ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و نرخ بازده مورد انتظار

دانلود پایان نامه

این نسبت از تقسیم ارزش بازار هر سهم به ارزش دفتری هر سهم بدست می آید. ارزش دفتری هر
سهم معرف حقوق صاحبان سهام عادی به ارزش تاریخی به ازای هر سهم است.
ـ نسبت Q توبین
یکی از معیارهای مهم ارزیابی عملکرد شرکت ها نسبت Q توبین می باشد. این معیار در دهه 1970 مطرح و در دهه های 1980 و 1990 به طور گسترده ای توسط محققان مورد استفاده قرار گرفت. نسبت Q توبین از تقسیم ارزش بازار اوراق بهادار شرکت از هر نوع و بدهی های بلند مدت به اضافه ارزش دفتری بدهی های کوتاه مدت بر ارزش جایگزینی دارایی های شرکت به دست می آید. شایان توجه است که منظور از اوراق بهادار سهام عادی، سهام ممتاز و انواع اوراق قرضه منتشره شرکت می باشد. نسبت Qتوبین توسط پروفسور جیمز توبین در تجزیه و تحلیل های اقتصادی کلان به منظور پیش بینی آینده فعالیت های سرمایه گذاری بوجود آمد. زمانی که نسبت Q توبین از یک بزرگتر باشد نشان دهنده این است که سرمایه گذاری در دارایی ها، تولیدکننده درآمدها یی است که ارزش بیشتر از مخارج سرمایه ای را ایجاد می کنند و زمانی که نسبت Q توبین کوچکتر از یک است به این معنا است که سرمایه گذاری در دارایی ها رد می شود و بازدهی چندانی نداشته است(صالحی،1380).
2ـ5ـ3ـ نسبت هایی که با استفاده از داده های مدیریت مالی مورد استفاده قرار می گیرند مانند بازدهی هر سهم و بازده اضافی هر سهم
بازده هر سهم و بازده اضافی هر سهم را می توان به روش های زیر محاسبه نمود:
ـ بازده هر سهم
با نگاهی کلی و اجمالی به سهامدارانی که در سهام شرکت های مختلف سرمایه گذاری می کنند در
می یابیم که دو نوع سود مورد انتظار برای سهامداران قابل لحاظ است، یکی سود نقدی که توسط
شرکت سرمایه پذیر پرداخت می گردد و دیگری سود ناشی از افزایش ارزش سهام است که ناشی
از تغییرات قیمت به سبب عوامل مختلفی همچون سود باقیمانده ، افزایش تقاضا بر عرضه، مسائل
اقتصادی و سیاسی و … می باشد. بازده سهام به این صورت قابل محاسبه است:
بازده تغییرات قیمت سهام + بازده نقدی سهام = بازده سهام
ـ بازده اضافی هر سهم
بازده اضافی یعنی بازدهی بیشتر از بازده در نقطه تعادل است که خط بازار سرمایه(SML ) این نقطه متعادل را نشان می دهد. در اینجا نقطه تعادل، نقطه ای است که تا هر میزان از B(ریسک) بازده مورد انتظار (Z)آن را بدست می آوریم. در این مقدار،K0 نقطه بازده بدست آمده بدون قبول هیچ گونه ریسکی می باشد و هما ن طور که در نمودار(2-2) مشاهده می شود، با افزایش بهای اوراق بهادار، بازده نیز افزایش پیدا می کند (خط d صعودی می باشد) و در نقطه ای که خطوط عمود شده بر B خط d را قطع می کند، نقطه تعادل بوجود می آید. بنابراین، یک نظریه در رابطه با بازده بازار و مخاطره که الگوی قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای( CAPM)خوانده می شود:
Kj = Ki + (Km – Ki) Beta
که در این معادله، Kj معرف نرخ بازده مورد انتظار سهامj ، Ki نرخ بهره بدون ریسک، Km نرخ بازده بازار و Beta معرف ارزش بتای مربوط به سهام j می باشد(تقوی، 1381).

نمودار (2ـ2) خط بازار سرمایه
2ـ5ـ4ـ نسبت هایی که علی رغم استفاده از اطلاعات حسابداری ، معیارهای اقتصادی هستند مانند((EVA و (REVA) و( MVA)
این گونه معیارها بیشتر از اینکه معیارهای مالی با شند ، معیارهای اقتصادی هستند ، زیر ا داده های اقتصادی در آنها بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند. مهم ترین معیارهایی که در زمینه عملکرد با استفاده از داده های اقتصادی وجود دارند عبارتند از ارزش افزوده اقتصادی (EVA) ، ارزش افزوده بازار(MVA) و ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده(REVA) (مهرانی و رسائیان، 1388).
2ـ6ـ صورت های مالی و نسبت های مالی
صورت های مالی خلاصه فعالیت های عملیاتی، تأمین مالی و سرمایه گذاری شرکت در طول یک دوره مالی را نشان می دهند. تجزیه و تحلیل صورت های مالی به تصمیم گیران(وام دهندگان، سرمایه گذاران و مدیران) این امکان را می دهد تا بتوانند یک دید کلی نسبت به سلامت شرکت و وضعیت رقابتی آن کسب نمایند. صورت های مالی که نتیجه سیستم اطلاعاتی حسابداری است، چیزی جز یک کالا نیست. علت وجود حسابداری تقاضای موجود برای اطلاعات مالی است و افزون بر این، حسابداران و واحد تجاری نیز توانایی و علاقه لازم را برای ارائه این اطلاعات دارند. پس مفاهیمی نظیر کیفیت که برای کالاها وخدمات ارائه شده توسط شرکت ها و واحدهای اقتصادی مطرح شده است، برای خدمات حسابداری، از جمله محصول نهایی آن؛ یعنی گزارش های مالی نیز قابل بحث و پیگیری است(مهدوی و جمالیان پور، 1389). تجزیه و تحلیل صورت های مالی اغلب با به کارگیری نسبت های مالی که بر پایه اطلاعات ترازنامه، صورت حساب سود و زیان، و صورت جریان وجوه نقد تهیه شده اند، آغاز می شود. نسبت های مالی نشان دهنده قدرت یا ضعف شرکت ها در مقایسه با سایر شرکت های همان صنعت، شرکت های پیشرو و عملکرد سال گذشته همان شرکت، هستند. نسبت های مالی به سادگی محاسبه می شوند، در صورتی که تفسیر آن ها اغلب مشکل و بحث برانگیز است، مخصوصاً زمانی که دو یا چند نسبت علایم متضاد نسبت به هم نشان می دهند(مالهوترا ، 2008).
2ـ6ـ1ـ تجزیه و تحلیل صورتهای مالی
یکی از پیامدهای سیر تکامل حسابداری، استفاده از نسبتهای مالی برای تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری است. از اواخر قرن 19 بود که تحلیلگران ، نسبت های مالی که مبتنی بر صورت های مالی شرکت ها و داده های تاریخی هستند را توسعه و ترویج دادند. تجزیه و تحلیل و ارزیابی عملکرد شرکت ها نشان می دهد که اهداف سودآوری و عملیاتی شرکت محقق شده است یا خیر؟ یا این که آیا گزینه های مالی (تأمین مالی) به طور مناسب استفاده شده است یا خیر؟ به منظور دستیابی به این اهداف عموماً از نسبت های مالی متنوعی استفاده می شود. نسبت های مالی تنها به منظور درک عملکرد جاری و گذشته شرکت به کار نمی روند، بلکه از آن ها به عنوان ابزاری برای برنامه ریزی و کنترل فعالیت های شرکت نیز استفاده می شود. به عنوان مثال، سودآوری دارایی ها و حاشیه سود خالص می توانند به عنوان شاخص های ارزیابی عملکرد مالی مورد استفاده قرار گیرند. البته باید در نظر داشت که این مبناها به تنهایی کافی نبوده و نمی توان صرفاً براساس آن ها اظهارنظر نمود(دوزاکین ، 2007).
سه نوع مختلف از تحلیل صورت های مالی که هر کدام از این موارد بستگی به دیدگاه تحلیلگر دارد، به شرح زیر است (سویوشی و میکا ، 2009):
تحلیل اعتباری: که اغلب به وسیله بانکها و مؤسسات مالی و اعتباردهندگان انجام می شود. زیرا نگرانی عمده آنها در مورد قدرت نقدینگی و توان بازپرداخت بدهی وام گیرنده ها در کوتاه مدت است. بنابراین این مؤسسات تأکید بیشتری بر روی آزمون ترازنامه، کنترل قدرت نقدینگی و تسویه شرکت و توان بازپرداخت بدهی در کوتاه مدت خواهند داشت. همچنین این تحلیلگران بیشتر از نسبت جاری، نسبت آنی و مناسب بودن سرمایه در گردش استفاده می کنند(سویوشی و میکا ، 2009).