ادغام و اکتساب و عدم اطمینان

دانلود پایان نامه

در این خصوص لیاندرس و همکاران (2008)، عنوان نمودهاند که شرکتها عمدتاً به دلیل دنبال نمودن یک ادغام و اکتساب موفق و استراتژیهای مربوط به آن،IPO را انجام میدهند. آنها اینگونه فرض نمودهاند که شرکت خصوصی در مورد ارزش دقیق سرمایه خود نامطمئن است و از طریق IPO میتواند این عدم اطمینان در ارزشگذاری را مرتفع سازد. همراستا با این نظریه، سلیکیورت و همکاران (2007)، دریافتند که حجم بالایی از IPOهای اخیر در آمریکا مربوط به شرکتهای ادغام و اکتساب بودهاست. همچنین براو و همکاران (2003)، عنوان میکنند که IPO این امکان را برای شرکتها فراهم میآورد تا از طریق مبادله عمومی بتوانند وجه لازم برای رشد در خلال ادغام و اکتساب را بهدست آورند.
انعطاف مالی و افزایش قدرت چانهزنی با بانکها
هوله و هویگبائرت (2005)، در مطالعه خود، اینگونه عنوان میکنند که عمومیشدن انعطاف مالی شرکتها را افزایش میدهد و میتواند قدرت چانهزنی آنها با بانکها و اعتباردهندگان مالی را ارتقا دهد. همچنین، عنوان میکنند که IPO امکان ارتقای انعطاف مالی را از طریق ایجاد و نیز توسعه منابع مالی جهت تأمین مالی رشد و توسعه فراهم میآورد. در این زمینه پاگانو و همکاران (1998)، در مطالعه تجربی خود از کاهش %3/0 هزینههای اعتباری به دنبال انجام IPO در شرکتهای ایتالیایی خبر دادهاند.
استراتژیهای خروج
در مطالعهی زینگالس (1995)، اینگونه عنوان شدهاست که IPO، اولین گام در استراتژی خروج مالکان دارای سهم است. مالک از طریق فروش بخشی از حق جریان نقد در IPO، سود کلی ناشی از فروش تدریجی را حداکثر میسازد. در همین راستا، ملو و پارسونز (1998)، عنوان میکنند که IPO وسیلهای برای افزایش نقدینگی سهام و ارزش شرکت است که مالکان را قادر میسازد تا سهام خود را در مراحل مختلف به فروش برسانند. همچنین، بلک و گیلسون (1998)، تصمیم رفتن به سمت IPO را به عنوان فرصتی برای سرمایهگذاران پرمخاطره برای خروج سرمایهشان مدل نمودهاند.
هزینه های کمتر سرمایهگذاری
در این زمینه مستندات کمتری وجود دارد و از این دسته میتوان به مطالعهی براو و همکاران (2006)، اشاره نمود.
نظارت خارجی
همانگونه که اشاره شد، از این عامل در بعضی مطالعات به عنوان مزیت و در برخی دیگر به عنوان هزینه عمومیشدن، یاد شدهاست. به عنوان مثال، ینسن و مکلینگ (1976)، عنوان نمودهاند که تعهّد شرکتها در رعایت نیازمندیهای حسابرسی و افشا در بازارهای سهام، شفافیت را افزایش میدهد و هزینههای شرکت را میان مدیران و سهامداران عمده کاهش داده و باعث ارتقای هرچه بیشتر کنترلهای مدیریتی میگردد. لذا، نظارت خارجی مزیتی برای سهامداران پراکنده و هزینهای برای مدیران و سهامداران کنترلی محسوب میگردد. در همینراستا، ماکسیمویچ و پیچلر (2001)، عنوان میکنند که افزایش شفافیت، شرکتها را وادار میسازد تا اطلاعات حیاتی را افشا کنند.این رویه مزیت و سودی برای شرکتهای رقیب محسوب میگردد.
روزنههای فرصت
نظریهی روزنهایی از فرصتها اینگونه مطرح میکند که مدیران از اطلاعات خود برای تعیین زمانبندی تصمیمات مدیریتی به منظور بهرهگیری از شرایط موقت و مطلوب بازار و نیز قیمتهای جذاب سهام استفاده مینمایند (ریتر ، 2003).
نقدینگی سهام
در مطالعهی انجام شده توسط آمیهود و مندلسون (1986)، عنوان شدهاست که قرارگیری بر فهرست بازار سهام، نقدینگی سهام را افزایش داده و در نتیجه موجب افزایش ارزش شرکت میشود. همراستا با این موضوع، ماوگ (1998)، مطرح مینماید که نقدینگی سهام، یک برنامه با ارزش مدیریتی محسوب شده و رابطهای مثبت میان نقدینگی و نظارت خارجی را پیشنهاد و پیشبینی مینماید. فیشر (2000) نیز رشد در فروش و در نتیجه افزایش نقدینگی را یکی از دلایل عمومیشدن میداند.
متغیّرهای حوزهی IPO
با مروری بر مطالعات گذشته، مجموعه متغیّرهایی که در تحقیقات تجربی در حوزه‌ی IPO مورد استفاده بوده‌اند، جمعآوری گشته و سپس متغیّرهایی که در مورد آن‌ها دادهایی در بازار داخل وجود ندارد (این نبود داده می‌تواند ناشی از منتشر نشدن این داده‌ها و یا تعریف نشدن چنین متغیری در داخل باشد) حذف می‌گردند. همچنین متغیرهایی که در مطالعات نقش برجسته‌ایی نداشته‌اند و یا توسط متغیّر دیگری قابل توضیح هستند نیز حذف می‌گردند و بدین طریق مجموعه متغیّرهای اولیه‌ی قابل بررسی در مطالعه مشخص می‌شود. لازم به ذکر است قضاوت در مورد غیر برجسته بودن متغیّرها یا قابل توضیح بودن آنها توسط متغیرهای دیگر، با توجّه به مطالعه تجربی باتلر و همکاران (2009) و ریتر (2011)، صورت گرفتهاست.
متغیّرهای در نظر گرفتهشده در مطالعات IPO، مربوط به وی‍ژگی‌های اقتصادی
1- چشم‌انداز ضد ادغام ، تعریف متغیّر به صورت متغیّر دامی . اگر این چشم‌انداز در شرکت وجود داشته باشد 1 و در غیر این صورت، صفر در نظر گرفته میشود. مطالعه توسط زوتر و اسمارت (2003)، غیر برجسته.
2- نرخ تقسیم سود ، مطالعه توسط میکایلی و شاو (1994)، قابل توضیح توسط متغیّرهای دیگر.
3- تقسیم سود، تعریف متغیّر به صورت دامی، اگر شرکت در دو سال اول عملیات، سود تقسیم نماید 1 و در غیر این صورت، مقدار متغیّر صفردر نظر گرفته میشود. مطالعه توسط میکایلی و شاو (1994)، غیر برجسته.
4- زمان، بازه‌ی زمانی بین نخستین عرضه عمومی اولیه و اولین اعلام تقسیم سود، مطالعه توسط میکایلی و شاو (1994)، قابل توضیح توسط متغیّرهای دیگر.
5- مطالبه ، تعریف متغیّر به صورت دامی، اگر شرکت، IPO را به صورت مطالبه از شرکت دیگری انجام دهد 1 و در غیر این صورت صفر درنظر گرفتهمیشود. مطالعه توسط لاوری و شورت (2004)، غیر برجسته.
6- لگاریتم مقدار عرضهشده با استفاده از شاخص S&P 500 و میزان CPI به عنوان قیمت تورم، مطالعه توسط زوتر و اسمارت (2003)، نبود داده در بازار داخل.
7- سن، این متغیّر در مطالعات گوناگون به طرق مختلفی مطرح شده است. از جمله این مطالعات میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
سن شرکت IPO، مطالعه توسط هبیب و لجونگکویست (2001).
(سن شرکت + 1) Log، که در آن سن شرکت از تاریخ تأسیس تا تاریخ عرضه است، مطالعه توسط لوگران و ریتر (2004).
لگاریتم سن شرکت IPO، مطالعه توسط لجونگکویست و ویلیام (2002).