ارزش افزوده بخش صنعت و هزینه های آموزشی

دانلود پایان نامه

همچنین اثر هزینه های آموزش اجتماعی و دولتی در رابطه با دستیابی آموزشی نیروی کار بررسی شده است و به این نتیجه رسیده است که هزینه های آموزشی می توانند، درصد نیروی کار با تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را افزایش داده اما اثر برجسته ای بر روی نیروی کار با تحصیلات دانشگاهی و بالاتر ندارد.
مطالعه ژنگ و ژانگ (2010):
زنگ و زانگ در مقاله ای تحت عنوان “ترکیب سرمایه انسانی و رشد اقتصادی” به بررسی رابطه آموزش نیروی کار در سطوح مختلف تحصیلی و رشد استان های چین پرداخته اند. آن ها از داده های مربوط به 31 استان چین از سال 1997 الی 2006 بهره برده اند. همچنین از میانگین سال های تحصیلی برای سنین بیش از 6 سال، به عنوان معیاری برای سرمایه انسانی استفاده کرده و آن را با H نشان داده اند. بدین ترتیب موجودی سرمایه انسانی به صورت زیر می باشد:
که به ترتیب:
: تعداد نیروی کار با تحصیلات ابتدای
: تعداد نیروی کار با تحصیلات راهنمایی
: تعداد نیروی کار با تحصیلات دیپلم
: تعداد نیروی کار با تحصیلات عالی
در این مقاله، میانگین سال های تحصیلی به دو سطح متفاوت تحصیلی( قبل از تحصیلات عالی و پس از آن) تفکیک شده است:
(3-2) (3-3) به منظور پاسخگویی به این پرسش که، کدام سطح از آموزش برای رشد استانی کشور از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ از متغیر جدیدی به نام ساختار سرمایه انسانی در این تحقیق استفاده شده است. ساختار سرمایه انسانی که شامل درصدی از سرمایه انسانی با تحصیلات عالی می باشد، به صورت زیر نمایش داده می شود:
(3-4)
و در پایان با استفاده از روش GMM به این نتایج دست یافته اند که؛ آموزش عالی نقش مهم تری از آموزش ابتدایی و راهنمایی در رشد اقتصادی چین دارد. همچنین، نقش ترکیب سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی منطقه ای وابسته به سطح توسعه یافتگی استان های مختلف می باشد. استان های توسعه یافته تر از آموزش عالی سود بیشتری می برند در حالی که استان های کمتر توسعه یافته وابستگی بیشتری به آموزش ابتدایی و راهنمایی دارند.
3-3 مطالعات داخلی
عمادزاده و بکتاش در تحقیق خود تحت عنوان «اثر آموزش بر ارزش افزوده بخش صنعت» به بررسی تاثیر آموزش بر ارزش افزوده بخش صنعت با استفاده از داده های سری زمانی سال های 80-1345 پرداخته اند. آنها با درنظر گرفتن تحقیقات مختلفی که در زمینه ی درج متغیر سرمایه انسانی در توابع تولید انجام گرفته و با استناد به مطالعات انجام شده، به این نتیجه رسیده اند که تابع کاب-داگلاس به منظور بررسی تاثیر آموزش بر ارزش افزوده بخش صنعت، با توجه به ساختار و شرایط اقتصاد ایران سازگاری و انطباق بیشتری دارد و همچنین به دلیل همگن بودن آن، می توان با استفاده از قضیه ی اولر برای توزیع تولید بین عوامل تولید از این تابع به سادگی استفاده نمود و به وسیله فرم تعمیم یافته ی آن، عامل نیروی کار را به شقوق متخصص و غیر متخصص تفکیک کرده و سهم تفکیکی هر یک را برآورد نمود. از این رو سرمایه انسانی را در بخش صنعت به دو بخش زیر تقسیم کرده اند:
سهم شاغلان متخصص دارای تحصیلات دانشگاهی
سهم شاغلان غیر متخصص دارای دیپلم و زیر دیپلم
در این تحقیق به منظور برآورد جمعیت شاغل متخصص از فرم تعمیم یافته تابع کاب-داگلاس استفاده شده و سپس با لگاریتم گیری از این تابع به تفکیک نیروی انسانی شاغل در بخش صنعت به متخصص و غیره متخصص پرداخته :
L
که در معادله ی فوق :
L : لگاریتم سهم شاغلان متخصص دارای تحصیلات دانشگاهی در بخش صنعت در زمان t
L : لگاریتم سهم شاغلان غیر متخصص دارای تحصیلات دیپلم و زیر دیپلم در بخش صنعت در زمان t
: جمله اخلال
همچنین در این تحقیق سرمایه انسانی عبارت است از نسبت شاغلان دارای تحصیلات عالی در بخش صنعت به کل شاغلان می باشد که به منظور دستیابی به شاخص دقیق تری از سرمایه انسانی در بخش صنعت کشور، آن دسته از شاغلان را که از تحصیلات عالی برخوردارند و بالقوه عامل تغییر و نوآوری هستند مورد توجه قرار می دهیم و می پذیریم که تحصیلات بیشتر به مهارت و توانایی افراد در کارهای روزمره آنها می انجامد. از طرفی برای بررسی و نتیجه ی بهتر، نیروی شاغل بخش صنعت و سرمایه انسانی را به دو گروه جداگانه مردان و زنان به صورت زیر تقسیم کرده اند :