ادای شهادت و ناخودآگاه

دانلود پایان نامه

شهادت اطفال ممیز فقط در قتل خطایی و در دیه ثابت می گردد و آن نظر صاحب جواهر است. ایشان فرموده اند با توجه به این که از یک سو روایاتی داریم دال بر اثبات قتل از طریق شهادت طفل ممیز و از سوی دیگر ، مساله قتل که موجب قصاص است ، از مسائل بسیار مهم و خطیر است وباید در آن شدت احتیاط را به کار گرفت و نیز فتاوای علما هم در این رابطه مختلف است ، لذا بهتر است که برای جمع بین آنها بگویی بوسیله شهادت اطفال ممیز ، فقط دیه و قتل خطایی اثبات می گردد.
شهادت اطفال ممیز مطلقا پذیرفته نمی شود.
شهادت طفل و کودک اگر چه نزدیک بلوغ باشد قبول نیست زیرا وقتی که اقرار و سخن کودک در
حق خودشان قبول نباشد در حق غیر خودشان به طریق اولی قبول نیست و به دلیل کلام خداوند که می فرمایند: «واستشهدو واشهدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل وامراتان ممن ترضون من الشهدا» (بقره/282) (دو نفر از مردان خودتان گواهی بطلبید و اگر دو مرد نبود از یک مرد و دو زن از دیگر گواهانی که به گواهی آنان راضی می شوید).
بدیهی است که کودک مرد نیست و کودکان از جمله کسانی نیستند که برای گواهی دادن مورد رضایت باشند.
محقق حلی می گوید: « شهادت اطفال به هیچ عنوان و درهیچ موردی پذیرفته نیست ، مگر اینکه به سن بلوغ برسند» آنهایی که معتقد به پذیرش شهادت اطفال ممیز هستند مدرکشان دوروایت است:
روایت جمیل از امام صادق(ع) که امام فرموده است : (تقبل شهادتهم فی القتل و یوقد باول کلامهم) ، با شهادت اطفال درباره قتل پذیرفته می شود باید گفتار اول آنها را اتخاذ کرد.
روایت محمدبن جمران از امام صادق (ع) (لا الافی القتل فیوخذ باول کلامه و لا یوخذ بالثانی ) شهادت اطفال پذیرفته نمی شود مگر در قتل ، پس گفتار اول آنها را باید اخذ نمود و گفتارهای بعدی را باید مطرح کنید.
محقق اردبیلی دلایل زیر را برای عدم پذیرش شهادت اطفال ذکر می نماید:
الف)چون فرد غیر بالغ تکلیف ندارد و عقاب نمی شود ، ایمن از دروغ نیست ، لذا شهادت چنین فردی قابل اعتماد نیست.
ب) در شاهد ، عدالت شرط است و در غیر بالغ این شرط مفقود است.
ج) شاهد مکلف است به تحمل و ادای شهادت ، در حالیکه طفل تکلیفی ندارد و این مکلف بودن شاهد و عدم تکلیف طفل باهم ناسازگارند.
د) اصل اولی عدم اثبات حق بوسیله شهادت است ، شهادت فرد بالغ جامع الشرایط از تحت این اصل خارج و مورد قبول واقع می شود و شهادت اطفال ممیز در تحت این قاعده کلی باقی است . بنابراین مخالفت با اصل باید به قدر متیقن اکتفا کرد.
ه) خداوند در قرآن فرموده است :« و استشهدوا شهیدین من رجالکم» کلمه رجال بر طفل صدق نمی کند.
و) شهادت طفل بر خود او قابل قبول نیست ، پس بر دیگران اولی قبول نباشد .به نظر می رسد دلایل مذکور ، خالی از قوت نباشد.
1-13-2-2- عقل:
ویژگی دومی که بر شاهد لازم است کامل بودن عقل است ، بنابراین شهادت مجنون به دلیل اجماع قبول نیست ، بلکه این مطلب جزء ضروریات دین ومذهب است ولازم نیست برای آن در قرآن و روایات به جستجوی دلیل پرداخت .
شهادت مجنون ادواری در حال جنون نیز پذیرفته نیست ، امادر اوقات هوشیاری پذیرفته است، مشروط به آنکه حضور ذهن و هوشیاری کامل او در هنگام تحمل و ادای شهادت برای قاضی کشف شود، زیرا ادله شهادت که در قرآن و روایات آمده است این مورد را شامل می شود.
شهادت شخص فراموشکار ( کسی که غالبا به او فراموشی دست می دهد ) پذیرفته نیست ، زیرا فراموشی او باعث می شود که مفاد لفظ و معنا را تغییر دهد.
همچنین شهادت ابله و کودکان پذیرفته نیست ، چون وصف او باعث می شود ناخودآگاه به اشتباه بیافتد و یا فریب بخورد . بنابراین سزاوار ، بلکه واجب است از پذیرش شهادت چنین فردی خودداری گردد. مگر اینکه برای قاضی عدم اشتباه فرد مذکور در چنین موردی محرز گردد.
فقها در بازه لزوم کمال عقل در شاهد توافق نظر دارند علاوه بر این بعضی گفته اند :
اگر برای کسی سهو و نسیان عارض شود ولو به صورت غالب نباشد و باعث عدم اعتماد عقل بر شهادت او شود شهادتش مردود است ، زیرا ادله پذیرش شهادت منصرف است به شهادت متعارف و ورد مذکور شهادت غیر متعارف است .