتری ببخشد و بخصوص، به نوجوانان با نیازهای ویژه و سازگاری اجتماعی آنان نگاه انسان دوستانه‌تر و پویاتری داشته باشد (متسون و اولندیک، 1988، ترجمه به‌پژوه، 1384). دانش‌آموزی که خودکارآمدی لازم را کسب کرده است، دانش‌آموزی است که می‌تواند به خوبی با محیطش سازش کند و یا این‌که می‌تواند از طریق برقرار کردن ارتباط با دیگران از موقعیت‌های تعارض‌آمیز کلامی و فیزیکی اجتناب کند. این گونه دانش‌آموزان، رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که منجر به پیامدهای مثبت روانی-اجتماعی، نظیر پذیرش توسط همسالان و رابطه موثر با دیگران می‌شود. از سوی دیگر، کسانی که مهارت‌های خودکارآمدی لازم را کسب نکرده‌اند، اغلب به اختلال‌های رفتاری مبتلا می‌شوند، از طرف همسالان پذیرفته نمی‌شوند، در میان همسالان و بزرگسالان محبوب نیستند و با معلم و یا سایر افراد حرفه‌ای به‌خوبی کنار نمی‌آیند.
در این میان برای مسئولان پرورشی و آموزشی کشور، شناخت توانایی ها، نیازها، سازگاری ها و ویژگی های روانشناختی و رفتاری نوجوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است، این شناخت نه تنها باعث درک عمیق تر نوجوانان می شود، بلکه زمینه هایی را فراهم می آورد تا در طرح و برنامه ریزی ها و به کاربردن امکانات پرورشی و آموزشی، ویژگی ها و تفاوتهای آنان مورد توجه قرار گیرد و رفتارهای بهنجار از رفتارهای نابهنجار تشخیص داده می شود و در نتیجه انتظاراتی مطابق و متناسب با سن، ویژگیها و خصوصیات روانشناختی در نظر گرفته شود.
با توجه به جوان بودن کشور ما و همچنین با توجه به خصوصیات شخصیتی نوجوانان در این برهه از مراحل رشد، مراقبت های مربوط به بهداشت روانی و تعلیم و تربیت نوجوانان در خانه و مدرسه از اهمیت خاصی برخوردار خواهد بود و نتایجی که از چنین پژوهش هایی بدست می آید بسیار ارزشمند و حیات بخش خواهد بود. به عبارت دیگر آبادانی و ترقی اجتماعی و پیشرفت فرهنگی کشور، منوط به رشد یافتگی رفتاری، فکری و اجتماعی نوجوانان صورت می گیرد، راه شکوفایی ظرفیت ها و استعدادهای افراد هموار می شود، آنگاه بتدریج شاهد تحولات در بهبود زندگی و کسب سعادت و تحقق کرامت و ارزش والای او خواهیم بود. چراکه شخصیت سالم و رشد یافته در جریان تربیت صحیح و پرورش عواطف و افکار و رفتار سالم شکل می گیرد.
به همین منظور از طریق اموزش می توان با اضطراب اجتماعی مقابله کرد و به پرورش و تقویت مهارتهای اجتماعی دانش اموزان همت گماشت. زیرا توفیق در عملکرد اجتماعی و تحصیلی مستلزم برخورداری از اعتماد به نفس و مهارتهای اجتماعی است. این ویژگیها به کودکان و نوجوانان فرصت می دهند تا در عرصه های گوناگون آموزشگاهی، مانند فعالیتهای گروهی، تعامل با دانش آموزان و انجام تکالیف، به طور فعال و سازنده عمل کنند و به طور کلی در حل مسائل کوشا باشند.
پیشنهادهای کاربردی پژوهش